جايگاه و اهميت و درسهاي اعتصاب كارگران كيان تاير
متن مصاحبه با اصغر كريمي و رضا رشيدي در برنامه تلويزيوني
"كارگران و يك دنياي بهتر"
شهلا دانشفر: شما وقتي به کل
اعتراضات کارگران کيان تاير نگاه ميکنيد چه تصويري از اين اعتراضات
داريد و جايگاه آنرا چطور مورد بررسي قرار ميدهيد.
رضا رشيدي: در ابتدا از اهميت اين
اعتراض شروع کنم. اعتراض و اعتصاب کارگران کيان تاير در مقطع تحولات
سياسي اجتماعي کشور دارد اتفاق مي افتد. بيش از هزار و چهارصد کارگر در
طول چهار و نيم ماه و يا نزديک پنج ماه اعتراضي را در رابطه با حقوق
هاي معوقه شان سازمان دادند. در مقابل اين اعتراض صف بسيار بزرگي از
نيروهاي سرکوب از اطلاعات نيروهاي ضد شورش و پليس صف کشيدند به کارخانه
حمله کردند. ديوار کارخانه را تخريب کردند تعدادي از کارگران را مورد
ضرب و شتم قرار داده و عده اي را دستگير و روانه زندان کردند. اما
کارگران در طول اين پنج ماه بهيچ وجه عقب نشيني نکردند و هر روز
مطالبات و خواسته هاي خودشان را افزايش دادند. و همچنين سطح مطالبات را
بالا بردند. يکي از نقاط اهميت اين اعتراض همانطور که اشاره کردم در
مرکز کشور و در شروع تحولات سياسي و اجتماعي يک جامعه است که رخ داده
است. و همچنين کارگران به اين نکته پي برده اند که با کوتاه آمدن در
مقابل کارفرما و با قبول وعده و وعيد هرگز به مطالبات و خواسته هايشان
نخواهند رسيد. و همين باور باعث شد که در تداوم اعتراضشان به وعده و
حرفهاي شفاهي اعتماد و اعتقادي ندارند. و اعلام کردند هر توافقي بايد
کتبي شود و مسئولين ذيربط بايد زير آنرا امضا و پاسخگو باشند. و خواسته
ديگري که کارگران بر مطالباتشان اضافه کردند. نظارت بر فروش کارخانه
است. اين خواسته يکي از دستاوردهاي مهم اين دوره از اعتراضات کارگران
کيان تاير که در تجربه روزمره شان به آن رسيدند. و ميخواهند خودشان
مستقيما بر فروش کارخانه نظارت کنند. اين خواسته ميتواند ادامه کاري
کار کارگران را تضمين کند.
شهلا دانشفر : اصغر کريمي شما جايگاه و اهميت اين اعتراض را
چگونه مي بينيد؟
اصغر کريمي: کارگران کيان تاير در چندين ماه گذشته سر سختانه
اين مبارزه را ادامه دادند. و ابتکارات جالبي از قبيل لاستيک آتش زدن٬
نصب بلند گو و کوبيدن به نرده هاي کارخانه٬ تجمع در خيابان و اقداماتي
که هم اکنون شاهد آن هستيم . من قبل از هر چيز ميخواهم دست تک تک اين
کارگران و بويژه رهبران و فعالين اين مبارزه را به گرمي بفشارم و
برايشان آرزوي موفقيت بکنم. اين کارگران شايسته گرمترين حمايت ها از
طرف همه مردم هستند. در دور اخير شکل مبارزه تغيير و ارتقا پيدا کرده
است. دور قبل از نظر سازماندهي و سازمانيافتگي کمتر کار شده بود. اما
اين روزها با تشکيل مجمع عمومي و انتخاب ٢٧ نماينده قدم بسيار مهمي به
جلو گذاشتند. و نمونه تازه اي در مقابل جنبش کارگري قرار دادند. که
حامل درس گيري از طرف کل جنبش کارگري و ساير بخش هاي جامعه ميتواند
باشد. کارگران اعلام نکردند که سه يا چهار نماينده داريم که از طرف
رژيم تحت فشار قرار بگيرند. انتخاب ٢٧ نماينده يک نقطه قوت است. که مي
نشينند و تصميم ميگيرند. و در موقع مذاکره اولا خطر کمتري آنها را
تهديد ميکند. و تبادل نظر ٢٧ نماينده حتما منجر به اتخاذ تصميم دقيقتر
و روشنتري ميشود و در مراجعه ٢٧ نماينده به مراکز دولتي به اداره جات
بيشتر ميتواند طرف مقابل دولت و کارفرما را تحت فشار قرار دهد و عقب
براند. همينطور خواسته ديگرشان که گفته اند که بر فروش نظارت کنند.
