كارخانه بدون كارفرما
مروري بر جنبش كنترل كارخانه ها توسط
كارگران در آرژانتين
قسمت هفتم
ناصر اصغري
| جنبش اشغال و راه اندازي کارخانه هاي ورشکسته توسط کارگران
در آرژانتين يک نمونه نسبتا منحصر بفرد از تجربيات کارگران است
که توجه بسياري را بخود جلب کرده است. ناصر اصغري تحقيقاتي را
در اين زمينه انجام داده و به زمينه هاي اين جنبش و فضاي کل
جنبش کارگري در آرژانتين پرداخته است. کارگر کمونيست در چارچوب
آشنا کردن خوانندگان با تجربيات جنبش کارگري در کشورهاي مختلف
کل اين مجموعه را که عنوان آن "کارخانه بدون کارفرما"ست بصورت
دنباله دار در چند شماره در اختيار خوانندگان قرار ميدهد. |
چند نمونه مشخص
اولين بار كه به فكر نوشتن درباره تجارب اشغال كارخانجات در
آراژنتين افتادم٬
مشوقم خبري بود كه در اواخر سال ٢٠٠۵ از راديو بي بي سي پخش شد. تا آن
زمان در باره تاريخچهاي كه در صفحات پيشين از آن ياد رفت٬
چيزي به آن صورت نميدانستم. خبر مربوط به هتل بوين من را به فكر مطالعه
درباره جنبش اشغال كارخانجات انداخت. وقتي كه در اين باره تحقيق ميكردم٬
نكتهاي كه بيشتر از نكات ديگر مد نظرم بود٬
استفاده رهبران كارگري در ايران از اين تجارب مشخص بود. در اينجا سعي
ميكنم به اختصار هم كه شده به تجارب مختص به محيط كارهاي جداگانه
بپردازم.
مهمترين تجربه اما تجربه كاشي سازي "زانون" است. زانون "كارخانه بدون
كارفرما"ست. اكنون زانون شناخته شده تر از كارخانه "جنرال موتورز" شده
است. الگوي مبارزه كارگران نه فقط در آرژانتين بلكه جهان است. تجربه
زانون و نساجي بروكمن كه آنهم تجارب آموزندهاي براي كارگران در بر
دارد را در بخش هاي بعدي خواهم آورد. در اينجا با تجارب كارگاههاي
نسبتا كوچكتر كه هر كدام درسهائي براي مبارزه كارگري را در بردارند
شروع ميكنيم.
هتل بوين
هتل بوين در قلب شهر بوئنس آيرس قرار دارد كه در روز ٢٠ مارس ٢٠٠٣
به اشغال كاركنانش در آمد. صاحب پيشن اين هتل آن را از سال ٢٠٠١ تعطيل
كرده بود. در اين روز بود كه حدود ٣٠ نفر از كاركنانش يكي از درهاي اين
هتل ٥ ستاره ٢٠ طبقهاي را ميشكنند و وارد آن ميشوند. بسياري از
كارگراني كه در به اشغال در آوردن اين هتل دست داشتند٬
از كارمندان رده پائين اين هتل٬
از قبيل نظافتچيها٬
كارگران غذاخوري و غيره بودند. بعد از بدست گرفتن كنترل مديريت اين هتل٬
نه تنها كارگران سابق شغلهايشان را حفظ كردند بلكه حدودا ١٤٠ كارگر
جديد را نيز استخدام كردند. كارگران براي آمادگي با روبرو شدن با
مسافران خارجي٬
به تناوب در كلاسهاي آموزش زبان انگليسي شركت ميكنند. همه كارگران به
طور متناوب در انجام كارهاي مختلف شركت ميكنند. به قول يكي از
نظافتچيهاي پيشين٬
اكنون متوجه شده است كه اين او نيست كه عقلش مشكل دارد٬
بلكه مشكل اين نظامي است كه كار نظافت را پست رده بندي كرده بود و او
را با استخدام در اين كار وادار به پذيرش دستمزد غيرانساني كرده بود.
او در ادامه ميگويد كه او هم همانند بسياري از كساني كه پست مديريت هتل
را در دست داشتند و در بحبوحه بحرانها آن را به حال خود رها كردند٬
لياقت مديريت و دستمزد بالا را دارد. دستمزد كارگراني كه در مجمع عمومي
به عنوان اداره كننده امور دفتري انتخاب ميشوند با كارگران ديگر تفاوتي
ندارد. كارگران از هيچ تلاشي براي آموختن كارهاي ديگر دريغ نميكنند.
اكنون دريافتهاند كه همه ظرفيت يادگيري و آموزش هر نوع كاري را دارند.
