جنبش اول ماه مه

يك سنت راديكال جنبش كارگري در كردستان

 فاتح شيخ الاسلامي سپتامبر 1999

رفيق قديمي و صميمي ام نسان نودينيان از من خواسته كه مقدمه اي بر كتابش درباره جنبش اول ماه مه در كردستان بنويسم. بخاطر اين دعوت شيرين از او تشكر ميكنم و بخاطر كار ارزشمند نوشتن اين فصل از تاريخ جنبش كارگري در كردستان دستش را به گرمي ميفشارم. هنگام خواندن پرينت كتاب، با تجديد خاطره عزيزاني كه نامشان، فعاليتشان و جان باختنشان در راه آرمانهاي سوسياليستي در اين كتاب ثبت شده و همچنين با خواندن صفحاتي كه اول ماه مه سالهاي 66، 67 و 68 سنندج و مراسمهاي شورانگيز و آتش افروزيها را تصوير ميكند، بارها اشك در چشمانم جمع شد.

 برگزاري روز  جهاني كارگر در كردستان ايران، بخشي از يك جنبش راديكال كارگري از مقطع انقلاب 57 ايران به اين سو در اين جغرافياي سياسي است كه مشخصه آن در دو دهه اخير، حضور فعال و نفوذ اجتماعي گسترده يك كمونيسم پيگير، در تقابل نه فقط با رژيم اسلامي سرمايه بلكه همچنين با جنبش سنتي ناسيوناليسم كرد بوده است.

پروژه كميته كردستان حزب كمونيست كارگري ايران ، راجع به تدوين تاريخ معاصر كردستان به روايت كمونيستها، تاكنون بااستقبال قابل توجهي روبرو شده و از جمله تعدادي از اعضاي كميته كردستان عملا دست بكار تحرير بخشهايي از اين تاريخ شده اند. يك اولويت اين پروژه، توجه ويژه به جنبش اول مه سنندج در سالهاي 68 .....1364 بود. كتاب حاضر از آنچه در نظر داشتيم فراتر رفته و علاوه بر جنبش اول مه سنندج، جلوه هاي اين جنبش در ساير شهرها و مناطق كردستان را از نقده و اشنويه و مهاباد و بوكان و سقز و بانه تا مريوان و اورامان و ژاودرود و كامياران را هم در برگرفته است. با اينكه تصوير كتاب از جاگير شدن اين سنت جهاني كارگري درمقطع معيني از حيات طبقه كارگر در كردستان به حد كافي زنده و گوياست،هنوز جا دارد در باره جايگاه آن در پروسه تكوين طبقه كارگر و جنبش راديكال كارگري در كردستان و درباره نقش كليدي سنت كمونيستي كارگري در اين مرحله، بيشتر گفته شود.

 

آنچه قبل از هر چيز لازم به تاكيد است اينكه جنبش كارگري و كمونيستي در كردستان ايران يك جنبش اجتماعي است كه ملزومات شكل گيري و عروج آن طي دهه هاي اخير كاملا قابل درك و شناخت است. تلاش ما و همه فعالين اين جنبش براي برجسته كردن اين واقعيت تاريخي خود جزئي از اين پروسه و تقويت و گسترش دامنه اجتماعي آن است. جريانات ناسيوناليستي كرد همواره كوشيده اند وجود اجتماعي يك جنبش و يك جريان كارگري و كمونيستي زنده و پويا در كردستان را انكار كنند و از جامعه كردستان تصويري روستائي و عقب مانده و حتي ماقبل سرمايه داري رسم كنند كه در آن مبارزه طبقاتي اي در جريان نيست و آنچه هست صرفا يك جنبش ملي خودمختاري طلبانه است و بس! در ترسيم اين تصوير عقب مانده و غير واقعي، جريانات ناسيوناليست كرد دست تنها نيستند بلكه انبوهي از كردشناسان و "محققان" محيط آكادميك غرب نيز مبارزه طبقاتي و نقش طبقه كارگر و جنبش كمونيستي آن در تحولات سياسي جامعه كردستان را انكار ميكنند و يا ميكوشند آن را فرعي و در جاشيه جامعه نشان دهند. متاسفانه هستند "چپ"هائي نيز كه اگر روزگاري به اين جنبش باليده اند، امروز با اركستر بورژواي همصدا شده اند تا صداي جنبش طبقاتي كارگري در كردستان شنيده نشود و خواب "وحدت ملي" شان را آشفته نكند.

