|
کردستان عراق تحولات تعيين کننده اى را از سر ميگذراند. حمله نيروهاى ايران به اردوگاه حزب دمکرات کردستان ايران در عمق خاک عراق، که با تبانى و همکارى رسمى اتحاديه ميهنى (جريان جلال طالبانى) صورت گرفت، صرفا پيش درآمد رويدادهايى به مراتب تعيين کننده تر بود. تصرف شهر اربيل توسط ارتش عراق و نيروهاى مسعود بارزانى (حزب دمکرات کردستان عراق) و سپس ورود نيروهاى بارزانى به سليمانيه و هزيمت اتحاديه ميهنى معادلات سياسى در کردستان عراق را بکلى دگرگون کرده است.
از نقطه نظر مردم کردستان عراق، که سهمشان چه تحت رژيم قومپرست و جنايتکار عراق و چه در "نظم نوين جهانى" و "منطقه امن" سازمان ملل و آمريکا و تحت حاکميت احزاب ملى - عشيرتى و ارتجاعى کرد، جز رنج و محروميت و آوارگى و بى حقوقى نبوده است، اين يک چرخش ارتجاعى ديگر در اوضاع است که بار ديگر دورنماى تاريکى را در برابر ميليونها مردم قرار داده است. اعاده حاکميت وحشيانه عراق، چه مستقيما و چه با واسطه تيولدارى حزب دمکرات، خطر بالفعلى است که مردم را تهديد ميکند. عراق و هم پيمانان امروزش اميدوارند که پنج سال محروميت و بى حقوقى و دربدرى مردم زير دست احزاب ارتجاعى کرد و تبديل شدنشان به آوارگان تحت الحمايه سازمان ملل و پناهندگانى بى هويت در سرزمين خويش، آنها را براى در آغوش گرفتن "ثبات" و "رفع تحريم" اهدايى عراق و بارزانى آماده کرده باشد. شک نيست که بهاى اين "ثبات"، اگر اساسا صورت گيرد، سرکوب و اختناق شديد و سيستماتيک و سلب آشکار حقوق مدنى و اجتماعى مردم خواهد بود.
رويدادهاى اخير کردستان، حکم آشکار محکوميت همه دولتها و احزاب بورژوايى و ارتجاعى درگير در منطقه است. سهم آمريکا و دول غربى و سازمان ملل ها و رسانه هايشان در مشقات امروز و ٥ سال اخير مردم کردستان غير قابل انکار است. ميليتاريسم و قدرت طلبى آمريکا در منطقه، و جناياتى که عليه مردم کل عراق مرتکب شده و باز تدارک ميبيند، بايد قويا از جانب هرکس که سرسوزنى براى آزادى و انسانيت دل ميسوزاند محکوم شود. اعاده حاکميت رژيم عراق، بعنوان يک رژيم مرتجع، سرکوبگر، قومپرست و ضد مردمى، بدون هيچ شبهه اى محکوم است. آزادى مردم کردستان، و تحقق حقوق انسانى و مدنى آنها در چهارچوب عراق، مادام که چنين نظام و رژيمى در اين کشور بر سر کار است، غير ممکن است. اتحاديه ميهنى کردستان و حزب دموکرات کردستان بارها نشان داده اند که نه فقط هيچ جايى در تلاش تاريخى مردم کردستان عراق براى رهايى از ستم ملى و تبعيضات اجتماعى ندارند، بلکه خود جزو اولين موانعى هستند که بايد از سر راه مردم و مبارزه آزاديخواهانه آنها کنار زده شوند. رهايى مردم کردستان بدون خلاصى از سلطه اين احزاب ارتجاعى و پايان دادن به ميداندارى آنها در صحنه کردستان ممکن نيست. و بالاخره، تشبثات ديگر دول ارتجاعى منطقه، بويژه ايران و ترکيه عليه مردم کردستان قويا محکوم است و بايد فورا پايان داده شود.
طرح هاى همه اين مرتجعين عليه زندگى و هستى و حرمت و آزادى مردم کردستان عراق را ميتوان نقش بر آب کرد. شرط اصلى رهايى و آزادى مردم کردستان خلاصى از چنبره اين دول و احزاب ارتجاعى و گرد آمدن آنها حول پرچم سوسياليسم و طبقه کارگر و صف کمونيسم کارگرى در منطقه است.
حزب کمونيست کارگرى ايران تمام احزاب و نيروهاى ارتجاعى درگير در صحنه امروز کردستان عراق و افقهاى ضد مردمى آنها را قويا محکوم ميکند و بار ديگر بر همبستگى خود با طبقه کارگر، کمونيسم کارگرى و مبارزه مردم زحمتکش در کردستان عراق براى آزادى و برابرى تاکيد ميکند. حزب کمونيست کارگرى ايران هر نوع توافق از بالا ميان رژيم عراق و احزاب ملى - عشيرتى کرد براى تعيين تکليف سياسى و حقوقى کردستان را مردود ميداند و خواهان مراجعه به آراء آزاد و مستقيم خود مردم کردستان عراق در مورد آينده سياسى کردستان است.
دفتر سياسى حزب کمونيست کارگرى ايران
١٢ سپتامبر ٩٦
|