اين يک
پيروزى شور انگيز براى همه فعالينى بود که طى
ده روز گذشته کمپين وسيعى را براى آزادى اين
عزيزان به پيش بردند، کارزار گسترده اى که
حزب ما و سازمانها و نهادهاى متعدد ديگرى
درگير آن بودند و اتحاديه هاى کارگرى و
نهادهاى مترقى و انساندوست از گوشه و کنار
جهان را در حمايت از زندانيان سقز بميدان
آوردند. در داخل ايران نيز کمپين با
تومارنويسى کارگران و مردم معترض در شهرهاى
کردستان و تهران و ديگر شهرهاى ايران، و فعال
شدن خانواده زندانيان و مشخصا نوشتن نامه
هاى اعتراضى همسران آنها به پيش ميرفت و رژيم
را تحت فشار قرار ميداد. مجوعه اين فشارها
بالاخره رژيم را بزانو در آورد و به آزادى بى
قيد و شرط دستگير شدگان اول مه منجر گرديد.
اين
پيروزى از يکسو بيانگر توازن قواى جديد ميان
جنبش کارگرى و رژيم و از سوى ديگر نشاندهنده
موفقيت شيوه هاى علنى و اجتماعى مقابله جنبش
کارگرى با جمهورى اسلامى است.
اجازه
بدهيد نگاه گذرائى به سير شکل گيرى اين کمپين
بياندازيم: تعدادى از سخنرانان و شرکت
کنندگان در مراسم اول مه در سقز دستگير
ميشوند. بلافاصله اسامى و عکسهاى دستگير
شدگان از جانب فعالين جنبش کارگرى و خانواده
هاى دستگير شدگان اعلام ميشود و يک کارزار
گسترده و مستمر از سقز و سنندج و تهران تا لس
آنجلس و لندن و هلسينکى بطور علنى و در برابر
چشمان جامعه آغاز ميشود. مدياى اصلى و حلقه
رابط در اين ميان، بويژه پل خبرى اطلاعاتى
ميان داخل و خارج، سايتهاى اينترنتى است.
فعالين تشکيلات خارج کشور حزب و ساير نهادها
و سازمانهاى درگير در اين کمپين اتحاديه هاى
کارگرى و نهادهاى بين المللى کارگرى و احزاب
و نيروهاى مترقى و انساندوست را به حمايت از
دستگير شدگان اول مه سقز فرا ميخوانند و ده
ها نامه اعتراضى و اعلام همبستگى با
زندانيان از سوى اين نيروها و سازمانها
منتشر ميشود. در کشورهاى مختلف فعالين
تشکيلات خارج کشور حزب در برابر سفارتخانه
ها و کنسولگرى هاى جمهورى اسلامى پيکت
اعتراضى سازمان ميدهند و افکار عمومى را به
مساله بازداشت شدگان اول مه در ايران جلب
ميکنند. گروههاى مختلف کارگران در سقز و
سنندج و تهران و شهرهاى ديگر ايران تومار
منتشر ميکنند و خواستار آزادى بازداشت شدگان
اول مه ميشوند. کميته ها و نهادهايى با
ابتکارات فردى فعالين نظير "کميته دفاع از
آزادى فعالين اول مه در ايران" و "کمپين
گل رز" براى آزادى زندانيان اول مه سازمان
داه ميشود. همسران بازداشت شدگان نامه
سرگشاده اعتراضى مينويسند و نامه شان در
سايتها و نشريات مختلف منتشر ميشود. در اين
ميان يک روش سنتى که با بقيه فعاليتها در اين
کمپين خواناتى ندارد، بکار گرفته ميشود و
خوشبختانه فورا تصحيح ميشود. زندانيان دست
به اعتصاب غذا ميزنند اما بعد از سه روز خود
به توصيه خانواده ها و مردم و جامعه،
درخواستى که اصغر کريمى رئيس هيات دبيران
حزب ما نيز در يک نامه سرگشاده به دوستان
زندانى مطرح ميکند، به اعتصاب خاتمه ميدهند.
