|
صنعت نفت از قديميترين صنايع بزرگ ايران است که نقش کليدى در اقتصاد ايران دارد. از اينرو کارگران نفت جايگاه خاصى در کل طبقه کارگر و موقعيتى کليدى در جنبش کارگرى ايران دارند.
در بخش هاى مختلف صنعت نفت تمرکز بالايى از کارگران صنعتى وجود دارد و نزديک به ٩٠٠٠٠ کارگر در مجموعه اين بخش ها به کار اشتغال دارند. چنين تمرکز بالايى از کارگران با تجربه و با قدمت مبارزاتى چندين دهه خود ضامن قدرت و ظرفيت بالاى مبارزاتى در اين بخش از کارگران است.
کارگران نفت با قدرت ترين و پيشروترين بخش طبقه کارگر در ايران بوده و تاريخى مملو از مبارزه و اعتراض در برابر سرمايه دارى و رژيم هاى آن پشت سر دارند.
از اينرو کوچکترين حرکت اعتراضى اين کارگران فورا اهميت سياسى پيدا کرده و اخبار آن در راس اخبار خبرگزاريهاى بين المللى منعکس ميشود.
اعتصاب کارگران نفت در سال ٥٧ (١٩٧٨) آخرين مقاومت رژيم سلطنتى شاه را در هم شکست و مهر خود را به تحولات سياسى آندوره در ايران زد. امروز نيز کارگر نفت با اتکاء به موقعيت مهم اقتصادى اش آن نيرويى اجتماعى است که ميتواند توازن قوا را به نفع مبارزه کارگران و مردم آزاديخواه تغيير دهد، جو خفقان را بشکند.، فضاى سياسى جامعه را تغيير دهد و در راس جنبش کارگرى ايران پرچمدار تغيير بنيادى در جامعه باشد. کارگر نفت همچنان در چشم همه "رهبر سر سخت " مبارزه براى آزادى است.
در اين گزارش من سعى کرده ام تا اطلاعات مختصرى از ساختار صنعت نفت، تغييرات آن بعد از بازسازيها و مبارزات کارگران نفت از قيام ٥٧ تا امروز را گرد آورم. در اين نوشته از فاکتها و اطلاعاتى که توسط رفقاى کارگر ارسال شده، استفاده شده است. بعلاوه بعضى از اطلاعات روزنامه هاى رسمى دولتى نيز مورد استناد قرار گرفته اند.
شهلا دانشفر ١١/٨/٩٩
گزارشى از مبارزات کارگران نفت از قيام ٥٧ تا سال ٦٠ (٧٩ تا ٨١)
دوره اول مبارزه کارگران نفت در قيام ٥٧ (٧٩ ) قدرت نمائى بزرگ نفتگران!
با اوج گيرى مبارزات مردم در سال ٥٧ (٧٨) کارگران و کارکنان پالايشگاه آبادان در بخشهاى مهم اين پالايشگاه کميته هاى مخفى اعتصاب تشکيل دادند و تدارک سازمانى براى اعتصاب آغاز شد. در ١٥ مهرماه ٥٧ (سپتامبر ٧٨) بخشى از کارکنان اداره کالاها دست به اعتصاب زدند که با وعده هاى رئيس پالايشگاه خاتمه يافت. اعتصابيون براى تحقق خواستهايشان تا ٢٢ مهرماه (١٤ سپتامبر ٧٨)به رئيس پالايشگاه فرصت دادند.
روز ٢٢ مهرماه (١٤ سپتامبر ٧٨) کارگران که جوابى نگرفته بودند، مجددا دست به اعتصاب زدند. اعتصاب عليرغم تهديدهاى رئيس پالايشگاه و مسئولين ساواک پالايشگاه ادامه پيدا کرد.
روز ٢٤ مهرماه (١٦ سپتامبر ٧٨) قواى نظامى متشکل از نيروى زمينى، نيروى دريايى، شهربانى و ساواک اعتصابيون را محاصره کردند و هشت نفر از کارگران را بعنوان رهبران اعتصاب به ستاد حکومت نظامى منتقل کردند. اين حرکت خشم کارگران را برانگيخت و تمامى کارگران دست به اعتصاب زدند و خواستار آزادى اعتصابيون زندانى شدند. حکومت نظامى زير فشار نيروى متحد کارگران پس از ١٢ ساعت ناچار از آزاد کردن زندانيان شد.
٢٥ مهرماه (١٧ سپتامبر) کارگران علاوه بر خواستهاى صنفى و رفاهى خواستار عدم دخالت قواى نظامى در امور پالايشگاها و عذر خواهى کتبى رئيس گارد پالايشگاه بخاطر ورود قواى نظامى به پالايشگاه شدند.
در اواخر مهرماه ديبا يکى از مقامات عاليرتبه شرکت نفت براى خاتمه دادن به اعتصاب به محل اداره کالاها آمد. ديبا در ميان فرياد اعتراض کارگران مجبور به فرار شد. پس از او هوشنگ انصارى رئيس شرکت نفت مداخله کرد تا به اعتصاب کارگران پايان دهد. او با خواهش و تمنا کارگران را دعوت به مذاکره کرد و يک مهلت چند روزه خواست. نمايندگاه کارگران با هوشنگ انصارى به مذاکره نشستند. در اين مذاکرات با ٧٥٠ تومان (صددرصد افزايش دستمزد) اضافه دستمزد موافقت شد. اما مذاکرات سر خواستهاى ديگر کارگران به نتيجه نرسيد و اعتصابات ادامه يافت.
اول آبانماه (٢٣ اکتبر) اولين تظاهرات متحدانه کارگران و کارمندان در پالايشگاه آبادان بر پا شد. بدنبال اين حرکت کميته هاى اعتصاب مخفى اعتصاب در قسمت هاى مختلف براى نظم بخشيدن و هماهنگ کردن اعتصابات در کل پالايشگاه "کميته هماهنگى اعتصاب" را تشکيل دادند. اين کميته فعاليت کارگران مبارز و کمونيست در بخشهاى مختلف پالايشگاه را سروسامان داده و آنها را با يکديگر هماهنگ ميکرد.
خواستهاى کارگران در اين اعتصاب عبارت بود از: ٢٥ درصد افزايش دستمزدها، افزايش کمک هزينه تحصيــلــى فرزندان کارکنان نفت و افزايش کمک هزينه مسکن.
خواست هاى اعلام شده از سوى کارگران به سرعت عملــى شد و اعتصاب پس از سه روز پايان يافت.
روز هفتم آبانماه (٢٩ اکتبر) بار ديگر اعتصاب آغاز شد. اهم خواستهاى اعلام شده اعتصاب ازاين قرار بود: الــغاى حکومت نظامى، آزادى زندانيان سياسى، انحــلال سازمان امنيت، اخراج مستشاران آمريکايى، مبارزه عــلــيه فساد مقامات و کيفر دادن مسئولــين جناياتى که عــلــيه مردم صورت گرفته است.
اين اعتصاب موجى از شور و شوق عمومى را برانگيخت و سريعا در تمام صنعت نفت شروع به گسترش کرد. کارگران نفت تبريز، شيراز و تهران يکى پس از ديگرى به فاصــلــه سه روز به اعتصاب پيوستند.
روز ١٠ آبان ماه (١ نوامبر) ٦٠٠ نفر از کارگران نفت تبريز، ٤٠٠ نفر از کارگران نفت شيراز و نيز ١٤٥٠ نفر از کارکنان قسمتهاى پژوهش، پخش، اکتشاف، خط لوله، بازرگانى و گاز پالايشگاه نفت در تهران با تاکيد و اعــلام همبستگى و پشتيبانى از کــلــيه خواستهاى کارگران صنعت نفت جنوب دست از کار کشيدند.
