فقط کارگران ميتوانند

اصغر کريمى

"تظاهرات دو هزار نفر کارگران پالايشگاه تهران سرکوب شد. صدها نفر دستگير و به نقطه نامعلومى منتقل شدند. کارگران مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند". اين خبر روز ١٦ فوريه ٩٧ (٢٨ بهمن ٧٥) از رسانه ها و خبرگزاريهاى بين المللى پخش شد. براى آنها که تجربه روز هاى انقلاب ٥٧ خاطراتى زنده است اينها يادآور لحظات خطير و تعيين کننده اى بود. کارگران نفت بار ديگر در اوج استبداد و خفقان و در يک جنگ نابرابر سربرافراشته بودند. اما اين بار برخلاف اعتصابات و حرکات اعتراضى مهم ديگر جنبش کارگرى ايران طى دو دهه اخير وضعيت فرق ميکرد. کارگران نفت اين بار از حمايت بى نظير ميليونها هم طبقه اى خود در سراسر دنيا برخوردار بودند.

دور اخير اعتراضات کارگران نفت از اوت ٩٦ (مرداد ١٣٧٥) با يک تظاهرات خيابانى شروع ميشود. روز ٤ اوت (٢٠ مرداد) نزديک به چهارصد تن از کارگران پالايشگاه تهران، جايگاههاى سوخت رسانى و شرکت گاز مرکزى بدون اطلاع قبلى در خانه کارگر تهران تجمع ميکنند و درباره خواستهاى خود با يکديگر بحث و تبادل نظر کرده و تصميماتى اتخاذ ميکنند. اجراى قراردادهاى دستجمعى، طرح طبقه بندى مشاعل، اعطاى وام مسکن و بهبود وضعيت درمانى کارگران در راس خواستهاى کارگران قرار ميگيرد. در اين اجتماع کارگران ضمن محکوم کردن مسئولين وزارت نفت از جمله ميگويند:

"طبق قانون کار پيمانهاى دستجمعى بايد هر سه سال يکبار مورد تجديد نظر قرار گيرد اما وزارت نفت پس از گذشت هفده سال نه تنها پيمان گذشته را مورد تجديد نظر قرار نداده بلکه مفاد اصلى آن را نيز اجرا نمى کند. از جمله جيره خواربار مزاياى سختى کار". يکى از مهمترين مسائل کارگران نفت اجراى طرح طبقه بندى مشاغل است. "اين طرح بايد همزمان با تصويب قانون کار به مورد اجرا گذاشته ميشد که وزارت نفت از اجراى آن ممانعت بعمل مى آورد". "صندوق رفاه کارکنان نفت با سرمايه گزافى که در اختيار دارد بجاى اعطاى وام مسکن به کارگران به سرمايه گذارى گزاف در بخشهاى ديگرى نظير ساخت و ساز مسکن و فروش آنها با قيمت هاى سرسام آور به کسب سود توجه دارد. هروقت هم براى دريافت وام مسکن به مسئولين ذيربط مراجعه مى کنيم مى گويند که تنها شرط پرداخت وام مسکن اينست که شما کارمند شويد". "بارها اتفاق افتاده که سه شيفت در روز هم کار کرده ام اما عليرغم اين تلاش توان پرداخت کرايه خانه را هم ندارم".

کارگران بعلاوه به مسئولين خانه کارگر بخاطر عدم پيگيرى خواستهاى کارگران انتقاد ميکنند. مسئولين خانه کارگر که از تجمع کارگران نفت غافلگير شده اند کارگران را به آرامش دعوت ميکنند و قول ميدهند که خواست کارگران را پيگيرى کنند. بدنبال اين تجمع کارگران به طرف وزارت نفت راهپيمايى ميکنند و خواستار ملاقات با وزير نفت ميشوند. در اين ملاقات کارگران بر خواستهاى خود پافشارى ميکنند و دو ماه به وزير نفت مهلت ميدهند. طبق گزارش روزنامه "کار و کارگر" ارگان شوراهاى اسلامى "عده اى بگونه اى سازمان يافته با ايجاد جو تشنج در ابراز خواسته ها از سوى کارگران انحراف ايجاد مى نمودند که مسئولين ذيربط افراد مذکور را شناسايى نمودند". اين تهديد آشکار فعالين کارگرى براى ترساندن آنان از ادامه حرکت است.

پس از نزديک به چهار ماه و متحقق نشدن خواستها، کارگران دست به اعتصاب مجدد ميزنند. اين اعتصاب که در روزهاى ١٨ و ١٩ دسامبر (٢٨ و ٢٩ آذر) صورت ميگيرد دومين اقدام اخطارى کارگران نفت است و دامنه وسيعترى از حرکت قبلى دارد. اعتصاب، کارگران پالايشگاههاى تهران، اصفهان، شيراز و تبريز را دربرميگيرد. کارگران در پايان اين اعتصاب اخطار ميکنند که اگر به مطالباتشان رسيدگى نشود به اعتراضى گسترده تر دست خواهند زد. افزايش دستمزد و اجراى قرارداد دستجمعى و طرح طبقه بندى مشاغل در راس مطالبات کارگران است.

با توجه به اهميت و جايگاه ويژه کارگران نفت در ايران و اهميت اين اعتصاب، حزب کمونيست کارگرى ايران در تاريخ ٢٦ دسامبر (پنجم ديماه) خبر اعتصاب را وسيعا انتشار ميدهد و بدنبال آن کمپينى را در حمايت از کارگران نفت سازمان ميدهد. اهميت اين اعتصاب بويژه از اينرو است که حرکتى مقطعى نيست. چهار ماه قبل از آن کارگران پالايشگاه تهران دست به يک راهپيمائى اعتراضى زده اند و اين بار نيز تهديد به اعتصابى ديگر کرده اند. همه شواهد حاکى از اين است که مبارزه کارگران نفت ادامه مى يابد و اين امکان وجود دارد که کمپينى را همراه و هماهنگ با حرکت کارگران براه انداخت، تهديدات و شانتاژهاى رژيم را خنثى کرد و بر توازن قواى موجود و روند مبارزه کارگران تاثير گذاشت.

بدنبال اعلام کمپين، فعالين حزب درکشورهاى اروپا، آمريکا، کانادا، استراليا و ژاپن تماس با اتحاديه ها براى جلب پشتيبانى آنها را شروع ميکنند و همزمان يک آکسيون سراسرى از طرف تشکيلات خارج کشور حزب در روز ١١ ژانويه فراخوان داده ميشود. آکسيون ها در کشورهاى کانادا، استراليا، ژاپن، آلمان، انگليس، هلند، سوئد، دانمارک، فنلاند و نروژ انجام ميشود و تعداد قابل توجهى از ايرانيان و فعالين کارگرى اين کشورها در آن شرکت ميکنند. خبر اين آکسيون در بسيارى از روزنامه ها و راديوهاى محلى و سراسرى منعکس و با استقبال گسترده اى مواجه ميشود. در کنار اين آکسيون ها کمپين وسيعى براى جلب حمايت از اين اعتصاب و براى تحت فشار قرار دادن جمهورى اسلامى از طرف فعالين حزب کمونيست کارگرى ايران شروع ميشود که بسرعت حمايت گسترده سازمان هاى کارگرى و سازمان هاى سياسى را بخود جلب ميکند.

بدليل اهميت اين کمپين و فعاليتهاى متنوعى که براى يک حرکت همه جانيه بايد بعمل ميامد در اوايل ژانويه ستادى مرکب از آزاد نسيم مسئول تشکيلات خارج کشور حزب، شهلا دانشفر مسئول تشکيلات شهرهاى ايران، رضا مقدم عضو دفتر سياسى، فاتح شيخ الاسلامى عضو على البدل دفتر سياسى و اصغر کريمى دبير اجرائى حزب تشکيل ميشود. از هدايت سياسى کمپين، خنثى کردن تاکتيکهاى رژيم، تلاش براى کسب خبر از شهرهاى ايران، هدايت تماس با اتحاديه ها، هدايت آکسيونها، تهيه اطلاعيه هاى مطبوعاتى، تماس با رسانه ها، تا کار ترجمه اطلاعيه ها بزبانهاى مختلف، ارسال اطلاعيه ها بداخل کشور و بويژه توزيع آن در ميان کارگران نفت بخشى از کار اين ستاد است. هماهنگى با حزب کمونيست کارگرى عراق نيز براى ما حائز اهميت است. از يکطرف شرکت فعال واحدهاى خارج کشور اين حزب براى تقويت اين کمپين، و از طرفى پخش هرروزه اخبار کمپين از راديوى اين حزب که در مناطق وسيعى از ايران شنيده ميشود و نيز گسترش حوزه کمپين به جهان عرب همگى براى پيشبرد کمپين از اهميت ويژه اى برخوردار است.

