پنجشنبه، ٢٦ ارديبهشت ١٣٨٧- ١٥ مه ٢٠٠٨

    کارگر کمونيست  ٨٤

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

بحران اقتصادي، گراني و كارگران

قسمت دوم

متن مصاحبه شهلا دانشفر با كاظم نيكخواه در تلويزيون كانال جديد (متن اديت شده)

شهلا دانشفر: كاظم نيكخواه شما اوضاع كنوني در ايران يعني گراني و فلاكت و بيكاري و كل شرايطي كه وجود دارد را به يك بحران عميق اقتصادي و سياسي همه جانبه در سيستم بورژوايي مربوط ميدانيد و ميگوييد هيچ بخشي از بورژوازي پاسخي به اين وضعيت ندارد. و گفتيد كه پاسخ اين اوضاع در وهله اول يك پاسخ سياسي است. اين پاسخ سياسي چيست؟ چه نيرويي اين پاسخ را دارد و ميتواند عملي كند؟
كاظم نيكخواه: بگذاريد يك بار ديگر تاكيد كنم كه اين اوضاعي كه در ايران هست قابل دوام نيست. بخش عظيمي از جامعه دارد در زير اين وضعيت براستي له و مچاله ميشود. گراني به حدي رسيده است كه هرروز دارد از كارگران و مردم قرباني ميگيرد. بي مسكني، گرسنگي، محروميت، بي دارويي و مرگ از بيماريهاي ساده ابعادي به خود گرفته كه قابل توصيف نيست. كتابها ميشود در مورد وضعيت زندگي كارگران نوشت. از همين تلويزيون صدها پيام را ما از كارگران و مردم محروم شنيده ايم كه ميگويند "ديگر تحملمان تمام شده است". "بياييد كاري بكنيد". "فورا كاري بكنيد". اگر كسي برود و وضعيت زندگي كارگران را در گتوهاي كارگري نظير عسلويه و حلبي آبادها و پايين شهرهاي بزرگ به تصوير بكشد براستي همه را به ياد وضعيت كارگران در اوايل قرن نوزده و هيجده يعني موقع تحركات اوليه سرمايه داري مي اندازد. فرق اساسيش اما اينست كه در قرن هيجده و اوايل قرن نوزده سرمايه داشت دهقانان را فوج فوج از زمين و روستا ميكند و به شهرها در خدمت ماشين و توليد صنعتي ميكشاند و توليد و سرمايه با هم رشد ميكرد و گسترش مييافت، اما اينجا سرمايه دارد كارگر شهري و صنعتي و ماهر و مولد را فوج فوج از توليد جدا ميكند و به زندگي فلاكت بار و غير مولد در حاشيه شهرها و در حاشيه توليد ميراند. و در كنار اين حركت اقتصاد سرمايه داري دارد عقب گرد و فلج و رشد منفي را نشان ميدهد. منظورم اينست كه وضعيت نابسامان و غير انساني كارگران و مردم محروم اگر ما را به ياد كارگران و مردم در جوامع قرن نوزده و هيچده مي اندازد، اما اين تشابه نبايد كسي را به اين توهم كه شايد اين نشانه رشد و توسعه اقتصادي است دچار كند. يك نكته را هم بايد محكم تاكيد كنم و آن اينكه اين وضعيت فلاكت باري كه به كارگران و مردم محروم تحميل شده مساله و معضل بورژوازي نيست. برعكس. كل بورژواها از اين شرايطي كه در ايران بر كارگران تحميل شده دهانشان آب افتاده است و كنه جدال و كشاكششان بر سر اينست كه بقيه هم ميخواهند از اين خوان يغما يعني شرايطي كه ميشود كارگر را در زير خط فقر و در بي حقوقي كامل بشدت استثمار كرد و حتي حقوق رسميش را يك سال و دو سال و سه سال نداد، بهره مند شوند. بورژوازي هيچ طيفش چه ايراني و در حاكميتش و چه غربي و اپوزيسيونش مشكلي با اين وضعيت ندارد و نظام بورژوايي چه در حال رونق چه در حال بحرانش بر سر حل اين مساله نيست. بر سر نهادي كردن و با ثبات كردن اين شرايط و سوداندوزي هرچه بيشتر از اين شرايط است. مشهورترين نمونه هاي "اقتصادهاي بالنده" امروزي هند و چين و برزيل هستند كه در آنها نيز شرايطي بي نهايت غير انساني را به كارگران تحميل كرده اند. بنابرين وقتي از راه حل صحبت ميكنيم بايد روشن باشد كه داريم از موضوعي كاملا متقاوت با بورژوازي صحبت ميكنيم.

