نه "صبر" ميکنيم، نه " جزع و فزع"!
ياشار سهندي
ما توي زندگي مان کم نشنيديم که ميگويند: "طرف نفسش از جاي گرم
برميخيزد!" آيت الله جنتي که گويا حدس زده بوي الرحمن شخص خودش بلند
شده، از همه خواسته که او را "حلال کنند". و علاوه بر توصيه بر تقواي
الهي ، به مردم توصيه کردند که: "... ممكن است گراني باشد كه هست، شايد
آينده بهتر شود يا بدتر، خدا ميداند؛ اما مشكلات تمام نميشود.... صبر
را در نظر داشته باشيد، بسازيد و تحمل كنيد.... اما در مشكلاتي كه قابل
حل نيست، نبايد بيصبري، بيتابي و جزع و فزع يا حركت ناشايستي كرد".
تمام توصيه يکي از چپاولگران ثروت مردم به مردم غارت شده،
"صبر!"است. صبر در مقابل همه فجايعي که بر سر ميليونها انسان در آورده
اند و آنها را محکوم به گرسنگي روز افزون کرده اند. امثال ايشان در يک
قلم فقط چند ميليارد تومان به جيب خودشان واريز کرده اند و بي گمان يک
لحظه هم صبر نداشته اند که اين يک قلم دزدي دو روز ديرتر به حسابشان
واريز شود و با در دست داشتن قدرت دمار از روزگار آن کسي در مي آوردند
که اگر در لحظه موعود سهم ايشان از چپاول را نميپرداخت. ايشان وعده
داده اند که با اجراي "طرح تحول اقتصادي" دولت تحول بزرگي به وجود
خواهد آمد و با کمال بي شرمي در اين واپسين ايام عمر نيز دروغ مي بافند
که اين طرح "کمبودها و گراني ها را برطرف ميکند، فقر را مي کاهد و رفاه
نسبي به مردم مي دهد." طرحي که اساس آن بر خاک سياه نشاندن توده مردم
شکل گرفته را بشارت دهنده رفاه نسبي قلمداد ميکنند. افسانه تحول مرد
ستمکار که کلنگ گورش را ميشنود و به سرعت همه ناکردکاري هايش را سعي
ميکند جبران کند تا در آن دنيا به آرامش برسد، افسانه و مخصوص فيلمهاي
سينمايي است. در دنياي واقعي اما، ستمکار تا هنگام سرازير کردنش به قبر
نيز مشغول مردم فريبي و ستم کردن است به مانند آيت الله جنتي که بي شک
با اين همه خدمت به اسلام در مدت ٣٠ ساله گذشته در بهشت برين با ائمه
معصومين محشور است.
هنوز اما " طرح تحول اقتصادي" به اجرا نيامده با همين مثلا سوبسيدي
که اکنون ظاهرا به کالاهاي اساسي ميپردازند بنا به گزارش بانک مرکزي که
بي شک آمار واقعي نيست "شاخص بهاي كالاها و خدمات مصرفي در مناطق شهري
ايران در مردادماه ١٣٨٧ نسبت به ماه قبل ٨/١ درصد و نسبت به ماه مشابه
سال قبل ٦/٢٧ درصد افزايش يافته. اين گزارش نشان ميدهد كه ميزان تورم
در ١٢ ماه منتهي به مردادماه سال ١٣٨٧ نسبت به ١٢ ماه منتهي به
مردادماه سال ١٣٨٦ معادل ٣/٢٢ درصد بوده است."ميزان تورم بر اساس گزارش
بانک مرکزي در مرداد ماه سال ٨٦، ٤/١٥ درصد بوده است. اينها همه ثمره
کوشش يکي از هارترين رژيمهاي سرمايه داري است. يعني در طي فقط يکسال
گذشته کل مردم مزدبگير را به فقر دو برابر سال گذشته محکوم کردند. اين
مثلا اصلاح طلبان رژيم مدعي هستند بخاطر سياستهاي احمدي نژاد است که
