پنجشنبه، ٧ شهريور ١٣٨٧- ٢٨ اوت  ٢٠٠٨

    کارگر کمونيست  ٩١

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

"يارانه هوشمند" و اقتصاد محتضر

پيرامون جراحي اقتصادي جمهوري اسلامي
بخش دوم و پاياني

کاظم نيکخواه

تاكيد كرديم كه آنچه كه با جاروجنال توسط دولت احمدي نژاد "جراحي اقتصادي" ناميده ميشود در واقع طرحي از نظر كارشناسي ناقص و دم بريده و عجولانه است كه ميخواهد اكثريت عظيم مردم را كه به شدت به گراني فزاينده اعتراض دارند و خشمگينند، براي مدتي در انتظار نگه دارد و در عين حال اولين هدفش زدن از سوبسيدهايي است كه بخشي از آن بهر شكل به جيب مردم ميرود. طرح قطع سوبسيدها جزء جدايي ناپذيري از طرحهاي خصوصي سازي توسط جمهوري اسلامي در دوره هاي مختلف بوده است. اين قدم آخر در مسير خصوصي سازيهاي جمهوري اسلامي است كه مدتهاست از دوره رفسنجاني تاكنون دنبال شده است و امكان يورش بيرحمانه و بيشتر كارفرمايان به كارگران و زندگي مردم را فراهم آورده است. نفس همين خصوصي سازيها آنچنان براي كارگران و بخشهاي پاييني و محروم مردم ويرانگر بوده است كه در چند سال اخير يك جنبه از مبارزات كارگران مقابله با خصوصي سازيها بوده است و يك خواست كارگران را لغو خصوصي سازيها تشكيل ميدهد. اينكه طرح اين خواست چه تاثيرات منفي اي بر مبارزات كارگران دارد فعلا مورد بحث اين نوشته نيست. فقط ميخواهم اشاره كنم كه خصوصي سازيها عملا روالي بوده كه جمهوري اسلامي خودرا از تعهدات رسمي و يا معمولش نسبت به زندگي كارگران، شرايط كار، اشتغال، حق سنوات، دستمزدها و غيره خلاص كند و بطور يك جانبه تمام قراردادها و توافقات با كارگران يك شركت يا يك مجتمع و مركز توليدي را ملغا اعلام كند و كارگران را به كارگران قراردادي و موقت تبديل كند و آنها را بشدت در برابر كارفرمايان بي حفاظ و ضربه پذير نمايد. به همين دليل سخن از "خصوصي سازي" براي كارگران به معناي تهاجم و حمله به كارگران است. اين طرح نيز در همان چارچوب قرار ميگيرد. همانطور كه اشاره شد "جراحي اقتصادي" احمدي نژاد تنها دستور عملي اي كه ميتواند به پيش برد قطع يارانه ها يا سوبسيدها و قرار دادن آن در چنگ دولت است. اين اقدام براي جمهوري اسلامي عملي است چون صحبت از زدن چندين ميليارد پول از سفره مردم و قرار دادنش در جيب گردانندگان دولت است تا هر جور خواستنند آنرا ميان خود تقسيم كنند. اين اقدام را اگر در كنار ورشكستگي بخشهايي از كارخانجات و بيكارسازيها و اخراجهاي متعاقب آن قرار دهيم كه در بخش اول به آن اشاره كرديم متوجه ميشويم كه اين طرح هرچه هم كه دست و پايريده و ناقص و محكوم به شكست باشد، ابزاري را براي تهاجم وسيعتر صاحبان سرمايه به زندگي مردم و بويژه كارگران به دست آنها ميدهد.