روز ١٣ آبان (٤ نوامبر) کارگران پتروشيمى آبادان به محل اداره مرکزى در خارج از پالايشگاه آمدند و خواستار همبستگى و اتحاد با کارکنان اعتصابى شدند و درهمان محل دست به تحصن زدند. اجتماع بزرگى با شرکت صدها نفر از کارگران که از نقاط مختلف آمده بودند در پالايشگاه برگزار شد. بسيارى از کارگران شب را در پالايشگاه گذراندند. برپايى اين اجتماع به فرمانده نظامى آبادان اطلاع داده شده بود و او قول داده بود که ارتش دخالتى نخواهد کرد. اما شب هنگام ارتش حمله حساب شده اى را به پالايشگاه آغاز کرد. به سوى کارگران آتش گشوده شد. يکى از کارکنان بوسيله سرنيزه مزدوران نظامى بشدت مجروح شد. دولت ازهارى دستور دستگيرى فعالين ورهبران اعتصاب را صادر کرد. نيروهاى نظامى شبانه به کمک ساواک به محل مسکونى کارگران حمله کرده و بيش از ٦٠ نفر از فعالين و رهبران اعتصاب را دستگير کردند و به زندان کارون اهواز بردند. از انجام مراسم تدفين کارگران جان باخته جلــوگيرى به عمل آمد. ارتش در محــلــه هاى کارگرى آبادان مستقر گرديد. در پالايشگاه نيروهاى نظامى به ضرب و شتم کارگران پرداختند تا به اعتصاب کارگران پايان دهند. اما کم کارى و اعتصاب در قسمتهاى گوناگون و تظاهرات هاى پراکنده کارگران در محوطه پالايشگاه، عملا کار در پالايشگاه را مختل کرده بود و کارى از دست نيروى نظامى و ساواک شاه در خواباندن اعتصاب در پالايشگاه بر نيامد.
- روز بيستم آبانماه (١١ نوامبر) مديريت شرکت نفت اعــلام کرد که با پايان اعتصاب ١٠ درصد به حقوقها و ١٠ درصد به سود ويژه کارگران افزوده خواهد شد. اما آتش گشودن نيروهاى ارتش به طرف کارگران اعتصابى ادامه يافت. تعداد ديگرى از کارگران اعتصابى در آبادان با گلــوله نظاميان از پا درآمدند و اعتصاب ادامه يافت. دولت آشتى ملى شريف امامى و دولت نظامى ازهارى قصد داشتند با پرداخت اضافه دستمزد کارگران را از کميته هماهنگى اعتصاب و رهبرانشان جدا کنند و با دستگيرى و به گلوله بستن کارگران به اين اعتصابات خاتمه دهند.
روز سى ام آبانماه (٢١ نوامبر) کارگران صنعت نفت اهواز، با اعلام دوباره خواستهاى اعلام شده در آبادان، يک اعتصاب گسترده را آغاز کردند. در طول اعتصاب کارگران نفت اهواز، هر روز در جلوى ساختمان مرکزى شرکت نفت تجمعاتى بر پا ميشد، اخبار اعتصاب ساير قسمتهاى شرکت نفت در شهرهاى ديگر در ميان کارگران رد و بدل ميشد و سخنرانيهاى پر شور ايراد ميشد. در اين تجمعات پيامهاى همبستگى کارکنان اعتصابى بانکها، مخابرات، دارايى، توانير، صنايع فولاد و همچنين استادان، دانشجويان و غيره خوانده ميشد. با شروع اعتصاب در اهواز کميته اعتصاب به رهبرى سه نفر از مهندسين حفارى، به نامهاى درويشى، حياتى، و ذاکرى نيز تشکيل شده بود. ٦٠ نماينده از قسمتهاى مختــلــف شبکه تولــيد انتخاب شده بودند تا هم خواستهاى قسمت خود را مطرح کنند و هم تصميمات گرفته شده براى ادامه اعتصاب را به قسمتهاى خود منتقــل کنند. همين کميته اعتصاب بود که قطع صدور نفت را طرح ريخت و اجراى آنرا رهبرى کرد.
به اين ترتيب ميزان صدور نفت، از ٦ميليون بشکه در روز، بسرعت کاهش يافت و در اوج اعتصاب به صفر رسيد.
اعتصاب کارگران صنايع نفت خوزستان طى ماههاى آذر، دى و بهمن نيز همچنان ادامه يافت. صندوقهاى اعانه براى کمک به نفتگران اعتصابى ايجاد گرديد. کارگران در اعتراض به صدور نفت به اسرائيــل و آفريقاى جنوبى، تولــيد را به کــلــى قطع کردند.
اعتصاب عظيم کارگران نفت در نيمه دوم سال ٥٧ (٧٩) خردکننده ترين و موثرترين ضربه را به رژيم ســلــطنت وارد کرد و در همان حال سران و رهبران اپوزيسيون اســلامى را نيز به ترس و هراس انداخت. اينان که خود را براى تحويــل گرفتن قدرت از رژيم شاه آماده ميکردند، مهار و کنترل نيروى کارگران نفت را امر خطير خود ميديدند. تلاش سازمانيافته اى براى کنترل مبارزات کارگران بعمل آمد و "کميته اعتصاب منتخب امام خمينى" شکل گرفت. با رهنمود خمينى از پاريس ، بازرگان و رفسنجانى و صباغيان ماموريت يافتند تا براى کنترل اعتصابات نفتگران و منفرد کردن نيروهاى چپ به جنوب بروند. بورژوازى در قدرت با اپوزسيون اسلامى در مهار و کنترل اعتصاب کارگران همکارى کامل کرده و نمايندگان خمينى را با هلى کوپتر هاى نظامى به جنوب بردند. اين هيات ماموريت داشت تا در جلسه مشترکى با کميته اعتصاب خواهان راه اندازى بخشى از تاسيساتى که مواد سوختى داخلى را تامين ميکرد بشوند. کميته اعتصاب اعــلام کرد که براى مصرف داخــلــى تنها به شرطى تولــيد را به حرکت در خواهند آورد که اولا کــلــيه قواى نظامى از مراکز تولــيد و پالايشگاهها خارج شوند وبه هر گونه ارعاب و تهديد کارکنان پايان داده شود. ثانيا توزيع متعــادل فرآورده هاى نفتى در داخــل کشور تحت کنترل قرار گيرد و از احتکار تولــيدات نفتى توسط ارتش جــلــوگيرى شود. بدين ترتيب کارکنان به سر کار خود بازگشتند و از همين زمان بود که زمزمه تشکيل شورا ها که خود يکى از خواسته هاى کميته هاى اعتصاب نيز بود آغاز شد.. . روز ٢١ بهمن (١٠ ژانويه ٧٩) درست يک روز قبــل از قيام، بازرگان در اجتماع کارگران و کارکنان صنعت نفت و شرکت مــلــى گاز گفت که با روى کار آمدن دولــت موقت، اعتصاب بايد پايان بگيرد! بعد از سرنگونى شاه "کميته اعتصاب منتخب امام خمينى" در اطلاعيه شماره ٢١ خود در ٢٤ بهمن ٥٧ (١٣ ژانويه ٧٩) با امضاى دکتر يدالله سحابى، خواهان بازگشت کارکنان بخش خصوصى و دولتى بر سر کارشد. يک روز بعد پيام خمينى با تيتر اعتصاب ها تمام شد، به سر کار برگرديد. در روزنامه کيهان منتشر شد.
دوره دوم مبارزات کارگران نفت بعد از قيام!
مبارزه براى دفاع از تعطيــلــى پنجشنبه ها، از شورانگيزترين مبارزات کارگران صنعت نفت بعد از قيام بود.
