مصاحبه با عليرضا ثقفىدر مورد 

کميته پيگيرى  ايجاد تشكل‌های آزاد كارگری در ايران

 
شهروند. خسرو شميرانی
چرا دست به کار تهيه اين بيانيه و "کميته پيگيرى" شديد؟
ــ بر كسى پوشيده نيست که از يك سو شرايط كارگران هر روز سخت تر ميشود و از سوى ديگر بيش از 23 سال است كه هيچ تشكل مستقل كارگرى امكان دفاع از منافع صنفى كارگران را نداشته است. تشكل هاى موجود از جمله «انجمن هاى اسلامى» و «خانه كارگر» نمايندگان واقعى كارگران نبوده اند. اين مجموعه ها از افراد و كارگرانى تشكيل ميشدند كه به حكومت وابستگى داشتند. سه ماه پيش اين مسئله ابعاد جديدى پيدا كرد. به اين ترتيب كه ILO (سازمان بين المللى كار) در جلساتى با وزارت كار ايران كه نمايندگان كارفرمايان نيز حضور داشتند قراردادى امضاء كرد و «خانه كارگر» را به عنوان نماينده كارگران ايران در مجامع بين المللى به رسميت شناخت.
اين حركت براى فعالان كارگرى بسيار گران آمد. فعالان و تشكل هاى از هم گسيخته كارگرى كه از سالهاى شصت بدين سو به صورت منفرد عمل ميكردند، تنها راه را در آن ديدند كه به تلاشى مشترك دست بزنند. مجموعه اى گرد هم آمد. برخى ميگفتند بايد اتحاديه كارگرى تشكيل داد و برخى ديگر طرفدار تاسيس شورا، سنديكا و غيره بودند. نتيجه آن شد كه عام ترين و پايه اى ترين هدف، كسب حق تشكل هاى مستقل كارگرى است. چندين جلسه برگزار شد و سرانجام جمعى به نام «كميته پيگيرى ايجاد تشكل هاى آزاد كارگرى» شكل گرفت.

چند نفر در جلسات شركت ميكنند؟ كمى درباره جلسات بگوييد.
ــ حدودا چهل نفر در جلسات شركت ميكنند. تا به حال سه جلسه داشته ايم. آخرين آن جمعه گذشته در تهران برگزار شد. يك ماه و ده روز قبل جلسه اى ديگر در تهران و يك ماه پيش از آن نيز اولين نشست را داشتيم. البته پيش از جلسات عمومي، چندين نشست پنج تا ده نفره داشتيم.
نتيجه تلاش هاى انجام شده بيانيه اى بود كه 4000 كارگر با امضاى خود آن را تاييد كرده اند. جمع آورى چهار هزار امضاء آسان نبود. برخى فعالان كه براى اين هدف به كارگران مراجعه ميكردند توسط كارفرمايان تهديد و برخى ديگر اخراج شدند.

محتواى بيانيه چيست و با آن چه خواهيد كرد؟
ــ اين بيانيه كه عملا خواست ايجاد تشكل هاى مستقل كارگرى را مطرح ميكند، چهارشنبه گذشته به وزارت كار تحويل شد. متن آن به زبان انگليسى نيز تهيه شده است و به ILO و ديگر سازمانهاى بين المللى كارگرى ارسال خواهد شد. متن فارسى فردا انتشار عمومى خواهد يافت.

آيا اين مجموعه بايد از «كميسيون ماده ده احزاب» مجوز فعاليت دريافت كند؟
ــ قاعدتا خير! زيرا ما حزب نيستيم. درضمن طبق معاهده هاى بين المللى مربوطه، انجمن هاى صنفى براى تاسيس نيازى به كسب مجوز ندارند. واقعيت اين است كه در ايران ارگان مشخصى مسئوليت اين كار را بر عهده ندارد. گاه شما را به وزارت كار و گاه به وزارت كشور ارجاع ميدهند. البته براى تشكل هاى ديگر هم به همين گونه است.
اعتقاد ما بر آن است كه طرف صحبت ما وزارت كار است. آنها بايد امكانات فعاليت را براى ما مهيا كنند، از جمله مكان در اختيار ما بگذارند و ما را به رسميت بشناسند.

