خالد حاج محمدى

مختصرى در معرفى سنديکاى خبازان سقز

در جريان اعتراضات مردم ايران در سالهاى ٥٦ و بدنبال قيام مردم ايران در بهمن ٥٧ که منجر به برکنارى رژيم پهلوى شد، طبقه کارگر و توده هاى زحمتکش و ستمديده بار بزرگى از سنگينى اين اعتراضات را بر دوش داشتند تا جايى که با بميدان آمدن کارگران صنعت نفت ديگر تيشه بر ريشه حکومت پهلوى زده شد و کارگر نفت به عنوان رهبر سر سخت مردم بميدان آمده، ورد زبانها شد.

در همان سالهاى آخر حاکميت رژيم شاه در توازنى که ميان مردم ناراضى و نيروهاى حکومت بوجود آمده بود، امکانى فراهم شد که کارگران و فعالين و رهبران پيشرو طبقه کارگر تلاش کنند از اين فضا براى سازمان دادن خود در ابعادى وسيعتر استفاده کنند. در بسيارى از شهرهاى ايران و از جمله در شهرهاى کردستان هم زمزمه اهميت تشکلات کارگرى و سازمانيابى علنى به بحث در ميان فعالين جنبش کارگرى تبديل شد.

در شهر سقز هم بحث متشکل شدن کارگران در ميان محافل کارگرى در جريان و سرانجام در بهار ١٣٥٨ بعد از بحث و مشورت ميان تعدادى از کارگران نانوايى اولين جلسه آن گذاشته شد که دهها نفر از کارگران اين بخش را دور خود جمع کرد. بدنبال اين نشست سنديکاى خبازان سقز اعلام موجوديت کرد و هر چند گاهى مجمع عمومى خود را تشکيل ميداد و بر سر مسائل کارگرى و مشکلات آن دوره کارگران نانوايى به بحث و تبادل نظر ميپرداخت، تصميم ميگرفت و اجراى عملى آنرا به عهده نمايندگان خود ميگذاشت.

سنديکا با تشکيل مجامع عمومى منظم و ايفاى نقش مستقيم اعضاى متشکل در آن در تصميم گيريها و اقداماتى که در جهت بهبود شرايط کار و بالا بردن دستمزدها انجام داد در مدت کوتاهى توانست تعداد وسيعى از کارگران نانوايى شهر سقز را در سنديکا متشکل کند. تشکل خبازان سقز که به سنديکاى خبازان مشهور شد به جريانى تبديل شد که هم مردم آنرا ميشناختند و از نقش مثبت آن در زندگى کارگران نانوايى مطلع بودند و هم کارفرمايان و مراکز دولتى مجبور شدند اين تشکل را به عنوان نماينده رسمى اين بخش از کارگران بشناسند.سنديکاى خبازان سقز و نماينده گان آن که مستقيما از جانب مجمع عمومى انتخاب شده بودند در حيات سياسى شهر سقز دخالت و نقش ايفا ميکرد، با مجامع و مراکز توده اى در شهر از جمله شوراى شهر ارتباط ميگرفت و سعى ميکرد بر تصميمات آنها به نفع اقشار پايين جامعه و خصوصا کارگران تاثير بگذارد. در اين زمان تشکلات ديگرى از جمله تشکل کارگران بيکار در شهر سقز تشکيل شده بود و تلاش براى دريافت بيمه بيکارى به يکى از مسائل مورد مشاجره ميان کارگران و دولت جمهورى اسلامى تبديل شده بود. خبازان سقز در مبارزات کارگران براى بيمه بيکارى و تحصنى که به همين مناسبت در فرماندارى شهر سقز در بهار ٥٨ راه افتاد نقش ايفا کرد. اين تحصن سرانجام به تظاهرات نسبتا وسيعى تبديل شد و در ادامه اين اعتراضات جمهورى اسلامى مجبور شد حداقل در يک مورد مقدارى پول به کارگران بيکار سقز بدهد. رهبران وقت سنديکاى خبازان و کل اين تشکل در راه انداختن و به پيروزى رساندن اين حرکت نقش داشتند. تشکل خبازان در کل مبارزات کارگرى در اين شهر ايفاى نقش ميکرد، از مبارزات بخشهاى ديگر کارگرى پشتيبانى ميکرد و اين امر در ميان مردم شهر و خصوصا کارگران اعتبار خاصى به سنديکا داده بود. اعتصاب کارگران موزايک سازى در سقز که بدنبال قيام و قبل از حمله جمهورى اسلامى به کردستان صورت گرفت و موفق شد، از جمله اعتصاباتى بود که سنديکاى خبازان از آن دفاع کرد. رهبران و فعالين آن در مراسمها و جلسات و بحثها و تصميم گيرها که در اين دوران بدليل ضعيف بودن حکومت مرکزى و جو و فضاى انقلابى که موجود بود شرکت کرده و تلاش ميکردند منافع کارگران را در سطح درک و توان خود نمايندگى کنند.

