مصاحبه نشريه انقلاب کارگرى با مصطفى صابر

درباره تاثيرات سياسى کشتار کارگران خاتون آباد

 
انقلاب کارگرى: همانطور که مطليعد، رژيم اسلامى سرمايه داران کارگران متحصن در خاتون آباد را به گلوله بست و طبق اخبار متفاوت ١٥ کشته و بيش از سيصد نفر زخمى شده اند که حال تعدادى از زخمى ها وخيم است. جمهورى اسلامى نطفه اش با جنايت و شکنجه و بى حقوقى کامل شهروندان بسته شده است و از اولين روزهاى به قدرت رسيدنشان اولين گلوله هايشان را بسوى کارگران بيکار اصفهان شليک کردند که تعدادى در آنجا جانباختند. سرکوب کارگران يکى از ارکان هميشگى اين نظام بوده است اما سوال من از شما اين استکه جايگاه سياسى اين کشتار وحشيانه در اين مقطع و در استان کرمان چگونه است؟ اعتراضات کارگرى بسيارى را طى سالهاى متمادى ما شاهدش بوده ايم اما اين اولين بار است بعد از چند سال که رژيم به سبک ٣٠ خرداد عمل کرد، و تا امروز دستگيرى، شکنجه و وضعيت حکومت نظامى در منطقه برقرار است. چرا اين جنايت در منطقه اى که هنوز در تب کشتار زلزله بسر ميبرد، رخ داد؟ تحليل سياسى شما چيست؟مصطفى صابر: به نظر من شليک به صف کارگران خاتون آباد، فراخوان جمهورى اسلامى (البته به شيوه خاص خودش) به کل طبقه کارگر بود که به ميدان بياييد! اين پيام را به همه کارگران (نه فقط در خاتون آباد و کرمان، بلکه سراسر ايران) ميداد که راهى جز نبرد نهايى و انقلاب براى بهبود وضعتان وجود ندارد. بهمين دليل ترديد دارم که اين حرکت جمهورى اسلامى يک سياست سراسرى و حساب شده جمهورى اسلامى باشد. به نظر من خودشان هم وحشت زده و نگرانند. دارند ميکوشند دامنه ابعاد عکس العمل احتمالى به اين جنايت را تخفيف دهند. بى جهت نيست که مثلا شوارهاى اسلامى بوسط صحنه پريده اند و گفته اند که به «آى ال او» (سازمان جهانى کار) شکايت خواهند برد! و به رژيم هشدار ميدهند که اين حرکت «صفوف کارگران را متحد تر ميکند» (يعنى زير پرچم خانه کارگر متحد ميکند!). هر کارگرى هر گوشه ايران که خبر اين جنايت را بشنود پيش خودش فکر ميکند، خب حالا چه بايد کرد؟ براى گرفتن مزد، براى حفظ شغل با گلوله جوابمان را ميدهند. چه بايد بکنيم؟ و پاسخ اين سوال معلوم است: نمى شود رفت و خانه نشست. امکان بقاء نيست. بعلاوه از آنطرف هم اوضاع و جوى است که کارگر دارد مى بيند مثلا در دانشگاه از او حمايت ميشود. دارد مى بيند که اعتراضات کارگرى هر روزه و همه جا در جريان است. دارد مى بيند که مردم بطور وسيعى از رژيم بيزارند و عليه آن اعتراض ميکنند. که چطور سران رژيم بهم پريده اند. اوضاع بين المللى جمهورى اسلامى را دنبال کرده است. همه کس ميداند که جامعه ملتهب و در آستانه تحولى عظيم و تعيين تکليف قدرت سياسى است. در چنين شرايطى وقايعى مانند جنايت خاتون آباد و شهر بابک و شليک به کارگران هر کارگرى را به فکر مى اندازد که ديگر نمى شود و نبايد تحمل کرد، بايد دست به کارى زد.البته خشونت در برابر تظاهرات ها و اعتراضات کارگرى ميدانيم که تازه نيست. حتى بکارگيرى اسلحه هم ابتدا به ساکن نيست. در همين سالهاى اخير هم در کنار سياست سردوندان، وقت کشى، تفرقه اندازى، شکار رهبران و پيشروان، آوردن پليس ضد شورش و باتوم و گاز اشک آور، خوشرقصى هاى خانه کارگريها و دنبالچه هاى توده اى و اکثريتى و پرداخت يکصدم مطالبات کارگران و دادن وعده هاى بسيار و خيلى روشهاى ديگر دست به اسلحه هم برده بودند، ولى نه به اين شکل. تهديد اسلحه را بالاى سر کارگر گذاشته بودند. شهر را قرق کرده بودند. حکومت نظامى عملى ايجاد کرده بودند. اما اينبار با همه موارد قبلى فرق ميکند. رسما و علنا به صف کارگران آتش کشودند و کشتار کردند. اعلام کردند که زبانى به جز زبان اسلحه نمى دانند. اين به نظر من به نحو خيلى آشکارترى موقعيت واقعى و عينى طبقه کارگر در جامعه را منعکس ميکند. اين را تاکيد ميکند که طبقه کارگر امروز بهيچ وجه قادر به مدارا با وضع موجود نيست. وقايع خاتون آباد نشان داد که کارگران در صف اول اعتراض عليه جمهورى اسلامى اند. اين وزن سياسى کارگران و موقعيت سياسى جنبش اعتراضى آنها را تغيير خواهد داد. کل فضا را چپ تر و راديکالتر خواهد کرد. لااقل در ايران (بنا به دلائل مختلف و بويژه تجارب انقلاب ٥٧) هرجا کارگر در صحنه سياست مطرح ميشود چپ جامعه را على العموم قوى تر ميکند.

