سکوت گورستانى رسانه ها و ژورناليستهاى سوئد

در قبال مبارزات کارگران صنعت نفت ايران

 

به روياروئى اخير کارگران صنعت نفت ايران با جمهورى اسلامى و انعکاس آن در رسانه هاى سوئد، از راديوها و کانالهاى تلويزيونى تا روزنامه هاى "داگنز نى هتر"، "سونسکا داگ بلادت"، "آفتون بلادت"، "اکسپرسن"، "مترو" و بقيه نگاه کنيد. واقعا که "سنگ تمام" گذاشتند. الحق که از سانسور مطلق اخبار آن کوتاهى نکردند و حقيقتا که بالاترين سطح از اخلاقيات دلبخواهى و "وجدان" خبرى و حرفه اى امروزشان را بنمايش گذاشتندـ سه سطر اعلام خبر از يک منبع بين المللى، آنهم در گوشه اى پرت از روزنامه و بى اهميت از نظر خواننده، تمام آن تحفه اى بود که به مردم ارائه کردند.

در سه ماه اخير و با کمپين بين المللى حزب کمونيست کارگرى ايران، مهمترين سازمانهاى کارگرى جهان با دهها ميليون عضو مانند: "ث . ژ. ت" در فرانسه، "تى ـ يوـ سى" در انگلستان، "د. گ . ب" در آلمان، "سى ـ ال ـ سى" در کانادا، "ال . او" در سوئد و دانمارک، "شوراى کنفدراسيون اتحاديه هاى کارگرى" در استراليا، و صدها لوکال و سازمان اتحاديه اى و سازمان سياسى چپ، در سطح محلى و سراسرى، در چهار گوشه جهان به حمايت از کارگران صنعت نفت ايران و خواستهاى عادلانه آنها برخاستند. قطعنامه صادر کردند و نامه اعتراضى نوشتند، تظاهرات و آکسيون سازمان دادند، کمپين اتحاديه اى براه انداختند و در نشرياتشان در مورد مبارزه کارگران صنعت نفت و نقش تعيين کننده آنها نوشتند.

در مورد اعتصاب نفت بخش زيادى از خبرگزاريهاى جهان گزارش و تفسير داشتندـ اکثر راديوهاى بين المللى فارسى زبان که در ايران پخش ميشود بطور مرتب اخبار اين همبستگى پرشور بين المللى با کارگران ايران را منعکس کردند. اکثر سازمانهاى سياسى ايران مکررا گفتند و نوشتند. اما سکوت گورستانى، تنها نقشى بود که رسانه ها و ژورناليستهاى سوئد، عليرغم دريافت مرتب اطلاعات بعهده گرفتند. طبعا اين سکوت شرم آور عامدانه بود و انتظار اينکه اخبار مبارزات کارگرى نه تنها در ايران، بلکه در خود سوئد، از سوى رسانه هاى امروز مورد توجه قرار گيرد و به ميان جامعه برود، انتظار بيجائى است. اينها وظيفه سياسى خود را خوب ميشناسند. توجيه کردن سياست بريدن نان مردم کارگر و کاهش روزمره حقوق کودکان، زنان و سالخوردگان کار صبح تا شب شان است. اينها شريک دزديهاى هر روزه بورژوازى سوئد از سفره فقيرترين اقشار جامعه و مسئول همه فجايعى هستند که احزاب و سياستمداران راست به سر مردم مياورند. اينها نقش شان را در انقلاب ٥٧ ايران و زير نورافکن قرار دادن امثال خمينى، و در دوره اخير تلاش خالصانه شان را، همگام با ژورناليسم بين المللى در سانسور حقايق جوامع امروز و سرکار آوردن امثال "يلتسين" ها و "توجمان" ها نشان داده اند.

براستى که ژورناليسم امروز، با سليقه خبرى اش، با دلمشغولى و توجه قالبى اش، با حساسيت و عدم حساسيت اش به رويدادهاى جهان معاصر و با انتخاب و ترجيح آگاهانه اش در سانسور و انعکاس اخبار، تجسم ابتذال سياسى دوران ماست. اگر قرار است به کسى براى "خلاقيت اش" در عظمت عوامفريبى و تحميق روزمره مردم جايزه بدهند، کانديدى ديگر جز رسانه ها و ژورناليسم نوکر متصور نيست. ژورناليسم امروز بخشى از دستگاه عظيم پخش سو اطلاعات و تحميل عقايد و مهندسى افکار در ابعاد ميليونى، عهده دار بخش عمده اى از نقش تحميق دستگاه سنتى مذهب و مسجد و کليسا، منعکس کننده ترجيح و جهت سياست خارجى احزاب راست سوسيال دمکرات و محافظ کار و دولتهاى آنان است ـ ژورناليسم امروز، خود را تماما در مقابل منافع و مصالح مبارزه کارگران و مردم محروم قرار داده است و به همين دليل بايد افشا شود.

کارگران و مردم محروم ايران همانطور که همبستگى بين المللى کارگران جهان را در دفاع از مبارزه خود بعنوان برگى پرافتخار در تاريخ مبارزه سياسى خود ثبت خواهند کرد، همانطور نقش سرسپرده و وجدان خبرى ضد کارگرى رسانه ها را، در صدر ليست مخالفان قسم خورده تلاش انسانى شان براى برپائى جامعه اى آزاد و برابر خواهند نوشت.

زنده باد آزادى، برابرى، حکومت کارگرى!

حزب کمونيست کارگرى ايران - کميته سوئد

٧ مارس ٩٧