انكار نقش مبارزه طبقاتي كارگر البته خاص بورژوازي تازه به دوران رسيده كردستان نيست، بلكه پديده ائي جهاني است كه طي دو سه دهه اخير يك كمپين گسترده بورژواي جهاني و خيل بيشماري از اردوي آكادميك در هزاران دانشگاه و "موسسه پژوهشي" پشت بند آن بوده است. آنچه ويژگي كردستان است از يك سو آميختگي اين مساله با وجود يك جنبش ملي است، كه به بورژوازي ناسيوناليست امكانات فوق برنامه اي در تلاش براي خفه كردن صداي كارگران داده است، و از سوي ديگر وجود يك جريان روشن بين كمونيستي كارگري است، كه بطور روزمره خرافات ناسيوناليستي را افشا و از استقلال طبقاتي كارگران كردستان در مبارزه براي رهائي از بردگي سرمايه، رهائي از رژيم اسلامي سرمايه و رهائي از ستم جاري بر مردم كردستان دفاع كرده است. به حكم اين ويژگي، نفس دادن تصويري واقعي از جنبش كارگري  و گرايش كمونيستي درون آن، در برابر حاشا كردن جريانات ناسيوناليست و آكادميك از آن، خود جزئي از مبارزه طبقاتي جاري در كردستان است.  

 در عين حال شناخت جايگاه جنبش اول ماه مه سنندج و در كردستان ايران علي العموم، كه موضوع اين كتاب است، في نفسه بخشي از خودآگاهي طبقاتي كارگران نيز هست كه تلاش براي بازتوليد آن يك عرصه تعطيل ناپذير فعاليت كمونيستي ما در كردستان است. اگر در اول ماه مه سال 58، كارگران نهال اين سنت جهاني را در كردستان، جامعه بلافصل و محيط مستقيم كار و زندگي خود كاشتند و بار آور كردند، اگر در جريان جنبش اول ماه مه سنندج طي سالهاي متوالي در دل اختناق اسلامي، سنتها و شعاير انترناسيوناليستي و كمونيستي را در مراسمهايشان تثثبيت كردند طوري كه امروز بطور مثال "سرود انترناسيونال" يك شاخص هويت طبقاتي كارگران كردستان شده است، وظيفه هر فعال كارگري، هر فعال كمونيست اين جنبش، زنده نگهداشتن و باز توليد اين سنتها بر متن يك خودآگاهي جامع طبقاتي است. بايد تضمين كنيم كه چنان نشود كه كارگران روز اول مه فرياد آزادي و برابري سر دهند اما روز تعيين تكليف قدرت سياسي در جامعه دست روي دست بگذارند و يا دنباله رو جريانات بورژوائي شوند. كتاب حاضر تلاشي در اين زمينه است.

 و در آخر چند نكته كوتاه درباره جايگاه جنبش اول ماه مه سنندج در پروسه شكل گيري يك جنبش راديكال كارگري در كردستان، واقعيت اين است كه سرمايه داري از آغاز يك نظام جهاني بوده كه قدم به قدم به اقصي نقاط كره زمين گسترش يافته و هر جا كه رسيده، تقابل كارمزدي و سرمايه, تقابل بورژوازي و پرولتاريا را علاوه بر مقياس جهاني در مقياس محلي هم شكل داده است. به همين اعتبار، تكوين طبقه كارگر و تسري آگاهي طبقاتي هم امري جهاني است، بطور مثال زماني كه هنوز مناسبات فئودالي بر كردستان تسلط كامل داشت، بوده اند كارگراني كه در جريان مهاجرت به روسيه با حزب بلشويك و انقلاب اكتبر آشنائي پيدا كرده و در بازگشت بذر آگاهي طبقاتي را با خود آورده و براي انتقال آن به توده محروم جامعه تلاش كرده اند. ولي در غياب يك اردوي وسيع كارمزدي در محل، اين تسري آگاهي طبقاتي جهاني چه از طريق كارگران مهاجر و چه از طريق فعالين و جريانات چپ و كمونيست نميتوانست به يك حركت داراي وزنه اجتماعي موثر تبديل شود.  

