حزب و رهبران عملي جنبش كارگري
گفتگوي شهلا دانشفر با حميد تقوايي ليدر حزب كمونيست كارگري در برنامه
تلويزيوني "سازمانده" در كانال جديد
بخش دوم
شهلا دانشفر: یك مشاهده دیگر اینستكه بطور واقعی هر جا كه بحث
رادیكالی مطرح میشود، مثلا در كارخانهای، آنجا كه بحث مجمع عمومی مطرح
میشود، فوری میگویند "جریان خاص". میگویند"حزبیها". به اين معني كه یك
وجوهی از خواستها و مطالبات با حزب تداعی میشود. بخاطر اینكه حزب بطور
واقعی دارد در جامعه این رادیكالیسم را نمایندگی میكند. بطور واقعی
دارد چپ را نمایندگی میكند و بیانگر این گرایش از بعد اجتماعیست در
تمام عرصهها. دوستی نامهای نوشته بود، میگفت آنقدر به من گفتند
"جریان خاص" و حزب كمونیست كارگری كه من علاقمند شدم بیایم مطالعه كنم
كه ببینم حزب كمونیست كارگری چه میگوید. بالاخره دیدم راست میگویند من
حزب كمونیست كارگری هستم. و بعد خواسته بود كه با ما در تماس باشد.
اینهم یك بعدی از مسئله است. یا مثلا در دانشگاه میبینید كه خیلیها را
وقتی بعنوان چپ میشناسند میگویند "كمونیست كارگری". و حتی خود رژیم
میگوید "برلینیها". به این عنوان امروز و در شرایط امروز این هم یك
سطح دیگری از كار سازماندهی را و یك تصویر جدیدتری از شكل سازماندهی و
كار حزبی میدهد. میبینیم كه حزب بطور واقعی فاكتوری تعیین كننده است.
براي اينكه این مبارزه واقعا بتواند به ثمر برسد و بتواند رادیكالیسم
خودش را حفظ كند و به تجربه ميبينيم كه وقتي اين مبارزه با حزب مرتبط
ميشود ، حركت و اعتراض سمت و سوي ديگري مي يابد. اینهم یك جنبه ديگر از
قضیه است و میخواستم ببینیم شما در این زمینه چه فكر میكنید؟
حمید تقوائی: این جنبه بیشتر نظر مرا را تأیید میكند كه میگوئیم بین
مبارزه حزبی و مخفی كارگران با مبارزه علنی و اجتماعی آنها در جنبش
كارگری تناقضی وجود ندارد. نه تنها هیچ تناقضی وجود ندارد بلكه حتی
همدیگر را تقویت هم میكنند. در واقع كسانی كه این واقعیت را بیان
میكنند درست میگویند. به خیلی از كارگران میگویند كه شما جزو "کنفرانس
برلینیها" هستید، یا "جریان خاص"، یا "كانال جدیدی" هستید. وقتی
كارگری حرف رادیكال میزند به همه این عنوانها اشاره میكنند. تا آنجا كه
به مسئله امنیت و برخورد پلیس و غیره مربوط میشود، این موقعیت كارگران
را امن میكند. برای اینكه فعال كارگری میگوید حزب از نظر اجتماعی با
تلویزیونش با سیاستهایش و با تبلیغاتش، یك حرفهایی را میزند كه حرفهای
من هم شبیه آن است. خوب این به آن معنی نیست كه من عضو آن حزب هم هستم.
خود حكومت یا پلیس سیاسی یا ایادی حكومت وقتی به یك كسی میگویند حزبی
هستی، مقصودشان آن نیست كه لزوما عضو حزب هستی، مقصودشان این است كه
شما دارید حرفهایی میزنید كه حزب كمونیسم كارگری میزند.
