پنجشنبه، ٤ مهر ١٣٨٧- ٢٥ سپتامبر  ٢٠٠٨

    کارگر کمونيست  ٩٣

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm


اهميت مجمع عمومي مشترك چندين كارخانه

متن مصاحبه راديو شكوفه ها با جعفر عظيم زاده

سيما بهاري: با سلام به شما جعفر عضيم زاده، من سيمابهاري از راديو شکوفه ها هستم.
جعفر عظيم زاده: من هم سلام عرض ميکنم
سيما بهاري: باتوجه به اينکه در مبارزات اخير کارگران مسئله تشکيل مجمع عمومي مسله مطرحي است و کارگران به استفاده از اين ابزار اقدام کردند و ازش استفاده کردند و با توجه به اين که شما از فعالين کارگرى هستيد مي خواستم ببينم که کلا مجمع عمومي چي هست و منظور از مجمع عمومي چيه ؟

جعفر عظيم زاده : من قبل از اينکه به اين سوال معين جواب بدهم ميخواستم توضيح مختصري در مورد موقعيت کارگران در نظام سرمايه داري بدهم. چرا که فکر ميکنم که مجمع عمومي در هر جايي که کارگر در کشمکش خودش با نظام سرمايه داري بکار ميگيرد اساسا ناشي از اين موقعيت است يعني با توجه به موقعيت فرودستي که دارد بالاخره متوسل ميشود به ابزارهاي مختلفي . در نظام سرمايه داري با توجه به اينکه کل ثروت اجتماعي در دست يک اقليت ناچيزي متمرکز شده و اين اقليت ناچيز با قدرت اقتصاديش تمام اهرمهاي قدرت در جامعه را در دست خود متمرکز کرده و در دست خودش دارد از قبيل دولت ،قوه قضا ئيه ، نيروهاي مسلح ، مقننه ، پليس ، براي اينکه کارگر بتواند از حقوق خودش بعنوان اکثريت عظيم مردم از حقوق انساني خودش دفاع بکند هيچ ابزاري در دست خودش ندارد و ناچاراست که در مقابل اين اقليت متحد بشود تا متحدانه بتواند از حقوق انساني خودش دفاع کند .

اينجاست که بحث مجمع عمومي مطرح ميشود و مجمع عمومي اهميت پيدا ميکند و کارگر منفرد و کارگر در جمع ٥ نفره و ١٠ نفره هيچ مقاومتي در مقابل دولت ها و کارفرما ندارد يعني کارگر منفرد در مقابل کارفرما براي کوچکترين حق خودش مغلوب قدرت کارفرما است و نميتواند از حقوق خودش دفاع کند و کارفرما براحتي ميتواند او را اخراج بکند ويا دستمزدش را پايين نگه دارد . و اساسا کارگر قادر نيست بعنوان فرد برود اعتراض بکند و بگه دستمزد من پايين است يا به اخراجش اعتراض بکند چرا که قوانيني در حمايت کارگر و چيزى که حقوق انساني کارگر تضمين بشه ندارد و تمام قوانين موجود متضمن تامين حقوق کارفرما است و بدين معنا مجمع عمومي بعنوان ظرفي که کارگر بتواند در آنجا متحد باشد و از منفرد بودن در بياد اهميت پيدا ميکند . مجمع عمومي واقعيتي است که وقتي کارگر بتواند جمع شود و با هم باشند و مثلا در کارخانه اي ١٠٠ و يا ٢٠٠ کارگر با هم باشند براحتي ميتوانند از حقوق خودشان دفاع کرده و در مقابل کارفرما بايستند و شورو جسارت پيدا ميکنند دور هم جمع ميشوند و احساس قدرت ميکنند قادرميشوند تمام خواستها و حرفهايشان را در مقابل کارفرما بزنند و حرفهايشان را يکي بکنند . در صورتي که کارگر بعنوان يک فرد قادر باينکار نيست و اينکه مجمع عمومي بعنوان ظرفي بويژه در سالهاي گذشته با توجه به اينکه تشکلهاي عمومي متعارف کارگري در ايران وجود ندارد بعنوان يک ظرف متحد کننده کارگران مطرح شده و بويژه در اعتراضات کارگران مورد استفاده در طبقه کارگران ايران است .

