پنجشنبه، ٢١ شهريور ١٣٨٧- ١١ سپتامبر  ٢٠٠٨

    کارگر کمونيست  ٩٢

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

گزارشي از شرايط کار و زيست کارگران کوره هاي آجر پزي اروميه

برگرفته از سايت اتحاد

کارگران کوره هاي آجر پزي اروميه از ششم خرداد ماه امسال با خواست افزايش دستمزدها بمدت بيست روز دست به اعتصاب زدند اما اين اعتصاب با يورش نيروهاي امنيتي و انتظامي به کارگران و بازداشت 26 نفر از آنان در هم شکست و اعتصاب مذکور بدون رسيدن کارگران به خواستهايشان پايان پذيرفت.
اما عدم موفقيت اعتصاب کارگران کوره هاي آجر پزي اروميه نه آغاز مبارزه اين کارگران براي دستيابي به مطالباتشان بود و نه پايان آن خواهد بود.
گزارشي که در زير همراه با عکس آورده ميشود توسط يکي از کارگران کوره هاي آجر پزي اروميه(عضو اتحاديه) تهيه شده است که به نوبه خود تلاشي است آگاهانه از سوي آنان براي طرح شرايط کار و زيست اين بخش از کارگران در افکار عمومي و به اين معنا بيانگر وجود مبارزه اي است که عليرغم شکست اعتصاب آنان در خرداد ماه، همچنان در جريان است.
اتحاديه آزاد کارگران ايران 14/6/1387


توضيحي پيرامون نوع کوره هاي آجر پزي و نحوه کار در آنها

يکي از طاقت فرساترين کارها، کار در کوره پزخانه هاست که در آنها کارگران به همراه اعضاي کوچک و بزرگ خانواده هايشان مشغول به کارند.
بطور کلي براي استحصال آجر دو نوع کوره وجود دارد که اصطلاحا کوره "ملي" و" دستي" ناميده مي شوند. کوره هاي دستي کوچک تر از کوره هاي ملي هستند و در آن ها سه يا چهارخانواده کار مي کنند و اگر کل نيروي کار آن ها حساب شود، حدود 60 الي 70 نفر کارگر دارند. در اين گزارش به شرح اوضاع کار، شرايط زندگي و نحوه کار در کوره پزخانه هاي "ملي" پرداخته ايم:
در کوره هاي ملي افراد بيشتري، گاه تا هفتصد نفر کار مي کنند. کار هر کوره پزخانه به عهده قالب دار، چرخ کش، کوره چين، ترمزچي، کوره سوز و چند کارگري است که کارهاي حاشيه اي کوره را به عهده دارند. با شروع فصل بهار و گرم شدن نسبي هوا، کم کم کار شروع مي شود. در کار قالب داري يک نفر موظف است خاک را با آب تبديل به گل کرده و براي قالب داران جهت درست کردن آجر آماده کند. قالب داران نيز گل را به وسيله قالب هاي 4 خانه و 5 خانه تبديل به آجر مي کنند. هر قالب دار در روز توانايي درست کردن 2000 تا 4000 عدد آجر را به نسبت توانايي جسمي خود دارد. آجرهاي خيس را حدودا تا 10 ساعت ( بستگي به شرايط جوي و هواي گرم و خنک دارد) نگه مي دارند تا خشک شود. آن گاه آجر هاي خشک را جمع مي کنند که اصطلاحا به آن ها "فند" گفته مي شود. در کار قالب داري، خانواده ها اعم از دختر و پسر، زن و مرد، بچه و سالخورده با توجه به اين که براي هر شرايط سني کاري وجود دارد؛ کار مي کنند. ساعات کار طولاني بوده، به طوري که از ساعت 4 صبح شروع و تا ساعت 7 و 8 شب ادامه دارد. دستمزد اين کارگران هزاري است و براي هر هزار عدد آجر آماده، مبلغي مشخص حقوق تعلق مي گيرد.
بعد از قالب داري کار چرخ کش است که در آن کارگران آجرهاي خام را به وسيله چرخ هايشان به محل سرخ کردن شان که اصطلاحا "قمير" ناميده مي شود، منتقل مي کنند. آن ها هر بار حدود 80 عدد آجر را از سراشيب هاي تند و خطرناک عبورداده و در داخل قمير نيز يک نفر به عنوان کوره چين مسئول چيدن آجرها بر روي همديگر تا سقف قمير به صورت منظم است. هر کوره با توجه به بزرگ و کوچک بودن آن از 35 تا 50 قمير تشکيل شده است و هر قمير با توجه به اندازه آن، گنجايش 18000 تا 33000 آجر را دارا مي باشد. بعد از پر شدن هر قمير يک نفر مسئول گرفتن در آن به وسيله آجر سرخ نشده و ملات است. حقوق کارگران چرخ کش هم هزاري مي باشد.
بعد از کار چرخ کش ها و انتقال آجرهاي خام از ميدان ها به قميرها، نوبت به سرخ کردن آجرها در دماي بسيار بالا مي رسد که به وسيله نفت سياه انجام مي گيرد. مسئوليت اين کار و تنظيم آتش و کارهاي آن را دو نفر به صورت شبانه روزي برعهده دارند که " کوره سوز" ناميده مي شود. براي سرخ شدن هر قمير آجر خام، حدود 24 ساعت وقت لازم است. بعد از سرخ شدن آجرها و آماده شدن کامل آن ها، درب قميرها را باز مي کنند تا حرارت شديد آن ها برطرف شده و براي فروش و بار کردن آماده شوند. حقوق کوره سوزها تني حساب مي شود. دماي تقريبي حرارت 900 درجه است. بعد از سرخ شدن آجرها نوبت باز کردن آن هاست. امر بار کردن آجرها نيز بر عهده تعدادي کارگر است که به آن ها " قرمزدار يا قرمزچي" گفته مي شود. کار آن ها بسيار سخت و طاقت فرساست. آنان قبل از آن که آجرها به اندازه کافي سرد شوند در هواي بسيار گرم و گرد و خاک شديد که تقريبا کار درآن شرايط از عهده کم تر کسي بر مي آيد، مجبور به بارکردن آجرها هستند. حقوق قرمزدارها به تعداد ماشين هايي است که بار زده مي شوند.
يکي ديگر از کارهاي کوره نيز کار " انبار زن" است. انبار زنها آجرهاي بر جاي مانده از قميرها را در ميدان ها بر روي هم مي چينند تا درفصل تعطيلي کار قالب داري و توليد آجر خام از انبارها استفاده کنند. در انبار زني نيز گاها زن ها و بچه ها هم کار مي کنند. حقوق آن ها هم به تعداد آجر و هزار تايي حساب مي شود.