شایع شدن لقب "جريان خاص" به اين معني است كه در سطح اجتماعي حزب تثبيت
شده. حزب بعنوان تشكيلات، بعنوان نيروي سياسي اي كه حرفهاي راديكال
دارد، تثبیت شده و بخش وسيعي از جامعه بدون اينكه الزاما عضو حزب باشد
اين حرفها را دارد تكرار ميكند. در جنبش دانشجويي هم اين را داريم، در
جنبش زنان هم داريم و در جنبش كارگري بويژه اين فاكتور را داريم و به
اين معني "جريان خاص" همه جا هست . اين يك جريان اجتماعي است و من
همينجا اين را اعلام ميكنم و فكر كنم كه همه اين را ميدانند كه هر كس
كه حرفهای حزب را ميزند لزوما عضو حزب ما نيست. بلكه در سطح اجتماعي با
ما همراه است. يا حرفهاي ما را از طريق علني كه همه مردم شنيدند، شنيده
و با آن موافق است. و يا حرف دل خودش را میزند و اين خواستها با
سياستهاي اعلام شده حزب منطبق است. و بنابراين اين نفوذ اجتماعي حزب
كمونيست كارگري را نشان ميدهد. همانطور كه رويدادهاي مربوط به "كنفرانس
برلين" باعث ميشود حزب اجتماعا جاي خود را باز كند و خواه ناخواه خيلي
ها كه حرف راديكال ميزنند، به آنها گفته ميشود "كنفرانس برليني" و يا
همانطور كه همين تلويزيون ، "تلويزيون كانال جديد" باعث ميشود كه به يك
عده بگويند "كانال جديدي" و يا در جنبش كارگري به كسي كه حرف از شورا،
مجمع عمومي، عليه سرمايه حرفهاي راديكال ميزند و به آنها ميگويند
"جريان خاص"، همه اين نمونه ها نشان ميدهد كه در واقع اين بخش از
جامعه، اين بخش از فعالين در جنبش هاي محتلف اعتراضي، از نظر اجتماعي
پرچم حزب را دارند و سياست راديكال را دنبال ميكنند بی آنکه از نظر
تشكيلاتي لزوما هيچ ربطي به حزب داشته باشند. به اين ترتيب در اين ظرف،
در اين متن اجتماعي اعضاي حزب، كساني كه واقعا در حوزه ها سازمان پيدا
كرده اند میتوانند در امنیت کامل فعالیت کنند و از سیاستهای حزب دفاع
کنند و مشخصا از سياسيتهاي حزب صحبت كنند. همانطور كه خيلي كساني ديگر
هم كه عضو نيستند اين كار را ميكنند و تحت تاثير فعاليت هاي اجتماعي
حزب اين سياسيتها را عنوان ميكنند.
در واقع در زندگي واقعي پروسه و اين روند از آنطرف اتفاق مي افتد. يعني
اول كسانيكه به آنها ميگويند جريان خاص، كسانيكه در واقع اول به آنها
برچسب حزبي ميزنند، بدون اينكه عضو حزب باشند. اينها- مثل همان نمونه
اي كه عنوان كرديد كه به نظرم خيلي گويا و خصلت نما است- اينگونه افراد
تازه متوجه ميشوند كه حزبي هست و بدون اينكه خود بدانند عضو آن هستند.
مثل اینکه بدون اينكه از نظر تشكيلاتي با حزب رابطه اي داشته باشند،
عضو آن هستند. براي اينكه دشمن، كارفرما، انجمن اسلامي، ايادي رژيم
دارند به فعالین رادیکال جنبش کارگری ميگويند جريان خاص، ميگويند
كنفرانس برليني يا كانال جديدي. کسی که در این موقعیت قرار میگیرد اگر
هم قبلا متوجه نبوده به این نتیجه میرسد که با حزب است و هميشه تعداد
اين نوع افراد از نظر اجتماعي بسيار بيشتر از كساني خواهد بود كه عضو
حزبند و در حوزه هاي حزبي هستند. و اين نقطه قوت حزب ماست و نشان دهنده
ابعاد اجتماعي و وسيع نفوذ حزب و محبوبيت حزب در بين كارگران و بخش هاي
معترض جامعه است. براين بستر است و در اين پروسه و روند است كه حوزه
هاي حزبي شكل ميگيرند. اين از همه نظر ظرفی ميشود براي اينكه از لحاظ
امنيتي، و حتی از لحاظ امكان ابراز وجود علني و دفاع علني از حزب، حوزه
هاي حزبي بتوانند فعال باشند و نقش خود را ايفا كنند.
