پنجشنبه،  ١٧  فروردين  ۱۳۸٥ -  ٦  آپريل  ۲۰۰٦

    کارگر کمونيست  ٣١

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

كارخانه بدون كارفرما"

سيري در جنبش كنترل كارگري آرژانتين و اشغال کارخانه ها توسط کارگران

قسمت سوم

 
راه اندازي کارخانه هاي ورشکسته توسط کارگران در آرژانتين يک نمونه نسبتا منحصر بفرد از تجربيات کارگران است که توجه بسياري را بخود جلب کرده است. ناصر اصغري تحقيقاتي را در اين زمينه انجام داده و به زمينه هاي اين جنبش و فضاي کل جنبش کارگري در آرژانتين پرداخته است. کارگر کمونيست در چارچوب آشنا کردن خوانندگان با تجربيات جنبش کارگري در کشورهاي مختلف کل اين مجموعه را که عنوان آن "کارخانه بدون کارفرما"ست بصورت دنباله دار در چند شماره در اختيار خوانندگان قرار ميدهد.

فقر و بيكاري

در حاليكه تعدادي در راس دولت و بانكها در جشن "اقتصاد قابل تحمل" به رقص و پايكوبي مشغول بودند، ميليونها نفر محكوم به نداري و فقر شده بودند. پروسه زوال اين جامعه توسط كاهش ارزش پول، دور برداشت. در حاليكه مايحتاج زندگي مردم توسط معدودي انگل در انبارها و مخازن احتكار گرديده بود، ديوي سير نشدني همه چيز را ميبلعيد؛ مواد غذائي، كارخانه، دستمزدها، بهداشت و وسائل بهداشتي، كار، مسكن. ده ها هزار بيكار جديد در زباله هاي بوئنس آيرس در جست و جوي مواد خوراكي ميگشتند. آمار و ارقام معنا و مفهوم خود را از دست داده بودند. در مدت زمان كوتاهي ميليونها نفر به خيل فقرا پيوستند. هر دقيقه چندين نفر از كارهايشان در هر كارخانه و محيط كاري اخراج ميشدند. ١٨ ميليون نفر از جمعيت ٣٧ ميليوني به زير خط فقر رانده شدند.
يكي از روزنامه‌نگاران چپ آرژانتين جائي گفته بود كه: "روزي روزگاي كشوري بود به نام آرژانتين كه آدمهايش يكي پس از ديگري ناپديد ميشدند، و بعدها پولش هم ناپديد شد." بايد به اين قطعه اين را هم اضافه كرد كه كارهاي باقيمانده هم به مرور زمان ناپديد شدند. و با ناپديد شدن آنها، نان سر سفره كودكان هم شروع به ناپديد شدن كرد. فصل كريسمس و به اصطلاح شادي بود؛ در حاليكه غذائي سر سفره شان پيدا نميشد. حمله به فروشگاه ها، در واقع راهي بود براي تهيه غذا شبانه براي كودكان و سالخوردگان گرسنه خانواده. بر اساس تحقيقات انجام شده، بين سالهاي ١٩٩٠ تا ٢٠٠٣ تقريبا ٤٥٠ هزار نفر بر اثر گرسنگي و سوتغذيه جان خود را از دست دادند. در اين مدت روزي بطور ميانگين ٥٥ كودك، ٣٥ بالغ و ١٥ سالخورده جان خود را از دست ميدادند. آمار فقر مطلق و درآمد زير خط فقر نيز سير سعودي به خود گرفته بود. بيش از ٥٧ درصد جمعيت آرژانتين با يك آمار رسمي بيكاري ٣٠ درصدي، در فقر زندگي ميكردند. در ماه مه ٢٠٠١ افرادي كه در فقر مطلق زندگي ميكردند ١١.