کارگران ميدانند که کارفرما ميگويد فروش نداريم. در آمد نداريم و در
کارخانه را بايد بست. و کارگران در مقابل با نظارت بر فروش ميگويند.
فروش که داريم. درآمد داريم. و اين حق کارگران است. حتي بيشتر از اين
حق دارند. کارگران حق دارند کل توليد و توزيع را کاملا نظارت کنند. و
در قدمهاي بعدي بايد بخواهند که بر کل مسايل اقتصادي کارخانه نظارت
داشته باشند. و جلوي هزاران دزدي و فساد و توطئه هاي پشت سر هم را
بگيرند. اين خواسته درس مهمي براي جنبش کارگري است.
اما تشکيل مجمع عمومي که کارگران را جمع و متحد ميکند باعث ميشود بقيه
کارگران بتوانند اظهار نظر و دخالت کنند. کارگري که هيچ کس در جامعه
نظرش را نمي پرسد٬ ولي در مجمع عمومي مي نشيند و نظر ميدهد. اين تجمع
اتحاد و اعتماد به نفس ايجاد ميکند . به کارگران شخصيت ميدهد که
ميتوانند در سرنوشت خودشان دخيل باشند. موقعي که کارگر در تصميمات مجمع
عمومي دخيل باشند٬ مسلما بهتر ميتوانند از نمايندگانشان حمايت کنند. و
اگر خطري آنها را تهديد کند. بهتر و محکمتر ميتوانند حمايت کنند. اينها
نقاط قوت اين دوره از مبارزات کارگران است. اما يک موضوع ديگري که هنوز
جاي زيادي دارد که به آن پرداخته شود٬ نقاط قوت و ضعف اين دوره از
مبارزه کارگران است.
شهلا دانشفر: اجازه دهيد به نقاط قوت و ضعف بعدا اشاره کنيم.
الان به کليت مساله که در اوضاع امروزي جنبش کارگري و اوضاع سياسي
جامعه اين حرکت چه جايگاهي دارد٬ بپردازيم. و اينکه اين اعتراضات
انعکاس چه وضعيتي است. اجازه بدهيد نگاه کلي تري به اين اعتراضات داشته
باشيم. در رابطه با مجمع عمومي که شما به آن اشاره کرديد٬ در اولين
مجمع عمومي که در ١٤ مرداد بود کارگران ٤ خواسته را اعلام کردند. ا-
ميزان توليد روزانه حداقل بين ٥٠ تا ٦٠ تن باشد. اين خواسته پاسخ
کارگران در مقابل کارفرماست که ميگويد خطر تعطيلي کارخانه را تهديد
ميکند. و ميخواهد کارخانه را تعطيل کند. اين خواسته پاسخ کارگران است
در مقابل حرف کارفرما مبني بر تعطيلي کارخانه. همچنين اين خواسته خطر
بيکار شدن کارگر را کم ميکند. کارفرما اعلام کرده بود که شما به سر کار
برگرديد ما ٤٠ درصد فروش کارخانه را به شما اختصاص ميدهيم. ولي کارگران
اين را نپذيرفتند. و اين خواسته را مطرح کردند. دومين خواسته کارگران
تشکيل شورايي تحت عنوان نظارت برفروش بود. سومين خواسته كارگران اين
بود كه کليه دستگاههاي فرسوده و آسيب ديده بايد تعمير گردد و اين
خواسته بسيار جالب است. که کارگران بعنوان صاحب کار اعلام کردند که
مجمع عمومي تصميم گرفته و بايد اين خواسته ها عملي شود. چهارمين خواسته
توافقات بين کارگران و کارفرما بايد مکتوب باشد. اين ٤ خواسته خلاصه٬
روشن شفاف و در عين همه اين خواسته ها ميگويند دستمزدهايمان را هم
ميخواهيم. مزاياي پرداخت نشده مان را هم ميخواهيم.