با بحثهايي که در مورد مجمع عمومي کردم کارگر احساس قدرت ميکند و ميتواند در مقابل کارفرما حرف خودش را بزند ، از طرف ديگر کارگر خودش يعني نايبي ندارد و براحتي خواست خودش را مطرح ميکند و کسي از طرف کارگر حرف نميزند ، نماينده اي وجود ندارد ، کارگران خودشان در تجربه مبارزات خودشان در واقع به اين رسيده اند و اين بحث از جانب متفکران زيادي مطرح شده . توده كارگر وقتي خودش خواستش را مطرح نميکنه و يا نماينده اش مستقيم ميرود در مقابل کارفرما از طرف کارگر قرار ميگيرد کارفرما ميتواند براحتي از پس اين نماينده بر بيايد گاهي نماينده را کارفرما تطميع ميکنه و گاهي ميتواند رعب و وحشت در ميانشان ايجاد بکند تا نماينده ها قادر نشوند از حقوقشان دفاع بکنند. وقتي کارگر مجمع عمومي برگزار ميکند همه کارگران در مقابل کارفرما حرفشان را ميزنند و به اين معنا يک ظرف بسيار متحد کننده و قوي در شرايط حاضر است. در عين حال در شرايطي که امروزه تشکلهاي کارگري در ايران وجود ندارد قابل دسترس ترين ظرف متحد شدن کارگرها است .

کارگران بدرست متوجه شدند و در مناطق مختلف از سالهاي گذشته مجامع عمومي را برگزار ميکنند براي اينکه بتوانند در مقابل کارفرما از خودشان دفاع بکنند. اما واقعيت اين است مجمع عمومي در ايران امروزه به يک شيوه و فرم عادي در مراکز کارگري تبديل نشده که کارگران کارخانه بيايند هفته اي يکبار دور هم جمع بشوند. نه تنها در شرايط بحراني بلکه در شرايط عادي هم دور هم جمع بشوند و مجمع عمومي تشکيل بدهند و مشکلات خودشان را بررسي بکنند، ببينند و بحث كنند كه کارفرما چه بلايي سرشان مياورد. به اين معني هنوز جا نيافتاده. اما با توجه به تجارب سالهاي گذشته و تلاشى که از سوي فعالين کارگري وکارگران پيشرو ميشود امروز مجمع عمومي دارد نقش کليدي تري پيدا ميکند و دارد ظرفى ميشود که کارگر بصورت فرا کارخانه اي و کارگران چندين کارخانه که مسائل و مشکلات مشابهي دارند بتوانند در اين ظرف متحد شده و از حقوق خودشان دفاع بکنند .

سيما بهاري : به يک نکته خيلي جالب اشاره کرديد اينکه مجمع عمومي به يک ظرف فراکارخانه اي تبديل شده ما شاهد همچين نمونه اي در شهر سنندج بوديم اين تجربه را براي ما بگوييد كه كلا چگونه مي بينند.
جعفر عظيم زاده : واقعيت اينست که اين گامهاي اوليه اين حرکت است و کارگران سنندج همينطور که خودتان گفتيد يک بخش پيشرو از طبقه کارگران در ايران هستند و اخيرا اقدام به برگزاي مجمع عمومي کردند. کارگران مثلا پرريس در جريان هستيد اعتصاب کردند براي اينکه کارفرما دستمزدشان را نداده بود و کارگران نساجي کردستان در اعتراضات مداوم بسر ميبردند در ظرف سالهاي گذشته. و همچنين کارگران فرش غرب بافت. تمام مسائل و مشکلات آنها يکي بوده يعني از يکطرف دستمزد نگرفتند از طرف ديگر خطر اخراج بالاي سرشان قرار دارد و اين وضعيت ايجاب ميکرد که آنها دور هم جمع شده وبتوانند بطور متحد انه از حقوق خودشان دفاع بکنند. هيچ ظرفي مناسب تر از مجمع عمومي نبوده که اينها دور هم جمع بشوند و حول مسائل مشترک خودشان متحد شوند و بتوانند بحث بکنندو هيچ ظرفي بهتر از اين وجود نداشت .