٦ درصد محاسبه شدند. همين آمار در اكتبر سال ٢٠٠٢ به ٢٧.٥ رسيد. افرادي كه در زير خط فقر زندگي ميكردند در مه ٢٠٠١، به ٣٥.٩ درصد رسيد؛ در حاليكه همين آمار در ماه اكتبر ٢٠٠٢ به ٥٧.٥ درصد رسيد. قدرت خريد مردم طي ۵ سالي كه به آرهان‌تيناسو منتهي شد حدود ۵۰ درصد سقوط کرد. برنامه هاي دولت باعث شد که تنها در عرض سه روز (از دوشنبه ۳ تا چهارشنبه ۵ دسامبر ٢٠٠١) ميزان مصرف مردم ۷۰ درصد سقوط کند. زماني كه آرژانتين روي كاغذ فقيرتر بود، كودكان كمتري گرسنه سر به بالين ميگذاشتند. اما وقتي كه همه جا شايع شد آرژانتين از لحاظ اقتصادي پيشرفتهاي عظيمي كرده كودكان بيشتري از گرسنگي جان ميدادند. اقتصاد آرژانتين، يك كشور ٣٧ ميليوني، قادر بود براي يك جمعيت ١٠٠ ميليوني با يك استاندارد بالا توليد كند؛ در حاليكه كودكانش از فقر و نداري و گرسنگي جان مي‌دادند.
در سال ۲۰۰۲ جمعيت آماده به کار آرژانتين ۱۳.۸ ميليون برآورد شده بود. از اين جمعيت ۱۷.۸ درصد رسما در آمار بيکاران قرار داشتند؛ اما از آنجا که از نظر آمار دولتي کساني که ماهيانه ۵۰ دلار آمريکا (روزي ۱ دلار و هفتاد سنت) براي گذران بخور و نمير از دولت جيره دريافت ميکردند جزو بيکاران به حساب ميآيند، در واقع جمعيت بيکار ثبت شده را بايد ۲۱.۴ درصد دانست.
حدود ۴ ميليون نفر از بيکاران، که چيزي حدود ۴۵.۱ درصد از آمار بيکاران را تشکيل ميدهند، کار سياه و غيررسمي ميکنند. يعني کارگراني که توليد ميکنند و در سوخت و ساز توليد جامعه همانند ديگر کارگران شريکند اما اين موقعيتشان به حساب نميآيد و جائي ثبت نمي‌شود! معناي زميني اين وضعيت اينست که هيچگونه مزايائي از قبيل مرخصي سالانه، بيمه هاي اجتماعي، بيمه بازنشستگي، بيمه حوادث و عمر، بيمه بيکاري و غيرو شامل اين تعداد نميشود. پديده کار سياه و غيررسمي از سال ۱۹۹۵ به بعد سرعت نجومي گرفت. تا مه سال ۲۰۰۳ کار سياه و غيررسمي بطور ميانگين ۴۵ درصد کل نيروي کار آرژانتين را تشکيل ميداد. در ۹ تا از ۲۳ استان آرژانتين اين ميانگين به ۵۰ درصد ميرسيد و در استان کورينتس اين عدد به ۵۸.۵ درصد رسيد.
اما با اين وضعيت ساعات كار و دستمزدها هم بشدت غيرانساني شده بودند. وضع معيشتي كارگران روزبروز وحشتناكتر ميشد. هر روز حدود ٢٠٠٠ نفر به زير خط فقر رانده ميشدند. بنابه گزارش آي ال او در همان دوره ساعات کار آرژانتين در نيمکره غربي طولاني‌ترين و دستمزدها پائين‌ترين بودند. بنابه همين گزارش ميانگين ساعات کار در نروژ ۱۳۰۰ ساعت در سال، در آمريکا اين عدد ۱۸۰۰ ساعت و در آرژانتين ۲۰۰۰ ساعت در سال است. در عين حال ميزان دستمزد يک کارگر آرژانتيني ۱۰ تا ۲۰ درصد کارگران اروپائي و آمريکائي است؛ و فقط ۳۰ درصد قدرت خريد اين کارگران را دارد.