اتحاديه هاى کارگرى به حمايت از کارگران نفت برميخيزند

از اوايل ژانويه عکس العمل اتحاديه ها شروع ميشود. ث ژ ت (کنفدراسيون اتحاديه هاى کارگرى فرانسه) طى نامه اى به سفارت ايران در پاريس اعلام ميکند که اين سازمان از هيچ کوششى براى نشان دادن همبستگى خود و مطلع کردن افکار عمومى از آکسيون نمونه کارگران نفت خوددارى نخواهد کرد. در استراليا اتحاديه کشتيرانى طى نامه به سفير ايران مينويسد که هرگونه دستگيرى، شکنجه و يا اعدام کسانيکه در ايران خواهان حق دمکراتيک شان در تشکل و تعلق به اتحاديه هاى کارگرى هستند با عکس العمل شديد اين اتحاديه عليه دولت ايران مواجه خواهد شد. رژيم ايران و ماهيت ضدکارگرى آنرا اتحاديه ها ميشناسند. کنفدراسيون اتحاديه هاى سراسرى کارگران سوئد طى نامه اى از دولت ايران ميخواهد که بلافاصله اقداماتى را براى تضمين حق پايه اى تشکل و مذاکره براى کارگران ايران منطبق با حداقل نرمهاى برسميت شناخته شده بين المللى سازمان بين المللى کار را در دستور بگذارد. کنگره کار کانادا طى نامه اى به رئيس جمهور اسلامى، سياستهاى ضدکارگرى رژيم ايران را محکوم ميکند، خواهان حق آزادى تشکل و اعتصاب براى کارگران ايران ميشود و اخراج کارگران "خارجى" را قويا محکوم ميکند. دهها نفر از رهبران و فعالين کارگرى آمريکا نيز رژيم ايران را بخاطر سرکوب سيستماتيک کارگران، بخاطر برسميت نشناختن حق تشکل و اعتصاب و آزادى بيان و حق کارگران پالايشگاهها براى انعقاد قرارداد دستجمعى شديدا محکوم ميکنند. موج فزاينده حمايت از کارگران نفت ادامه مى يابد.

رسانه ها

با توجه به خفقان حاکم در ايران و سانسور شديد اخبار اعتراضات کارگرى در رسانه هاى اين کشور، تلاش براى رساندن خبر اعتراض کارگران نفت و کمپين پشتيبانى از آنها به کارگران و مردم ايران اهميت حياتى دارد. بنابراين انعکاس بموقع آن از رسانه ها، بويژه از طريق راديوهاى فارسى زبانى که در داخل ايران شنيده ميشوند، يک شاخص مهم موفقيت اين کمپين بحساب ميايد. اين رسانه ها بطور معمول از انعکاس فعاليت کارگرى و کمونيستى و مشخصا حزب کمونيست کارگرى اجتناب ميکنند. اين کمپين اما آنچنان دامنه دار، هماهنگ و قدرتمند است که رسانه ها را وادار به انعکاس دائم آن ميکند و در عرض چند هفته در صدر اخبار بعضى رسانه ها قرار ميگيرد و بدين ترتيب اخبار پشتيبانى سازمانهاى کارگرى از سراسر اروپا، استراليا و آمريکاى شمالى هر روزه بگوش ميليونها نفر از کارگران و مردم در ايران ميرسد و از اين راه فشار محسوسى را بر رژيم اسلامى وارد ميسازد. اين يک وجه مشخص و برجسته موفقيت اين کمپين است.

تکذيب خبر توسط رژيم

کمپين روز به روز گسترش مى يابد. حجم قطعنامه هاى اعتراضى عليه رژيم و حمايت از کارگران نفت و نامه هائى که هرروز روى ميز مقامات رژيم قرار ميگيرد بطور تصاعدى افزايش مى يابد. روزى نيست که خبر حمايت چندين اتحاديه بگوش کارگران ايران نرسد. بدينطريق سانسور رژيم در داخل کشور بى خاصيت ميشود و مردم در مقياسى توده اى هر روزه از خبر اعتصاب کارگران پالايشگاهها مطلع ميشوند. فشار به رژيم ديگر کاملا محسوس است. روز ١٥ ژانويه مقامات رژيم تصميم ميگيرند! خبر اعتصاب را تکذيب کنند. يکى از مقامات وزارت نفت وقيحانه اعلام ميکند که اعتصابى در کار نبوده و حتى در پالايشگاه شيراز به کارگران بخاطر افزايش توليد پاداش داده اند. خبرگزارى هاى متعدد بين المللى خبر تکذيب اعتصاب را به همه جا مخابره ميکنند. از راديوهاى فارسى زبان، راديو فرانسه خبر تکذيب اعتصاب را پخش ميکند. با تکذيب خبر، ترديدها در صحت خبر اعتصاب دسامبر علنى ميشود. انگار فشارى را از گرده عده اى برداشته اند. قاعدا شيادى رژيم اسلامى و مهارتش در دروغگوئى را هر کس که کوچکترين آشنائى با اين رژيم دارد بايد بخوبى بداند. اما واقعيت اين است که منفعت بعضى رسانه ها چنين ايجاب ميکند که اصل خبر زير سوال برود تا بدينطريق فشار کمپين حزب و حمايت گسترده و بين المللى اتحاديه هاى کارگرى از کارگران نفت خنثى شود. بين خبر اعتصاب و تکذيبى که رژيم شايع کرده است بايد يکى را انتخاب کنند و بسيارى از رسانه ها دومى را ترجيح ميدهند. انتخاب از روى منفعت و آگاهانه است. اما اين کتمان حقيقت زياد طول نمى کشد.

با پخش خبر تکذيب از راديو فرانسه، حزب طى اطلاعيه اى در جواب تکذيب مقامات رژيم، آنرا بى اساس ميخواند و اعلام ميکند که در مقابل اين عکس العمل رژيم، که بمعنى انکار آشکار مطالبات کارگران است، به کمپين خود شدت خواهد داد. از قبل مسجل است که بخشى از رسانه ها از پخش اطلاعيه حزب خوددارى خواهند کرد.

ترديد در صفوف نيروهاى اپوزيسيون رژيم هم کم نيست. برخى از نيروهائى که اطلاعيه اى در پشتيبانى از اعتصاب داده اند ديگر عکس العملى نشان نميدهند و در مورد تکذيب رژيم سکوت ميکنند. بسيارى از راديوهاى فارسى زبان در بعضى کشورها رسما خبر اعتصاب را غير واقعى ميخوانند. حزب ضمن گسترش فعاليت در ارتباط با سازمانهاى کارگرى، بايد بر اين فضاى ترديد هم غلبه کند. تماس با اتحاديه ها کماکان ادامه ميابد و قطعنامه هاى حمايتى ديگرى بر دهها قطعنامه قبلى اضافه ميشود. اطلاعيه هاى مطبوعاتى حزب از بعضى رسانه ها همچنان منعکس ميشود و به گوش عده بيشترى از کارگران ميرسد. از طرف ديگر مهلتى که کارگران در اعتصاب دسامبر به رژيم داده اند پايان ميابد و حزب گوش بزنگ حرکت مجدد کارگران نفت است و با حساسيت آنرا دنبال ميکند.

اکنون هفت هفته از اعتصاب دو روزه کارگران پالايشگاهها و اخطار کارگران به اعتصاب مجدد گذشته است. حمايت بين المللى از کارگران نفت و مطالبات آنها نه تنها به گوش اين بخش از کارگران بلکه ساير بخشها رسيده است. روحيه ها بالا است و حمايت جهانى نيز به پشتوانه محکمى براى کارگران نفت تبديل شده است.