چگونه ميتوان در برابر اين تهاجم يا توطئه ايستاد؟

اما اين طرح يك جنبه ديگر نيز در خود دارد كه كارگران و مردم ميتوانند بر مبناي آن تهاجم متقابل و تعرض و مبارزه گسترده وسراسري براي گرفتن حقوقشان را شكل دهند. طرح پرداخت يارانه نقدي يك توقع را وسيعا به ميان مردم ميبرد و آن اينكه بايد نقدا هرماه چند صد هزار تومان سوبسيد شوند. دولت احمدي نژاد در مقابل صداي اعتراضي كه وسيعا از جامعه عليه حكومت بلند شده خودرا ناچار ديده است پاسخي بدهد و پاسخ آن ادامه طرح زياضت اقتصادي يا خصوصي سازيهاست كه با چاشني نچسب و دروغ بزرگ دادن يارانه نقدي به دهها ميليون كارگران و مردم آغشته شده است. روشن است كه نميتوانند چيز دندانگيري به بخش قابل توجهي از مردم بدهند. همين اكنون زمزمه يك چندرقاز ٨٠٠٠ توماني در ماه به گوش ميرسد كه تازه اگر بدهند بيشتر حكم يك توهين به مردم را دارد. يكي از كارشناسان اقتصادي يكي از جناحهاي جمهوري اسلامي محاسبه كرده است كه اگر دولت بخواهد سوبسيد در حدي بدهد كه پاسخ افزايش قيمتها در همين مدت اخير را بدهد و با توجه به مقدار يارانه ها كه ميگويند از بخش گاز و نقت و غيره قرار است بزنند، بايد حداقل ١٠٠ هزار تومان در ماه به هر خانواده سوبسيد بدهند. ميتوان دقيقا محاسبه كرد و از مقداري چند ده ميلياردي كه ميگويند قرار است از گاز و نفت و بنزين و خدمات بزنند را به بخش محروم مردم تقسيم كرد تا معلوم شود كه از اين هم بايد بيشتر بپردازند. از همين جا روشن است كه اين طرح چگونه ميتواند نقطه حمله را به ما كارگران نشان دهد. در واقع مساله اين است كه حكومت اسلامي سرمايه داران با اين طرح دارد اعتراف ميكند كه تمام دهها ميليون خانواده هاي كارگري و مردم زحمتكش ماهيانه مبالغ گزافي از دولت طلب دارند و اين طلب بايد به آنها پرداخت شود. اين هم به حقوق معوقه و پرداخت نشده كارگران اضافه ميشود. اما اين بار فقط كارگران و حقوق پرداخت نشده نيست كه در دستور است بلكه در كنار كارگراني كه دستمزد نگرفته اند دهها ميليون كارگران ديگر و همچنين بخشهاي ديگر مردم به صف طلب كاران جمهوري اسلامي مي پيوندند. اين يعني يك صف عظيم دهها ميليوني كه از همين فردا طلبشان را از حكومت ميخواهند. بحثهايي كه در محافل دولتي در حول و حوش اين طرح جريان دارد مهمترين جنبه اش هشدار دادن در مورد همين خطر است. ميگويند قيمتها بشدت بالا ميرود و توقع مردم هم چندين برابر ميشود. ميگويند اين طرح عواقب فوري اجتماعي دارد. ميگويند ابزار آمارگيري و كنترل درآمدها و بالا و پايين رفتن درآمدها را نداريم و همه مردم را يك جا به متقاضيان "رايانه نقدي" تبديل ميكنيم! و امثال اينها. همين واقعيت را بايد ديد و بر اساس آن حركت كرد. اكنون دولت اعتراف ميكند كه از اين پس حدود ٦٠ ميليون مردم ماهيانه بايد از دولت يارانه دريافت كنند. همين نقطه تهاجم و تعرض خوبي به حكومت فقر و فلاكت و گراني است:

١- اولين و فوري ترين مساله اينست كه كارگران بايد مخالفت خودرا با قطع سوبسيد ها با صداي رسا اعلام كنند. تاكيد رهبران كارگري بايد اين باشد كه كالاهاي اساسي مورد استفاده مردم مثل نان، آب، برق، گاز و بنزين بايد از طرف دولت سوبسيد شود. در اين رابطه بايد به افزايش قيمتها در همين مدت اخير كه نام اين طرح مطرح شده استناد كرد. بسادگي ميتوان نشان داد كه اين طرح قيمتها را شديدا افزايش خواهد داد. بايد وسيعا با افزايش قيمتها مخالفت كرد. اگر نتيجه اين فشار ما كارگران عليه قطع سوبسيدها بر حكومت اين باشد كه گردانندگان دولت عليرغم آمار موجود مدام تاكيد كنند كه چنين اتفاقي نخواهد افتاد و قيمتها افزايش نخواهند يافت حتي همين اعتراف بر مبارزه آتي ما تاثيرات مثبتي دارد و تعرض ما را آسان تر ميكند. بگذار حكومت پشت سنگرهايي پناه بگيرد كه يك ماه هم دوام نخواهد آورد. بگذار همه مردم انگشت در چشم سران حكومت كنند و بگوييند شما دروغ ميگفتيد و ما حق داشتيم. بگذار زبان زن و مرد و پير و جوان نسبت به مقامات و گردانندگان ريز و درشت حكومت دراز شود. اين به نفع مبارزه ماست. ما كارگران ميدانيم چه اتفاقي خواهد افتاد و بايد همين را با صداي رسا بگوييم كه اين طرح باعث خانه خرابي بيشتر اكثريت مردم ميشود. و بجاي آن بايد دولت از ثروتهاي عظيمي كه در اختيار دارد براي سوبسيد كردن كالاهاي اساسي استفاده كند. نه اينكه سوبسيد ها را بزند و در اختيار آقازاده ها و مفت خورهاي حكومتي قرار دهد.

٢- از هم اكنون بايد در مقابل بيكارسازيها و اخراجهاي جمعي سنگر بندي كرد. خيل سرمايه داران "ورشكست شده" در ماههاي آتي افزايش خواهد يافت. عده اي واقعا ورشكست ميشوند و عده اي هم طبق معمول از جو و فضا استفاده ميكنند كه كمكهاي گرفته شده را بالا بكشند و در بروند و در جاي ديگري بيزينس خودرا شروع كنند. اين فضاي بلبشويي است كه در انتظار كارگران است و اگر از هم اكنون در مقابل آن محكم سنگر بندي نكرده باشيم عوارض وخيمي از نظر بيكارسازيهاي جمعي براي زندگي بسياري از كارگران خواهد داشت. متشكل شدن و متشكل بودن كارگران و داشتن سخنگويان شناخته شده اي كه صدايشان را بتوانند در سطح بين المللي و بطور سراسري به گوش همه برسانند بسيار حياتي است. ايجاد تشكلهاي دفاع از حقوق كارگران، تشكلهايي كه از حق كارگران براي حفظ اشتغال و بيمه بيكاري و دخالت در شرايط كارخانه دفاع كنند بسيار مهم است و ميتواند در حركتهاي آتي بسيار كارساز باشد. اين كليد پيشروي بعدي ما در شرايط بلبشويي است كه پيش خواهد آمد و هرچه ما كارگران متشكل تر باشيم امكان پس زدن و به شكست كشاندن توطئه ها را بيشتر خواهيم داشت. و ميتوانيم بسيار اميدوار باشيم كه از اين فضا حتي براي پيشرويهاي آتي مان استفاده كنيم و حكومت و كارفرمايان را در يك فضاي اعتراض عمومي گامها عقب برانيم.