جنبش كارگران بيكار
همين كه دولت آرژانتين شروع به پياده كردن اوامر بانك جهاني پول كرد، خصوصي كردن شركتهاي دولتي نيز شروع شد. صاحبان جديد هزاران نفر را در همان قدمهاي اول اخراج كردند. شركتهائي كه فرض ميشد سودده نيستند، از قبيل معادن و غيرو تعطيل شدند و عملا شهركهاي اشباح درست شدند. اين قبيل شركتها شركتهاي عادي نبودند. مراكزي بودند كه تقريبا همه جوانب زندگي يك شهر به جريان توليد آنها وابسته بود. شرايط كار و دستمزدهاي كارگران به شدت تنزل پيدا كرد. بسياري از آنها بيكار شدند. دستمزد هزاران تن از آنها يا براي ماه ها به تعويق افتاد و يا هيچوقت دستمزدهاي به تعويق افتاده پرداخت نگرديد. حمله به اتحاديه هاي كارگري شروع شد و فعالين اتحاديه‌اي يكي پس از ديگري اخراج شدند. بيمه هاي اجتماعي به شدت كاهش يافتند. بين سالهاي ١٩٩٧ تا ٢٠٠١ تورم بشدت بالا رفت و آمار بيكاري در بعضي از مناطق تا ٨٠ درصد هم بالا رفت. در شهر ١١ ميليوني بوئنس آيرس آمار بيكاري از ١٨ درصد به دو برابر رسيد. زندگي بخور و نمير بسياري از شاغلين با كارهاي شاق و موقت ميچرخيد. اين وضعيت اجتماعي شرايط سازمانيابي وسيع را مساعد و مطلوب كرد. واكنش معمولي انسانها معمولا بدون وزن كردن جوانب فلسفي مسائل صورت ميگيرد. اگر مجبور باشد واكنش نشان بدهد، نشان ميدهد. اگر لازم باشد بجنگد، ميجنگد. و اين دقيقا واكنشي بود كه از توده ميليوني سر زد.
پيشگامان قيام عليه حكومت رياضت اقتصادي آرژانتين تشكل‌هاي كارگري و بخصوص تشكل‌هاي بيكاران بودند. جنبش بيكاران از قويترين جنبشهاي اجتماعي آرژانتين بوده است. پديده و تاكتيك‌هاي اتخاذ شده توسط تشكل‌هاي بيكاران در آرژانتين تقريبا بي‌مانند بوده است. شايد بشود "جنبش كارگران بيكار" آرژانتين را يكي از شناخته شده‌ترين جنبش معاصر بيكاران دانست. اتخاذ تاكتيكهاي منحصر بفرد اين تشكل‌ها از جالبترين موضوع براي تحقيق ميباشد. اعضاي اين جنبش به پيکترو (piquetero) معروف هستند. پيكترو عضو جنبشي اجتماعي است که در دهه نود قبل از حاد شدن بحران سال ۱۹۹۸ اولين قدمهاي آن توسط بيکاران برداشته شد. در اين دوران بود که بيکاران نوع جديدي از مبارزه را با مسدود کردن جاده هاي اصلي کشور شروع کردند. تا زماني که دولت به خواسته هاي آنها تن نمي‌داد، اجازه عبور و مرور به ترافيک داده نمي‌شد. ريشه اين لغت همان پيكت كردن، راهبدان براي عدم اجازه به عبور و مرور به محل كاري كه در آن كارگران در حال اعتصاب هستند، ميباشد. سازمان‌هاي مختلف پيكتروها راه ها و تاكتيكهاي مخصوص بخود را در پيش گرفته‌اند. يك نسخه براي همه آنها پيچيده نشده است. تاكتيكها در مجامع عمومي به بحث گذاشته ميشوند و در باره آنها راي‌گيري ميشود. اما در نهايت هدف اين تشكل‌ها مطالبه آذوقه و طرحهاي اشتغال است.
اولين پيكت پيكتروها به سال ١٩٩٦ برميگردد. وقتي پالايشگاه YPE خصوصي شد، هزاران نفر يا بيكار شدند و يا شرايط معيشت زندگي شان بشدت تنزل پيدا كرد. زندگي اهالي شهرك Cutral-Có مانند اهالي بسياري از شهركهاي صنعتي به اين شركت وابسته بود. در مدت كوتاهي آمار بيكاري افزايش نجومي يافت. حتي بدست آوردن نان خشك هم معضلي شده بود. اهالي شهرك مذكور براي مطالبه آذوقه شاهراه ٢٢ را مسدود كردند.