در بسيارى از بخشهاى صنعت نفت پس از قيام، کارگران ٤٠ ساعت کار و دو روز تعطيــل هفتگى را عمــلا به اجرا درآوردند. دو روز تعطيــل هفتگى از مهمترين دستاوردهاى کارگران در قيام به حساب ميآمد. بدنبال بخشنامه عمومى دولــت داير بر رسمى نبودن تعطيــلــى پنجشنبه، تعرض عمــلــى براى لــغو تعطيــل پنجشنبه ها در صنعت نفت آغاز شد.
در تاريخ ٤ مهر ماه ٥٨ (٢٦ سپتامبر ٧٩) بدنبال بخشنامه دولــت، بخشنامه اى از طرف هيئت رئيسه پالايشگاه و خدمات آبادان مبنى بر لــغو تعطيــلــى پنجشنبه ها صادر گرديد. کارگران قبــلا برخى هفته اى ٣٥ ساعت و بعضى ٤٠ ساعت کار ميکردند. با لــغو تعطيلى پنجشنبه ها، ساعت کار کارگران به ٤٠ ساعت و ٤٥ ساعت افزايش يافته بود. بــلافاصــلــه، پس از صدور اين بخشنامه کميته نمايندگان منتخب کارگران پالايشگاه آبادان اطــلاعيه اى عليه اين بخشنامه صادر و بطور وسيع در پالايشگاه توزيع نمودند. در متن اطــلاعيه آمده بود که کارگران کمافى الــسابق ساعت کار کنونى را ادامه خواهند داد. کارگران مى بايست طبق مفاد بخشنامه صادره شرکت نفت از ساعت ٧ صبح تا ٢ بعد از ظهر کار کنند يعنى ٧ ساعت در روز. اما در روز ٧ مهر ٥٨ (٢٩ سپتامبر ٧٩) کــلــيه کارکنان به جاى ساعت ٢ تا ساعت ٣ بعدازظهر در محــل کار ماندند. راننده هاى اتوبوس هم حاضر به خارج شدن از محوطه گاراژ نشدند. بدين ترتيب کارگران، از اجراى بخشنامه ضد کارگرى دولــت بازرگان سر باز زدند. کارگران نفت آغاجارى، اهواز و پالايشگاه شيراز نيز به اين اعتصاب پيوستند. اعتصابات عليه لغو تعطيلى پنجشنبه ها گسترش و ادامه يافت .
در تهران قسمتهاى مختــلــف صنعت نفت، طى نامه اى به وزير کار خواستار رسمى شدن تعطيــلــى پنجشنبه ها شدند و کارگران پالايشگاه تهران، تاريخ ١٢ آبانماه (٨ نوامبر ٧٩) را بعنوان آخرين مهــلــت تعيين نمودند.
شوراهاى صنايع نفت جنوب طى نامه اى به وزير نفت اعــلام کردند که حداکثر تا سوم آبانماه (٢٥ اکتبر) پنجشنبه ها بر سر کار حاضر ميشوند. و در شمال سنديکاهاى مختــلــف پخش گاز، خطوط لــولــه، انبارها و ادارات مرکزى ١٢ آبانماه (٨ نوامبر) را آخرين فرصت اعــلام کردند.
کشمکش و درگيرى بر سر مساله تسويه ها و پاکسازى در صنعت نفت عرصه ديگرى بود که از اوائل سال ٥٩ (٨٠) شروع شد و به مرور تمام بخشهاى آنرا در برگرفت.
براى رژيم در صنعت نفت نيز مثــل هر جاى ديگر "تسويه و پاکسازى" دو جنبه داشت. يکى اينکه عوامــل خودش را به جاى مهره هاى رژيم سابق بگذارد و دوم فعالــين کارگرى را از محيطهاى کار بيرون براند. اما براى کارگران به اجرا درآوردن تسويه ها معناى ديگرى داشت. کارگران بدنبال آن بودند که مديران، سرپرستان و عناصر شناخته شده ضد کارگر را از کارخانه و محيط کار بيرون برانند، کنترل بيشترى بر محيط کار خود و شرايط کار خود اعمال کنند و از استبداد مديران تازه وارد و عوامــل جمهورى اســلامى جــلــوگيرى کنند.
در اهواز، پس از حدود يکسال کشمکش و درگيرى بر سر تسويه ها، که جمهورى اســلامى آنرا، با اخراج عده اى افراد مورد اعتماد کارگران همراه کرده بود، بالاخره در يکى از آخرين روزهاى ارديبهشت ٥٩ (آپريل ٨٠) کارگران و کارکنان صنعت نفت اهواز، در محــل مجتمع صنعتى کارون اهواز، اجتماع کردند. جمعيتى بيش از ٥ هزار نفر از کارگران و کارکنان در اين مجمع شرکت کردند. در اين اجتماع تصمييم گرفته شد که در صورت عدم همکارى مقامات، شورا راسا دست به اقدام بزند و نيز بر خواست تسويه عناصر ضد کارگر از صنعت نفت تاکيد شد.
کشمکش در ديگر مراکز به صدور يک اطلاعيه مشترک منجر شد. در تاريخ ٥ شهريور ماه ٥٩ (٢٣ اوت ٨٠) شوراى پالايشگاههاى تهران، لاوان، شيراز، تبريز و اصفهان اطــلاعيه اى منتشر کردند. در اين اطــلاعيه ضمن اعتراض به اعمال کميسيونهاى پاکسازى منتخب وزير نفت، اعلام شده بود که پاکسازى بايد با نظر شوراهاى واقعى و بوسيــلــه نمايندگان واقعى کارکنان صورت گيرد و خواهان بازگشت بدون قيد و شرط کــلــيه کارکنان مبارز اخراجى پالايشگاههاى شيراز، لاوان، خوزستان و غيره شده بودند.
شوراى عمــلــيات فنى پالايشگاه اصفهان براى دادن گزارش کار شورا به کارکنان و تصميم گيرى در مورد تسويه رئيس پالايشگاه در تاريخ ٤ اسفند ماه ٥٩ (٢٣ فوريه ٨١) اعــلام برگزارى مجمع عمومى نمود. شوراى پالايشگاه اصفهان از شوراهاى عمــلــيات پالايشگاه تهران، تبريز و شيراز، براى شرکت در اين مجمع دعوت بعمــل آورد.
مديريت پالايشگاه اصفهان که با برگزارى مجمع و در مقابــل قدرت مصمم نفتگران،موقعيت خود را در خطر ميديد، به دست و پا افتاد، به دولــت متوســل شد و با مقامات استان تماس گرفت. ارگانهاى سرکوب وارد ميدان شدند. پالايشگاه به محاصره نيروهاى مســلــح رژيم درآمد. درب پالايشگاه بسته شد و از ورود نمايندگان شوراهاى تهران، تبريز و شيراز به پالايشگاه اصفهان جــلــوگيرى بعمــل آمد. بالاخره نمايندگان شوراهاى سراسرى صنعت نفت به اتفاق "داوودى" استاندار اصفهان و "بزرگى" نماينده دادستانى جــلــسه اى تشکيــل دادند. دراين جــلــسه، استاندار به خواست نفتگران پاسخ مشخصى نداد و جــلــسه را ترک کرد. بدنبال، نمايندگان از کارکنان پالايشگاه خواستند که در جلوى در پالايشگاه و پارکينگ اجتماع نمايند. در اين مجمع قطعنامه اى صادر کردند. در اين قطعنامه، کارگران با تاکيد بر مسالــه تسويه ها، به ارگانهاى مسئول اخطار دادند که چنانچه تا تاريخ ١٥ اسفند ٥٩ (٦ مارس ٨١) اقدامى درجهت تسويه مديريت پالايشگاه اصفهان صورت نگيرد، خود راسا به اين کار اقدام خواهند کرد.