تکذيب خبر اعتصاب از جانب رژيم از يکطرف و اخطار کارگران به اعتصابى ديگر حساسيت ويژه اى را در خبرگزاريها و رسانه ها ايجاد کرده است. آيا حرکت مجددى صورت خواهد گرفت؟

نقطه اوج حرکت

کارگران تهديد خود را عملى ميکنند

يکشنبه ١٦ فوريه ٩٧ (٢٨ بهمن ١٣٧٥) کارگران پالايشگاه تهران در برابر وزارت نفت دست به تظاهرات ميزنند. خبر تظاهرات با سرعت و ابعادى بى نظير از رسانه ها و خبرگزاريهاى بين المللى، آسوشيتد پرس، بى بى سى، رويتر، خبرگزارى چين و فرانسه و آلمان و سوئد و ... و نيز راديوهاى مختلف پخش ميشود. رويتر خبر را همراه با اشاره به اعتصاب دسامبر و حمايت ث ژ ت اعلام ميکند و رسانه ها با گرفتن اين خبر از رويتر خبر حمايت ث ژ ت را هم به خبر تظاهرات ضميمه ميکنند. ترديدى در هيچ جا و هيچکس باقى نمانده است. تکذيب رژيم به رسوائى بيشترش تبديل شده است. در واقع رژيم با تکذيب خود خدمت بزرگى به انعکاس گسترده حرکت دوم کارگران ميکند. خلاصه خبر اين است: "تظاهرات دو هزار نفر کارگران پالايشگاه تهران سرکوب شد. صدها نفر دستگير و به نقطه نامعلومى منتقل شدند. کارگران مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند". انعکاس خبر آنچنان وسيع است که رژيم نميتواند سکوت کند. رسانه هاى رژيم اعلام ميکنند که چند ده نفر! دست به تظاهرات زده اند و معاون وزير نفت ميگويد با نمايندگان کارگران به توافق رسيده است. اين جعليات صرفا بخاطر وحشت سران رژيم از تداوم حمايت سازمانهاى کارگرى و سر و صداى کمپين حمايتى است. رژيم ميداند که تا همينجا هم حمايت اتحاديه هاى کارگرى در سراسر جهان در شکل گيرى حرکت ١٦ فوريه کارگران نفت نقش موثرى داشته است.

اعلام تظاهرات سراسرى توسط تشکيلات خارج کشور حزب

با واقعه تظاهرات کارگران پالايشگاه تهران و دستگيريهاى اخير، مقابله کارگران نفت با رژيم اسلامى وارد مرحله جديدى شده است. تظاهرات کارگران سرکوب شده است. صدها نفر از آنان به زندان افتاده اند. کارگران نفت نبايد تنها بمانند. حزب کمونيست کارگرى با گسترش هرچه بيشتر کمپين به اين ضرورت پاسخ ميدهد. همانروز ١٦ فوريه تشکيلات خارج کشور حزب دومين تظاهرات سراسرى خود را در مقابل سفارتخانه هاى رژيم در کشورهاى مختلف براى روز شنبه ٢١ فوريه فراخوان ميدهد و تماس با اتحاديه هاى کارگرى را بمراتب گسترش ميدهد. سرکوب اعتراض کارگران نفت نبايد بى پاسخ بماند.

در ميان اپوزيسيون جمهورى اسلامى در خارج کشور تحرک تازه اى شروع ميشود. رسانه هاى فارسى زبان حتى آنها که تاکنون در برابر اعتصاب کارگران و کمپين حزب سکوت کرده اند براى انعکاس اخبار اعتصاب و تظاهرات نفتگران به رقابت برميخيزند. صفحات اول بسيارى از نشريات با تيتر درشت به گزارش تظاهرات کارگران، پيشينه اين حرکت و کمپين بين المللى حزب اختصاص ميابد.

تماس گسترده فعالين حزب در قاره هاى اروپا و آمريکا، استراليا و نيز هند و ژاپن با سازمانهاى کارگرى هرچه بيشتر گسترش ميابد. آزاد نسيم طى نامه اى خطاب به سازمانهاى کارگرى، موقعيت مناسب کنونى براى فشار به رژيم اسلامى و عقب راندن آن را تشريح ميکند. اکنون خواست آزادى فورى کارگران زندانى هم به خواستهاى قبلى اضافه شده است. روزهاى متوالى بعد از اين تظاهرات قطعنامه هاى متعددى از طرف اتحاديه ها و فعالين و رهبران کارگرى در کشورهاى مختلف در پشتيبانى از کارگران نفت و در محکوميت رژيم ايران صادر ميشود و نامه هاى شديداللحن ترى به مقامات رژيم ارسال ميگردد. تلاش حزب در اين مقطع اين است که کمپين از تب و تاب نيفتد و مبارزه کارگران نفت به فراموشى سپرده نشود. اطلاعيه هاى مطبوعاتى حزب با ريتمى سريعتر منتشر ميشود. اين اطلاعيه ها که به ١٢ زبان ترجمه و توزيع ميشود از بازتاب گسترده اى برخوردار است. بخشى از اين اطلاعيه ها از راديوهاى فارسى زبان مثل بى بى سى، راديو اسرائيل، راديو فرانسه، دويچه وله و و راديو آمريکا و نيز بسيارى از نشريات خارج کشور و راديوهاى محلى منعکس ميشود. فعالين حزب در کشورهاى مختلف دهها مصاحبه با نشريات بويژه نشريات اتحاديه اى و راديوها و روزنامه هاى محلى انجام ميدهند. حزب کمونيست کارگرى عراق نيز کمپينى را در حمايت از کارگران نفت براه مياندازد. بخش قابل توجهى از برنامه راديوئى هر روزه اين حزب به اين حرکت اختصاص ميابد. علاوه بر اين اطلاعيه هاى حزب با يکى دو روز تاخير در بعضى شهرهاى ايران و منجمله در ميان محافلى از کارگران پالايشگاه پخش ميشود.

٢١ فوريه

دومين تظاهرات سراسرى حزب

روز ٢١ فوريه در کانادا، آلمان، انگليس، استراليا، هلند، سوئد، دانمارک، نروژ و فنلاند آکسيونهاى باشکوهى برگزار ميشود. اين آکسيونها اکثرا در مقابل سفارتخانه هاى رژيم صورت ميگيرد. تعدادى از اتحاديه هاى کارگرى به نشانه همبستگى، با پرچمهاى ويژه اتحاديه در اين تظاهراتها شرکت ميکنند و کنگره کار کانادا و اتحاديه پست اين کشور اطلاعيه هاى حزب را به ليست پستى چند هزار نفره خود ارسال ميکنند. ساختمان سفارتخانه هاى رژيم در چند کشور با سنگ و ميوه گنديده مورد حمله تظاهر کنندگان قرار ميگيرد و به در و ديوار آنها رنگ پاشيده ميشود. تعدادى از فعالين حزب در کانادا و آلمان توسط پليس بازداشت ميشوند اما با فشار اعتراض تظاهر کنندگان بعد از چند ساعت آزاد ميشوند. خبر اين آکسيونها از طريق راديوهاى مختلف در روزهاى ٢١ و ٢٢ فوريه در ايران منعکس ميشود. اعضا و فعالين حزب در اين آکسيونها سنگ تمام ميگذارند و با شور و احساس در آن شرکت ميکنند.

همزمان با تظاهرات سراسرى حزب، راديو بى بى سى مصاحبه اى با اصغر کريمى دبير اجرائى حزب و هماهنگ کننده کمپين ترتيب ميدهد. در اين مصاحبه خواستهاى کارگران نفت، بيحقوقى آنها و ميزان حمايت اتحاديه هاى کارگرى از کمپين مورد بحث قرار ميگيرد. در آلمان همزمان با تظاهرات هيئتى از حزب کمونيست کارگرى، هيئتى متشکل از بهمن شفيق، سياوش مدرسى و جلال محمود زاده، با مسئولين اتحاديه سراسرى کارگران آلمان (دگ ب) ملاقات ميکنند و بالاخره مسئولين د گ ب با حمايت از کارگران نفت ايران و فشار به جمهورى اسلامى موافقت ميکنند. روز دوشنبه دگ ب، بزرگترين اتحاديه کارگرى اروپا با بيش از ده ميليون عضو، طى نامه اى به مقامات جمهورى اسلامى، ضمن اشاره به سرکوب قهرآميز تظاهرات اعتراضى کارگران نفت خواهان آزادى فورى کارگران زندانى ميشود. عکس العمل دگ ب بويژه با توجه به روابط حسنه و نزديک دولتين آلمان و ايران حائز اهميت زيادى براى کارگران ايران است. در انگلستان امان کفا مجددا با مسئولين کنگره اتحاديه هاى کارگرى انگليس، تى يو سى، ملاقات ميکند. روز ١٨ فوريه، تى يو سى، دربرگيرنده کليه اتحاديه هاى کارگرى بريتانيا، طى نامه اى خطاب به سفير ايران خواهان آزادى کارگران دستگير شده ميشود. آرتور اسکارگيل رهبر سرشناس معدنچيان انگليس نيز خواهان آزادى فورى کارگران زندانى ميشود. در فرانسه نادر بکتاش با ژان پير پاژ مسئول بين المللى ث ژ ت و مسئولين بزرگترين اتحاديه هاى کارگرى فرانسه ملاقات و اوضاع را براى آنها تشريح ميکند. ث ژ ت براى بار دوم خطاب به هاشمى رفسنجانى رئيس جمهور اسلامى، شديدا اعتراض ميکند و خواهان توقف سرکوب و آزادى فورى کارگران دستگير شده ميشود. قطعنامه هاى ث ژ ت بلافاصله از طريق خبرگزارى فرانسه منتشر ميشود و بدينوسيله حوزه وسيعى را تحت پوشش قرار ميدهد. حمايت ث ژ ت و انعکاس گسترده خبر آن با توجه به اهميت بين المللى اين کنفدراسيون براى کارگران ايران حائز اهميت است. در فرانسه کنفدراسيون عمومى کار "نيروى کارگرى"، فدراسيون سنديکائى پست و تلگراف و تلفن و فدراسيون کشورى صنايع شيميائى نيز هرکدام طى نامه هائى به رئيس جمهور رژيم اسلامى از کارگران نفت و مطالباتشان حمايت ميکنند. در ترکيه اتحاديه هاى کارگرى از کارگران نفت و مطالبات آنها حمايت ميکنند و يک سازمان سياسى در پشتيبانى از کارگران نفت ايران فراخوان تظاهرات ميدهد. مسئول خارج کشور حزب طى نامه اى به کنفرانس قاره اى اتحاديه ها که از روز ١٨ فوريه در دهلى برگزار ميشود از آنها خواهان حمايت ميشود. کنفدراسيون اتحاديه هاى کارگرى هند با ارسال نامه اى اعتراضى به جمهورى اسلامى به اين فراخوان پاسخ ميدهد.