به اين شرايط كه نگاه كنيد ميبينيد كه مخفي بودن حوزه ها فقط به معني
علنی نبودن رابطه تشكيلاتي است. از نظر اجتماعي مخفي بودن اصلا معنا
ندارد. حوزه ها اساسا بر متن اين مبارزه، بر متن يك تقابل با حكومت و
كارفرما تشكيل شده اند. كه قبل از اينكه كه حتي خيلي از اينها اصلا عضو
حزب باشند به آنها ميگفته اند جريان خاص. به آنها ميگفته اند شما مثل
اينكه حزبي هستيد. يا ميتوانيد حزبي باشید. دهها هزار نفر هستند كه
حزبی به نطر میآیند و اين دهها هزار نفر ممكن است هزاران نفرشان در حزب
باشند و ممكن است هم نباشند. اين مساله بازي است در جامعه. اين كاملا
آن فشارهايي كه بخواهد كه حكومت مثلا بر اعضاي حزب وارد كند و آنها را
انگشت نما بكند و بشناسد و شناسايي كند را خنثي ميكند. اين را تقريبا
غير ممكن ميكند. در يك جو اجتماعي مبارزه يك جرياني هست كه راديكال
است. شورا را خيلي ها ميگويند. حداقل دستمزد ٥٠٠ هزار تومان را خيلي ها
ميگويند. اينكه سرمايه داري بايد برود تا ما آزاد بشويم را خيلي ها
ميگويند. شعار آزادي، برابری، لغو استثمار ، لغو كار مزدي ، اينها را
خيلي ها ميگويند. نه تنها در جنبش كارگري بلكه در جنبش دانشجويي و زنان
هم چنين قطعنامه هايي داده میشود. بنابراين كمونيسم كارگري بعنوان يك
حركت اجتماعي و چپ و گسترده در جامعه حضور دارد. بخشي از آن حزبي است و
به حزب نزديك است در حوزه ها فعاليت ميكند. دقیقا چون اين حضور اجتماعي
هست پليس سياسي حكومت هم مستاصل ميشود و نميتواند كاري بكند. ديگر فقط
خانه هاي تيمي و يك بخش چپ مخفي زير زميني نداريم كه بصورت مرکز غیبی
کار میکند و در نتيجه تحت خطر قرار ميگيرد. بلكه يك حرکت وسیع اجتماعي
داريم كه همين موجوديت اجتماعي اش سازمان حزب را امن و محكم میکند و
كمك ميكند كه بتواند در دل اين حركت اجتماعي حركت كند.
شهلا دانشفر: صحبت از كمونيسم كارگري بعنوان يك گرايش اجتماعي وسيع
بود و تاكيد بر اينكه چطور امروز حزب دارد با اين گرايش خيلي جاها يكي
ميشود و چفت ميشود. ما در اين رابطه با دو واكنش روبرو شده ايم. يكي
واكنش مثبت كه وقتي با اين مساله روبرو شدند بطور واقعي مرتب به ما
نزديكتر شدند، علاقه مند شدند و خواستند ببينند كه اين حزب چه ميگويد
كه به آن جريان خاص ميگويند. و همين باعث روي آوري بيشتر از همه بخش
هاي جامعه كارگران، دانشجويان، زنان و همه بخش ها شده است. و اساسا ما
بيشتر با اين واكنش مواجه هستيم. از طرف ديگر يك واكنش منفي را ما شاهد
هستيم. وقتي ميگويند جريان خاص . بويژه كسي كه خودش را در ارتباط با
اين حزب ميبيند، احساس محدوديت ميكند، احساس فشار ميكند و همين تاثير
گذاشته بويژه در نقش آنها در مبارزات جاري. بعضا سعي ميكند
فرمولبنديهايي كه ميدهد، همان خواست و همان شعار را با شكل ديگري و با
بيان ديگريكه بعضا دقيق و آنقدر راديكال نيست طرح كند. كه مبادا با
جريان خاصي تداعي شود. نميدانم متوجه منظورم هستيد يا نه، دو نوع واكنش
را ما شاهد هستيم. ميخواستم ببينم اين را شما چگونه توضيح ميدهيد. و
پاسخ شما به اين معضل چيست؟
حميد تقوايي: تا آنجا كه به واكنش مثبت برميگردد كه صحبتش را هم
كرديم. بايد آنرا وسيعتر هم كرد و به استقبالش رفت. تقويتش كرد. وقتي
حكومتي يا ايادي آن، يا گرايشات ديگر در جنبش كارگري به كسي ميگويند
شما با جريان خاصي هستي، يا حرفهايي ميزني كه يك جريان ديگري هم ميزند،
طبعا عكس العمل اينست كه بروم ببينم كه اين جريان خاص چيست كه حرفهاي
من شبيه آنست. و به اين ترتيب نزديكتر شود به حزب. اين را بايد تقويت
كرد و اين كاملا مثبت است. منتها جنبه منفي كه گفتيد اين هست كه بايد
كمي در آن دقيق شويم و ببينيم كه چرا چنين وضعيتي بوجود آمده است.