و جنبه مهم ديگر اين حرکت انتخاب ٢٧ نماينده و ٢٧ چهره بعنوان
نمايندگان کارگري است که اگر يک چنين اتفاقي در نيشکر هفت تپه٬ در
ايران خودرو و در سراسر ايران شکل بگيرد٬ ببينيد چه ابعاد عظيمي جنبش
کارگري پيدا خواهد کرد. و الان که کارگران نيشکر هفت تپه تشکل خودشان
را ايجاد کرده اند مي بينيم جنبش کارگري در چه موقعيت قدرتمندي قرار
ميگيرد. اما اجازه بديد به بحثمان ادامه بديم. رضا رشيدي شما در باره
نقاط قوت و ضعف صحبت کرديد٬ و اصغر کريمي هم در صحبتهايشان به آنها
اشاره داشت. در همين مدت که تصوير کلي و عمومي از اين حرکت داديد٬
اشاره اي هم به نقاط قوت و ضعف کرديد٬ دوست داشتم بار ديگر توضيح بدهيد
که اين نقاط قوت چه دست آوردهايي براي جنبش کارگري دارد؟
رضا رشيدي: قبل از پرداخت به سئوال شما٬ لازمست کمي در اهميت
و جايگاه اين اعتراض بر بستر اوضاع سياسي اجتماعي موجود در جامعه توضيح
بدهم٬ امروز جمهوري اسلامي در جايي ايستاده که هر روز مردم به انواع
شيوه هاي سرکوب٬ تا دعوت به صرفه جويي ٬ اعلام خطر حمله نظامي٬ و در
آخرين طرح خودش ٬ به اصطلاع سامان دهي يارانه٬ که همان قطع سوبسيد
هاست٬ با تمام اين طرحها وضعيت فلاکت باري را که مردم دچار آن هستند را
ميخواهد بدتر کند. که مردم از کوچکترين خواسته هايشان دست بردارند. به
اعتراضات کارگري حمله ميکنند. به دانشجويان و زنان حمله ميکنند. و اين
اعتراض ٥ ماهه بر متن چنين اوضاع سياسي اي اتفاق افتاده و تداوم پيدا
کرده است. و کارگران کيان تاير با اتخاذ تاکتيک هاي مناسب توانسته اند
٥ ماه اين اعتراض را ادامه بدهند. و به نظرم خود اين مساله بسيار مهم
است. در مورد اين اعتراض و مقايسه آن و نقاط قوت و ضعف آن اشاره اي
بيشتري بکنيم٬ تاکتيکهاي نو و شيوه هاي جالبي بود که کارگران کيان تاير
ابداع کردند. که براي پيروز شدن يک اعتراض ميتواند الگوي خوبي براي
جنبش کارگري باشد. لاستيک آتش زدن بعنوان يک اهرم تبليغي براي اينکه
صداي خودشان را به گوش جامعه برسانند. با نصب بلند گو در سطح کارخانه و
ايجاد سر وصدا و نشان دادن اينکه اعتراض دارند. و همين باعث شد که مردم
چهار دانگه رفتند جلوي شهرداري تجمع کردند و گفتند بياييد به خواستهاي
اينها جواب دهيد و نيازهاي کارگران را برطرف کنيد. و اعلام کردند با
پاسخ ندادن خواستهاي کارگران شما هستيد (مسئولين دولتي) که آسايش ما را
مختل کرده ايد. کارگران با اين تاکتيک توانستند بخشي از مردم منطقه را
با خود همراه کنند. مساله بعدي همراه کردن خانواده ها بسيار مهم بود.
که توانستند خانواده هايشان را با خود همراه کنند. نکته بعدي که
کارگران اعلام کردند ميخواهند مبارزه شان را به سطح شهر بکشانند. و در
مجمع عمومي قرار گذاشتند که در مقابل مجلس تجمع خواهند کرد. و خواسته
هاي خودشان را در سطح جامعه اعلام کنند. نکته ديگر من چند مصاحبه از
اين کارگران ديدم که اقدام مناسب و رو به جلويي بود. مصاحبه با رسانه
ها و استفاده از آنها براي رساندن صداي اعتراض خودشان به گوش کل جامعه
و رو به جامعه اعلام کردند که ما کارگر هستيم و حقوقمان را پرداخت
نميکنند. از نقاط قوت ديگر اين اعتراض خواست نظارت بر فروش و قطع دست
کارفرما از اين اهرم که توليد نداريم. فروش نداريم و داريم ضرر ميدهيم.
با طرح اين خواسته کارگران اين زيرکي کارفرما را از او گرفتند و از طرف
ديگر خواست افزايش توليد را طرح کردند. که بتوانند تداوم کار خودشان را
تضمين کنند. و آخرين دستاورد تشکيل مجمع عمومي که ابزار بسيار مهمي
است. مجمع عمومي کارگر را در اتحاد نگاه ميدارد. با اتکا به مجمع عمومي
کارگر به خانه فرستاده نميشود. که حالا نماينده داريد و براي يکسال به
خانه برويد. به اتکا مجمع عمومي وقتي کارفرما وعده ميدهد. کارگر در
جواب ميگويد. من ميروم و در مجمع عمومي با بقيه کارگرها تصميم ميگيريم.
و کل کارگران تصميم ميگيرند. که در مقابل کارفرما چه واکنشي نشان
بدهند. به اين اعتبار مجمع عمومي اتحاد و صف کارگران را مستحکمتر ميکند
. اعتماد به نفس بيشتري به کارگر در اعتراضش ميدهد.