در آخر قطعنامه آمده بود که شوراى انقــلابى صنعت نفت با پشتيبانى قاطع نفتگران قهرمان، ارتباط با يکديگر، مبارزه اى بى امان و با اقدام و عمــل مستقيم خويش بدون شک خواهند توانست در جهت بدست آوردن اين خواستها و ديگر خواستهاى کارگران گامهاى انقــلابى به پيش بردارند.
از مبازرات مهم ديگر کارگران نفت در اين دوره مبارزه کارگران پيمانى براى خواست رسمى شدن بود.
روز ١٧ فروردين سال ٥٨ (٦ مارس ٧٩) ٨٠٠ کارگر پيمانى شرکت نفت در يک جــلــســه مشترک گردآمدند. خواستهاى خود را تنظيم و اعــلام نمودند و مهــلــتى ٢ ماهه براى رسيدگى به خواستهايشان تعيين کردند. رسمى شدن خواست عمده اين بخش از کارگران بود.
اول مه سال ٥٨ (مه ٧٩) بنا به دعوت "شوراى کارکنان صنعت نفت مسجدســلــيمان" (مسجد سليمان يکى از شهرهاى استان خوزستان در جنوب ايران) کارگران صنعت نفت به نشانه ابراز همبستگى با کارگران جهان، ساعت هشت و نيم صبح در باشگاه شرکت نفت جمع شدند. کارگران پيمانى شرکت نفت هم، بعد از پيمودن مسير راهپيمائى، دسته جمعى به جمع کارگران پيوستند.
مهر ماه ٥٨ (سپتامبر ٧٩)٢٠٠ نفر از کارگران پيمانى صنعت نفت آغاجارى با فرا رسيدن مدت زمان وعده قبــلــى براى رسيدگى به خواستهايشان مجددا دست به اعتصاب زدند.
کارکنان پيمانکارى حمــل و نقــل (جانسپار، هورخش، لــياقت، احمد خسروى و خواجه نورى) وابسته به شرکت نفت، عليرغم مخالــفتهاى پيمانکاران، دست به تشکيــل شورا زدند. اين پيمانکاريها، وظيفه حمــل کالاى مورد نياز شرکت نفت را از بنادر آبادان و شاهپور به انبارهاى اهواز، اميديه، آغاجارى، گچساران، مسجدســلــيمان و از انبارهاى اهواز و اميديه به چاهها و همچنين حمــل سوخت چاهها را بطور کنتراتى بر عهده داشتند.
پس از تشکيــل شورا، در تاريخ ٤ بهمن ماه (٢٤ ژانويه ٨٩) کارگران و کارکنان شرکت پيمانکاران خواستهاى خود را به مقامات و روساى شرکت نفت ارائه دادند. خواستهاى کارگران عبارت بود از: کوتاه کردن دست پيمانکاران، انحــلال قراردادهاى پيمانکاران و استخدام و ادغام کــلــيه کارکنان پيمانکارى در شرکت نفت.
يک ماه مذاکره کارکنان با مقامات وزارت نفت به نتيجه نرسيد. مقامات وزارت نفت طرفدار باقى ماندن شرکتهاى پيمانکارى و ادامه بهره کشى از کارگران بودند.
مجددا در تاريخ ٤ اسفند (٢٣ فوريه) کارگران دست به تحصن زدند. در اين مدت چند پيشنهاد از طرف شرکت نفت به متحصنين داده شد که چون با خواسته هاى آنها مغاير بود، مورد قبول کارگران واقع نشد. تحصن کارگران تا فروردين ٥٩( مارس ٨٠) ادامه يافت.
قدرت شوراها در صنعت نفت به مشکل بزرگى براى حاکميت جمهورى اسلامى تبديل شده بود. پس از درگيرى بين ارتش و نيروهاى موسوم به خلق عرب ، تشنج در تاسيسات صنعت نفت بالا گرفت. با حضور جنتى امام جمعه اهواز و غرضى بعنوان استاندار خوزستان، جو حاکم بر صنعت نفت جنوب تغيير کرد. شوراهاى مرکزى کارگنان صنعت نفت در جنوب مورد شديدترين سرکوب ها قرار گرفت. حياتى و درويشى دو نفر از رهبران اصلى نفت با توطئه غرضى در متينگى کشته شدند. پس از مدتى ذاکرى نيز دستگير و بلافاصله اعدام شد. با سرکوب دانشگاهها و سپس شروع جنگ ايران و عراق و انهدام کامل پالايشگاه آبادان و تاسيسات نفتى اهواز و تاسيسات نفتى در خليج فارس و بمباران دائم اين مناطق از يکسو و حمله به شوراها از سوى ديگر فضا را براى شوراها تنگتر و تنگتر کرد. کارگران مبارز و انقلابى يا پاکسازى و يا زندان و اعدام شدند و بالاخره انجمن هاى اسلامى جايگزين شوراها شدند.
دوره سوم آغاز جنگ و سرکوبهاى سال ٦٠ (٨١)
گسترش جنگ ايران و عراق از نيمه دوم سال ٥٩ (٨٠) و بعد از آن سرکوبهاى سال ٦٠ (٨١) به مرور براى کارگران صنعت نفت شرايط تازه اى را بوجود آورد. جنگ براى کارگران صنعت نفت دو مشکــل توام را پديد آورده بود: از يکسو آوارگى و بى خانمانى هزاران خانواده کارگرى که از شهرهاى جنوب راهى ديگر شهرها شدند و از سوى ديگر اجبار کار در مناطق جنگى که با هجومهاى تازه دولــت براى تحميــل شرايط شاقتر کار توام بود. کارگران صنعت نفت به اين شرايط تسليم نشدند و به اشکال مختلف اعتراض خودرا نشان دادند.
طبق گزارشات رسمى دولتى در طول سالهاى جنگ ايران و عراق در صنعت نفت بيش از ٨٠٠ کارگر کشته، ١٥٠ کارگر مفقودالاثر، ١٠٠٠کارگر زخمى و معلول و ١٠٠ کارگر به اسارت ارتش عراق درآمد.
بعد از جنگ، از طرف وزارت نفت بخشنامه اى صادر شد مبنى بر اينکه کــلــيه کارکنان جنگزده که کمتر از ده سال سابقه خدمت دارند، با يک طرح بازخريد، اخراج خواهند شد. اين شروع رسمى فشارها بود. بسيارى از فعالين کارگرى در ميان خانواده هاى جنگ زده دستگير شدند. در سطح عمومى ترى اذيت و آزار آوارگان جنگ که در ميان آنها کارگران نفت و خانواده هاى آنها، بخش مهمى را تشکيــل ميدادند، عمــلا در دستور تبــلــيغات حزب الــهى ها و دم و دستگاه دولــت اســلامى قرار گرفته بود.
در شاهچراغ شيراز به زير آوارگان جنگ، آب باز کردند. جنگزدگان ، "ضد انقــلاب" و "عريان" ناميده ميشدند. به آنها، "فرارى"، "ترسو"، "بزدل" و "آمريکائى" لــقب داده ميشد. در ملــک شهر اصفهان آب، برق و جيره غذائى و نفت جنگزدگان قطع شد.
در ديماه ٥٩ (دسامبر ٨٠) نفتگران تهران در حمايت از کارگران نفت جنوب اعــلاميه اى منتشر نمودند. در اين اعــلاميه ضمن اشاره به آوارگى ١٧ هزار خانواده کارگران جنگ زده نفت جنوب، دستگيرى نمايندگان اين نفتگران را محکوم کردند.