ظاهرا قضيه از اين قرار است كه از نظر امنيتي كارگراني يا فعاليني گمان
میکنند كه وقتي به آنها جريان خاص ميگويند ديگر نبايد آن حرفها را
بزنند و يا آن حرفها را يك طور ديگر بزنند و يا سعي كنند از آن حزبي كه
مبناي آن حرفها و سياستها در جامعه هستند از آن فاصله بگيرند و بطور
مصنوعي هم كه شده خودشان را دور نگاهدارند. ظاهرا قضيه هم اينست كه اين
از نظر امنيتي ضرر ميرساند و اگر ما اين فاصله را بگيريم امن تر هستيم
. كه من ميخواهم بگويم قضيه كاملا برعكس است. وقتي كه در جامعه به يك
عده جريان خاص گفته شده و به خيلي از اينها كنفرانس برليني و كانال
جديدي ها و غيره ميگويند، در دل اين مبارزه به كسانيكه قدم به جلو
ميگذارند و كسانيكه به حزب نزديكند، افراد دیگر هم طبعا همانطور به
آنها برخورد ميكنند كه به بقيه. وقتي به کسی ميگويند جريان خاص، جواب
صحیح و جوابي كه جنبه هاي امنيتي را هم در نظر بگيرد اينست كه "هزاران
نفر اين حرفها را ميزنند و من هم يكي از آنها هستم. جريان خاصي اين حرف
را ميزند؟ بله من هم اين حرفها را شنيده ام و در تلويزيون و در سايتها
ديده ام. اما اين حرف مستقل خودمن است. خيلي ها در جامعه این حرفها را
میزنند، همه كه عضو حزب نيستند". اين جوابي است كه به هركسي ميتوان گفت
و به نظر من كاملا قانع كننده است. چون حقيقت است. اين را به پليس
سياسي ميتوان گفت. در بازجويي ميتوان گفت به رفيق بغل دستي در كارخانه
ميتوان گفت و به هر كسي كه ميخواهد از اين كه شما با يك حزب معینی
هستيد يك موضوع منفي بسازد بايد اين را گفت كه اين جريان خيلي وسيع
است. خيلي ها هستند اين حرف را ميزنند من هم يكي از آنها هستم. اينطور
نيست كه حتما من عضو آن حزب هستم يا ماموريت تشكيلاتي دارم . اين حرف
خودم است. حزب هم اين حرف را ميزند چه بهتر، بنابراين من هم سياست آن
حزب را قبول دارم. ولي همين. صدها و هزاران نفر ديگر هستند در جامعه كه
اين حرف را ميزنند. اين حزب كه فقط از طريق قرار ها و مكاتبات تشكيلاتي
و ارتباط تشكيلاتي نيست كه سياستهايش را معرفي ميكند. برعكس تلويزيوني
دارد كه صدها هزار نفر آنرا ميشنوند و ميبينند. راديويي دارد كه هزاران
نفر را ميپوشاند. سايتها و سياستهايش همه جا هست علني است، مطرح شده و
همه مي بينند و همانطور كه شما ميدانيد اين حزب چه ميگويد من هم ميدانم
اين حزب چه ميگويد. حرف دلم را دارم ميزنم . شما هر اسمي ميخواهيد روي
من بگذاريد اين سياستي است كه من قبول دارم و دارم دنبال ميكنم". اين
جواب درستي است كه بايد داد. مثل جوابي كه كارگران نساجي كردستان در
اعتصاب سال گذشته خود به كارفرما ها دادند. وقتي ميخواستند به اصطلاح
به آنها اين برچسب و اين اتهام را بزنند كه شما با حزب ارتباط داريد و
به همين خاطر اخبار مبارزاتي شما هر روز روي سايتهاي حزب ديده ميشود.