شهلا دانشفر: اصغر کريمي شما چه نکاتي داريد در زمينه نقطه
قوتها و نقطه ضعف هاي اين حرکت؟
اصغر کريمي: اين اعتراض نبايد منزوي بماند. و همانطور که
بالاتر هم اشاره شد٬ کارگران با چه ابتکارات جالبي توانستند توجه جامعه
را بخود جلب کنند. تشکيل مجمع عمومي٬ داشتن خواسته هاي روشن٬ و اينکه
در مورد توليد چه تصميماتي گرفته اند که جلوي بهانه و توطئه بستن
کارخانه را بگيرند. تصميم گرفتند که اعتراضشان را به خيابان بکشانند.
اينها نقاط قوت مهم اين حرکت است. من قبلا اشاره کردم . اينکه ٢٧
نماينده انتخاب کردند٬ نقطه قوت ديگرشان است. يک خواستي که اعلام کردند
که توافقات بايد کتبي باشد. بسيار مهم است. ميخواهم کمي روي اين مکث و
بحث کنيم. به نظرم اين يکي از مهمترين خواستهاي کارگران است. اينکه
يکسري مسايل شفاهي گفته ميشود و آخر سر هم روشن نيست و کارفرما هم زير
آن ميزند و تعهد نميکند . دوما موقعي که کتبي باشد. در مراجعه به ادارت
ميتوانند بگويند اين هم تعهد کتبي و چرا اجرا نميکنيد. از طرف ديگر اين
خواسته خود کارگران را متحد تر نگاه ميدارد. فعالين کارگري تلاش ميکنند
کارگران را حول خواسته هايشان متعهد نگاهدارند. اين طوري نيست که اين
اتحاد به راحتي و سادگي بدست بيايد. موقعي که کارفرما يک تعهد کتبي
کرده است. اين باعث ميشود توده کارگر هم با يک روحيه حق به جانب و با
يک اعتماد به نفس بيشتر پشت سر رهبران و نمايندگانشان جمع شوند و حرکتي
را سازمان دهند. اين يکي از نکاتي است که بيشتر بايد بر آن تاکيد کرد.
در مورد نقطه ضعف ها بايد بگويم که خود کارگران دارند متوجه آن
ميشوند و آنرا حل ميکنند. بعنوان نمونه کارفرما ميگويد براي هفته ديگر٬
براي روزهاي آينده به مساله تان پاسخ ميدهيم. يا اجازه بدهيد چند روز
ديگر فلان کار را ميکنيم و يا يکي دو هفته طول ميکشد. اين ها همه وعده
سرخرمن است. يکي دو هفته ديگر يعني چه. روزهاي آينده يعني چه. کارگران
خيلي جاها بويژه در شهر سنندج و در چند مورد کارگران شاهو و کارگران
نساجي کردستان از اين نظر تجربه خيلي جالبي داشته اند. اولتيماتوم
دادند و اعلام کردند٬ روزي را مشخص کردند و گفتند بطور مثال اگر تا
فلان تاريخ پاسخ ما را ندهيد روز بعدش تجمع خواهيم کرد. و دست به
اعتصاب ميزنيم. اين باعث ميشود کارفرما نتواند فرسايشي کارگران را خرد
کند. باعث ميشود کارگر بلاتکليف نماند. و همه کارگران و فعالين و
رهبران کارگري راحت تر ميتوانند تجمع کنند و توده کارگر انتظار دارد در
تاريخ تعيين شده اتفاقي بيفتد. ولي موقعي که ميگويند. يکي دو هفته
آينده. روزهاي آينده. معلوم نيست. دوباره همه چيز را به نقطه صفر
نبرند. دوباره فعالين کارگري و کارگران از نو بايد تصميم بگيرند. که
دوباره مبارزه شان را از کجا شروع کنند. تا کي بايد صبر کنند. به نظرم
يکي از مسائل خيلي مهم تاکتيکهاي جنبش کارگري است که كارگران تاكيد
كرده اند كه توافقات بايد کتبي باشد. به نظرم اين يک نقطه قوت و يك
پيشروي است.
شهلا دانشفر: اين نکته مهمي است که توافقات بايد کتبي باشد.