٨ اسفند ٥٩ (٢٧ فوريه ٨١) کارگران صنعت نفت ماهشهر براى دريافت حقوق خويش به "ستاد کارگران جنگزده" مراجعه کردند. اما با اطــلاعيه اى که خبر از عدم پرداخت حقوق به بهانه نبودن پول در اين روز ميداد، مواجه شدند. کارگران بعنوان اعتراض در محوطه چمن "ستاد" اجتماع کردند و روز ٢٧ اسفند (١٨مارس) را براى اجتماع بعدى شان تعيين کردند.
در روز ٢١ اسفند ٥٩ (١٢ مارس) مجمع عمومى کارکنان جنگ زده صنعت نفت مستقر در شيراز، در محــل باشگاه نفت، تشکيــل شد. در اين اجتماع کارگران بر ضرورت مبارزه پيگيرانه براى رسيدن به خواستهايشان تاکيد کرده و خواهان آزادى نمايندگان خود شدند.
از مبارزات ديگر کارگران نفت در اين دوره اعتراض عليه شرايط کار در مناطق جنگى بود. کار کردن در شرايط جنگى، توپ بارانها و حرکت ارتشها، براى آن بخش از کارگران نفت که مجبور به کار کردن در اين شرايط شده بودند، يک شرايط جهنمى را پديد آورده بود. با شدت گرفتن بيشتر توپ باران و موشک باران اهواز، کارکنان اداره مرکزى صنعت نفت اهواز دست به اعتصاب زدند و خواستار تعطيــلــى ادارات در شرايط جنگ شدند و در روز ١٩ فروردين سال ٦٠ (٨ مارس ٨١) توانستند طرح چهار هفته کار، يک هفته استراحت را به سه هفته کار، يک هفته استراحت کاهش دهند. بعد ازاين تغيير، کارکنان صنعت نفت بر خواست دو هفته کار، دو هفته استراحت پاى فشردند و براى پيگيرى خواست خود، نمايندگانى از ميان خود برگزيدند. کارکنان تمام قسمتهاى صنعت نفت با انتخاب نمايندگان خود، بطور متشکــل مبارزات خود را ادامه دادند و در تاريخ ٢٢ فروردين سال ٦٠ (١٠ مارس ٨١) رژيم را به قبول سه هفته کار، دو هفته استراحت وادار کردند.
همراه با جنگ و بويژه پس از سرکوبهاى سال ٦٠ (٨١)، دولــت اســلامى براى اعمال شرايط سخت تر کار در کــل صنعت نفت وارد عمــل شد. در تاريخ ٨ شهريور ماه ٦٠ (٣٠ اوت ٨١) غرضى طى بخشنامه اى اعــلام کرد که بايد در اسرع وقت و حداکثر ظرف ٢ هفته برنامه هاى نوبت کارى در پالايشگاهها، تاسيسات بارگيرى، پخش و ساير کارگاههاى مشابه به صورت سه نوبت ٨ ساعتى در هر بيست و چهار ساعت تنظيم گردد. ٢٣ شهريور سال ٦٠(١٤ نوامبر ٨١) اجراى اين دستورالــعمــل توسط رئيس پالايشگاه تهران اعلام شد. در پالايشگاههاى شيراز، اصفهان و تبريز هم بخشنامه هاى مربوط به اجراى آن، ابــلاغ شد. غرضى همراه با اين اقدام خود دستور داده بود حق کارگاهى و اضافه کارى هم قطع شود و تعطيــل پنجشنبه ها نيز لــغــو گردد. اين هجوم فرصت طــلــبانه و وحشيانهء دولــت، موجى از اعتراض را در سراسر صنعت نفت برانگيخت.
کارگران پالايشگاه تهران، در يک اقدام عمــلــى، بخشنامه وزير و دستورالــعمــل رئيس پالايشگاه را ناديده گرفتند و خود عمــلا نوبت کارى را به همان شکــل قبــلــى حفظ کردند و به اجرا گذاشتند. کارگران خطوط لــولــه کوهدشت، سنديکاى منطقه زنجان، سنديکاى شرکت مــلــى گاز، شوراى کارکنان خطوط لــولــه و مخابرات اراک، سنديکاى مستقــل کارگران پخش تهران، نمايندگان اصفهان و بخشهاى ديگر، با نوشتن نامه رسمى، اعتراض عمومى کارگران را نسبت به بخشنامه وزير اعــلام کردند.
در پالايشگاه اصفهان نيز، کارگران مانع به اجرا درآمدن بخشنامه شدند. صبح روز شنبه ٢٨ شهريور سال ٦٠ (١٩ نوامبر) رئيس پالايشگاه اصفهان، مانع وارد شدن کارگران شيفت صبح به پالايشگاه شد. کارگران پشت درهاى بسته پالايشگاه اجتماع کردند. کارگران داخــل پالايشگاه بعد از پايان کار به آنها پيوستند. رئيس پالايشگاه به منظور ايجاد رعب و به منظور تهديد کارگران به سپاه پاسداران متوســل شد. اما کارکنان توانستند با فشار يکپارچه خود وارد پالايشگاه شوند. روز بعد کارگران خواست خود را تحميــل کردند و بدين ترتيب اجراى بخشنامه در پالايشگاه اصفهان متوقف ماند.
يکهفته بعد، تعدادى کارگر از کرمانشاه را با فريب و نيرنگ و به اين بهانه که پالايشگاه اصفهان پرسنــل کم دارد، با اتوبوس به اصفهان آوردند. کارکنان پالايشگاه اصفهان به محض اطــلاع از اين جريان با کارگران منتقــل شده از کرمانشاه تماس گرفتند و آنها را از توطئه رژيم مطلــع ساختند. کارگران منتقــل شده به محض اطــلاع از واقعيت، پشتيبانى خود را از کارگران پالايشگاه اصفهان اعــلام کردند.
گفتگو با يکى از کارگران نفت:
شما که در جريان بازسازى پالايشگاه آبادان در سالهاى ٦٧ و ٦٨ (٨٨ و ٨٩) در آنجا کار ميکرده ايد چه اطلاعاتى از اين منطقه داريد؟
ما اولين کسانى بوديم که وارد پالايشگاه آبادان شديم. ٤٠٠٠ پرسنل براى بازسازى اين پالايشگاه استخدام شده بود. حدود ٢٠٠٠ آن کارگران قراردادى بودند و بقيه کارگران قديمى و با سابقه نفت و کارگرانى که قبلا بازنشست شده و دوباره بکار بازگرادنده شده بودند را تشکيل ميدادند. ما وقتى وارد خاک آبادان شديم همه جا مخروبه بود. تانک فارم هاى پالايشگاه (مخازن نگهدارى نفت) صددر صد خراب شده بودند. در خود پالايشگاه مخازنى بود که ٨٥٪ آنها تخريب شده بود و واحد قيرسازى ١٠٠٪ ويران شده بود. در کل آبادان ٦ واحد ديسليشن داشت که عبارت بودند از يونيت ٥٠، ٥٥،٦٠،٦٥،٧٠، ٧٥، و ٨٠ که در مجموع ٧ يونيت بودند. اين يونيت ها تخريب نشده بودند اما بدليل هشت سال جنگ و تعطيل شدن کارشان و بدليل رطوبت و وضعيت آب و هوا در جنوب فرسوده شده بودند. تنها يونيت ٨٠ که در سال ٥٥ و توسط شرکتى آمريکايى ساخته شده بود سالم مانده بود که در زمان جنگ کاملا استتار شده بود. واحدهاى پاوراستيشن (برق) و روغن سازى نيز ٧٠ ٪ سالم مانده بودند. در آنموقع در روزنامه هفتگى پالايشگاه صحبت از اين بود که گويا ميخواهند اين پالايشگاه را با بهترين امکانات و دستگاهها بازسازى کنند و احتياج به کارکنان با تجربه هست و همچنين صحبت از استخدام کارگران ژاپنى بود. اما بعد به اين نتيجه رسيدند که کارگران با تجربه قديم را دوباره دعوت بکار کنند و همانطور که گفتم حدود ٢٠٠٠ نفر از کارگران قراردادى و بقيه از اين دست کارگران که قبلا در کارگاه مرکزى و در يونيت ها و برق و مخازن کار کرده بودند بکار استخدام شدند. پالايشگاه آبادان قبل از جنگ در مجموع ١٥٠٠٠ کارگر و شاغل داشت ولى اکنون بيش از ٤٠٠٠ کارکن ندارد که بخش ادارى پالايشگاه را نيز در بر ميگيرد. در اين پالايشگاه قبل از جنگ بيش از ١٠٠ نوع مواد نفتى توليد ميشد ولى امروز فقط ٤ نوع ماده نفتى از جمله نفت چراغ، بنزين جت، روغن و بنزين ماشين توليد ميشود. طى بازسازى حدود ٨٥٪ از قسمت هاى برق ،و ژنرال آفيس بازسازى شدند. قسمت روغن سازى و يونيت تعمير گرديد و همچنانکه توضيح دادم يونيت ها بکار افتادند و يونيت ٨٥ با ظرفيت خوبى بکار گرفته شد.