حرکتى که ميتواند پايان دهنده به سنت غلط
اعتصاب غذا در جنبش کارگرى و کلا در جنبش
انقلابى عليه جمهورى اسلامى باشد.
در اين
کمپين علنى و وسيع نه تنها امنيت کسى بخطر
نمى افتد، نه تنها رژيم قادر به ارعاب و
دستگيرى کسى نيست، بلکه نفس علنيت و شناخته
شده بودن بازداشتيان اول مه بهترين تضمين
براى بيخطر و مستاصل کردن رژيم و پليس سياسى
اش، هم در برابر دستگيرشدگان و هم فعالين
کمپين براى آزادى آنان، هردوست. اين وجه علنى
و اجتماعى کمپين در پيروزى آن هم خود را نشان
ميدهد. در روز آزادى تمام شهر را شور و شعف
فرا ميگيرد، مردم علنا درخيابانها شادى خود
را نشان ميدهند و به يکديگر تبريک ميگويند و
مانند روزهاى انقلاب ٥٧ با دسته گل به
استقبال آزاد شدگان ميروند.
اين
تصوير عمومى يک کارزار وسيع اجتماعى، علنى و
مدرن است که توانست در ظرف ده روز رژيم
جمهورى اسلامى را به عقب براند و به پيروزى
برسد. با اين حرکت جنبش کارگرى گام بلندى در
جهت سازماندهى يک کمپين علنى و اجتماعى و
بسيج افکار عمومى و همه فعالين و نهادهاى
کارگرى و مترقى و انساندوست در سطح ايران و
جهان بجلو برداشت. اين شيوه موثر مبارزه را
بايد مدل قرار داد و در عرصه هاى مختلف جنبش
کارگرى و در سطح وسيعترى کل جنبش انقلابى
عليه جمهورى اسلامى به کار گرفت. اين شيوه
ايست که در کارزار کارگران براى دريافت
دستمزدهاى عقب افتاده، در اعتراض عليه
اخراجها، در تعقيب قاتلين و مسئولين کشتار
کارگران خاتون آباد و بسيارى از عرصه هاى
ديگر جنبش کارگرى ميتواند و بايد به کار
گرفته شود. در اعتراضات اقشار ديگر جامعه نيز
اين شيوه بايد عموميت پيدا کند: در جنبش
آزادى زن و مشخصا در مبارزه عليه حجاب و
سنگسار و آپارتايد جنسى، در مبارزه جوانان
عليه جوان ستيزى رژيم و مشکلات و موانعى که
در برابر برخوردارى جوانان از يک زندگى شاد و
مدرن قرار داده است، در مبارزه معلمان براى
افزايش حقوق، و در اعتراض به موارد مشخص
سنگسار، صدور و اجراى حکم اعدام، اعدام هاى
خيابانى، اجراى احکام شنيع قصاص اسلامى،
توقيف روزنامه ها، اعتراض به برنامه هاى فوق
ارتجاعى راديو و تلويزيون رژيم و کلا در
مقابل هر اقدام و تصميم ضد انسانى
جنايتکاران حاکم. به همه اين مناسبتها و در
تمامى اين عرصه ها ده ها نهاد و کميته و کمپين
و فعالين و رهبران عملى ميتوانند شکل بگيرند
و قدم بميدان بگذارند و رژيم جمهورى اسلامى
را از هر سو تحت فشار و محاصره قرار بدهند.
انقلاب آتى ايران تنها ميتواند به اين شيوه
همه گير شود، اوج بگيرد و پيروز شود. بگذار در
دنيائى که تروريستهاى اسلامى و غربى به
بريدن سر يکديگر مشغولند، کارگران و مردم
ايران نويد دهنده جنبش و انقلابى انسانى و
متمدن و مدرن باشند.
٢٣ ارديبهشت ١٣٨٣ (١٢
مه ٢٠٠٤)