|
طبقه کارگر از حق يک زندگى انسانى برخوردار نيست و چاره اى جز مبارزه و اتحاد طبقاتى ندارد. اين نيز و امروز بيشتر از هر زمان نياز دارد در ميدان باشد و اين تناسب قوا را تغيير بدهد. بايد تعرض کند. نبايد اجازه بدهديم هر کارى که ميخواهند بر سرمان بياورند. پراکنده مان بکنند. برعليه بيکارى، برعليه شدت کار، برعليه اضافه کارى ، براى کاهش ساعت کار و براى پرداخت نکردن حقوقهايمان بصورت ماههاى متوالى، براى آزادى اعتصاب و تحصن ، براى آزادى بيان و انديشه و آزادى زندانيان سياسى و براى آزادى کارگران دربند بايد به ميدان بياييم و يکپارچه در تمام کارخانه ها و کارگاهها و در محل زندگى اعلام کنيم که ما هستيم و در وضعيت موجود هيچ منافعى نداريم. ما کارگران از تمام جنبشهاى اجتماعى و کارگران دنياى سرمايه دارى ميخواهيم ما را دريابند. در جهنمى که بر ما در ايران تحميل کرده اند و به ما اجازه نفس کشيدن نميدهند. ما آمده ايم و نميتوانيم پس بشکيم. زيرا بردگى را نميخواهيم و آنرا ننگ ميدانيم. سالهاست ما را خفه ميکنند . سالهاست نميگذارند صدايمان در بيايد. سالهاست رهبران و پيشروان ما را ميکشند و ميبرند. در شهرهاى ايران مراسم اول ماه مه عليرغم رعب و وحشت سرمايه دارى برگزار شد. در خيلى جاها مراسم ها در بيرون از شهرها و در يا در جاهاى بسته و بدون فراخوان برگزار شد و در بعضى جاهاى ديگر چند خانواده در يک منزل مراسم برگزار کردند. خانه کارگر و شوراهاى اسلامى که خود دست پرورده سرمايه اند تنها اجازه داشتند نشخوار کنند و بله قربان چشم قربان هايشان را تحويل مقامات وزارتى و صدارتى شان دادند. مراسم هاى کارگرى عموما زير نظر پليس و وزارت اطلاعات برگزار شد. در جاهاى مثل سقز رهبران اول مه دستگير ميشوند و تمام فعالين و کارگران که مراسم اول مه برگزار کردند احساس خطر ميکنند.
تهران جمعى از کارگران برق
|