٢٢ فوريه راديو فارسى اسرائيل مصاحبه اى با رضا مقدم، عضو دفتر سياسى حزب، در مورد مسائل مربوط به کارگران نفت در ايران ترتيب ميدهد. در اين مصاحبه که حدود ٢٥ دقيقه طول ميکشد به جايگاه کارگران نفت در اقتصاد ايران، مساله دستمزدها و کمپين بين المللى حزب در دفاع از کارگران نفت به تفصيل صحبت ميکند. در همين روز تظاهراتى از جانب تعدادى از سازمانهاى سياسى چپ ايران در حمايت از کارگران نفت در آلمان و سوئد انجام ميشود.

مصاحبه هاى اين دو روز از انعکاس گسترده اى در ايران برخوردار است. طبق گزارش فعالين حزب، کمپين تاکنون انعکاس گسترده اى در شهرهاى ايران داشته است. در اوايل مارس بخش فارسى راديو فرانسه نيز مصاحبه اى با دبير اجرائى حزب ترتيب ميدهد. در اين مصاحبه در مورد خواستهاى کارگران نفت، گستردگى اعتصاب، نقش خانه کارگر و نتايج تاکنونى کمپين صحبت ميشود.

اتحاديه هاى کارگرى يکى بعد از ديگرى به مقامات رژيم ايران نامه مينويسند. نامه ها اکثرا خطاب به هاشمى رفسنجانى رئيس جمهور رژيم اسلامى است. روزى نيست که چندين نامه به آدرس رفسنجانى ارسال نشود. صدها اتحاديه کارگرى، از جمله اتحاديه هاى سراسرى در بسيارى از کشورها و صدها نفر از رهبران و فعالين کارگرى در اروپا و آمريکا و استراليا به اين کمپين پيوسته اند. چند نفر از رهبران سابق فدراسيون عمومى اتحاديه هاى کارگرى عراق و سوريه نيز طى نامه اى خطاب به دبير کل کنفدراسيون اتحاديه هاى کارگرى کشورهاى عرب، آنها را به پشتيبانى از کارگران نفت ايران فراميخوانند. تعدادى از احزاب سياسى در اروپا و استراليا هم به اين کمپين مى پيوندند. بسيارى از اتحاديه هاى کارگرى و احزاب سياسى در اروپا و آمريکا ضمن دفاع از مطالبات کارگران نفت و حق تشکل و اعتصاب، خواهان اعزام هيئت به ايران ميشوند.

در هفته هاى اخير اعضاى حزب کمونيست کارگرى با شور و شوق به تحرک افتاده اند. صدها نفر از اعضاى حزب فعالانه در آکسيونها، در توزيع اعلاميه ها، در تماس با اتحاديه ها و احزاب سياسى، در ارتباط با رسانه ها و در ارسال خبر به ايران و کسب خبر از ايران بطور خستگى ناپذير به فعاليت مشغولند. و البته اين تصادفى نيست. "اين جنبشى است که هويت سياسى خود را با پافشارى بر تعلق کارگرى کمونيسم تعريف کرده است. اين حزبى است که مبارزه طبقه کارگر را کليد يک دنياى بهتر ميداند. اين سازمان در طول سالها برمبناى اين اعتقادات خشت به خشت ساخته شده است". رژيم بازهم عکس العمل نشان ميدهد.

رژيم به ارعاب متوسل ميشود

در اواخر فوريه يکى از مامورين رژيم به آزاد نسيم مسئول تشکيلات خارج کشور حزب تلفن ميکند. ابتدا بعنوان فردى در اپوزيسيون با بحثى در مورد اين کمپين و اينکه "اين يک اعتصاب صنفى است چرا آنرا سياسى ميکنيد، حزب کمونيست کارگرى چرا خودش را قاطى اين اعتصاب کرده است، اين به ضرر کارگران تمام ميشود و براى سرکوب بهانه به رژيم ميدهد و ..." توضيحات آزاد نسيم در مقابل اين فرمايشات با فحاشى و سپس تهديد مواجه ميشود. اما اگر تاکتيک تکذيب براى چند هفته اى روى بعضى رسانه ها تاثير گذاشت يا صحيح تر است گفته شود که بهانه بدست بعضى رسانه ها داد تا تحت عنوان اينکه خبر صحت ندارد از پخش اخبار حمايت بين المللى خوددارى کنند، اما تاکتيک تهديد و ارعاب نتيجه اى نمى بخشد. مامور رژيم البته هنوز هم به ماموريتش ادامه ميدهد و هر چند وقت يکبار سر و کله اش با تهديدهاى تلفنى پيدا ميشود.

رژيم اسلامى سزاوار محکوميت بين المللى است

موج حمايت سازمانهاى کارگرى با شدت ادامه دارد. سازمانها و گروههاى مختلف چپ ايران نيز تحرک بيشترى نشان ميدهند. در اين روزها فعالين حزب نشست هاى متعددى با اتحاديه هاى کارگرى بويژه اتحاديه هاى سراسرى در کشورهاى مختلف انجام ميدهند. در کانادا فاتح بهرامى و داود آرام با مسئولين کنگره کار کانادا و تعداد زيادى از اتحاديه ها ملاقات ميکنند و آنها را به حمايت فعالتر از کارگران نفت و فشار به رژيم تشويق ميکنند. حاصل اين ملاقاتها اقدام حمايتى بيشترى از جانب اين اتحاديه ها است. در استراليا با اتحاديه سراسرى، کشتيرانى و ... نشستهائى صورت ميگيرد. هفته اى نيست که نامه مهمى از اتحاديه هاى استراليا صادر نشود. در کشورهاى نروژ، دانمارک، سوئد، فنلاند، انگليس و هلند نيز دهها تماس و ملاقات انجام شده است. در جريان کنفرانس TIE در آلمان در اوايل مارس، جلال محمود زاده طى سخنرانى کوتاهى موقعيت کارگران نفت و ضرورت حمايت فعال از آنها را براى حاضرين تشريح ميکند. حاضرين در اين کنفرانس، ٢٢٠ نفر از رهبران و فعالين کارگرى از ١٥ کشور جهان، طى قطعنامه اى در همبستگى با کارگران نفت، خواهان آزادى کارگران زندانى و حق اعتصاب و تشکل براى کارگران ايران ميشوند. در استراليا واحد حزب با همکارى تعدادى از اتحاديه هاى کارگرى از جمله شوراى سراسرى اتحاديه هاى کارگرى استراليا، اتحاديه کارگران کشتيرانى، اتحاديه حمل و نقل عمومى، خدمات عمومى، و چندين اتحاديه ديگر تظاهراتى عليه جمهورى اسلامى و در دفاع از کارگران نفت ايران برپا ميکنند که با انعکاس گسترده اى در رسانه هاى استراليا مواجه ميشود. ژان کلود پروت معاون اجرائى کنگره کار کانادا که صميمانه اين کمپين را مورد حمايت قرار داده است طى نامه اى به رفسنجانى مينويسد "دولت شما تصميم دارد طورى رفتار کند که تنها سزاوار محکوميت بين المللى است". فاز دوم کمپين حزب با موفقيت به پيش ميرود و يک جنبش جهانى همبستگى شکل گرفته است.

از ايران خبر ميرسد که جمهورى اسلامى تحت فشارهاى بين المللى تعدادى از کارگران زندانى نفت را آزاد کرده است اما تعداد ديگرى از فعالين کارگرى را در صنايع نفت و ساير صنايع در چندين شهر دستگير کرده است. کارگران زندانى نفت اکثرا شکنجه شده اند.