اولتيماتوم دادن٬ همانطور که شما اشاره کرديد٬ زمان تعيين کردن و اجازه
ندادن به کارفرما که هر چقدر دلش خواست موضوع را کش بدهد و هفته ها و
روزها عقب بيندازد ٬ مهم است و جنبه هايي از مبارزه سازمانيافته است که
ما تجربه اش را در اعتراضات مختلف داريم. و کار و امر اين برنامه اينست
که که بتواند اين تجربيات را جمعبندي و منتقل کند. و بگويد معضل در
کجاست. و يا مثلا مجمع عمومي تشکيل دادن . اين اتفاق در جنبش کارگري يک
گام به جلو بود. و ما شاهد مجامع عمومي خود بخودي ٬ تجمعات خود بخودي
کارگران در حين اعتراض و اعتصاب بوديم. و در جاهايي هم اشکال آگاهانه
به خود گرفته است. مانند. نساجي کردستان٬ شاهو٬ نيشکر هفت تپه٬ و در
بعضي از مواقع در حرکتهاي کارگري. و اينجا در اين حرکت معين کارگران
راسا اعلام کردند ما شوراهاي اسلامي را نميخواهيم. ما ميخواهيم خودمان
نماينده انتخاب کنيم. ميخواهيم مجمع عمومي تشکيل دهيم. و تشکيل دادند و
تحميل کردند و انتخابات کردند. در جلوي چشم شوراي اسلامي در جلوي چشم
کارفرما ٢٧ نماينده انتخاب کردند. اين نشان دهنده اين است که ميشود و
در گام بعدي همين را بايد منظم کنند و اعلام کنند ما هر هفته جمع
ميشويم. اين ٢٧ نماينده هر هفته کارگران را فرا ميخوانند٬ بر سروضعيت
کار ٬ ايمني محيط کار و وضعيت توليد و غيره تصميم ميگيرند. و اين ميشود
شوراي کارخانه. ميشود تشکل کارگران. اين تجربه ايست که عملي و اجرا شده
است. و همين الان کارگران گامهاي مهم آنرا برداشته اند. اين درسي است
براي کارگران ايران خودرو٬ درسي براي ساير کارخانجات که با معضلاتي اين
چنيني روبرو هستند. اين نکته اي بود در ادامه نقطه قوتها که لازم بود
تاکيد شود. اما اصغر کريمي شما داشتيد در مورد کمبود هاي اين حرکت صحبت
ميکرديد٬
اصغر کريمي: البته خوشبختانه روز به روز کارگران جلو آمده
اند. و يک ماه پيش نقاط ضعف بيشتري داشتند و امروز نقاط قوت بيشتري
دارند و اميدوار کننده است. کارگران کيان تاير درسهاي ارزشمندي به جنبش
کارگري ميدهند. و امروز ميشود و بسيار مفيد است كه اينها را در جاهاي
ديگر الگو قرار داد. تجارب آنها را به جاهاي ديگر برد. ولي عليرغم تمام
نقاط قوت به نظرم يک نقطه ضعف هنوز برجسته است. عليرغم اينکه کارگران
توجه دارند صداي اعتراض خودشان را بگوش جامعه برسانند. مثلا به نرده
هاي کارخانه بزنند و سر و صدا راه بيندازند. با بلند گو صحبت کنند و
لاستيک آتش بزنند٬ اين اقدامات براي اين بود که جامعه را متوجه کنند.
يعني اهميت اينکه بايد اعتصاب در کارخانه محدود نماند و جامعه بايد
مطلع شود. را قطعا ميدانند. و همه اين کار ها را بخاطر همين کرده اند.
منتها خيلي موثر تر ميتوانستند استفاده کنند. مثلا همين رسانه کانال
جديد. با کمال ميل حاضر است هر روز اعتراض آنها را منعکس کند. اگر در
جامعه بقيه کارگران مشکلي نداشتند. اگر مردم مشکلي نداشتند. درد کارگر
کيان تاير را نمي فهميدند و کارگران کيان تاير هم ميگفتند خوب کسي نيست
که به حرف ما گوش دهد. اما موقعي که ميليونها نفر از کارگران حقوقهاي
معوقه دارند. خطر تعطيلي کارخانه نهديدشان ميکند. واقعا گرسنه اند و
همين خواسته ها را دارند. رساندن صداي اعتراض اعتصاب ٬ هر روزه و نه با
يک هفته و دو هفته و يکماه تاخير٬ فوق العاده مهم است. و تاثير
ميگذارد. و اينجاست که جمهوري اسلامي ميگويد بايد کاري بکنيم. اينها
دارند روي جامعه تاثير ميگذارند. دارند جامعه را به آشوب ميکشند و از
اين نظر خبر رساني يک مساله بسيار مهم است. کارگران بايد تصميم بگيرند
و بگويند ما هر روز کساني را مامور ميکنيم و از خواهرهايشان٬ اقوامشان٬
فرزندان بزرگشان و فعالين اعتصاب از هر رسانه اي از کانال جديد و يا هر
رسانه اي که صداي آنها را منعکس ميکند٬ بخواهند که اخبار اعتراضات
اينها را بگوش جامعه برسانند. . از خود بپرسند که در باره تجمع امروزش
خبررساني کرده اند يانه.
اين يکي از مهمترين اقداماتي است که بايد در اعتصاب انجام گيرد. که
خوشبختانه در يکي دو سال اخير جنبش کارگري به اين مساله توجه کرده است.