در سال ١٩٩٧ تنها در شهر بوئنس آيرس و حومه اش ٢٣ راهبدان مهم توسط پيكتروها سازمان داده شد. در مجموع ٧٧ چنين راهبندانهائي در سراسر كشور سازمان داده شد. اين راهبدانها در ابتدا چندان سازمان يافته نبود، اما به مرور زمان مانند هر جنبش ديگري احساس نبود يك تشكل، فعالين اين جنبش را به فكر يك تشكل سراسري انداخت. "تشكل كارگران بيكار" حاصل اين پروسه بود. گرچه تاكتيك پيكت كردن توسط پيكتروها از راهبندان شاهراه ها و بزرگراه ها شروع شد، اما خود را به آنها محدود نكرد. بزودي خيابانهاي اصلي شهرهاي بزرگ نيز صحنه پيكت كردن شد. در مواردي مستقيما در مقابل سوپرماركتهاي بزرگ و يا ساختمانهاي مهم دولتي پيكت سازمان داده ميشد و يا پلهاي اصلي هم مسدود ميگرديد. روي آوري به تشكلهاي بيكاران يك بعد ميليوني بخود گرفته بود. مردم نمي‌خواستند و در واقع نمي‌توانستند دست روي دست بگذارند و منتظر امداد غيبي باشند. يكي از جواناني كه به جنبش بيكاران پيوسته است ميگويد: "ديگر نميشود دنيا را از طريق تلويزيون ديد." اين رويكرد جامعه به وضعيت موجود بود.
موفقيتهاي جنبش پيكتروها حاصل سالها مبارزه فعالين اين جنبش است كه گاها بسيار آزار دهنده و دلسرد كننده بود. اين جنبش راه هاي چون طومار نويسي به قانونگذاران شهري، استاني و كشوري، اعتصابات و اعتراضات مسالمت آميز و ... را پيمود و تجربه كرد. اما وقتي كه در عمل متوجه شد كه چنين تاكتيكهائي ناديده گرفته ميشوند، مجبور شدند به تاكتيكهاي مستقيم تر و موثرتري روي بياورند. دست به اشغال ساختمانهاي دولتي و گاها به آتش كشيدن آنها زده شد.
پيكتروها معمولا در رابطه تنگاتنگي با تشكل‌هاي محلات قرار داشتند و گاها هم تشكل محلات جاي خود را به تشكل‌هاي بيكاران ميدادند. براي نمونه پيكتروي آلن تشكل بيكاران نبود. تشكل منطقه‌اي به همين نام بود كه به مرور زمان به پيكترو مبدل گرديد. اين تشكل به اعتراض به عدم تقسيم مساوي جيره غذائي تشكيل شد. كه بعدها به سازمان جنبش كارگران بيكار (MTD) پيوست.
در مجامع عمومي اين تشكل‌ها نه تنها در باره مسائل روزمره به بحث و گفتگو ميپرداختند، بلکه درباره اشغال خانه هاي خالي، بيمارستان‌ها و بانکها نيز که از آنها بعنوان مراکز گردهمائي و مراکز فرهنگي و همچنين اماکني امن براي بي‌خانمانها استفاده ميکردند بحث ميكردند. اين مجامع همچنين دست به سازمان دادن و ساختن مدارس و بهداريهاي ارزان قيمت براي اهالي فقير محلات حاشيه شهرها با استفاده از ساختمانهاي خالي مي‌زدند.
يكي از اعتراضاتي كه توسط جنبش پيكتروها سازمان داده شد و بسيار مورد اشاره و توجه قرار گرفته، راهبندان به اعتراض به بالا رفتن هزينه برق در محله هاي فقير نشين شركت خصوصي شده بود كه در نهايت به اين شركت دست به قطع برق خانه هاي افراد بيكاري مي زد كه قدرت پرداخت اين هزينه را نداشتند.