مشکلات موجود در کوره پزخانه ها
بدون شک کارگران هيچ نقطه از جهان اوضاع چندان خوبي ندارند. کارگران کوره ها در اين ميان ازجمله کارگراني هستنند که بيشتر از هر بخش ديگري درگير اين مشکلات هستند.
نداشتن مسکن مناسب يکي از مشکلات بزرگ کارگران است. در کوره ها منزل هاي مسکوني کارگران را در يک رديف ساخته و به هر خانواده 2 يا 3 اتاق داده مي شود. اندازه اين اتاق ها حدودا سه در چهار و ارتفاع آن ها حدود 80/1 متر است. ضخامت ديوارها بسيار کم و سقف آن ها چوبي است که در مقابل حوادث مقاومت چنداني ندارند. کف آن ها سيمان و ديوارها گچي است و کلا ساخت آن ها قديمي و کهنه است و بيش از 15 سال از تاريخ احداث آن ها مي گذرد. هم چنين اکثر اتاق ها داراي رطوبت هستند به طوري که هر هفته کارگران مجبور به انتقال اسباب و اساس منزل به بيرون و خشک کردن آن ها جلوي آفتاب هستند که در حين کار مشکلي بزرگ است.
آب آشاميدني اصلا سالم نيست و براي هر رديف منزل مسکوني که گاها تا ده خانوار در آن زندگي مي کنند، تنها 2 عدد شير آب و در بعضي جاها سه يا چهار شير آب وجود دارد که اصلا کافي نيست و بيشتر وقت ها کارگران بايد در صف آب بنشينند.
دست شويي ها و سرويس هاي بهداشتي اصلا مناسب و کافي نيستند. به طوري که براي هر رديف منزل، تنها دو دست شويي ساخته شده است که در عين نامناسب بودن حتي بيشتر آن ها در هم ندارند. حمام ها عمومي است و در داخل يک سالن کوچک ساخته شده و تعداد آن ها کم است. حمام ها نيز از نظر بهداشتي نامناسب هستند.اکثر آن ها فاقد برق، شيشه هاي شکسته شده و کاشي هاي لک گرفته و کثيف، دوش هاي آب و دستگيره هاي شيرها هميشه خراب هستند. کسي هم به فکر درست کردن اين ها نيست.
فاضلاب حمام ها به جايي دور از منزل مسکوني کارگران انتقال داده نشده و در چند قدمي منزل ها، چاله اي براي اين منظور حفر شده که آن هم سرپوش نداشته و تنها محيط را آلوده و غير بهداشتي مي کند. آشغال ها از سوي خود کارگران در يک مکان جمع آوري مي شود. اما کار انتقال آن ها که طبيعتا برعهده کارفرمايان)به مکاني دور از محل زندگي کارگران)است، به هيچ عنوان به مرحله انجام نمي رسد. به ناچار بايد آن ها را آتش بزنند که اين کار هم ايجاد آلودگي شديد هوا کرده و آسايش مردم را مختل مي کند. مساله مهم تر از هر چيز وضعيت تحصيل کودکان است که آن هم به نوبه خود داراي مشکلات بسيار زيادي است. اين کودکان به دليل فقر شديد مالي خانواده مجبور به انجام سخت ترين کارها در سنين پايين کودکي مي شوند و در همين سنين دستان کوچکشان به جاي قلم و کاغذ، با خشت هاي سنگين وزن و گرماي شديد محيط کار در طول شبانه روز آشنا مي شود.
آن ها نصف سال تحصيلي شان را مجبورند در حين کار سپري کنند. به طوري که نصف روز را در مدرسه و نصف ديگر روز را در کوره ها کار مي کنند. خانواده هايي وجود دارند که به دليل نداشتن مسکن مجبورند فصل تعطيلي کار را نيز در منزل هاي کوره ها بگذرانند که در اين صورت زمستان در راه است و به خاطر اين که کوره ها دور از شهرها و روستاها واقع هستند، وسايل نقليه در مسير بچه ها تردد ندارند. ناچارا بچه ها تمامي راه را با پاي پياده طي کنند. باز در طول راه امکان دارد با سگ هاي ولگرد، گرگ و حيوانات درنده برخورد کنند. داشتن تمامي اين مشکلاتي که به آن اشاره شد برانگيزه و روحيه آن ها تاثير منفي گذاشته و بيشتر اوقات سبب ترک تحصيل بچه ها مي شود.