تورم اينچنين افسار گسيخته شده و از عواقب اجتماعي آن مدام هشدار
ميدهند. يکي از " بلند پايه گان" اين رژيم جناب "حسن روحاني، دبير سابق
شوراي امنيت" اين رژيم در اعتراض به سياستهاي احمدي نژاد به نکته
هولناکي اشاره ميکند؛ حاج حسن روحاني ميگويد که بر اثر گران شدن قيمت
نفت تا حد ١٤٠ دلار در هر بشکه، عربستان ٨٥٠ ميليارد دلار و کويت ٣٥٠
ميليارد دلار ذخيره ارزي دارند. ايشان بدون هيچگونه اشاره به در آمد
دولت اسلام از اين گراني نفت فقط مي پرسد "چرا وضع ذخاير ارزي ما
اينگونه است." رقمي بين ٣٥٠ تا ٨٥٠ ميليارد دلار معلوم نيست در اين
مملکت چه شده است!؟ فقط در طي يکسال يک مبلغ نجومي پول ناپديد شده است؛
آيا با اين پول نميشد يک شبه، دقيقا يک شبه، (اصطلاحي که اقتصادانان
بورژوازي از آن متنفرند و کمتر از دهسال را به مردم وعده خوب شدن زندگي
شان را نميدهند) در وضع زندگي ميليونها انسان تحول بنيادين ايجاد کرد؟
در سالهاي گذشته اين مثلا "عاقلان" رژيم، امسال رفسنجاني، بودند که
چپاول ميکردند و اکنون نيز بدون اطلاع امثال ايشان اين پولها گم و گور
نشده است. حتي همين جناب دبير سابق شوراي امنيت رژيم نيز مطلع است که
اين پولها کجا هست.ايشان يادآور شده اندکه :"ظاهرا عدهاي مکلفند هر
ماه به سراغ حساب ذخيره ارزي بروند و هرچه در آن است را جارو کنند.
اينان مسئول جاروزدن حساب ذخيره ارزي شدهاند." اما اين دولت در همين
يکسال گذشته تا توانسته سعي کرده که حقوق ناچيز کارگران را نيز بالا
بکشد. در طي همين يکسال، ما توده مردم باز هم محکوم به سطح نازلتري از
زندگي شديم. و ما خوب به ياد داريم که هر دسته و باند اين رژيم دولت را
در دست داشتند هر کدام بنوبه خود بيشتر از قبلي با يک نقشه هدفمند قصد
داشتند که اقتصاد اين جامعه را به نفع سود سرمايه داران سامان دهند.
احمدي نژاد ادامه همان مسير است اما با اين تفاوت که خود را "شجاع
ميدان" و ظاهرا بي هيچ ابايي نقشه به فلاکت کشاندن کامل توده مردم را
ميخواهد عملي کند. و آيت الله لب گور نيز بر شجاعت اين دولت و شخص
احمدي نژاد درود ميفرستد و از مردم ميخواهند صبر داشته باشند که خدا
بزرگ است هر چه آن بخواهد همان خواهد شد.
ظاهرا امر بر اين نمايندگان خدا بر روي زمين مشتبه شده است که
"ايراني جماعت را بايد گرسنه نگه داشت تا کاري دست خودش ندهد!" و ظاهرا
دولت احمدي نژاد روي اين حساب باز کرده، به زعم ايشان نهايتش يکي و دو
روز سروصدايي خواهد شد و ايشان به کمک برادران نيروي انتظامي و
اطلاعاتي همه را سرجايشان خواهند نشاند و بعد هم مردم آنقدر درگير تهيه
نان روزانه شان ميشوند که ديگر فرصت فکر کردن به چيزي ديگري را ندارند.
و به تعبيري، هر کس مواظب کلاه خويش است که باد نبرد و ايشان نيز بساط
استثمار را بيشتر از بيش ادامه خواهند داد.
