گوشه اي از تاثيرات خصوصي سازي در فولاد مبارکه
کامران روشن- از اصفهان
بيشتر کارهاي سخت و حادثه ساز در فولاد مبارکه بر عهده ي کارگران
طرف قرارداد با شرکتهاي پيمانکار است. کارگراني که از هيچگونه امنيت و
حتي هويت شغلي برخوردار نيستند. ماهها حقوقشان عقب ميافتد و هيچ وسيله
ايمني ندارند.
مدتي پيش، يکي از پستهاي کاهش ولتاژ (پست تبديل چهارصد کيلو وات به شصت
و سه کيلو وات، موسوم به پست چهارصد) دچار نقص فني و در نهايت، کاملا
خراب شد. تعمير و نگهداري از اين پستها بر عهده ي يکي از شرکتهاي
پيمانکار به نام صفا نيکو ميباشد. اين شرکت براي پروژه ي تعمير پست
چهارصد از شرکت زيمنس و متخصصان خارجي استفاده ميکند که از لحاظ کار و
هزينه، پروژه ي سنگيني است ولي بيشتر سختي و کار طاقت فرساي آن، بر
عهده ي کارگران قراردادي است. کارگران مجبورند در زمان انجام پروژه به
صورت تمام وقت در محل کار حضور داشته باشند و ساعات طولاني کار کنند
يعني حتي در روزهاي تعطيل و تا دوازده شب. کارگران نميتوانند از مرخصي
استحقاقي خود استفاده کنند زيرا شرکت متعهد شده که در ظرف مدت معين و
کوتاهي، پروژه را تمام کند. ولي زمانيکه کار شرکت سبکتر است؛ کارگران
را به مرخصي ميفرستند و کسي که از مرخصي اش استفاده نکند، به اصطلاح،
مرخصي اش ميسوزد.
طبق قانون اداره ي کار، هر کارگر ميتواند نه روز از سي روز مرخصي
ساليانه اش را ذخيره کند و هنگام پايان کار در ازاي هر روز مرخصي
ذخيره، به اندازه ي حقوق يک روز کاري را دريافت نمايد و درصورتيکه به
هر علتي مرخصي نرفته باشد؛ بقيه ي مرخصي ساليانه اش به هدر ميرود
(ميسوزد) که اين هم گوشه ي کوچکي از پايمال شدن حقوق کارگران به شيوه
اي کاملا قانوني است.
مديران شرکت به قول خودشان، راه و رسم کار کردن با کارگران ايراني را
به متخصصان خارجي ياد داده اند و يکي از متخصصان اروپايي که با لگد،
زير بساط چايي کارگران در حال استراحت، زده بود؛ مورد تشويق مديران و
مسئولين قرار گرفت !
چايي و سيگار، تنها امکان اين کارگران، براي رفع خستگي شديد ناشي از
کار سنگين و گرماي محيط است و کارگري که به اين حرکت کارفرمايان اعتراض
کند، در جا اخراج خواهد شد.
چنين وضعيتي در جهت هر چه سريعتر انجام دادن کارها و اتمام پروژه ها،
کيفيت کار را به شدت پايين مياورد و باعث ميشود که استانداردهاي کيفي و
ايمني، رعايت نشوند. شرکتها مجبورند براي خوش خدمتي و محکم کردن جاي
پايشان در فولاد مبارکه، کارها را به سرعت تحويل دهند. فولاد مبارکه،
زمان معيني را براي تحويل پروژه اعلام ميکند و در روز موعود، با لبخند
ميايند و پروژه را افتتاح ميکنند. يک گوسفند هم ميکشند و خونش را پاي
دستگاهها ميريزند. اين کار، نمادي از همان قرباني کردن انسانهاست.
در نهايت همه ي پول اين پروژه به جيب کساني ميرود که هيچ نقشي جز
سرکوب، کنترل و زورگويي در اين پروسه نداشته اند و کارگر، هيچ سهمي از
اين معامله ي پر سود، نخواهد داشت. خيلي که لطف کنند ممکن است حقوق عقب
مانده اش را پرداخت نمايند. ولي هيچکس جوابگوي اين فشار و سختي کار و
دوري کارگر از خانواده اش نيست. نه استراحت، نه تفريح، نه تشويق، فقط
کار و تحقير و فقر.
سعي ميکنم که هر بار قسمتي از وضعيت کار در کارخانه هاي بزرگ مانند
فولاد مبارکه و ذوب آهن . . . را تشريح نمايم به اميد روزي که همه ي
کارگران، يک صدا بر عليه اين وضعيت، اعتراض کنند و يک اعتصاب عظيم
کارگري اتفاق بيافتد. فکر نميکنم هيچ چيزي مثل اين، ما را به يک انقلاب
در جهت براندازي نظام سرمايه داري و حکومت جنايتکار جمهوري اسلامي
نزديک کند.
|