سفراى رژيم با اتحاديه ها تماس گرفتند

خبر اعتراضات در صنعت نفت همچنان يکى از اخبار رسانه ها است. اين فشار بزرگى به رژيم است. انعکاس هر روزه اين کمپين بين المللى در ايران مرز سانسور را شکسته است. در کشورى که پخش خبر يک اعتصاب جرم محسوب ميشود و زندان و شکنجه بدنبال دارد هر روز ميليونها نفر از مردم از اعتصاب و کمپين جهانى حمايت از نفتگران مطلع ميشوند. در تمام طول تاريخ مبارزات کارگران ايران چنين حمايت گسترده و چنين انعکاس وسيع و طولانى مدتى سابقه نداشته است. هيچ اقدامى از جانب رژيم اسلامى، تاکنون مانع عکس العمل فزاينده سازمانهاى کارگرى جهانى نشده است. مقامات رژيم تدبير ديگرى مى انديشند. سفارتخانه هاى جمهورى اسلامى درکشورهاى مختلف فعال ميشوند. سفير ايران در انگستان به تعدادى از اتحاديه هاى کارگرى از جمله تى يو سى و اتحاديه يونيسون نامه مينويسد، از توجه آنها به مسائل جمهورى اسلامى! تشکر ميکند و اعلام ميکند که کارگران بعد از مذاکره با مقامات وزارت نفت و حصول توافق بسر کار برگشته اند. در اين نامه از اعتراض کارگران نفت به سطح پائين دستمزد و خواسته هاى بحق کارگران صحبت شده است. در نامه هاى بعدى بند جديدى اضافه ميشود مبنى بر اينکه "منبع خبر شما قابل اتکا نيست". تعدادى از اتحاديه هاى کارگرى استراليا نيز نامه هاى مشابهى از سفير جمهورى اسلامى در انگلستان دريافت کردند. اين نامه ها جواب لازم را از اتحاديه ها ميگيرد و کارى از پيش نمى برد. در کانادا نيز مقامات رژيم با اتحاديه ها تقاضاى ملاقات ميکنند که تقاضايشان رد ميشود. در نامه سفرا اما چند نکته قابل تامل است:

در اين نامه ها از "اسلام عزيز" و "دشمنان اسلام" و "امام فرموده اند اعتصاب حرام است"، "اقتصاد زير بناى الاغ است" خبرى نيست. در اين نامه ها گفته نشده است که "در مسائل جمهورى اسلامى دخالت نکنيد" آنطور که در برابر دول غربى گفته ميشود. زبان رژيم همان نيست که در مقابل اظهار لحيه هاى دول غربى بکار ميرود. رژيم اسلامى فشار اتحاديه ها را سه ماه است برگرده خود احساس کرده است. نامه هاى سفراى رژيم فقط اعتراف به درماندگى و زبونى رژيم اسلامى و پرت و پلا گوئى در برابر مبارزه کارگران نفت و حمايت جهانى از آنها است.

سفراى رژيم البته نمى گويند اگر خواسته هاى کارگران خواسته هاى بحقى است چرا دولتشان آنها را سرکوب کرده است. سفرا نمى گويند چرا اعتراض کارگران بر سر افزايش دستمزد با زندان و شکنجه پاسخ گرفته است. بارى بهرجهت سفراى اسلام با اين کارشان ته مانده آبروى رژيمشان را هم مى برند.

دستمزد کارگران نفت بدون سروصدا افزايش مى يابد

ماه مارس که مصادف با آخرين ماه سال در ايران است موعد تعيين دستمزدها است. کارگران ايران از هرگونه تشکل قانونى محرومند و دستمزدها يکطرفه و بدون مذاکراتى ميان نماينده کارگر و کارفرما تعيين ميشود. تورم لجام گسيخته سطح زندگى بخش وسيعى از مردم را بشدت تنزل داده است. ميليونها نفر ديگر به زير خط فقر رانده شده اند. برطبق آمارهاى خود رژيم خط فقر در سطح درآمد ماهيانه ٨٠ هزار تومان قرار دارد اما تقريبا هيچ بخشى از کارگران حداقل دستمزدشان به ٨٠ هزار تومان نميرسد. بخش عظيمى از کارگران به اضافه کارى طولانى و به کار دوم و سوم تن داده اند. امسال تحت تاثير اعتصابات کارگران نفت فضاى اعتراضى در ميان کارگران بالاست. مقامات رژيم در ابتدا به وعده يک افزايش ٣٥ درصدى به دستمزد کارگران نفت تن دادند. اما آنها نگران اين هستند که فصل تعيين دستمزدها تحت تاثير اعتصاب کارگران نفت و تحرک موجود در ميان کارگران قرار گيرد و رژيم را مجبور به اين افزايش براى کل کارگران ايران کند. شورايعالى کار بعدا زير قول خود ميزند و اعلام ميکند که امکان چنين افزايشى را ندارند. در اسفندماه حقوق کارگران مشمول قانون کار ٩/٢٢ در صد افزايش ميابد. در مورد کارگران نفت اما موضوع بدرجه اى متفاوت است. روحيه اعتراضى در ميان کارگران نفت بالا و زمزمه اعتراض مجدد در ميان آنها شنيده ميشود. در اواخر ماه اسفند شورايعالى کار علاوه بر ٩/٢٢ درصد، به بخشهائى از کارگران نفت تا صددرصد افزاش دستمزد همراه با بعضى مزاياى ديگر بدون سر و صدا تن ميدهد.

اخراج کارگران افغانستانى از ايران

بيش از دو ميليون مهاجر افغانستانى در ايران زندگى ميکنند که اکثريت قريب به اتفاق آنها را کارگرانى تشکيل ميدهند که با مزدى بسيار پائين، شرايط کارى بسيار دشوار و موقعيت اجتماعى بشدت ناگوار استثمار ميشوند. چند روز قبل از اعتصاب کارگران پالايشگاهها، وزارت کار جمهورى اسلامى به همه کارفرمايان دستور داد که ظرف مدت يکماه همه کارگران "خارجى" خود را اخراج کرده و بجاى آنها نيروى کار داخلى استخدام کنند. در اين بخشنامه، وزارت کار صاحبان موسسات و کارگاهها را تهديد کرده بود که در صورت عدم اخراج کارگران "خارجى" به دادگاه احضار و جريمه خواهند شد. در تاريخ ٢ ژانويه يکى از مسئولين وزارت کار، کارنامه ضدانسانى و ضد کارگرى رژيم در اين پاکسازى قومى را به اطلاع عموم رسانيد و اعلام کرد که تا آن تاريخ ١٠٠٠ نفر از اين کارگران از کار اخراج و متعاقبا به افغانستان فرستاده شده اند و شکار بقيه کارگران هم ادامه دارد.

در عکس العمل به اين اقدام ضد کارگرى و ضد انسانى رژيم اسلامى، حزب طى اطلاعيه اى سازمانهاى کارگرى را به حمايت از کارگران افغانستانى و محکوميت رژيم اسلامى فراميخواند. حزب اعلام ميکند که با تمام قوا از کارگران "خارجى" در ايران و حق کار و شهروندى کامل براى آنها پشتيبانى ميکند. همزمانى طرح ضد کارگرى رژيم عليه کارگران "خارجى" با کمپين دفاع از کارگران نفت، اين امکان را ميدهد که مساله کارگران افغانستانى مقيم ايران هم در مرکز توجه سازمانهاى کارگرى جهان قرار داده شود و حزب از اين امکان بخوبى استفاده ميکند. حاصل اين تلاش دهها قطعنامه در محکوميت رژيم اسلامى و دفاع از حق شهروندى براى مهاجرين افغانستانى است. در ژانويه ٩٧ کميسارياى عالى سازمان ملل که در چند سال گذشته فعالانه در اخراج کارگران افغانى با رژيم اسلامى همکارى کرده است اعلام ميکند که مخالف اخراج کارگران افغانستانى از ايران است. با مخالفت سازمان ملل دستگيرى و اخراج کارگران افغانى براى مدت کوتاهى فروکش ميکند اما بعد از چند ماه تبليغات فاشيستى عليه آنها شدت ميگيرد و بدنبال آن در سپتامبر ٩٧ مقامات رژيم اعلام ميکنند که اجازه کار آنها را فسخ کرده و آنها را دستگير و روانه افغانستان خواهند کرد.