انقلاب کارگرى: چشم انداز سياسى آينده را چگونه مى بينيد؟ آيا مردم مرعوب ميشوند؟ آيا رژيم به بهانه هاى مختلف خشم مردم را دور ميزند؟ آيا اعتراضات مردم چه در محل و چه در سطح سراسر ايران تحت الشعاع اين واقعه قرار ميگيرد و جنبش سرنگونى وسيعتر و تعرضى تر ميگردد؟مصطفى صابر: پيش بينى چشم انداز سياسى حتى در درازمدت تر آن به اندازه کافى پيچيده و دشوار است، چه رسد به پيش بينى عکس العمل ها نسبت به يک واقعه معين. اما روى نکات قطعى اى هم در پاسخ به سوال شما مى شود دست گذارد. بنظرم مردم مرعوب نمى شوند، جرى تر ميشوند. بنظر ميرسد دوره مرعوب کردن مردم سپرى شده است. اينکه کثيف ترين حزب الهى ها و آدمکش هاى جمهورى اسلامى و زبده ترين ماموران امنيتى، شکنجه گران و متخصصين ارعاب (يعنى همانها که در دهه اول حکومت اسلامى اين کار را با موفقيت انجام داده بودند) حالا گلاب اصلاحات بر سر و روى خود مى پاشند، اعتراف به اين است که کفگير روش هاى کلاسيک جمهورى اسلامى به ته ديگ خورده است. در چند سال اخير هم شاهد بوده ايم که برادران جناح راستى آن حضرات انواع و اقسام روشهاى ارعاب (از اعدام در ملاء عام، بگير و ببند، شلاق زنى تا سنگسار و غيره و غيره) را بکار برده اند و مردم مرعوب نشدند. بى ترديد جمهورى اسلامى به نحوى از آنها در آخرين مقاومت هايش خونريزى هاى وسيع و گسترده را بکار خواهد گرفت، اما اين ديگر نه براى حفظ اوضاع که به يک معنى اعتراف به پايان کار خويش خواهد بود. من بهمين دليل گفتم که به نظر نمى رسد که مورد حمله وحشيانه به کارگران خاتون آباد يک سياست سراسرى جمهورى اسلامى باشد. رژيم تمام تلاشش را بکار خواهد گرفت تا جنايت خاتون آباد را از سر بگذراند. از توطئه سکوت رسانه هايش تا حتى احيانا برخى عقب نشينى ها و غيره. اما بنا بر آنچه که در جواب سوال اول آمد، اين رژيم قادر نيست تاثيرات سياسى و طبقاتى اين حرکت را خنثى کند.بله کلا فکر ميکنم بعد از اين هرکس ميخواهد راجع به جمهورى اسلامى حرف بزند در کنار انواع و اقسام جنايت هاى اينها، اينرا هم به ليست خود اضافه خواهد کرد: اينها همانها هستند که کارگران خاتون آباد را گلوله بستند. يک روز هم نبايد بهشان مجال داد! و اين يعنى داغتر شدن تنور اعتراض مردم عليه جمهورى اسلامى. اين گونه اظهار نظر ها را البته بايد در وزن سنگين طبقه کارگر در تحولات و ذهنيت سياسى دو سه دهه اخير جامعه ايران ضرب کرد تا اهميت و دامنه آنرا دريافت.

31january 04