من يک توضيحي در رابطه با مجمع عمومي بدهم از نظر ما مجمع عمومي چيزي جز اين نيست که کارگران دور هم جمع بشوند و راجع به مسائل و مشکلات خودشان تصميم بگيرند و آنجا تصميم بگيرند که در مقابل کارفرما چه بکنند از مجمع عمومي ممکن است برداشتهاي ديگري بشود و شايد از نظر خيلي از کارگران که تا حالا تجربه اينکار را نداشتند اين مجمع عمومي کار بسيار پيچيده و مثل بقيه سيستم بوروکراسي بنظر بيايد که در نظام سرمايه داري وجود دارد. در رابطه با نهادها و تشکلها شايد کارگران بعضا فکر کنند که اينجوري است. نه مجمع عمومي اساسا همين است که کارگران دور هم جمع ميشوند و آنجا حرفهاي خودشان را يکي ميکنند و خودشان خواستهايشان را مطرح ميکنند. اين در واقع همان است که ما راجع به آن صحبت ميکنيم. در تمام کارخانه و حتي جاهايي ممکن است کارگران اين مجمع را بگذارند دور هم جمع بشوند و صحبت بکنند، تصميم بگيرند. ولي بصورت تعريف شده اي شايد اينکار را نکرده باشند. اما بشکل ديگر که بنظر من آلان در خيلي از کارخانه ها اتفاق ميافتد کارگراني که اعتراض ميکنند طبعا دور هم جمع ميشوند و تصميم ميگيرند که اعتصاب بکنند يا نه و اعتصاب را کي تمام بکنند و اين مسله گسترش خيلي زيادي پيدا کرده است. اما تا آنجايي که بما مربوط ميشود به کارگران ايران و کارگران پيشرو بايد اين را سمت و سو بدهيم و مجمع عمومي را در يک سطح بالاتري بعنوان يک ظرف متحد کنندۀ کارگران جا بياندازيم .

بنظر من تشکل کارگري و حتي شوراي کارگري در واقع همان مجمع عمومي است که کارگران دور هم جمع شوند وآنجا تصميم گيري ميکنند. شورا از نظر ما اساسا آن چهار تا نماينده اي نيست که انتخاب ميشوند همان مجمع خودش شورا و شوراي کارگري و تشکل کارگري است .

در جامعه يک نگاه بوروکراتيک نسبت تشکل کارگري وجود دارد. مثل ساير نهادهاي سرمايه داري که گويا بايد يک عده اي باشند و دفتر و دستکي باشد يک عده اي آن بالا باشند و تصميم بگيرند بقيه هم گوش بکنند يک سيستم بوروکراسي اينجوري از تشکلهاي کارگري بعضا در اذهان وجود دارد. در صورتيکه بنظر من اصلا اينجوري نيست.
در واقع مجمع عمومي ظرف و ابزار متحد کننده کارگرهاست. مجمع عمومي چيزي جز اين نيست. اينستکه مجمع عمومي به اين معنا بنظر من امروزه نه تنها در اين شکل که در اشکال ديگر بروز پيدا ميکند. به لحاظ دخالت دادن افکار عمومي كارگران مطرح ميشود. حتي در سطح ديگر کارخانه ها برگزار ميشود و نمونه اخير مجمع عمومي بود کارخانه سنندج برگزار کردند. بهرحال اين دوستان در صدد اين هستند که اين مجمع عمومي تداوم و گسترش پيدا بکند .
از شهر سنندج و حتي فراتر در منطقه غرب در ساير نقاط ايران. ما بهرحال اين را جلوي پاي خودمان گذاشتيم که اين مجامع را گسترش بدهيم تا نماينده هاي کارگري به اين ترتيب، رهبران کارگران به اين ترتيب دستشان را در مجمع عمومي در دست هم بگذارند بلکه بتوانند اعتراضات متحدانه اي را سازمان بدهند. چرا که تا الان بطور واقعي اعتراضات کارگران منفرد يک کارخانه مثلا يک کارخانه معين آنطور که بايد و شايد با توجه به درنده خويي سرمايه داري ايران جواب نداده بعضا به خواستهايشان رسيده اند ولي خب در اکثر مواقع کارگران با توجه به اينکه در ايران بلافاصله دولت بدون رودربايستي بلافاصله و فوري پشت کارفرما قرار ميگيرد کارگران بصورت يک کارخانه قادر نيستند يا بهتر است بگويم خيلي سخت است برايشان که بتوانند به حقوق خودشان دست پيدا بکنند. اينستكه که امروز ضرورت اينکه اين ظرف متحد شدن کارکران از يک کارخانه فراتر برود در بين کارگران مطرح بشود مبرم تر است. بين کارگران سنندج که اين گام را برداشتند اين مطرح است و ما هم به نوبه خودمان تلاش ميکنيم که اين ظرف را در همه نقاط ايران ببريم تا بتوانيم يک چيز بزرگتري را براي اعتراضات متحدانه تر و بزرگتري سازمان بدهيم. به جز اين راه ديگري نداريم. همانطور که اشاره کردم دولت خيلي عريان پشت کارفرماها قرار دارد، اداره کار پشت کارفرماست و کارگران يک کارخانه امروزه آنچنانکه بايد و شايد قادر نيستند از خودشان دفاع بکنند. اين باعث ميشود كه مجمع عمومي چندين كارخانه ضرورت فوري پيدا ميكند.

سيما بهاري: با تشکر از شما