جوابشان اين نبود كه ما ارتباط داريم و يا نداريم. اصلا اين جوابشان
نبود. جوابشان اين بود كه خواستهاي ما را بدهيد خوب روي سايتهاي آنها
هم نخواهد رفت. اين پاسخي است كه بايد داد. وقتي ميگويند حزب هم
حرفهايي مثل شما را ميزند، جواب اينست كه بنابراين معلوم است كه اين
حزب مدافع ماست. ولي اين حرفهاي من است. اين خواست من است. اين شعار
خود من است. من واقعا از ته دل دارم اين حرف را ميزنم. ماموريت حزبي
ندارم عضو حزب هم نيستم. من ميگويم مجمع عمومي و حزب هم ميگويد مجمع
عمومي، پس معلوم ميشود كه حزب حرف كارگران را ميزند. وقتي من ميگويم
نظام سرمايه داري مسئول همه اين بدبختي هاست و حزب هم همين حرف را
ميزند، معلوم ميشود حزب حرف ما را ميزند. معلوم ميشود كه حقيقت را
ميگويد. اين جوابي است كه بايد داد و اين امكانپذير است تا آنجا كه از
نظر امنيتي و فني به مساله نگاه كنيد. چون همانطور كه گفتم مثل دوران
گذشته نيست كه احزاب مخفي بودند، زير زميني بودند و اگر كسي اطلاعيه
حزبي را از جيب كسي پيدا ميكرد به اين معني بود كه حتما عضو آن سازمان
است. الان سياستهاي ما در سطح اجتماعي ووسيع و ميليوني پخش ميشود.
همانطور كه در جريان شركت واحد كارگران واحد با ما تماس ميگيرند و از
همين تلويزيون حرفشان را بگوش بقيه ميرسانند. پيامشان را ميدهند و حتي
رهنمودشان را براي مبارزه ميدهند و رژيم هم نميتواند آنها را عصوحزب
بداند. حقیقت هم اینست که عضو حزب نيستند، در مبارزه روزمره شان تشخيص
دادند كه اين حزب حرف دلشان را زده و ميخواهند از اين تلويزيون حرفشان
را به گوش جامعه برسانند. و هيچ بازجويي هم نمیتواند به اينها بگويد
شما كه اين كار را كرديد حتما عضو حزب كمونيست كارگري هستيد. چون خود
پلیس سیاسی میداند نفود حزب امری اجتماعی است. بنابراين وقتي كه كارگر
فعال شركت واحد ميتواند اينطور به حزب نزديك شود که بیاید از تلویزیون
کانال جدید خودش را با اسم و رسم معرفي كند، پيامش را بخواند براي
كارگران و براي مردم ايران و دنيا، و حتي رهنمودهايش را بدهد، طبعا در
سطح كارخانجات و در مبارزات روزمره هم ميتواند يك كارگر با همين قدرت
بيايد از تلويزيون حزب دفاع كند، از سياستهاي حزب دفاع كند و محكم
بايستد و بگويد اين سياست خودم است. اين حرف من است. و اين حزب هم دارد
حرف من را ميزند. من ممكن است هزار اختلاف هم با اين حزب داشته باشم،
عضو حزب هم نباشم ولي حرفم اينست. اين بايد موضع يك عضو حزب باشد.
حمله اي كه دارد ميشود اینستكه شما يي كه داريد حرف از شورا ميزنيد،
حرف از لغو آپارتايد جنسي ميزنيد حرف از آزادي برابري ميزنيد ، حتما
عضو حزب هستيد، و جواب هم بسادگی اينست كه نه اين پوچ است. چنين چيزي
نيست. هزاران نفردر جامعه اين حرفها را ميزنند. هر روز دارند اين حرف
را ميزنند. آزادي برابري ديگر شعار همه مردم شده است. لغو آپارتايد
جنسي خواست همه زنان شده است. مجمع عمومي و شورا در دهان همه كارگران
است و درد كارگران را جواب ميدهد. افرايش حداقل دستمزد همينطور و
محكوميت نظام سرمايه داري همينطور . اين بحث همه است. حزب هم اين حرف
را ميزند معلوم ميشود بنابراين حزب دارد حرف دل ما را ميزند و ما جزو
آن جريان عظيمي در جامعه هستيم كه صحبت هايمان اينست. "جريان خاص" ديگر
كم كم خاص نيست و ديگر دارد يك جريان عمومي ميشود. خيلي ها به آن تعلق
دارند. اين حرفي است كه هم به پليس و بازجو ميشود زد، هم در جامعه
ميشود زد و هم به هر كسي كه ميخواهد از اين يك برچسب به نظر خودش درست
كند.