در همين دوران سنديکاى کارگران سقز با ساير کارگران نانوايى در شهرهاى ديگر کردستان از جمله در سنندج، مهاباد و بوکان در تماس بود و تلاش ميکردند که در ساير شهرهاى کردستان هم، چنين تشکلهايى براى متشکل کردن کارگران، بهبود شرايط غير انسانى کار و درجه اى بهتر شدن وضع معيشت و در يک کلام تامين زندگى قابل تحملترى شکل بگيرند. در ضمن اين تشکل همراه بقيه تشکلاتى که در اين دوران در کردستان شکل گرفته بود از جمله تشکل بيکاران در سنندج با تشکلات کارگرى در شهرهاى ديگر ايران با شوراهاى کارگرى که از جمله در تهران پا گرفته بود رابطه برقرار کرده بود. اين امر حرکتى مهم در جهت متحد کردن و تقويت احساس همسرنوشتى در صفوف کارگران بود. ادامه دارد...

بدنبال حمله رژيم به کردستان در سال ٥٨ و سرانجام اعمال حاکميت خود بر همه شهرهاى کردستان در تابستان ٥٩، حمله به فعالين کمونيست، رهبران کارگرى، زنان و در يک کلام هرآنچه گوشه اى از دستاورداى مردم به پا خواسته عليه رژيم شاه بود شروع شد. دستگيريهاى وسيع، اعدامهاى دسته جمعى و کلاً راه انداختن فضاى رعب و وحشت و رها کردن انواع باندهاى چاقوکش و قمه زن و دارودسته هاى حزب الله شروع شد. فعاليت سنديکاى خبازان سقز هم عملا متوقف و فعالين آن پراکند شدند.

على رغم پراکنده شدن فعالين سنديکا و دستگيريهاى مکرر در کردستان و از جمله دستگيرى و زندانى شدن تعداى از اعضا و عناصر اصلى آن و شکنجه و تهديدات رژيم، رابطه فعالين اصلى آن و در عين حال طيف جوانترى که بميدان آمده بودند، با همه مشکلات مورد بحث حفظ شد.