يكي از تجارب جالب مربوط به تشكل كارگري اين محل كار اين است كه شوراي
كارگري اين هتل٬
سالن ميتينگ آن را به رايگان در اختيار كارگران ديگر مراكز اشغال شده
قرار ميدهد كه جلسات خود را در آنجا برگزار بكنند.
روزهاي اواخر سال ٢٠٠٥ شهرداري شهر بوينس آيرس در يك جلسه غيرعلني
لايحهاي را به تصويب رساند كه بر مبناي آن هتل بوين كه از سال ٢٠٠٣
تحت كنترل كارگران اين شركت بوده است، به صاحب پيشين برگردانده شود.
بايد ديد كارگران تا چه حد ميتوانند در برابر اين لايحه مقاومت كنند.
بيمارستان "يهودي"
بيمارستان "يهودي" كه در اوائل قرن ٢٠ شروع به كار كرد و زماني تا
١٢٠٠ كارگر داشت، اكنون جزو ورشكستگاني است كه به اشغال كارگران در
آمده است. يكسري از تصميمهائي در دهه نود ميلادي توسط مديريت اين
بيمارستان اتخاذ شد كه اين بيمارستان را با مشكلات مالي و مديريتي جدي
مواجه ساخت. در عين حال بر اثر فقير شدن جامعه كمكهاي خيريه به اين
بيمارستان نيز هر روز كمتر از روز پيش ميشد. در سال ٢٠٠٤ دادگاه
ورشكستگي، اين بيمارستان را ورشكسته اعلام كرد. در زمان اعلام ورشكستگي
اين بيمارستان ٤٠٠ كارمند داشت. بسياري از اين ٤٠٠ نفر به دنبال كار
ديگري رفتند اما حدود ١٦٠ نفر از كارگران تصميم به ايجاد يك تعاوني
گرفتند و شروع به اداره بيمارستان كردند. اين بيمارستان در زمان اين
تحقيق ٢٥٠ پرسنل داشت. تعاوني بيمارستان "يهودي" توسط پرستاران،
تكنسينهاي آزمايشگاهها، نظافتچيها و كارمندان اداري تاسيس شد. دكترها
عضو تعاوني نيستند بلكه توسط تعاوني استخدام ميشوند و دستمزدشان بسيار
بيشتر از اعضاي تعاوني است. اعضاي تعاوني بعد از پرداخت هزينهها ماهي
حدود ٢٥٠ دلار درآمد دارند. بين سالهاي ٢٠٠٣ و ٢٠٠٤ يعني قبل از اعلام
ورشكستگي بيمارستان، كارگران اين بيمارستان تقريبا دستمزدي دريافت
نميكردند. و حتي زماني هم كه بيمارستان ورشكسته اعلام شد، و قانونا حق
كار از آنها سلب شده بود، كارگراني كه بيمارستان را ترك نكرده بودند،
به كار ادامه دادند و بيمارستان را باز نگه داشتند. تعاوني بيمارستان
"يهودي" يكي از نمونههائي است كه كارگران خود را مجبور به پرداخت
بدهيهاي به "ارث" برده كرده است. بخش اعظم درآمد اين بيمارستان صرف
پرداخت حقوق دكترها و وامهاي از قبل مانده ميشود.
نانوائي و شيرني پزي هريسينوپولي
نانوائي و شيرني پزي هريسينوپولي (Grissinopoli) يكي از نمونههاي
ديگري است كه بخش زيادي از درآمدش صرف پرداخت بدهيهاي بالا آورده شده
صاحبان پيشين آن ميشود. با اين وجود كارگران آن ماهي چيزي حدود ١٣٠٠
پزو يا ٤٤٥ دلار آمريكائي "برگشت" دارند. اين درآمد دو برابر درآمد
ميانگين كارگران غيرماهر در آرژانتين در اين رشته است. قبل از اعلام
ورشكستگي اين محيط كار، مديريت آن چندين بار تعويض شد. از سال ٢٠٠٠ كه
وضع در اين نانوائي رو به وخامت گرائيد، كارگران هفتهاي ١٠٠ پزو
دستمزد دريافت ميكردند. در حاليكه بدهي و قرض و قوله روي هم جمع ميشد.
با اينكه رسما دستمزد كارگران ١٠٠ پزو اعلام گرديده بود اما هيچ وقت
كارگران دستمزد واقعي خود را دريافت نكردند. بلكه هر از چند گاهي چند
پزوئي اينجا و آنجا به كارگران با منت پرداخت ميشد. بسياري از كارگران
حدود ٢ سال دستمزد از اين نانوائي طلبكار بودند. در سال ٢٠٠٢ ناگهان و
بدون اعلام قبلي، دستمزد كارگران از ١٠٠ پزو در هفته به ١٠ پزو كاهش
داده شد. كارگران دست به اعتصاب زدند و آن را به اشغال خود در آوردند.