منتها اجازه بدهيد در اين آخر صحبتم به يك نكته اشاره كنم. ميدانم
صحبتم طولاني شده ولي يك نكته ايست كه لازمست به آن اشاره كنم . يك
گرايش ديگر هم در جنبش كارگري هست که تحت پوشش حفط امنیت حرفش را
میزند. و ظاهرا قضيه امنیتی برايش اهميت دارد. اما واقعیت اینستکه این
گرايش نوعي حزب گريزي را نمایندگی میکند و تداعي شدن با حزب را امری
منفي میداند. اين گرايش در جنبش كارگري ایران يك پديده قدیمی است. نسل
جديد كارگري كه در مورد آن صجبت كرديم اين مشكل را ندارد. اين يكي از
عوارض اختناق دوران آريا مهري است. كه هنوز اينجا و آنجا در جنبش
كارگري مانده است. گرايشي كه در گذشته به آن ميگفتند جريان "كارگر
كارگري"، جرياني كه در واقع از ورود كارگران به سياست ممانعت ميكند و
يا آنرا درست نميداند و بخصوص حزبي بودن كارگر را منفي میداند. اين
گرايش هم به نظر من اگر چه امروز دیگر تعيين كننده نيست ولی در هر حال
تاثيرات خود را دارد بخصوص از طرف فعالين قديمي تر كارگري. وقتي به كسي
گفته ميشود كه شما "جريان خاص" هستي و يا شما حرفهايت مثل اينكه شبيه
حزب و يا حزبي هستيد، اين فقط قضيه امنيتي نيست. بلكه اين گرايش عقب
مانده هم هست كه گويا حزبي بودن كارگر جرم است و گويا نفس اينكه كارگري
با حزب باشد نشان ميدهد اين كارگر مستقل نیست و غیره. این گرایشی بسیار
عقب مانده است، اين از عوارض اختناق دوره آريا مهري است كه خوشبختانه
امروز در نسل جديد كارگري بسيار ضعيف است. باید در برابر چنین طرز
تفکری هر اندازه هم ضعیف ایستاد. بايد در مقابل اين گرايش علنا ايستاد
و گفت كسي كه اين طرز فکر را دارد و فكر ميكند كه كارگران حزبي بودنشان
نقطه ضعفشان خواهد شد دارد در واقع حرف طبقه سرمايه دار را به ميان
كارگران ميبرد و ميگويد شما متشكل نشويد، شما حزب نخواهيد ، شما ادعاي
قدرت سياسي نكنيد. در عرصه مبارزه سياسي ظاهر نشويد. این همان گرایشی
است که معتقد است کارگران حداكثر بايد مبارزه صنفي شان را بكنند و به
سیاست کاری نداشته باشند. گرایش سياست ممنوع و حزب ممنوع براي طبقه
كارگر! اين گرايش كاملا منطبق با سیاست طبقه سرمايه دار است كه ميخواهد
طبقه كارگر را در همين حالت استثمار و بيگاري و فرو دستي در جامعه نگاه
دارد . در رابطه با اين گرايش ديگر حرف ما تعرضي تر و سياسي تر است،
نقد عميق سياسي اي بايد در مقابل اين گرايش ضد حزبي بگذاريم و آنرا از
صفوف جنبش کارگری تماما طرد کنیم.
شهلادانشفر︰ دقيقا اينطور است ولي آنجه كه ما شاهد هستيم اينست كه
ما در اين زمينه ميبينيم آن واكنش مثبت به اين مساله است كه غالب است.
اينكه كه ميخواهد اين حزب را بشناسد. حزبي كه دارد حرف او را ميزند. به
اين حزب نزديك ميشود. جذب ميشود ، ميخواهد با اين حزب در تماس باشد. در
همين مبارزه كارگران شركت واحد وقتي گفتند اخبار شما از تلويزيونهاي
اپوزيسيون پخش ميشود، گفتند سانسور را برداريد، روزنامه در احتيارمان
بگذاريد، تلويزيون در اختيارمان بگذاريد تا اينطور نشود. رابطه فعاليت
و قرار گرفتن در اين حزب دارد هر روز ساده تر و آسانتر ميشود و براستي
دارد تبديل به ظرفي ميشود كه براستي جاي فعالين و رهبران كارگري است.
ظرفي است كه ميتواند چتري سراسري به مبارزاتشان بدهد و ما اين را در
مبارزات جاري كارگري ميبينيم. بحث ما در مورد رابطه حزب با رهبران و
فعالين كارگري و رابطه حزب و مبارزات جاري بود. به جنبه هاي مختلفي از
مساله پرداختيم. در برنامه هاي آتي به جنبه هاي عملي تر اين بحث و
رابطه حوزه ها با مبارزت جاري بيشتر خواهيم پرداخت.
|