در سال ٧٣ بدنبال مشورت و صحبتهاى نسبتا زيادى که ميان طيفى از کارگران نانواى سقز در مورد لزوم متشکل شدن و تجارب گرانبهاى گذشته آنها و اثرات مثبتى که بر کار و زندگيشان گذاشته بود، براى دومين بار اين تشکل اعلام موجوديت کرد. در ٦ سال گذشته تشکل خبازان على رغم کارشکنيها، توطئه ها و دستگيرى و زندانى کردن چندين باره تعدادى از فعالين آن از جانب جمهورى اسلامى، توانست قوام بگيرد و عملا خود را به رژيم تحميل کند و در واقع رژيم مجبور شد گرچه نه رسما بلکه در عمل چنين تشکلى را به رسميت بشناسد. قبل از شروع دور دوم کار سنديکا که اين بار با نام انجمن صنفى خبازان سقز فعاليت خود را شروع کرد، يعنى قبل از سال ٧٣، به يمن حاکميت جمهورى اسلامى، صاحبکاران و دولت توانسته بودند شرايط کار بسيار وحشيانه اى به کارگران تحميل کنند. اخراج کارگران به ميل کارفرما و دستمزد پايين و ناهمگون، نداشتن حق بيمه در ميان بيش از ٨٠ درصد کارگران خباز از جمله مواردى از اين شرايط تحميل شده به کارگران نانوايى در شهر سقز بود. در مدت ٦ سال فعاليت سنديکا، يعنى از سال ٧٣ تا امروز اين تشکل اقدامات و مبارزاتى را پيش برد که نتايج ملموس آن در زندگى کل کارگران اين شهر و بطور مشخص کارگران نانوايى تاثير به سزايى داشت. با تلاشهاى سنديکا حقوق کارگران خباز در کل شهر تقريبا يکسان شد يعنى کارگرانى که به نسبت رفقاى خود دستمزد کمتر دريافت ميکردند توانستند حداقل دستمزدهاى خود را به آن سطح برسانند. براى نمونه در سال ٧٣ دستمزد يک شاتر از ٩٠٠ تومان تا ١٥٠٠ تومان بود و تلاش سنديکا باعث شد همه شاترها حداقل ١٥٠٠ تومان را بگيرند. مسئله دستمزدها کلا يکى از ميدانهاى جدال و مشاجره کارگران و سنديکايشان با کارفرما و رژيم بوده است که البته کارگران در اين زمينه توانستند دستمزدها را در عموم افزايش دهند. از ديگر اقدامات اين تشکل تحت فشار گذاشتن رژيم و کارفرمايان براى بيمه کارگران بود که تا آن زمان بيش از ٨٠ درصد آنها بيمه نبودند و اکنون کارگران متشکل در سنديکا از حق بيمه برخوردارند. در حال کارفرما نميتواند به راحتى کارگران را اخراج کند و يا يکجانبه و بدور از دخالت سنديکا وارد قرارداد و تعين دستمزد با کارگر شود. همچنين مبارزات کارگران خباز باعث شد که عيدى ساليانه، بن کارگرى و تعين ساعت کار مشخص را به کارفرما و رژيم تحميل کند و در حال ٨ ساعت کار به عنوان زمان مقرر کار به رسميت شناخت شده که قبلا خبازان با ساعت کار بيشترى همان دستمزد را دريافت ميکردند. کارگران خباز در نتيجه مبارزات خود توانستند از سال ٧٥ فروشگاه تعاونى ايجاد کنند تا بدينصورت اعضا تعاونى بتوانند مايحتاج اوليه خود را از طريق فروشگاه و با قيمت کمتر خريدارى کنند. سنديکا و تعاونى در مواقع ضرورى به اعضا سنديکا وام ميدهند. تلاشهاى سنديکا باعث شد که مسئولين رژيم در اين شهر قبول کنند با مقدار پول کمترى به نسبت بازار قطعه زمينى را براى اعضا تعاونى دريافت کند. البته لازم به يادآورى است که بعد از پرداخت پول از جانب کارگران در سال ٧٥ به دولت، رژيم تا کنون از پول آنها استفاده و از پرداخت زمينهاى مقرر به کارگران خودارى کرده است. کارگران خباز بعد از اعتراضات زياد در بهار و تابستان ٧٩ و از جمله رفتن دسته جمعى به دخانيات و ديدن مسئول تعاونى مسکن در ٢٤ مرداد ٧٩ و اخطار به او و تهديد به تشديد مبارزه و اعتراض، مسئولين رژيم را مجبور کردند که به خواست آنان تن دهد و قرار است از اواخر اين ماه زمينها به آنان واگزار شود. در جريان تعين هيئت تشخيص و حل اختلاف، اين تشکل با فشار توانست دبير خود يعنى محمود صالحى و يکى ديگر از فعالين خود را در اين هيئت جا دهد. در جريان تلاش رژيم براى معافيت کارگاههاى کوچک از قانون کار، خبازان سقز اعتراضات زيادى و از جمله ارسال نامه هاى اعتراض به مسئولين رژيم و تا تهديد به تحصن در صورت عملى کردن طرح فوق را پيش برد.

ضمنا انجمن صنفى خبازان يا به زبان رايج آن سنديکا در زنده نگه داشتن سنت اول ماه مه به عنوان روز قدرتنمايى و اعلام همسرنوشتى کارگران نقش جدى داشته است. مراسمهاى اول ماه مه در شهر سقز در دو سال اخير نمونه هاى بارزى از تلاش کارگران کردستان براى برگذارى اول مه بوده است. سنديکاى خبازان سقز در سال ٧٨ توانست ١٠٠٠ نفر و در ٧٩، ٢٠٠٠ نفر را در مراسم خود که هر دو سال در سالن کاوه برگذار شد جمع کرد که خود به اعتماد به نفس بيشتر کارگران و توان و نيرويشان و به همدلى و احساس همسرنوشتى آنان کمک شايانى کرد. ضمنا بدنبال دستگيرى و زندانى کردن محمود صالحى در ٧ شهريور ٧٩ کارگران متشکل در سنديکا طى طومارى با امضاى ١٨٠ نفر که براى مقامات رژيم ارسال کردند خواهان آزادى فورى و معالجه او شدند و بدنبال جمعى از آنان با تعدادى از مردم شهر روز ٢٤ آبان به فرماندارى رفته و خواهان آزادى فورى او شدند.

اين تشکل تا کنون ٧٠٠ نفر از کارگران نانوايهاى شهر سقز را در خود متشکل کرده است. کل تلاشهاى خبازان که در دور دوم فعاليتش محمود صالحى به عنوان دبير آن از جانب کارگران انتخاب شده است، همچنانکه به آن اشاره شد، نقش بسيار مثبتى در شرايط کار و زندگى کارگران اين شهر و خصوصا کارگران نانوايى داشته است. فعاليتهاى اين تشکل عليرغم جو پليسى و حاکميت رژيمى ارتجاعى و ضدکارگر چون جمهورى اسلامى، نکته اتکايى براى کارگران اين شهر در تناسب قواى آنها با صاحبکاران و رژيم بود و مايه دلگرمى و نقطه اميد آنها و در عين حال مورد دفاع اکثريت مردم شهر بوده است.

خالد حاج محمدى

٥ دسامبر ٢٠٠٠