آيا مجموعه تاسيس شده به استقلال از احزاب و جريانات سياسى بى ارتباط با جايگاه آنها در پوزيسيون يا اپوزيسيون نيز توجه دارد، يا تنها استقلال از قدرت سياسى مورد نظر است؟
ــ بناى ما بر اين است كه تشكل هاى مورد نظر تنها و تنها منافع صنفى كارگران را در نظر داشته و كار پايه خود قرار دهند. البته اين بدان مفهوم نيست كه افراد داخل اين تشكل ها تمايلات سياسى نداشته باشند. يقينا بسيارى از آنها به جريانات مشخص سياسى نزديك هستند. اما آن چه در اين مجموعه به عنوان اساس كار قرار گرفته همانا منافع صنفى كارگرى است. وضع فاجعه بار كارگران از بيكارى فزاينده، فقر گسترده، كودكان كار و... به جايى رسيده است كه همه اين افراد با گرايشات مختلف به آنجا رسيدند كه اگر پيشرفتى در گشايش مشكلات كارگران ممكن باشد، تنها در هماهنگى با يكديگر و با مبنا قرار دادن علائق كارگران و بدون پيش نهادن گرايشات سياسى هر فرد ممكن خواهد بود. در اين مجموعه از سنديكاليستها تا گروه هاى فرهنگى كارگري، نمايندگان اتحاديه هايى در شهرستانها و... حضور دارند و هيچ گرايشى مسلط نيست.

چند تشكل در تدارك اين حركت همراه بوده اند؟
ــ من سعى ميكنم تا آنجا كه به خاطر مى آورم از اين مجموعه ها نام ببرم. «انجمن موسس سنديكاها»، «انجمن حمايت فرهنگى كارگران(آواى كار)»، «انجمن كارگران شورا»، «انجمن انديشه ى كارگران»، برخى اتحاديه هاى كارگرى از شهرستانها، "انجمن حمايت از كودكان كار" و "سنديكاى كاركنان شركت واحد اتوبوس رانى" تشكل هايى هستند كه من به خاطر ميآورم.
ما تلاش كرديم از تمام تشكل هاى مستقل كه ميشناسيم براى شركت در اين حركت دعوت کنيم و تا آنجا كه ميدانم همه ى آنها به گرمى به دعوت ما پاسخ مثبت دادند.

آيا تشكل هاى برشمرده و دعوت شده جملگى مجموعه هاى كارگرى هستند و يا مجموعه هاى روشنفكرى هستند كه در رابطه با كارگران كار ميكنند؟
ــ اينها همه كارگرى هستند. بيشتر اينكه تمام چهار هزار امضاكننده نيز كارگر هستند. يعنى ما شرط مشخصى را براى شركت در جلسات و امضا بيانيه قائل شديم. شرط ما اين بود كه افراد بايد داراى دفترچه ى تامين اجتماعى باشند. يعنى به لحاظ حقوقى به عنوان كارگر به رسميت شناخته ميشوند. حال در ميان اين كارگران هستند كه درس خوانده اند، كتاب ميخوانند و برخى نيز دست به قلم ميبرند، اما به عنوان كارگر امرار معاش ميكنند.
طبيعى است بخش آگاه تر كارگران كه با مسائل جامعه و حقوق كارگرى آشناتر هستند در صف جلو قرار ميگيرند در اين رابطه فكر نميكنم با ساير كشورهاى جهان تفاوتى داشته باشيم. به عنوان مثال آقاى بابايى يكى از اعضاى اين جمع است. ايشان كارگر بازنشسته راه آهن است و در عين حال بيش از چهل سال است كه قلم ميزند و در زمينه ادبيات كارگرى كار ميكند. يعنى حتى چند نويسنده كه در ميان جمع وجود دارند همگى كارگر هستند.