توليد پالايشگاه آبادان قبل از جنگ روزانه ٦٨٠٠٠٠ بشکه بود ولى امروز با فشار بسيار بالا روزانه به ٤٥٠٠٠٠ بشکه ميرسد که اساسا ٣٠٠٠٠٠آن در يونيت ٨٠ و بقيه در يونيت ٦٥ توليد ميشود. يونيت هاى ديگر همانطور که گفتم قديمى و مستهلک هستند و حدودا در سال ١٩٠١ ساخته شده اند. بازسازى کل پالايشگاه هزينه بالايى دارد که عمدتا رژيم صرف اين هزينه را مقرون به صرفه نديده و عمده کارها به پالايشگاههاى ديگر بويژه اصفهان منتقل شده است. هم اکنون ظرفيت توليدى پالايشگاههاى نفت به ترتيب عبارتست از: آبادان ٤٥٠٠٠٠ بشکه در روز، تهران ٢٢٠٠٠٠ بشکه، تبريز ١٢٠٠٠، شيراز ١٥٠٠٠، اصفهان ٣٥٠٠٠٠، و لوان ٦٠٠٠ بشکه در روز است.
جمعيت آبادان به نصف ميزان قبل از زمان جنگ رسيده است و هم اکنون در حدود ٣٥٠٠٠٠ نفر جمعيت دارد که ٧٠٪ آنها عربهاى شايگان و ٣٠٪ بقيه کارکنان پالايشگاه، برق و آموزش و پرورش و غيره هستند. بخش بازار بسيار گسترش ياقته است . شهر به لحاظ بهداشتى و بطور مصرف آب مصرفى در وضعيت بسيار بدى قراردارد و فقر بسيار بالاست. من حدود سه ماه در اين پالايشگاه مامويت داشتم قبل از جنگ در آبادان بودم در فاصله سالهاى ٦٣ و ٦٨ (٨٩ و ٨٤) در پالايشگاه شيراز کار ميکردم، سال ٦٨ (٨٩) سه ماه بصورت ماموريت به آبادان رفتم و مدتى هم در گاز کنگان کار کردم.
برخورد کارگران در اين دوره به شرايط کارشان چگونه بود و آيا شاهد بروز اعتراضى در ميان آنها بوديد؟
موقعى که ما در آنجا کار ميکرديم ، همه چيز حول بازسازى متمرکز بود و همه گيج بودند که چه بکنند و در اين سال حرکت اعتراضى معينى صورت نگرفت. يکى از اعتراضات مهم در صنعت نفت در اين سالها اعتراض کارگران پالايشگاه شيراز در سال ٦٠ (٨١) بود. مساله اين بود که در زمان جنگ کارگران نفت در جنوب به شهرهاى ديگر از جمله تهران ، اصفهان ، شيراز، تبريز و غيره منتقل شده بودند. در آنموقع کارگران نفت در جنوب دو روز تعطيل در هفته داشتند. روزهاى پنجشنبه و جمعه . اما کارگران نفت در شهرهاى ديگر از اين دو روز تعطيلى برخوردار نبودند. خواست کارگران پالايشگاه شيراز در سال ٦٠ (٨١) دو روز تعطيلى بود. با انتقال کارگران نفت جنوب به شهرهاى ديگر اين خواست در ميان کارگران پالايشگاههاى ديگر نيز بالا گرفت. حرکت از شيراز شروع شد و به شهرهاى ديگر کشيده شد. وزارت نفت با اين خواست کارگران مخالف بود و ميگفت ما به سوخت احتياج داريم. اين اعتصابات به دستگيرى تعداد زيادى از کارگران منجر شد و بعدها تعدادى از آنها اعدام شدند. من خودم در زندان بودم که خبر دستگيرى تعداد ديگرى از کارگران و اعدام آنها را شنيدم.
١٥ /٩/٩٨
اعتراضات کارگران صنعت نفت بعد از سال ٦٠
آغاز جنگ ايران و عراق در سال ٥٩ (٨٠) مهلکترين ضربات را بر کارگران نفت در جنوب وارد کرد. هشت سال سياهترين اختناق و فشار اقتصادى شرايط جنگى بيش از همه بر قدرتمندترين بخش طبقه کارگر که رگ حياتى اقتصاد ايران را در چنگ دارند، سنگينى کرد. با پايان جنگ در اوائل تابستان ٦٧ (٨٨) فضاى نوينى از اعتراض در ميان کارگران در ايران و کارگران نفت بوجود آمد. در اواخر اين سال بود که زمزمه اعتراض به دستمزدها سراسر نفت را فرا گرفت. شکل اعتراض بصورت امتناع از گرفتن بن به جاى دريافتى پايان سال بروز کرد و اين اعتراض ابعادى سراسرى پيدا کرد. علاوه بر کارگران پالايشگاه تهران، کارگران پالايشگاههاى شيراز، اصفهان، تبريز و کارگران پالايشگاه گاز سرخس خراسان در آن شرکت کردند. اين اعتراض به مدت سه ماه تا ارديبهشت سال ٦٨ (آپريل ٨٩) ادامه داشت.
در اواخر ارديبهشت ٦٩ (مه ٩٠) کارگران نفت پالايشگاه اصفهان در اعتراض به اضافه کارى هاى اجبارى خواهان دو برابر دستمزد براى ساعات اضافى کارشان شدند. اعتصابى که عليرغم دستگيرى ٣٠ نفر از کارگران، گسيل مقامات حکومتى و ديگر فشارها، حدود دو هفته و تا آزادى کامل کارگران زندانى و گرفتن قول مساعد براى افزايش دستمزدها ادامه داشت. اين اعتصاب نيز به کارگران پالايشگاه اصفهان محدود نماند و جنب و جوشى را در بين کارگران پالايشگاه تهران برانگيخت. چنانکه در خرداد ماه ٦٩ (مه ٩٠) و در واکنش به اين اعتراضات وزير کار و وزير نفت به دلجويى و دادن وعد و وعيد به کارگران نفت برخاستند و هياتى از وزارت کار براى رسيدگى به شکايات کارگران به پالايشگاه اعزام شدند. کارگران حاضر به مذاکره با اين هيات نشدند.