به لحاظ تامين اجتماعي کارگران کوره هاي آجر پزي از هيچ تاميني برخوردار نيستند و حتي همين قوانين ابتر موجود نيز در اين کوره ها جايي ندارند. اداره کار صراحتا در کنار کارفرماها قرار دارد و و اگر کارگري نيز به اداره کار شکايتي ببرد با توهين از آنجا رانده ميشود. به عنوان مثال در اعتصاب امسال رئيس اداره کار اروميه با زباني توهين آميز شخصا کارگران را تهديد به استفاده از زور براي در هم شکستن اعتصاب کرد. به همين دليل کارفرمايان براحتي کارگران را اخراج و شرايط دلخواه خود را بر آنان تحميل ميکنند. در رابطه با سوانح ناشي از کار، کارفرمايان هيچ مسئوليتي بر عهده نميگيرند و هر کارگري حين کار آسيبي ببيند به حال خود رها ميشود. به عنوان مثال لباس کارگران قسمت پخت آجر بطور دائمي آغشته به نفت سياه است و همين امسال کارگري حين خشک کردن لباسهاي خود که بناچار آنرا با بنزين شسته بود دچار آتش سوزي شد و جان خود را از دست داد. حتي خانواده اين کارگر نتوانستند از کارفرما شکايتي بکنند و به اين ترتيب کارگر مذکور بدون اينکه احدي کک اش بگزد و کارفرما کوچکترين مسئوليتي را متوجه خود بکند در عنفوان جواني در ميان شعله هاي آتش جان باخت.
يا همين امسال در يکي از کوره ها کودکي حين خوردن بستني که از شدت گرما به سايه تپه هاي خاکي مخصوص گل آجر پناه آورده بود بدليل ريزش خاک و مدفون شدن در زير آن در مسير انتقال به بيمارستان جان خود را از دست داد. عليرغم اينکه معمولا کوره هاي آجر پزي در هر منطقه اي دور از محيط شهري و در منطقه بخصوصي متمرکز هستند با اينحال هيچ درمانگاه و يا مرکز پزشکي حتي کوچکي در کنار آنها وجود ندارد تا در صورت آسيب ديدگي کارگران درمانهاي اوليه در آنجا صورت بگيرد. خود همين مسئله يکي از عوامل جان باختن کودکي بود که آوار تپه خاکي بر سرش فرو ريخت و در راه انتقال به بيمارستاني در شهر اروميه جان باخت.
شدت کار در کوره هاي آجر پزي بسيار بالاست. بدليل اينکه دستمزد اين کارگران به ازاي هر هزار عدد آجر تعيين ميشود آنان ناچار هستند براي رسيدن به دستمزدي که بتواند زندگي شان را بدرجه اي تامين نمايد روزانه تا 16 ساعت کار کنند و در حين کار تا آنجا که ميتوانند و با توجه به توان جسمي شان با شدت و سرعت هر چه بيشتري کار مي کنند چرا که اين کارگران در فصل سرما و تعطيلي هيچ دستمزدي دريافت نميکنند و در مدت 5 – 6 ماه بايد قادر شوند خرج زندگي يکساله خود را در بياورند.
خود همين امر يکي از عوامل اصلي کار کودکان و تمامي اعضاي خانواده از پير و جوان در کوره هاي آجر پزي است. اغلب کارگران کوره هاي آجر پزي براي رسيدن به دستمزد روزانه بيشتري حتي موقع ناهار نيز استراحتي نکرده و در مدت بيست دقيقه ناهار خورده و بر سر کارهايشان حاضر ميشوند.