٣- مبارزه براي گرفتن دستمزدهاي معوقه را بايد شدت و گسترش بخشيد. جمهوري اسلامي با طرح پرداخت يارانه ها به جايي قدم گذاشته است كه راحت تر ميتواند مورد تعرض ما قرار گيرد. ميگويند نقدا يارانه خواهند داد. بسيار خوب! اما دولتي كه ميخواهد يارانه نقدي بدهد قبل از آن بايد حقوق و دستمزد توافق شده كارگر را بپردازد. هيچ بهانه اي براي نپرداختن دستمزدها وجود ندارد. اگر دولت دارد اعتراف ميكند كه اكثريت عظيم مردم كه تمامي كارگران جزو آنها هستند بايد يارانه نقدي دريافت كنند، قبل از آن حقوقهاي رسمي و توافق شده كارگران را كه جزو طلبهايشان است بايد پرداخت كنيد. هيچ عذر و بهانه اي براي نپرداختن دستمزدها يا دفاع از كارفرماياني كه دستمزدهاي كارگران را پرداخت نميكنند وجود ندارد. با پا گذاشتن حكومت اسلامي به ميدان اقتصاد و گراني و پرداخت نقدي و امثال اينها، حتي اگر همه اين ها در حرف باشد كه هست، شرايط بسيار مساعدتري براي تعرض كارگران و مردم به حكومت و دفاع از حقوق رفاهي و اقتصادي خود فراهم ميشود. اين حكومت بايد حقوق حقه كارگران و مردم را بدهد. اين حكومت دارد اعتراف ميكند كه زندگي مردم زير خط فقر است. اين حكومت دارد اعتراف ميكند كه براي مشكلات كمر شكن گراني و فقر مردم پاسخ دارد. بسيار خوب. بايد جواب دهد كه چرا دستمزد توافق شده كارگران را بدون تاخير نمي پردازد؟ آيا از اين طبيعي تر و "مشروع تر" و بديهي تر امري وجود دارد كه اول طلب آن يكي دو ميليون كارگري را كه كار كرده اند و زير خط فقر حقوق برايشان تعيين شده و بعد همين حقوقهايشان هم پرداخت نشده است بايد فورا پرداخت شود؟

فضاي مناسب تري براي تعرض
ميتوان به محورهاي متعدد ديگري نيز اشاره كرد. اما آنچه ميخواهم تاكيد كنم اينست كه اين مهم است كه فشار اعتراضات ما كارگران و مردم، حكومت را وارد ميدان گفتمان اقتصاد و رفاه و گراني و قيمتها كرده است. و اين براي ما كارگران و مردمي كه از فقر و گراني بجان آمده اند و زير فشار واقعا غير تحملي قرار دارند، جاي خوبي براي تعرض و پافشاري بر حقوق رفاهي و حق انساني زندگي كردنمان است. در اين زمينه يك نكته ديگر هم كه به نفع ما كارگران عمل ميكند وجود رقابتهاي بسيار تند و حاد ميان جناحهاي حكومت بر سر همين اقتصاد و نحوه اداره اقتصادي جامعه و دزدي ها و چپاولها و قيمتها و امثال اينهاست. اگر ما يعني جبهه كارگران و مردم درست عمل كنيم متيوانيم از اين فازي كه آغاز شده براي پيشروي بسيار حياتي عليه جمهوري اسلامي و كل طبقه سرمايه دار استفاده كنيم. ميتوانيم جنبش حق طلبي و خواستهاي رفاهي خودرا به خواستهاي كل جامعه تبديل كنيم. ميتوانيم مساله افزايش دستمزدها، بيمه بيكاري مكفي به همه افراد بيكار و آماده بكار، سوبسيد كالاهاي اساسي مردم و بسياري خواستهاي ديگر را به موضوع يك جنبش سراسري و فعال عليه جمهوري اسلامي و كل سرمايه داران تبديل كنيم. تقويت اين مبارزه و اين جنبش رفاهي و حق طلبانه با اين سياست دولت اسلامي در صورت هوشياري رهبران كارگري امكان پذير تر است و در عين حال گسترش و تقويت چنين جنبش سراسري و رفاهي و حق طلبانه اي در شرايط كنوني براي مقابله با تهاجم حكومت و سرمايه داران و كل مافياي اقتصادي بسيار حياتي است. اگر نتوانيم چنين جنبشي را به جريان بيندازيم كه شعارها و خواستهاي رفاهي تعرضي كارگران و مردم را در راس دستور مبارزه و جدال ما با طبقه سرمايه دار قرار دهد، بي ترديد كل مافياي اقتصادي از اين فضا براي تعرض بيشتري به ما استفاده خواهد كرد. شخصا بسيار اميدوارم كه وجود حزب كمونيست كارگري و وجود رهبران كارگري هوشيار و با تجربه اي كه طي سالهاي اخير جلو آمده اند بتواند اين را تضمين كند كه سياست اقتصادي جمهوري اسلامي به طور همه جانبه به شكست كشيده شود و جنبش حق طلبانه كارگران و مردم گامي اساسي و سريع در بطن اين جدال به پيش بردارد. پايان