کنفرانس آى ال او

از ماهها قبل از کنفرانس سازمان جهانى کار، آى ال او، شواهد حکم ميکرد که امسال فشار بيشترى نسبت به سالهاى قبل به رژيم وارد ميايد. قبل از اين کنفرانس نشست هائى از طرف واحدهاى حزب با نمايندگان اتحاديه هاى سراسرى شرکت کننده در اين کنفرانس انجام ميشود. در کانادا فاتح بهرامى و داود آرام با پاول پيوريت، نماينده سراسرى بخش بين المللى کنگره کار کانادا ملاقات ميکنند. در اين ملاقات در مورد اقداماتى که کنگره کار ميتواند در کنفرانس آى ال او و نيز کنفرانس کنفدراسيون اتحاديه هاى آزاد بين المللى (ICFTU) انجام دهد بحث و تبادل نظر ميشود. بر اهميت فشار به رژيم ايران براى پذيرش يک هيئت بين المللى بطور مشخص تاکيد ميشود و پاول پيوريت قول ميدهد که اين موضوع را هيئت اعزامى از کانادا در اين دو کنفرانس که هر دو در ماه ژوئن برگزار ميشود، مطرح کند. در انگليس امان کفا با مايک والش دبير بخش بين المللى کنگره اتحاديه هاى کارگرى بريتانيا (تى يو سى) ملاقات ميکند و در مورد هيئت مفصلا بحث و گفتگو ميکند. در استراليا فرشاد حسينى و فارس محمود با بيل منسفيلد مسئول بخش بين المللى شوراى اتحاديه هاى کارگرى مفصلا گفتگو ميکنند. بيل منسفيلد صميمانه قول ميدهد که در کنفرانس اتحاديه هاى آزاد بين المللى و سازمان بين المللى کار اين خواستها را طرح کند. نسخه اى از اسناد همبستگى با کارگران نفت نيز که شامل صدها قطعنامه حمايت از کارگران نفت ميشد در اختيار آنها قرار ميگيرد. در جريان کمپين نفت، دهها اتحاديه از سازمان جهانى کار خواسته بودند تا هيئتى را براى بررسى وضعيت کارگران ايران و تحت فشار قرار دادن رژيم براى برسميت شناختن حقوق پايه اى کارگران، به ايران بفرستد. در جريان کنفرانس نمايندگان اتحاديه هاى چندين کشور ضمن اعتراض به رژيم ايران، بر خواست اعزام هيئت پافشارى ميکنند.

نتيجه اين ميشود که در اطلاعيه مطبوعاتى آى آل او - ١٨ ژوئن ٩٧ ژنو، عدم اجراى استاندارهاى پايه اى بين المللى کار، از قبيل کار اجبارى، تبعيض، و محروميت از حق تشکل در کشورهاى ايران، ميانمار، مراکش، نيجريه، سودان و سوازيلند مورد تاکيد قرار ميگيرد و با توجه به اهميت اتهامات وارده، کميته اجراى قراردادهاى آى ال او اصرار ميکند که دولت ايران هيئتى مستقل براى بررسى اتهام مذکور را بپذيرد.

پنج روز بعد يعنى روز ٢٣ ژوئن دولت ايران در مقابل خواست اعزام هيئت عقب مى نشيند. جمهورى اسلامى دليل اين عقب نشينى را "خنثى کردن تبليغات مغرضانه ضدانقلاب و اثرات منفى آن" عنوان ميکند.

واضح است که عقب نشينى رژيم به اين معنى نيست که به يک هيئت بين المللى اجازه ميدهد که آزادانه و بدور از چشم مامورين رژيم با کارگران ايران تماس بگيرد. رژيم از همين الان اعلام کرده است که اين هيئت با همکارى تشکيلات کارگرى حکومت اسلامى ميتواند وضعيت کارگران ايران را بررسى کند. تشکيلات کارگرى جمهورى اسلامى شامل خانه کارگر و شوراهاى اسلامى است که رژيم آنها را بمنظور کنترل، جاسوسى و ارعاب کارگران براه انداخته است و بدليل اهميت آن براى جمهورى اسلامى هميشه يکى از مقامات رژيم سمت مسئوليت خانه کارگر را عهده دار است. در مورد قيد و شرط رژيم در برابر هيئت بين المللى، حزب کمونيست کارگرى طى نامه اى به دبير آى ال او يادآورى ميکند که هيئت بررسى وضعيت کارگران ايران تنها زمانى ميتواند تحقيقاتى واقعى در مورد کارگران ايران انجام دهد که مطلقا مستقل از رژيم و همه نهادها و ارگانهاى ضدکارگرى آن (خانه کارگر، شوراهاى اسلامى، مديريت و ...) بوده و بدور از چشم مامورين رژيم اين امکان را داشته باشد که مستقيما در محيطهاى کار با کارگران تماس بگيرد و هيئتهائى از احزاب و جريانات اپوزيسيون کمونيست، سوسياليست و کارگرى آنرا همراهى کنند. حزب کمونيست کارگرى همچنين آمادگى خود را براى همراهى با اين هيئت، به سازمان جهانى کار اعلام ميکند. بعلاوه تعدادى از فعالين کارگرى ايران مقيم اروپا و آمريکاى شمالى نيز طى نامه هائى به آى ال او از رژيم ايران بخاطر سرکوب اعتصابات و بيحقوقى کارگران ايران شکايت ميکنند.

يک جمعبندى

در اين مبارزات تعدادى از کارگران نفت به زندان افتادند و تعدادى کار خود را از دست دادند، طبقه بندى مشاغل و حق قرارداد دستجمعى و هيچ حق پايه اى ديگر برسميت شناخته نشد، با اينهمه کارگران نفت و کل طبقه کارگر ايران در خلال اين مبارزه به يک پيروزى سياسى رسيدند. اين پيروزى بنوبه خود، کارگران را نسبت به هرزمان ديگرى در يک و نيم دهه گذشته در موقعيت بهترى براى پى گرفتن خواست هايشان قرار داده است. مولفه هاى اين پيروزى را ميتوان برشمرد:

پيشبرد موفقيت آميز يک مبارزه مستمر و از پيش اعلام شده که بيشترين بسيج نيروى سرکوبگر اعم از نيروهاى نظامى، انتظامى و شبکه هاى جاسوسى رژيم را در پى دارد بمعنى يک پيروزى سياسى بر جمهورى اسلامى و دم و دستگاه سرکوب آن و از طرف ديگر نشانه هائى از يک روحيه تازه در بخشهائى از طبقه کارگر ايران و پختگى و درايت رهبران کارگرى است. بعد از سرکوب ها و بگير و ببندهاى سال ٦٠ اين اولين بار است که کارگران ايران دست به يک مبارزه از قبل اعلام شده ميزنند.

حمايت بيسابقه سازمانهاى کارگرى در سراسر جهان از کارگران نفت و حقوق پايه اى آنها فاکتور مهم ديگرى از نظر سياسى است. قبلا نيز سازمانهاى کارگرى در اروپا و آمريکا در حمايت از مبارزات و مطالبات کارگران ايران از جمله عليه قانون کار فوق ارتجاعى رژيم و عليه اعدام جمال چراغ ويسى سخنران اول مه سنندج و عبدالله بيوسه فعالين کارگرى مريوان به جمهورى اسلامى اعتراض کرده بودند، اما اينبار حمايت آنها ابعادى بمراتب وسيعتر و روحيه اى تعرضى تر داشت. اينبار صدها اتحاديه و فعال کارگرى و منجمله اتحاديه هاى سراسرى و مهم از اقصى نقاط جهان که دهها ميليون عضو دارند به کمپين حمايت از کارگران نفت پيوستند. اکنون کارگران ايران عملا اين نيرو را پشتيبان خود ميدانند و در حرکات آتى خود بحق روى آن حساب ميکنند و به آن پشتگرم هستند. تاثير بازتاب گسترده و مستمر اخبار مبارزه کارگران نفت ايران در ميان سازمانهاى کارگرى در سطح بين المللى و تماسهاى وسيعى که حزب کمونيست کارگرى در ارتباط با سازمانهاى کارگرى ايجاد کرده است، راه را براى همبستگى هاى بمراتب قدرتمندتر نيز هموار کرده است. سران خشک مغز رژيم اسلامى دريافتند که بسادگى نميتوانند مطالبات کارگران ايران را ناديده بگيرند، ابتدائى ترين حقوق و آزادى سياسى آنها را زير پا بگذارند و مبارزات آنها را خفه کنند، بدون آنکه تاوان سنگينى بابت آن بپردازند. در اين نيز ترديدى نيست که موقعيت طبقه کارگر ايران در تحولات آتى صرفا در چهارچوب توازن قواى داخلى با جمهورى اسلامى که بر يک دستگاه جهنمى سرکوب، شکنجه و اعدام متکى است تعيين نخواهد شد و طبقه کارگر ايران بيش از پيش ميتواند به حمايت گسترده و فعال هم طبقه ايهاى خود در ديگر نقاط جهان متکى باشد. اين يک پيروزى سياسى براى کارگران نفت و منشاء يک نگرانى عظيم و دائمى براى رژيم اسلامى است.