و جمهوري اسلامي وحشت ميکند و کارفرماهاي ديگر وحشت ميکنند و ميگويند
که اينها دارند فضا سازي ميکنند و ضمنا اگر خبر رساني شود جلب توجه
همگاني بيشتري را به همراه خواهد داشت. اين کار زمينه به هم پيوستگي
همگاني مراکز کارگري را فراهم ميکند. من فکر ميکنم در طول چندين ماه
اعتصاب بايد دهها بيانيه به کارخانجات اطراف خود و ديگر مراکز کارگري
ميفرستادند. روي سايتها ميگذاشتند. خطاب به چندين کارخانه در بيانيه
هايشان اسم ميبردند. و کتبا ميگفتند ما خواسته هايمان اينهاست. و در
فلان تاريخ توافق کرده ايم و شما از ما حمايت کنيد. اين نوع اطلاع
رساني جنبش کارگري و يک اعتصاب را در قلب جامعه و مردم ميبرد و شروع
ميکند به تاثير گذاشتن٬ همسبستگي ايجاد کردن و به اين معنا ميخواهم
بگويم استفاده موثر تر و هر روزه از تاكتيك انعكاس خبر مبارزه، توده
کارگر را از روحيه بالاتري براي ادامه اعتراض برخوردار ميکند. کارگر
قوت قلب بيشتري ميگيرد. و دوم٬ جلب اعلام همبستگي و اعزام نماينده به
کارخانجات ديگر و صحبت کردن٬ مقابل کارخانجات ديگر راهپيمايي کردن٬
تجمع و خواهان پيوستن جامعه به اعتراض و اعتصاب شدن٬ اين اشکالي است که
کارگران توجه دارند ولي به نظر ميرسد که کم بها داده شده است و کم توجه
کرده اند.
شهلا دانشفر: رضا رشيدي شما در چهارچوب کمبود هاي اين حرکت
آيا تاکيدي داريد؟
رضا رشيدي: همانطور که اصغر کريمي توضيح داد٬ تبليغ و رساندن
صداي اعتراض به گوش جامعه با استفاده از شيوه هايي مثل صدور بيانيه٬
فرستادن نماينده به کارخانجات مختلف ميتواند در پيشبرد و قدرت بخشيدن
به کارگران بسيار با اهميت باشد. اما مساله ديگري که همواره يک اعتراض
و اعتصاب کارگري را تهديد ميکند٬ مساله مالي است. کارفرما سعي ميکند با
سردواندن و پاسخ ندادن کارگر٬ با دادن وعده هاي سرخرمن کارگران را
فرسوده کند. اعتراض کارگر چندين ماه طول ميکشد و کارگران خسته شوند. و
کارگري که همين امروز براي امرار معاش خودش وامانده و حقوقش ماهها
پرداخت نشده٬ و بعضا به ٣٠ ماه ميرسد. مساله مالي اهرمي است در دست
کارفرما که اعتراض را با پاسخ ندادن طولاني مدت کند. و تلاش کارگران
براي حل اين معضل مساله مهمي است که ميتواند يک اعتراض معين را به
پيروزي رساند و عدم توجه به آن خطر شکست اعتراض را بيشتر ميکند.در اين
رابطه کارگران کارخانه کيان تاير بايد صندوق همبستگي مالي اعلام کنند.
و از اينطريق ميتوانند کمک بسيار موثري به ادامه اعتراض خودشان و نزديک
اين اعتراض و اعتصاب به پيروزي کمک نمايند. مساله ديگري که به نظرم مهم
است. کارگران در مجمع عمومي قرار گذاشتند بروند جلوي مجلس و نهادهاي
دولتي تجمع کنند و از اينطريق مبارزه شان را در سطح جامعه ادامه داده و
منعکس کنند. و از اينطريق بخش هاي ديگر جامعه را به ميدان کشند. بخش
هاي ديگر جامعه مانند زنان٬ دانشجويان٬ که همين امروز معترضند. و يک
جريان قوي اعتراض به بي حقوقي در سطح جامعه وجود دارد. که کارگران سعي
کردند با اتخاذ تاکتيک رفتن درون شهر اين جريان قوي اعتراض را با
خودشان همراه کنند. و پيشنهاد من اينست که نه تنها بايد در مقابل مجلس
و ارگانهاي دولتي تجمع کرد٬ بلکه موثر خواهد بود که در مقابل ساير
کارخانجات تجمع برپا کنند. چند وقت پيش کارگران ايران خودرو٬ کارگران
سايپا ديزل نسبت به وضعيت دستمزدهاي خود اعتراض داشتند . به نظرم
کارگران بايد با توجه به توازن قوا بروند و بنشينند در مقابل اين
کارخانجات جاده ساوه٬ چهار دانگه و بدين وسيله اين بخش هاي کارگري را
با خودشان همراه و متحد کنند. اين اقدام مطمئنا اين اعتراض را گامهاي
زيادي به پيروزي نزديک تر ميکند. اما خواست من از ساير بخش هاي جنبش
کارگري٬ از فعالين کارگري اينست که کارگر را در ميدان مبارزه تنها
نگذارند. کارگران در هفت تپه و کيان تاير که شاهد بوديم خانواده هايشان
را با خود همراه کردند. به همين شكل بايد ساير بخش هاي جنبش کارگري با
کارگران معترض همراه شوند.