علاوه بر مهاجرت كارگران از كردستان به مناطق دور و نزديك ايران و منطقه، اين پروسه اصلاحات ارضي بود كه با خلع يد گسترده جمعيت وسيعي از كاگران مزدي در كردستان ايجاد كرد كه مبناي مادي . اجتماعي موجوديت طبقه كارگر و آرمانهاي برابري طلبانه سوسياليستي اين طبقه قرار گرفت. با ا ينهمه، نفس وجود اردوي كارگر مزدي هم براي شكل گيري بلافاصله يك طبقه كارگر خودآگاهي كافي نبوده، اين سير عيني تاريخ جامعه و تحولات سياسي دو دهه اخير بود كه پروسه تكوين طبقه كارگر در كردستان را به شكلي كه هم اكنون هست ممكن و ميسر گردانيد.

 نقطه عطف بزرگ اين تاريخ عيني، انقلاب سال 57 بود و تحولات سياسي مهمي كه در كردستان به طي شدن مراحل بعدي اين پروسه كمك كرده اساسا مديون وجود يك گرايش نيرومند كمونيستي و تقابل پيگير و قاطعانه اش هم با رژيم اسلامي سرمايه و هم با جريان بورژواناسيوناليسم درون جامعه كردستان بود. در اينجا مجال اشاره كردن به وجود گوناگون اين روياروئي تاريخي نيست، اين كار را من و شما و ديگري از كادرهاي حزب كمونيست كارگري در نوشته هاي ديگر كرده ايم. آنچه در ارتباط با موضوع كتاب لازم به تذكر است اينست كه جنبش كارگري در كردستان از فضاي باز ناشي از انقلاب براي بميدان آمدن و طرح شماري از فوريترين خواسته هايش استفاده كرد، اما لشكركشي جمهوري اسلامي علاوه بر قيچي كردن آن روند، فضا را براي عروج ناسيوناليسم كرد مساعد كرد و براي پيشبرد خواستهاي كارگري و كلا ابراز وجود طبقاتي كارگران نامساعد كرد. اما كارگران آگاه و و مبارز از فعاليت آشكار و پنهان خود براي ابراز وجود در شرايط نامساعد بعد از لشكر كشي رژيم و گسترش ناسيوناليسم دست نكشيدند و سرانجام در مقطع معيني با اتكا به حضور يك نيروي كمونيستي با نفوذ و مسلح در برابر رژيم و حزب بورژواناسيوناليست در منطقه، توانستند خفقان رژيم اسلامي را بشكنند و ابراز وجود طبقاتي خود را به سطح علني بكشانند. جنبش اول مه سنندج طي چندين سال ظرف چنين ابراز وجود طبقاتي راديكالي بود كه در عين حال مهر نرمانها و سياستهاي سوسياليسم راديكال و كارگري را برخود داشت.     

به اين اعتبار تداوم فعاليت گرايش راديكال كمونيسم كارگري در صفوف طبقه كارگر در كردستان و به يمن شفافيت بخشيدن هر چه بيشتر به برنامه و سياست كارگري طي سالهاي اخير، ميتوان مقطع جنبش اول ماه مه سنندج و تشكيل و فعاليت تشكل كارگري راديكال "اتحاديه صنعتگر"، سازماندهي برگزاري مراسمهاي توده اي و علني اول ماه مه طي چند سال متوالي، تثبيت سنتها و شعاير انترناسيوناليستي در اين مراسمها و طرح مطالبات اساسي و راديكال در قطعنامه هاي تاريخي آن را، مقطع تكميل پروسه شكل گيري يك جنبش راديكال كارگري در كردستان ايران دانست. اهميت اين دوره بندي در اينست كه كارگران كردستان و بويژه رهبران و فعالين، خواه نسل فعال در دوره انقلاب 57 و بعد و خواه نسل جديد فعالين كمونيست و كارگر، از دستاوردهاي آن، بعنوان مبناي اعتماد بنفس طبقاتي و هويت طبقاتي خود و بعنوان سكوي پرش در جهت متحد كردن هر چه گسترده تر صفوف خود براي دست بردن به قدرت سياسي در جريان تحولات سياسي جاري و آتي استفاده كنند.

نسان نودينيان با نوشتن كتاب حاضر و ثبت فاكتهاي اين جنبش راديكال و گسترده، يك ابزار اجتماعي در اين جهت، در اختيار جنبش كارگري و فعالين كمونيست در كردستان قرار داده است.