فاکتور سوم انعکاس گسترده و مداوم مبارزه کارگران نفت و کمپين حمايت از آنها در رسانه هاى بين المللى و بازتاب گسترده آن در ايران بود که مرز سانسور رژيم را عملا درهم شکست و اخبار را به صفحات روزنامه هاى ايران کشاند. بدنيطريق يکبار ديگر کل جامعه ايران چشم به تحرک کارگران نفت دوخت و فضاى سياسى ايران براى مدتى تحت الشعاع اين حرکت قرار گرفت. در جامعه اى خفقان زده که پخش اخبار يک اعتصاب کارگرى مجازات سنگين دارد، در طول چندين هفته و مکررا کارگران ايران در مقياسى توده اى از حمايت هم طبقه اى هايشان در اقصى نقاط جهان باخبر شدند. چه چيزى بيشتر از اين ميتوانست قدرت عظيم و اين پتانسيل عظيم جنبش کارگرى را در جامعه بنمايش بگذارد و بار ديگر شبح قدرت کارگر را بر فراز جامعه به گشت و گذار درآورد. مردم در طى اين چند ماه به عينه نيروئى را ديدند که ميتواند در مقابل جمهورى اسلامى قد علم کند، آشکارا صف آرائى کند، همه جامعه را متوجه خود کند، در سطح جهانى براى خود حمايت جلب کند، رسانه ها را بدنبال خود بکشد و جمهورى اسلامى را هم به عقب نشينى وادارد. و اين همه سابقه اين نيرو در انقلاب ٥٧ را در اذهان عمومى زنده کرد. تاثيرات اين بسيار ديرپاى تر از درجه موفقيت درخود اين مبارزه خواهد بود. اکنون بيش از هروقت در چشم همه کارگر نفت "رهبر سرسخت" مبارزه براى آزادى و انقلاب است.

علاوه بر فاکتورهاى فوق اتحاديه هاى کارگرى در اقصى نقاط جهان از وضعيت کارگران ايران و بيحقوقى هاى آنها، از سياستهاى ضدکارگرى رژيم اسلامى، از وضعيت کارگران مهاجر در ايران، و از مبارزات کارگران ايران مطلع شدند. دهها هزار اطلاعيه حزب به ١٢ زبان انگليسى، آلمانى، فرانسه، هلندى، سوئدى، دانمارکى، فنلاندى، نروژى، ترکى، عربى، کردى و ژاپنى ترجمه و براى هزاران اتحاديه و فعال کارگرى ارسال شده است. براى بسيارى از اتحاديه هاى کارگرى در ويتنام، برمه، فيليپين، هند، پرتقال، روسيه، چکسلواکى، سوريه، مصر، پاکستان و آفريقاى جنوبى نيز اطلاعيه هاى حزب از طريق ساير اتحاديه هاى کارگرى ارسال شده است. اخبار کارگران نفت و کمپين حمايت از آنها در بسيارى از نشريات اتحاديه اى در کشورهاى مختلف درج شد و در صفحات انترنت آنها نيز جاى گرفت. و بدينطريق طيف گسترده اى از سازمانها و رهبران و فعالين کارگرى در جريان رويدادهاى مربوط به نفت ايران قرار گرفتند. آگاهى از وضعيت کارگران ايران، سمپاتى نسبت به آنان را نسبت به گذشته بسيار عميقتر و گسترده تر کرده است.

بر نکته ديگرى هم بايد انگشت گذاشت. در اين حرکت ضمن دفاع از خواستهاى جارى کارگران نفت يعنى قرارداد دستجمعى و افزايش دستمزد، بر مطالبات پايه اى تر طبقه کارگر در ايران مثل حق تشکل و اعتصاب نيز تاکيد شد و در قطعنامه هاى پيشنهادى به اتحاديه ها و در تماسهاى مکررى که با آنها در کشورهاى مختلف برگزار شد در مورد اهميت دفاع از مطالبات پايه اى تر آنها صحبت شد. انعکاس اين موضوع را در صدها قطعنامه اى که از طرف اتحاديه ها صادر شده و در انعکاس آن در رسانه ها ميتوان مشاهده کرد. نتيجه اين شد که در ابعاد بيسابقه اى حق تشکل و اعتصاب در جامعه طرح شد و آن را به شعور طيف وسيعترى از مردم تبديل کرد.

اما اينهمه بدون وجود يک سازمان کمونيستى کارگرى که با سرعت عمل و در ابعادى اينچنين سازمانهاى کارگرى جهان را در دفاع از کارگران ايران به ميدان بکشد قابل تصور نبود و بدون چنين تحرکى کشاندن مبارزه کارگر در مرکز توجه رسانه ها آنهم طى چندين هفته متوالى امکان نداشت. يک نقطه قوت مبارزه اخير جوش خوردن آن با فعاليت يک جريان کمونيستى کارگرى بود. کمپين حزب به مبارزه ماههاى اخير کارگران نفت ابعادى تازه داد و آنرا از چهارچوب اوليه خود فراتر برد و اين يک پيروزى سياسى براى کارگران ايران و حزب کمونيست کارگرى بود.

پتانسيل و دورنماى اين مبارزه

وقايع اين چند ماه تاکيدى بود بر يک حقيقت مهم. اگر مبازره اى هنوز محدود از نظر خواستها، شکل مبارزه و تعداد شرکت کننده در آن ميتواند به چنين تحرکى منجر شود، با خيز بعدى کارگران نفت و يا ديگر بخشهاى کليدى طبقه کارگر ايران، حرکتى که از حيث کميت شرکت کننده در آن و يا طرح خواستهاى آن حتى فقط يک قدم از مبارزه اخير کارگران نفت جلوتر باشد چه فاکتورهاى مهمى ميتواند جابجا شود. طرح صريح و مستقيم مطالباتى مانند حق بى قيد و شرط تشکل و اعتصاب که خواست حياتى کل طبقه کارگر ايران است در کنار خواستهاى روزمره آنان، دير يا زود در دستور مبازرات کارگران ايران قرار خواهد گرفت. مطالباتى که از پتانسيل بالائى براى حمايت ساير بخشهاى جنبش کارگرى ايران و نيز يک حمايت بين المللى قاطع و گسترده برخوردار است و موقعيت طبقه کارگر ايران را يک قدم مهم بجلو سوق خواهد داد. اين کابوسى است که جمهورى اسلامى از آن رهائى نخواهد داشت.

اکنون هفت ماه از تظاهرات کارگران نفت و سرکوب آنان ميگذرد. دو ماه است که دولت خاتمى روى کار آمده است. در هفته هاى اخير خبر چندين اعتصاب کارگرى در مراکز مهم صنعتى در روزنامه هاى رژيم بازتاب يافته است. اين اعتصابات طلايه هاى روندى است که در ايران آغاز شده است.

قهرمانان گمنام

صدها اعتصاب کارگرى کوچک و بزرگ سالانه در ايران سازمان داده ميشود، همه غير قانونى و بدون وجود يک سازمان کارگرى مجاز و قانونى. از طرح ايده اعتصاب تا بحث حول آن در محافل کارگرى و قانع کردن ديگران، از تصميم حول مطالبات تا تعيين چند و چون اعتصاب همگى در شرايط خفقان و زيرزمينى صورت ميگيرد. در جريان اعتصاب اما کسانى بايد علنا جلو بيفتند، سينه سپر کنند، سخنگوئى کارگران را بعهده بگيرند، در يک مبارزه رودررو در مقابل کارفرما و مديريت، در مقابل نيروى انتظامى و شوراى اسلامى و در برابر چشم جاسوسان رژيم از اعتصابشان و از خواستهايشان دفاع کنند، جواب "اعتصاب حرام است"، "شورا پورا ماليده"، "الان جنگ است و بايد بيشتر کار کرد"، "آمريکا ما را تحريم کرده و اعتصاب در خدمت آمريکاست" و "تحريک کمونيستها است" را بدهند، بر ترس و ترديد در ميان همکارانشان غلبه کنند، هنگامى که زير شکنجه اسامى محرکين اعتصاب را ميخواهند سکوت کنند و از تهديد به اعدام و زندان و اخراج باکى به خود راه ندهند. اينها فرض به سرانجام رساندن يک اعتصاب است.