شهلا دانشفر: اصغر کريمي بعنوان پايان برنامه براي جمعبندي
اگر نکاتي داريد بفرماييد؟
اصغر کريمي: من فکر ميکنم اين اعتصاب بايد به پيروزي کامل
برسد. و کارگران به همه خواسته هايشان برسند. در نتيجه بايد تمام
خواسته هايي را که اعلام کرده اند را پيگيري کنند. براي اينکه اين
اعتصاب به پيروزي برسد٬ تجارب اين دوره به اضافه کارهايي که در جاها و
بخش هاي ديگر جنبش کارگري اتفاق افتاده را کارگران کيان تاير بايد به
کار بگيرند و الگوي بسيار پيشرفته تري از مبارزه را ارائه دهند. و اين
مبارزه را به پيروزي برسانند. پيروزي اين مبارزه طبيعتا بخش هاي ديگر
را تشويق ميکند که جلو بروند٬ دست فعالين کارگري را در مراکز ديگر باز
ميگذارد که آنها نيز با ادامه اين اقدامات پيروز شوند. در ادامه من چند
نکته را ميخواهم تاکيد کنم. ١- مجمع عمومي – سازمان دادن و نماينده
انتخاب کردن. بايد مداوم مجمع عمومي تشکيل شود. مرتبا و منظما آخرين
قول و قرارهايشان را تازه کنند. ٢- خبررساني هر روزه. به نظرم اين نقطه
ضعفي بوده که کارگران کيان تاير داشته اند. بايد هر روزه با چند رسانه
مصاحبه کنند. اگر ميتوانند با ده ها رسانه مصاحبه کنند. در اين رابطه
کارگران ياد ميگيرند که چطور صدايشان را به جامعه برسانند. چگونه جلب
توجه کنند. حرف بزنند. و همبستگي و همدلي مردم را با خودشان همراه
کنند. اين مصاحبه ها رهبران تازه اي را به جنبش کارگري ميدهند و کارگر
براي خودش و کارگر بغل دستي اش ارزش بيشتري قائل ميشود. ٣- تلاش براي
جلب همبستگي با بقيه مردم. در يک اقدام سازمانيافته بايد کاري کنند که
حمايت باقي کارگران در ساير کارخانجات را بخود جلب کنند. ممکن است
بلافاصله کارگران کارخانجات ديگر عکس العملي نشان ندهند. ولي از آنجا
که زمينه آن کاملا مهياست٬ بايد اين فشار را دائما وارد کرد و اين
فرهنگ را بيش از بيش جا انداخت. بويژه مساله همسران که به آن اشاره
کرديم و کارگران هفت تپه در همين دوره اخير تجربه خوبي را داشتند.
توانستند خانواده هايشان را با خود همراه کنند. و موقعي که اعضاي
خانواده در اعتراض و اعتصاب کارگران شرکت ميکنند٬ اعتراض ابعاد اجتماعي
خاصي پيدا ميکند. که بدون آن دامنه اجتماعي اعتصاب يقينا کمتر خواهد
بود. به نظرم بايد يک جمع هايي را در جلوي ادارات چهاردانگه و بقيه
کارخانجات اطراف تشکيل داد . همسرانشان را فعالانه در اعتصاب شرکت دهند
. شرکت اعضاي خانواده ١٤٠٠ کارگر در يک تجمع و انعکاس آن ابعاد اجتماعي
وسيعي را به آن اعتراض ميدهد. و مبارزه به نقطه عطف و فاز بالاتري
ميبرد. البته موانع زيادي وجود دارد. اما يک بخشي روحيات و ذهنياتي که
وجود دارد و ديديم آنموقعي که دستگيرشان کردند٬ خيلي از همسران جمع
شدند و اعتراض کردند. اين زمينه هست. و بايد گسترش پيدا کند. بايد کاري
کرد. که در هر تجمع افراد بيشتري شرکت کنند. نکته آخر اينکه ضرب الاجل
هايشان و اولتيماتوم هايشان را روشن کنند. تاريخ مشخص بدهند . بگويند
تا فلان روز و اين باعث ميشود نگذارند فرسوده شوند. اين عمل دست
کارفرما را مي بندد و کارفرما عاجز از سردواندن و نا اميد کردن کارگران
در اعتراض ميشود.