جنبش كارگران بيكار در آرژانتين نشان داده است كه ميشود بيكاران را به صورت موثري سازمان داد. در ماه اوت ٢٠٠١ در يك سازماندهي سراسري كه اين جنبش توانست بيش از صد هزار نفر را سازماندهي و به حركت در آورد، بيش از ٣٠٠ جاده اصلي در سراسر آرژانتين را مسدود كردند كه يك ضربه كاري به اقتصاد كشور وارد كرد. در ماه هاي قبل از اين حركت پليس آرژانتين بيش از ٣٠٠ نفر از فعالين اين جنبش را دستگير كرده بود و ٥ نفر را نيز به قتل رسانده بود. با اين حال اين جنبش توانست خواسته هاي مهمي از قبيل ايجاد هزاران شغل موقت با حداقل دستمزد، جيره غذائي، و امتيازات مهم ديگري را به دولت تحميل كند.
هر بخش و يا شهري سازماني از بيكاران خودش را دارد؛ و هر كدام از آنها توسط مجمع عمومي اداره ميشود. مطالباتي كه بايد مطرح گردند و راه هائي را كه مي‌بايست بسته شوند را در آنجا به بحث ميگذارند. هر وقت تصميمي براي راهبداني گرفته شود، فعالين در محله ها شروع به جمع آوري حمايت و پشتيباني ميكنند. هزاران نفر از زن و مرد و كودك در هر راهبداني شركت ميكنند. كنار جاده چادر زده ميشود و بساط چاي و قهوه و آش فراهم ميگردد. اگر احساس تهديدي از جانب پليس بشود، هزاران نفر ديگر از محله ها و بخشهاي ديگر براي پشتيباني به اين جمعها مي‌پيوندند. اگر دولت قبول كند كه مذاكره بكند، مذاكرات در محل راهبندان و در جمع تجمع كنندگان صورت ميگيرد. راهبدان تا زماني كه حداقلي به دست نيايد، ادامه مي‌يابد. در آرژانتين تاكتيك راهبندان درست همانند زمين گذاشتن ابزار توليد توسط كارگران شاغل موثر بوده است. اگر كارگر شاغل با اعتصابش توليد را ميخواباند، راهبندان هم گردش توليدات را چه براي مصرف داخلي و چه براي صادرات ميخواباند و درست همان تاثير را بر اقتصاد سرمايه‌داري مي‌تواند داشته باشد. يكي توليد ارزش اضافه را متوقف ميكند، ديگري تحقق ارزش اضافه توليد شده به ثروت را مانع ميشود.
اما پيكتروها هم مورد هدف دولت قرار گرفتند. زماني كه معلوم شد اين جنبش عظيم توانسته است منشا اثر واقع شود دولت سعي در به دست گرفتن رهبري آن و يا تحت تاثير قرار دادن رهبران آن كرد. با پرداخت سوبسيد به بعضي از آنها توجه‌شان را به خود جلب كرده است. اكنون اين بخش، بيكاران را به طرفداري از دولت به صندوقهاي راي ميبرند. و علاوه بر اين نميخواهند پرونيستهاي چپ سر كار را تحت فشار قرار بگذارند. رئيس جمهوري فعلي آرژانتين نستر كيرچنر و فرماندار فعلي استان بوئنس آيرس ادواردو دوهالده كه در سال ٢٠٠١ موقتا رئيس جمهور شد، با كمك اين بخش از بيكاران به رياست مقاماتشان رسيده‌اند. اما بعضي از سازمان‌هاي پيكتروها كه رهبري آنها در دست چپهاي راديكال و انقلابي است، بر سر مواضع راديكال خود هنوز محكم ايستاده‌اند. جنبش كارگران بيكار هم اكنون به دو دسته اصلي تقسيم شده است: بخشي كه از احزاب چپ پرونيست دفاع ميكند و سعي ميكند كانديداهاي اين احزاب در انتخابات محلي و سراسري پيروز شوند و بخشي كه رهبري آن در دست چپهاي راديكال و آناركوسنديكاليستهاست. در رسانه ها اين دسته بنديها "پيكتروهاي ملايم" و "پيكتروهاي مشكل" عنوان گرفته‌اند. در كل اين جنبش به شدت تضعيف شده است. با اين حال پيكتروها از اصلي‌ترين پشتيبانان جنبش كنترل كارخانه در آرژانتين بوده‌اند. ادامه دارد....