اينها رهبرانى جسور و پخته، کارگرانى راديکال و آگاه و پيشروانى مورد اعتماد و محبوب همکاران خود هستند. اين تنها و بزرگترين نقطه اتکاء آنهاست. اينها قهرمانان گمنامى هستند که رسانه هاسانه هاى غربى نه دستشان به آنها ميرسد و نه علاقه اى به طرح مسائلشان دارند، اينها مورد دفاع هيچ دولت و هيچ رسانه اى نيستند و خانواده هايشان از هيچ بيمه و حقوقى در صورت زندانى شدن و اخراج نان آور خانواده بهره مند نميباشند. درک اين مساله که حمايت يک سازمان کارگرى در آمريکا يا هلند، در انگليس يا استراليا، در فرانسه يا ژاپن و هند و برمه از مبارزه و مطالبه آنان چه اهميتى در نتيجه مبارزه آنها و در ايجاد پشتگرمى براى آنها دارد دشوار نيست.

خطاب به سازمانهاى کارگرى در سراسر جهان

از اين قهرمانان گمنام با تمام قوا حمايت کنيد!

کارنامه جمهورى اسلامى ايران سرشار از تجاوز به حقوق کارگران است. جمهورى اسلامى ١٨ سال است اعتراضات و اعتصابات کارگران ايران را سرکوب کرده است. اخراج، دستگيرى، شکنجه و اعدام رهبران و فعالين کارگرى و ايجاد فضاى رعب و وحشت در محلهاى کار ابزار هميشگى رژيم ايران براى جلوگيرى از رشد اعتراضات و اعتصابات کارگرى بوده است. آنجا که نيروهاى امنيتى اطلاعاتى رژيم براى مقابله با اعتصابات جوابگو نبوده اند رژيم از گسيل نيروهاى نظامى به محيط کارخانه کوتاهى نکرده است.

رژيم ايران حق اعتصاب و تشکل را صريحا رد ميکند. اعتصاب طبق گفته رهبران اين رژيم از گناهان کبيره است. رهبران و فعالين کارگرى ايران از تماس با سازمانهاى کارگرى در کشورهاى ديگر و از تماس با رسانه ها و نهادهاى بين المللى براى بازگوئى بيحقوقى و وضعيت غيرانسانى کار و زندگى خود محرومند. خفقان شديد در ايران مانع بزرگى در انعکاس مبارزه و مطالبات کارگران ايران به خارج از محيط کارخانه است.

رژيم اسلامى را بخاطر همه اين سبعيتش بايد محکوم کرد.

رژيم ايران را بخاطر اعدام جمال چراغ ويسى سخنران اول مه سنندج بايد محکوم کرد. به رژيم اسلامى بايد فشار آورد تا بدون هيچ قيد و شرطى حق اعتصاب و تشکل کارگرى را که جزو حقوق اوليه کارگرى در سطح جهان است، برسميت بشناسد. رهبران کارگرى در ايران بايد به رسانه هاى عمومى و تشکل هاى بين المللى کارگرى براى انعکاس وضعيت کار و زندگيشان بدون هيچ نوع ارعابى دسترسى داشته باشند و نمايندگان تشکل هاى کارگرى حق سفر به ايران و تماس آزادانه با کارگران ايران را داشته باشند.

حمايت گسترده شما در جريان کمپين نفت، بى شک تاثير قابل توجهى بر کارگران نفت و کل کارگران ايران داشت. کارگران ايران اکنون اين نيرو را پشتيبان خود ميدانند و بحق روى حمايت آن حساب ميکنند. در جريان انقلاب ايران کارگران ايران تنها بودند، استراتژيست ها و سياست گذاران قدرتهاى غربى معمار اصلى انقلاب اسلامى در ايران بودند و بکمک رسانه هايشان نقش تعيين کننده اى در اسلامى کردن انقلاب داشتند. جمهورى اسلامى رفتنى است و بورژوازى ايران از هم اکنون دارد خود را براى شکل دادن به تحولات مطلوب خود در ايران آماده ميکند. رسانه ها و دول غربى با دقت اوضاع را دنبال ميکنند و هيچ فرصتى را از دست نميدهند. طبقه کارگر نيز به حمايت شما نيازمند است. حمايت مستمر و فعالانه شما از مبارزات و مطالبات کارگران ايران، به جريان راديکال و سوسياليست و به طبقه کارگر ايران کمک ارزنده اى است که ميتواند نقشى مهم و تاريخى در سير تحولات ايران داشته باشد. در شرايطى که بورژوازى غرب و جريانات مختلف اپوزيسيون ايران در پى منجى تراشى از ميان جناحهائى از خود رژيم اند، شما نيز از کارگران ايران و رهبران راديکال و سوسياليست آنها باتمام قوا حمايت کنيد، مبارزه آنها مبارزه شما و خواست آنها خواست شما است.

٭٭٭

در خاتمه جادارد از حمايتهاى بيدريغ و صميمانه کنگره کار کانادا و شخص ژان کلود پروت معاون اجرائى کنگره کار کانادا که نه تنها در جريان کمپين نفت بلکه در طول چند سال گذشته همواره کارگران ايران را مورد حمايت قرار داده است، دارل تينگلى دبير اتحاديه پست کانادا، از فرانسه ژان پير پاژ مسئول روابط و فعاليتهاى سنديکايى بين المللى و عضو کميسيون اجرائى ث.ژ.ت، مارک بلوندل دبيرکل کنفدراسيون عمومى کار «نيروى کارگرى» و عضو موسس کنفدراسيون بين المللى سنديکاهاى آزاد، رمى اوفرر از بخش بين المللى نيروى کارگرى، از استراليا جيم دونووان دبير اتحاديه کشتيرانى در ايالت نيوساوت ولز بخاطر راهنمائيهاى ارزنده و موضع شجاعانه اش، ريک فولر از اتحاديه معادن که در گسترش کمپين به کشورهاى ديگر فعالانه ما را يارى داد، بيل منسفيلد مسئول بخش بين المللى شوراى اتحاديه هاى کارگرى و پتر مورفى از اتحاديه حمل و نقل، از آلمان يورگن اکى مسئول بخش بين المللى اتحاديه سراسرى کارگرى آلمان (د گ ب)، گئورگ ولتر از شوراى کارخانه تويوتا، هرمان ديرکس از شوراى راه آهن و بنادر دويسبورگ، رگينا فرويند از تشکل پرو آزول، يورگن شرام از ابتکار فعالين اتحاديه براى صلح و خلع سلاح در کلن، هاينر کوهنن و ينس هان از مرکز اطلاعات بين المللى (تاى) و بئاتريکس زاسرمان از کارخانه شيمى باير در ووپرتال و تاى، از انگليس جان مونکس دبير سراسرى کنگره اتحاديه هاى کارگرى انگلستان (تى يو سى)، جان مولرنان دبير شاخه سادک اتحاديه يونيسون، استيو پرى، پيت ترنر، کيت هاروى، ايان درايور، برايان هيگينز و مايکل تيلر، از آمريکا ديويد کامپبل دبير اتحاديه نفت، مواد شيميائى و اتمى آمريکا، م ک راندهى دبير سراسرى مرکز اتحاديه هاى کارگرى هند، يوهان استکلنبرگ رئيس کنفدراسيون اتحاديه هاى کارگرى هلند و نيز حزب سبز اين کشور، از حزب کار ترکيه بخاطر شرکت فعال در اين کمپين و فراخوان آکسيون حمايتى، از عراق آرا خاجادار دبيرکل سابق فدراسيون عمومى اتحاديه هاى کارگرى و رئيس پيشين اتحاديه کارگران و کارکنان نفت، حکمت کوتانى دبيرکل سابق فدراسيون عمومى اتحاديه هاى کارگرى و رئيس پيشين اتحاديه کارگران و کارکنان برق، از سوريه غازى ناصف مکى رئيس سابق فدراسيون عمومى اتحاديه هاى کارگرى، از سوئد اولف ادستروم دبير بين المللى کنفدراسيون اتحاديه هاى کارگرى سوئد و کيران کايسى مسئول بين المللى سازمان سراسرى کارگران سوئد (سنديکاليست ها)، از نروژ ايستر کاستول کنفدراسيون اتحاديه هاى کارگرى، ته ريه Terjeرهبر اتحاديه کارگران نفت و آود کريستيان سن از اتحاديه کارگران ترانسپورت شهرى اسلو، از دانمارک کنت هور دبير بين المللى حزب «ليست مشترک» و پتر کاى مورتنسن رئيس اتحاديه سراسرى کارگران کپنهاگ، از فنلاند از هانو اوهو دبير و هلنا ليپونن دبير امور مالى و تبليغاتى مرکز همبستگى اتحاديه هاى کارگرى، رايمو پاتيلا دبير بخش بين المللى اتحاديه کارگران ساختمانى و تيمو فاليتو و سولو کورهونن دبير و منشى اتحاديه کارگران شيميائى، و دان گالين دبير سراسرى اتحاديه بين المللى کارگران مواد غذائى، کشاورزى، هتل، رستوران و تنباکو از ژنو صميمانه قدردانى کنيم.

سپتامبر ٩٧