شهلا دانشفر:بله دقيقا. زمان پيشروي٬ تعرض٬ عقب نشيني اينها
٬ همه را بايد خود کارگر تعيين کند و نبايد اجازه داد کارفرما
سربدواند. و کارگر را به مراکز اداري پاسکاري کند. اولتيماتوم دادن ٬
زمان تعيين کردن مشخص کردن قدمها و لحظات خيلي مهم است و اين نکاتي که
شما گفتيد اهميت دارد. رضا رشيدي جمعبندي آخر شما از اين بحث چيست؟
رضا رشيدي: در ادامه صحبت هاي اصغر کريمي٬ ميخواهم بر اقداماتيکه
کارگران در ادامه رساندن صداي اعتراض خودشان به جامعه داشتند تاكيد كنم
و بگويم كه كارگران بايد پافشاري بيشتري کنند. همراه کردن خانواده ها٬
دادن مسئوليت به آنها و تجمع در مقابل مراکز دولتي .
از جنبه ديگر اعلام حمايت ساير بخش هاي جنبش کارگري و فعالين کارگري در
اين دوره ميتواند نقش بسيار با اهميتي را در تداوم پيشبرد مبارزه داشته
باشد. فعالين کارگري ميتوانند و بايد با اعلام همبستگي ٬ اعلام
صندوقهاي مالي٬ نوشتن نامه و جمع آوري طومار حمايتي و استفاده از ساير
اهرمهاي تبليغي در رساندن صداي هر اعتراض کارگري به گوش جامعه نقش
داشته باشند. فعالين دانشجويي در اين دوره بايد اطلاعيه بدهند و جنبش
زنان نمايندگانشان اطلاعيه بدهند. و در رساندن صداي اعتراض کارگران به
گوش جامعه فعالانه شرکت کنند. فعالين حقوق کودک تا چند وقت ديگر مدارس
باز ميشود و فرزند کارگري که چندين ماه است حقوق نگرفته با مساله
نداشتن پوشاک٬ لوازم التحرير روبروست. فعالين حقوق کودک از زاويه حمايت
و دفاع از کودکان بايد با کارگران معترض و خانواده هايشان همصدا شوند.
و نبايد فشارهاي وارده در اثر عدم پرداخت دستمزدها فرزندان کارگران را
از تحصيل باز بدارد. و يا دچار افسردگي کرده و از زندگي نااميد کند.
شهلا دانشفر: من هم در ادامه صحبت ها به چند نکته تاکيد
ميکنم. ما در صحبت ها گفتيم که کارگران در مجمع عمومي ٢٧ نماينده
انتخاب کردند. اما ما و جامعه نميدانيم که اين نمايندگان چه کساني
هستند. اينها مخفي نيستند . اينها در مجمع عمومي انتخاب شده اند. جلوي
چشم شوراهاي اسلامي ٬ جلوي چشم کارفرما انتخاب شده اند. اما اينها چه
کساني هستند. اين نمايندگان رهبران کارگري هستند. بايد نامشان ٬
مشخصاتشان٬ عکسهايشان در تابلوي کارخانه زده شود. و بيايند در سطح
رسانه ها حرف بزنند. اينها دست آوردهاي جنبش کارگري هستند و يکي از
جنبه هاي بسيار مهميست که بايد روي آن تاکيد کنيم. به همبستگي کارگري
اشاره کرديم. اين هم بخشي از مساله است. و بخش ديگر درس گرفتن از
تجربيات کيان تاير٬ به کار بردن آنها بايد از همين امروز شاهد باشيم که
فعالين کارگري در جاهاي ديگر بنشينند و کاري کنند که کيان تاير و هفت
تپه کردند. مجمع عمومي شان را تشکيل دهند. نمايندگانشان را انتخاب
کنند. خشت هاي اوليه تشکل خودشان را بنا کنند. کيان تاير يکي از
کارهايي که کرد ٬ گفتند شوراي اسلامي نميخواهيم. آنقدر فشار آوردند که
دو نفر از اعضاي شوراي اسلامي مجبور به استعفا شدند. اين اقدامات مهم
است. حتي لازمست فعالين کارگري هيات بفرستند . با نمايندگان کارگران
کيان تاير صحبت کنند و بپرسند شما چه کرديد و ميخواهيم از شما ياد
بيگيريم. به هفت تپه هيات بفرستند و در مورد تجربيات آنها درس آموزي
کنند. دستمزدهاي پرداخت نشده ٬ مساله ميليوني کارگران است . اخراج
کارگران٬ معضل ورشکستگي کارخانجات و اينكه کارگر را هزار هزار بيکار
ميکنند معضل همه کارگران است. همين الان کارخانه نساجي کردستان را
تعطيل اعلام کرده اند. و کارگران در طول اين هفته دائما راهپيمايي و
اعتراض داشته اند. و شاهد تجمعات همزمان چندين کارخانه شاهو و جاهايي
ديگر بوده ايم. در هر حال بحث مهمي بود. اصغر کريمي و رضا رشيدي متشکرم
که در اين برنامه شرکت کرديد. |