در ديماه ٦٩ (دسامبر ٩٠) اعتراض کارگران نفت ديگر شکلى کاملا سراسرى گرفت. ابتدا کارگران پالايشگاه آبادان و اصفهان و سپس تهران و شيراز و تبريز، اعتصابى دو هفته اى برپا کردند. در اين اعتصاب تمامى کارکنان اعم از کارگر و کارمند شرکت کردند. تمام تلاشهاى مقامات امنيتى رژيم و از جمله فراخواندن کارگران مبارز به زندان اوين و ممنوع کردن شرکت آنها در اجتماعات کارگران، نتوانست کارگران نفت را که يک هفته به دولت اولتيماتوم داده بودند، عقب براند. در نتيجه کارگران تقريبا به همه خواستهايى که مطرح کرده بودند، عمدتا در زمينه افزايش دستمزد هايشان دست يافتند. در اين اعتصاب کارگران توانستند پرداخت دو ماه حقوق کامل بعنوان عيدى ساليانه را تثبيت کنند و سقف حداکثر هشت هزار تومان را که شوراى انقلاب جمهورى اسلامى در سال ٥٩ (٨٠) تعيين کرده بود را بردارند. همچنين پس از اين اعتصابات اجراى طرح طبقه بندى پذيرفته شد و براى مثال مبلغى که بر حسب سختى کار و ميزان فنى بودن به حقوق هر کارگر اضافه ميشد به دو برابر افزايش يافت، وام مسکن از ٤٠٠ هزار تومان به ٧٠٠ هزار تومان افزايش يافت و با پيروزى کارگران ٢٦ نفر که در جريان اعتصاب دستگير شده بودند آزاد شدند.
اعتصاب ديماه ٦٩ (دسامبر ٩٠) يک قدرت نمايى جديد کارگران در اين دوره و يک پيروزى چمشگير براى حدود ٩٠ هزار کارگر نفت بود. بدنبال اين اعتراضات اساسا جنبش کارگرى در ايران وارد فاز ديگرى شد و از اين نظر واقعه مهمى در جنبش کارگرى ايران است.
در اسفند ماه ٦٩ ( فوريه ٩١) حدود ١٥٠٠ نفر از کارگران صنعت نفت (اکتشاف و استخراج) در رامهرمز براى افزايش دستمزدهايشان دست به اعتصاب زدند و در شهر راهپيمايى کردند. در اين حرکت اعتراضى نزديک به ٦هزار نفر از مردم شهر به راهپيمايى کارگران اعتصابى پيوستند. اما پاسداران با حمله به تظاهرکنندگان ٥٧ نفر را دستگير و دهها نفر را زخمى کردند.
در آبانماه سال ٧٠ (اکتبر ٩١) کارگران پالايشگاه هشتم اراک، پالايشگاههاى اصفهان و تهران و نيز تاسيسات مسجد سليمان دست به اعتصاب زده و تلميه خانه بيد بلند خوزستان نيز به تعطيل کشيده شد. کارگران در اين اعتصابات خواهان افزايش دستمزدهايشان شدند. انعکاس اين خبر در روزنامه هاى دولتى سانسور شد و خبر آن بصورت وجود پاره اى دشواريها و نارسايى ها در کار تانکرها و ديگر وسايل حمل و نقل سوختى منعکس گرديد و خانه کارگر جمهورى اسلامى تلاش داشت اين اعتراضات را عليه عدم حق تشکيل شوراى اسلامى در صنعت نفت سوق دهد. اما پس از ماهها جنب و جوش در ١٩ ديماه سال ٧٠ (٩ دسامبر ٩٢) کارگران نفت براى خواست افزايش دستمزدهايشان دست به اعتصاب زدند. اين اعتراضات پالايشگاههاى اصفهان، شيراز و تهران را در برگرفت و پس از ١٧ روز وبا موافقت وزارت نفت با ٥٠ درصد افزايش دستمزد براى کارگران و ٨٠ درصد براى کارمندان پايان يافت. بدنبال بخشنامه وزارت نفت و افزايش دستمزد بيشترى براى کارمندان، کارگرانز با خواست ٨٠ درصد افزايش دستمزد به اعتصاب خود ادامه دادند. وزارت نفت در مقابله با ادامه اعتصاب کارگران با صدور بخشنامه اى اعلام داشت کارگرانى که فکر ميکنند کارمند شدن برايشان مزاياى بيشترى دارد ميتوانند با مراجعه به کارگزينى فرم تقاضاى کارمندى را پر کنند. قضيه از اين قرار بود که وزارت نفت براى مقابه با اين اعتصاب ١٢ هزار تومان به حقوق و مزاياى کارمندانى که داراى مدرک تحصيلى ديپلم يا قوق ديپلم بودند و ١٧ هزار تومان به حقوق و مزاياى کارمندانى که داراى مدارک تحصيلى ليسانس و فوق ليسانس بودند افزود. سپس به کارگران گفت که اگر خواهان افزايش حقوق و مزاياييشان هستند با مراجعه به کارگزينى خود را کارمند کنند. اين طرح تنها شامل کارگرانى بود که زير ٢٠ سال سابقه کار داشتند و کارگرانى که بيش از ٢٠ سال سابقه کار داشتند ميتوانستند با ارفاق ١٠ سال سابقه کار بازنشسته شوند. هدف رژيم از اجراى اين طرح اين بود که اين بخش از کارگران را به تدريج از نظر حقوقى و قانونى از ديگر بخشهاى کارگرى جدا سازد. رژيم کوشيد اين طرح را در بخش هاى مهم اقتصادى کشور به اجرا درآورد. طرح اين بخشنامه باعث تفرقه در ميان کارگران و ادامه دهندگان اعتصاب شد و کارگران به سر کار خود بازگشتند. مبارزات کارگران نفت در سالهاى ٦٩ و ٧٠ (٩١ و ٩٠) با خواست افزايش دستمزد بر روى تصميم دولت براى تعيين ميزان حداقل دستمزدها در سال ٧١ (٩٢) و اقزايش ٣٦ درصدى آن تاثير داشت.
اعتصاب کارگران نفت در سال ١٣٧٥(١٩٩٧)
روز ٢٠ مرداد (١٠ اوت) نزديک به چهارصد تن از کارگران پالايشگاه تهران، جايگاههاى سوخت رسانى و شرکت گاز مرکزى بدون اطلاع قبلى در خانه کارگر تهران تجمع کردند و در باره خواستهاى خود با يکديگر بحث و تبادل نظر کرده و تصميماتى اتخاذ نمودند. در اين تجمع اجراى قراردادهاى دسته جمعى، طرح طبقه بندى مشاغل، اعطاى وام مسکن و بهبود وضعيت درمانى کارگران به عنوان خواست هاى فورى کارگران نفت در دستور قرار گرفت. کارگران ضمن محکوم کردن مسئولين وزارت نفت گفتند:
"طبق قانون کار پيمانهاى دسته جمعى بايد هر سه سال يکبار مورد تجديد نظر قرار گيرد. اما وزارت نفت پس از گذشت هفده سال نه تنها پيمان گذشته را مورد تجديد نظر قرار نداده، بلکه مفاد اصلى آن را نيز اجرا نميکند." کارگران همچنين گفتند: "يکى از مهمترين مسائل کارگران نفت اجراى طرح طبقه بندى مشاغل است. اين طرح بايد همزمان با تصويب قانون کار به اجرا گذاشته ميشد که وزارت نفت از اجراى آن ممانعت بعمل مى آورد و نيز صندوق رفاه کارکنان نفت با سرمايه گزافى که در اختيار دارد بجاى اعطاى وام مسکن به کارگران به سرمايه گذارى گزاف در بخشهاى ديگرى نظير ساخت و ساز مسکن و فروش آنها با قيمت هاى سرسام آور به کسب سود توجه دارد و هروقت هم براى دريافت وام مسکن به مسئولين ذيربط مراجعه ميکنيم ميگويند که تنها شرط پرداخت وام مسکن اينست که شما کارمند شويد."