شما به قرارداد ILO و پذيرش رسمى "خانه كارگر" به عنوان نماينده كارگران ايران در عرصه ى بين المللى اشاره كرديد. آيا درخواست شما اصولا ميتواند از ديدگاه حقوق بين المللى مورد حمايت قرار بگيرد؟
ــ ببينيد، خواست ما در عين سادگي، براى كارگران از اهميت حياتى برخوردار است. ما امضاكنندگان يبانيه ميگوييم كه تشكل مستقل كارگرى حق ماست. مبناى حقوقى آن در عرصه ى بين المللى مقاوله نامه هاى 78 و 98 ILO هستند. ما آنها را در جلسات خود قرائت كرديم. براساس اين مقاوله نامه ها كارگران در هر شرايطى حق تشكيل انجمن هاى صنفى خود را دارا هستند.
آنچه ما درخواست كرده ايم رعايت حقوقى است كه در سطح جهان به رسميت شناخته شده است. ما از سازمانهاى بين المللى كارگرى انتظار داريم در اين راه همراه ما باشند. تا زمانى كه اين حق رعايت نشود وضعيت حاضر ادامه خواهد يافت. ببينيد حقوق متوسط كارگر در ايران كمتر از يك دهم متوسط شناخته شده در سطح جهان است. در برخى از شهرستانهاى ايران كارگران براى حفظ مشاغل خود به كارمزدهايى كمتر از نصف حقوق قانونى خود راضى ميشوند. من طى يك گزارش تحقيقى كه اخيرا در "نقد نو" منتشر شد با طرح موارد مشخص به اين موضوع پرداخته ام. فراموش نكنيم كه جمهورى اسلامى ايران قوانين بين المللى كار را امضا كرده است. عملا ما چيزى بيش از اجراى قانون موجود نميخواهيم.

آيا مقاوله نامه هاى 78 و 98 از سوى ايران پذيرفته شده و الزام آور هستند؟
ــ ببينيد وقتى كه وزارت كار با ILO وارد‌ قرارداد ميشود، يعنى ايران اين مقاوله نامه ها را پذيرفته است. در آخرين ملاقات ILO با وزارت كار، آنها بر مقاوله نامه هاى 78 و 98 كه ناظر بر حق ايجاد تشكلهاى مستقل است تاكيد كرده اند. اعتراض ما اين است كه چرا نمايندگان واقعى كارگران در آنجا حضور نداشته اند.

شما ميگوييد "خانه كارگر" نماينده واقعى كارگران نيست. اين ادعاى شما براساس كدام واقعيت استوار است؟
ــ گرچه ترجيحا و به دلايلى وارد‌ اين بحث نميشوم اما به طور كلى بگويم كه ما در سالهاى اخير همواره شاهد كاهش سطح زندگى كارگران، افزايش فشارهاى قانونى و غيرقانوني، كاهش سطح دستمزدها و بسيارى موارد ديگر از اين قبيل بوده ايم، اما هيچگاه هيچ حركت جدى در اعتراض به اين روند ديده نشده است. آيا نمايندگان واقعى كارگران اينگونه عمل ميكردند كه اين آقايان كردند؟

تا چه حد به شكل گيرى وسيع تشكلهاى كارگرى در آينده ى نه چندان دور اميدوار هستيد؟
ــ ‌واقعيت اين است كه ما هيچگاه تصور نميكرديم كه استقبال از اين حركت تا اين حد وسيع باشد. آگاهى كارگران به آنچه ميخواهند واقعا اميدواركننده است. با توجه به فشارها و محدوديتها و عدم وجود امكان اطلاع رسانى ما چهار هزار امضاء در مدت نه چندان طولانى جمع آورى كرديم. اعلام پشتيبانى و افزايش امضاها همچنان ادامه دارد. ما از شهرستانها پيامهاى حمايت دريافت ميكنيم. معلمان از حركت ما شفاها پشتيبانى كرده اند و . . . به اين ترتيب ما اميدواريم و اميد ما بر پايه هاى محكم مادى بنا شده است.

آقاى عليرضا ثقفى از شما سپاسگزارم.

گفت و گوى تلفنى با تهران 6 فوريه 2005