اما بروم سر سوال شما كه گفتيد پاسخ سياسي اي كه ميگويم چيست. مساله بطور واقعي بسيار جدي است. اگر اين اوضاع يعني حل بحران عميق اجتماعي و اقتصادي موجود به بورژوازي به هر طيف و نيروي بورژوايي واگذار شود نه فقط وضعيت هرروز وخيم تر و فاجعه انگيز تر ميشود، بلكه بايد بگويم كه بورژوازي دير يا زود به راه هاي شناخته شده خود يعني دست زدن به جنگها و نابودي جامعه در ابعاد وسيع متوسل ميشود كه نتايج آن قابل تصور نيست. جلوي اين وضعيت را فقط و فقط طبقه كارگر ميتواند بگيرد. و بايد بگيرد و ميتواند و امكانش را دارد كه بگيرد. اولين قدم قطعا به زير كشيدن حكومت اسلامي سرمايه داران است. ادامه حاكميت اين رژيم به معناي ادامه توحش و بربريت و از هم گسيختگي بيشتر جامعه است. اما وقتي ميگويم طبقه كارگر امكان پاسخ به اوضاع را دارد اين فقط يك حرف نيست. اين طبقه براي اوضاع موجود پاسخ هاي روشن دارد. حزبش را دارد. كارگران عليرغم شرايط بغايت فلاكت بار موجود مستاصل و ساكت نيستند. يك جنبش قوي براي به زير كشيدن حكومت در جامعه جريان دارد كه بخشهاي مختلف كارگران و زنان و دانشجويان و مردم محروم در آن فعالانه دخيلند. جنبش كارگري دارد سنگر به سنگر مقابل كارفرمايان و حكومت ميجنگد. جنبشهاي حق طلبانه و آزاديخواهانه در اين جامعه بسيار پيشرو و ماگزيماليست دارد حرف خودرا ميزند. نقطه حركت اساسي براي تغيير اوضاع همين جنبش سرنگوني طلبي و آزاديخواهانه است.

بحث بر سر اينست كه بخشهاي هرچه وسيعتري از كارگران و مردم به اين جنبش بپيوندند و مطمئن باشند كه كليد آينده در دست آنهاست. يك بار براي هميشه بايد طبقه كارگر به دوره حاكميت بورژوازي كه چيزي جز گسترش توحش و بربريت نيست پايان دهد. اين جامعه را بايد مردم خود مردم در دست بگيرند. ثروتها و امكاناتش را بر اساس نياز مردم جامعه سازمان دهند. اين پاسخ با وجود حزبي كه نشان داده است كه براي اوضاع موجود پاسخ دارد عملي و ممكن است و در عين حال راه ديگري براي خلاصي از اين وضعيت وجود ندارد.
شهلا دانشفر: يعني بنظر شما تا زماني كه جمهوري اسلامي با انقلاب كارگران و مردم به زير كشيده نشده، هيچ بهبودي در وضعيت زندگي و معيشت كارگران و مردم در چشم انداز نيست؟
كاظم نيكخواه: ببنيد مساله اينست كه هر بهبودي به اين گره خورده است كه ما يعني كارگران و مردم در جنگ با جمهوري اسلامي چه پيشرويهايي را به رژيم تحميل كرده ايم. و بشرطي ميشود انتظار بهبودهاي فوري در وضعيت را داشت كه در وهله اول اين جنبشي كه از آن اسم بردم هرچه بيشتر انقلابي عمل كند. هرچه بيشتر راديكال و ضد حكومت باشد. ميشود كسي فكر كند كه با رفرم و رفرميسم شايد بشود اوضاع را كمي بهبود بخشيد و قابل تحمل تر كرد. من حرفم اين است كه اين بحث پوچ است. رفرميسم در اين جامعه پوچ و سترون و بي خاصيت است و مستقيما و فورا در خدمت حكومت قرار ميگيرد. اين را صد بار تجربه كرده ايم. مساله حتي بهبودهاي فوري و مقطعي هم به قدرت جنبش راديكال طبقه كارگر گره خورده است. آن نيرويي ميتواند بهبودي مقطعي در جامعه ايجاد كند كه تصميمش را براي انقلاب كردن گرفته باشد و به طبقه حاكم اين را ثابت كرده باشد. كارگران با اتكا به يك جنبش راديكال و عميق و تحول طلبانه است كه ميتوانند همين امروز پرچم مقابله با فقر و فلاكت و گراني را بلند كنند. حرف من اينست. طبقه حاكم در برابر درخواست رفرمهاي نيم بند پاسخ دارد. جوابش اينست كه هر بهبودي در دستمزد، هر درجه كوتاه آمدن در برابر طرح بيمه هاي اجتماعي و امثال آن، بحرانش را تشديد ميكند و در برابر آن كوتاه نمي آيد. اما در برابر طبقه و جنبشي كه ميداند كه بايد خودرا از شر اين حكومت و كل اين نظام خلاص كند حتما عقب نشيني هايي را قبول ميكند. پاسخ فوري به اوضاع موجود نيز همين است كه كارگران با خواستهاي تعرضي خود پا به ميدان بگذارند. افزايش چندين برابر دستمزدها، بيمه بيكاري مكفي، تامينات اجتماعي، حق مسكن مناسب براي همه و كلا دفاع از زندگي انساني براي همه مردم اينها را طبقه كارگر بايد پرچمش را بلند كند و به دولت بگويد كه ما مسئول پاسخگويي به بحران شما نيستيم. ما حقمان را ميخواهيم و براي آن ميجنگيم. اين آن راهي است كه هم در راستاي آن پاسخ سياسي اساسي كه من به آن اشاره كردم قرار ميگيرد و هم ميتواند عقب نشيني هاي فوري اي را به حكومت تحميل كند. در اين رابطه ميتوان مفصل تر صحبت كرد.
شهلا دانشفر: با تشكر از شما