تعدادي از كارگران شبها را آنجا ميگذراندند. اين نانوائي براي ٧ ماه در
اشغال كارگران بود. صاحبان پيشن فراري شدند. توليد متوقف شد. همسايهها
و كارگران كارخانههاي ديگر براي زنده نگه داشتن اين اشتغال و براي
اعلام همبستگي، در تمام اين مدت كارگران را حمايت مالي كردند. اكنون
يكي از مشكلاتي كه اين محيط كار دارد، تهديد قطع آب آن از طرف اداره آب
است. زيرا صاحبان پيشين قبضهاي آب را چندين سال پرداخت نكرده اند و
اكنون تعاوني اين محيط كار بايد مرتب با اداره آب درگير بشود.
درمانگاه هونين
وقتي در اواسط سال ٢٠٠٢ صاحب پيشين درمانگاه هونين (Junin) بخاطر
عدم سوددهي اين درمانگاه را بست، بسياري از پرسنل اين درمانگاه دنبال
كارهاي ديگري رفتند؛ اما ٣٤ تن از آنها تصميم گرفتند كه بخاطر
شغلهايشان بجنگند. ١١ ماه اين ٣٤ كارگر هيچگونه دستمزدي دريافت نكردند.
در محله اي كه درمانگاه در آن قرار دارد، كارگران خانه به خانه در زدند
و از اهالي خواستند كه از لحاظ مالي سعي كنند اين مركز را تقويت كنند
تا اين مركز دو باره به كار ادامه بدهد. اكنون اين مركز به كار خود
ادامه ميدهد و همه از دكتر تا كارگر ساده آن به يكسان دستمزد ميگيرند.
ماهانه هزاران نفر كه قريب به اتفاقشان از بيكاران و افراد كم درآمد
هستند، به اين مركز مراجعه ميكنند. در حاليكه اين درمانگاه وسيعا مورد
حمايت اهالي محله قرار گرفته، اما دولت دائما برايشان مشكل درست ميكند.
وضعيت قانوني آن پا در هواست. به دكترهايش اجازه جراحي نميدهند و
همچنين اجازه نميدهند كه كارگران صاحب قانوني اين مركز بشوند.
كارخانه شيشه سازي سان هوستو
كارگران كارخانه شيشه سازي سان هوستو (San Justo) تقريبا به مدت
يكسال تمام هر روز جلوي در كارخانه براي جلوگيري از خارج كردن ماشين
الات كارخانه تحصن كردند. سخت ترين چيزي كه اين كارگران بايد با آن دست
و پنجه نرم ميكردند، اين بود كه خانوادههايشان كه چيزي بر سر سفره
نداشتند، از اين اقدام كارگران حمايت نميكردند. يكي از كارگراني كه ٢٠
سال كارگر اين كارخانه بوده، ميگويد كه خانوادههايمان متوجه نبودند كه
بعد از ٢٠ سال كار كردن در اين كارخانه، پيدا كردن كار در كارخانه و يا
جاي ديگري آنهم در يك چنين وضعيتي كار سادهاي نيست. آنها در عوض حمايت
از ما مرتب ما را سرزنش ميكردند كه "عوض تلف كردن وقت بهتر است دنبال
كار ديگري بگردي!". كارگران كارخانه سان هوستو امروزه دستمزدي حداقل
برابر با زماني كه كارخانه در بهترين حالت و به قول كارفرمايان
سوددهترين زمان توليد بود، دريافت ميكنند.
كشتي سازي استي ليروز نه وليز اونيدوز
كشتي سازي استي ليروز نه وليز اونيدوز (Astilleros Navales Unidos)
از كارخانجاتي است كه نتوانسته موفقيت ديگر كارخانجات را بدست بياورد.
گرچه صاحب پيشين كارخانه علنا از اقدام كارگران اظهار خوشحالي و
پشيتباني كرده، اما كارگران بر زمين كارخانه حق قانوني ندارند و هر آن
همانند بسياري از كارخانجات به اشغال در آمده٬
امكان دارد كه از آنجا بيرون رانده شوند. براي يك چنين كارخانهاي كه
بايد برنامه نسبتا درازتري در جلب مشتري و دريافت تقاضا براي توليداتش
بريزد٬ كارگران نميتوانند تقاضاي درازمدت بگيرند كه اين خود مانع مهمي
بر سر راه توليد اين كارخانه بوده است...ادامه دارد
|