حقيقت اين است که همين امروز ما مردم از ٢٤ ساعت شبانه روز ١٧ و ١٨
ساعت آنرا درگير تامين مايحتاج روزمره مان هستيم. برا ي خريد نان اين
ساده ترين احتياج زندگي دستکم هم اکنون نزديک يک ساعت و شايد هم بيشتر
تلف ميشود.( يک نکته را لازم است ياد آور شوم که نان ظاهرا سوبسيد دارد
دولت براي جبران آن آردي در اختيار نانوايها گذاشته که محصول آن ناني
سياه و تلخ و خمير است و به سرعت بيات ميشود. و کارشناسان دانشگاه ديده
ايشان مدام در تلويزيون و روزنامه هاي اين رژيم مردم را تحقير ميکنند
که: مردم بلد نيستند از کالا به طريقه صحيح بهره برداري کنند! و اضافه
ميکنند که: مردم نان را ميخرند که بريزند دور، چون کالاي ارزان است و
سوبسيد دارد اما اگر به قيمت واقعي آن بخرند از اين اسراف کاريها انجام
نميدهند! پس بايد يارانه را حذف کرد تا قدر نعمت را بدانند!!) برا ي
تهيه شير دولتي ٢ ساعت صف را بايد تحمل کرد؛ شير دولتي به قيمت ٢٠٠
تومان براي هر ليتر، که نصف بيشتر آن آب است که وقت نوشيدن مزه اي که
ندارد همان شير است، مزه آبي است که قدري شير قاطي آن است. اما شير به
قيمت آزاد به فراواني در دسترس است اما کجا ميتوان روزانه از ٧٠٠ تومان
کمترين آن، تا بالاي هزار تومان بابت شير پرداخت. براي خريد ميوه با
وجود وفور اين کالا اما بخاطر قيمتهاي سرسام آور آن ساعتها ميگرديم تا
شايد جاي ارزان تر بدست آوريم. باب شده است که مردمي که تهيه گوشت مرغ
برايشان دشوار است بسته هاي را تهيه کنند که سندان مرغ است. يا فقط
مثلا بال مرغ را خريد ميکنند. روز به روز گوشت قرمز به کالاي لوکس
بيشتر نزديک ميشود. ظاهرا دولت به خواست خودش نزديک شده است اما کاملا
به آن نرسيده که ميخواهد ته مانده سوبسيدها را هم قطع کند تا کسي را
ياراي فکر کردن به هيچ چيز جز بدبختي خودش نداشته باشد.
با اين وجود چيزي که آيت الله آفتاب لب بوم را به وحشت انداخته همين
به زعم ايشان " حرکات ناشايست" است. ايشان خوب ميداند که با وجود همه
ترفندها و حيله گريها آخوندي و غير آخوندي اين مردم ساکت نبودند و
نيستند. ميدانند اين مردم به فکر اين نبودند که فقط مواظب کلاه خويش
باشند. ميداند اين مردم هر جا که امکانش بوده فرياد خود را زده اند.
فقط يک قلم اعتصاب روزانه صدها کارگر در گوشه و کنار اين مملکت گوياي
فريادي است از اعماق که حق خود را از زندگي طلب ميکند؛ نه، ايشان و
امثالهم بدانند کسي " جزع و فزع" نمي کند بلکه طلبکارانه حق خودشان را
ميخواهند. دولت ايشان تا حالا تنها هنري داشته به مدد سرکوب وحشيانه که
حتي به کودکان هم رحم نمي کنند، نگذاشته اين مبارزات پراکنده متشکل و
يکدست شود. اما آخرين اقدام کارگران پنج کارخانه در سنندج شروع حرکتي
است مهم در جهت اتحاد مبارزاتي کارگران که کل بساط اين دستگاه نکبت را
برچيند.
و تا آنروز اميدواريم اين آيت الله عمرش به جهان باقي باشد که ببيند
که دنيا، دنيايي ميشود که کسي از روي شکم سيري به گرسنه گان توصيه به
صبر نميکند و اساسا قرار نيست کسي گرسنه بماند. رفاه و آسايش همگان به
حد کافي برقرار است و بشريت به معني واقعي کلمه آزاد است. و ايشان
ببيند دنيا بدون حضور آنان چقدر زيباست؛ اگر اينرا بتوانند درک کنند! |