خانه کارگر که از تجمع کارگران غافلگير شده بود کارگران را به آرامش دعوت کرده و قول داد که خواست کارگران را پيگيرى کند. بدنبال اين تجمع کارگران به طرف وزارت نفت راهپيمايى کردند و خواستار ملاقات با وزير نفت شدند. در اين ملاقات کارگران خواستار رسيدگى به خواستهاى خود شده و دو ماه به وزير نفت مهلت دادند.
پس از نزديک به چهار ماه و متحقق نشدن خواستها، کارگران دست به اعتصاب مجدد زدند. اين اعتصاب که در روزهاى ٢٨ و ٢٩ آذر ( ١٨ و ١٩ دسامبر) صورت گرفت، دومين اقدام اخطارى کارگران نفت بود و دامنه وسيتعترى از حرکت قبلى داشت. اين اعتصاب کارگران پالايشگاههاى اصفهان، شيراز و تبريز را نيز در بر گرفت. کارگران در پايان اعتصاب اخطار کردند که اگر به مطالباتشان رسيدگى نشود به اعتراضى گسترده تر دست خواهند زد.
افزايش دستمزد و اجراى قرارداد دسته جمعى و طرح طبقه بندى مشاغل در راس مطالبات کارگران قرار داشت.
با توجه به اهميت و جايگاه ويژه کارگران نفت در ايران و اهميت اين اعتصاب، حزب کمونيست کارگرى ايران در تاريخ ٦ ديماه (٢٦ دسامبر) خبر اعتصاب را وسيعا انتشار داده و بدنبال آن کمپينى را در حمايت از کارگران نفت سازمان داد. اين کمپين که نزديک به چهار ماه طول کشيد موفق شد با برگزارى تظاهرات در ١٥ کشور به پشتببانى از کارگران نفت و عليه جمهورى اسلامى و با انعکاس گسترده اخبار مبارزات کارگران نفت در رسانه هاى بين المللى و بازتاب آنها در ايران مرز سانسور رژيم را عملا در هم بشکند. صدها اتحاديه و فعال کارگرى و منجمله اتحاديه هاى سراسرى و مهم بسيارى از کشور ها به کمپين حمايت از کارگران نفت پيوستند.
سيل قطعنامه ها و اعلاميه ها و بيانيه هاى محکوميت رژيم اسلامى در برخورد به اعتصاب کارگران نفت و خواستهاى آنها به سفارتخانه هاى رژيم در کشورهاى مختلف سرازير شد. حکومت ناچار بود توضيحى بدهد و روز ٢٦ دى ٧٥( ١٥ ژانويه ٩٨) بطور کلى خبر اعتصاب را تکذيب نمود و اعلام کرد که اعتصابى در کار نبوده و حتى در پالايشگاه شيراز به کارگران بخاطر افزايش توليد پاداش داده اند.
روز يکشنبه ٢٨ بهمن ١٣٧٥ (١٦ فوريه ٩٨) دو هزار نفر از کارگران پالايشگاه تهران در برابر وزارت نفت دست به تظاهرات زدند. اين تظاهرات مورد حمله نيروهاى سرکوبگر رژيم واقع شد. کارگران مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و صدها نفر از کارگران دستگير و روانه زندان شدند. با اين حمله اعتصاب و حرکت اعتراضى چهار ماهه کارگران نفت به پايان رسيد.
انعکاس وسيع خبر از سوى رسانه ها و خبرگزاريهاى بين المللى رژيم را وادار کرد که عليرغم تکذيب قبلى خود، عکس العملى نشان دهد. رژيم اعلام کرد که چند ده نفر دست به تظاهرات زده اند و مسئولان امر با نمايندگان کارگران به توافق رسيده اند.
اعتصاب کارگران نفت در سال ٧٥ (٩٧) مورد سرکوب رژيم قرار گرفت. اجراى طرح طبقه بندى و حق قراردادهاى دسته جمعى و ديگر خواستهاى کارگران پذيرفته نشد. تعدادى از کارگران نفت دستگير و تعدادى کار خود را از دست دادند. اما ٤ ماه اعتراض و مبارزه در سطح پالايشگاههاى عمده کشور و انعکاس اخبار آن در سطحى بين المللى جانى تازه به فضاى اعتراضى در ميان کارگران نفت داد. گزارشات مختلف بيانگر اين است که پس از اين حرکت در ميان کارگران نه روحيه ياس و شکست بلکه شادى و هيجان حاکم بود. اين اعتصابات کارگران نفت را در موقعيت بهترى براى پيگيرى خواستهايشان قرارداد وحياتى تازه به جنبش کارگرى در ايران داد. بدنبال اين اعتصابات توازن قواى سياسى بين رژيم و مردم تغيير کرد و جو اعتراضى در سطح جامعه بيشتر بالا گرفت.
اعتصاب کارگران نفت در سال ٧٥ (٩٧) بر روى ميزان تعيين حداقل دستمزدها در سال ٧٦ (٩٨) تاثير گذاشت. در سال ٧٦ (٩٨) حداقل دستمزد کارگران در ايران ٩/٢٢ درصد افزايش يافت و در صنعت نفت علاوه بر اين مبلغ در بخش هايى کارگران موفق به گرفتن صددرصد افزايش دستمزد همراه با برخى مزاياى ديگر ميشوند.
دراواخر ارديبهشت ٧٦(٩٨) کارگران نفت آبادان با اجتماع در مقابل يکى از ساختمانهاى دولتى، عليه اخراج کارگران قراردادى به اعتراض برخاسته و اخواهان اجراى قراردادهاى دسته جمعى شدند.
- در ٢٣ مرداد سال ٧٦ (١٤ اوت) کارگران نفت در آبادان دست به يک تجمع اعتراضى زده و طى آن خواهان افزايش دستمزدها و اجراى قراردادهاى دسته جمعى شدند. در اين اجتماع کارگران به دولت هشدار دادند که در صورت عدم رسيدگى به خواستهايشان دست به حرکتى سراسرى خواهند زد.
کارگران با پحش شبنامه در شهرهاى مختلف بر خواست افزايش دستمزها و اجراى قراردادهاى دسته جمعى تاکيد کردند و براى اجراى آنها به دولت اولتمياتوم دادند. در مقابله با اين اولتيماتومها رژيم به تهديد و ارعاب کارگران دست زده و به يکى از تلمبه خانه هاى نفت تهران هجوم برده و کارگران را تهديد کرد که حق هيچگونه توقف کار و حمايت از اعتصاب احتمالى را ندارند.
- در اواسط فروردين ماه سال ٧٧ (مارس ٨٩ ) کارگران بخش حمل و نقل در شرکت ملى گاز ايران، منطقه تهران نيز در اعتراض به پايين بودن دستمزدها دست از کار کشيدند. شرايط معيشتى رانندگان و کارکنان بخش حمل و نقل شرکت ملى گاز ايران منطقه تهران قوق العاده اسفبار است. آنها اعلام کرده اند تا بهبود وضعيت شغلى و افزايش دستمزدها سر کار حاضر نخواهند شد.-
-در اواخر ارديبهشت ماه سال ٧٧ (مه ٩٨) گروهى از کارگران پالايشگاه آبادان دست به اعتصاب زدند و در برابر فرماندارى شهر اجتماع کردند. اين کارگران به نبود امنيت شغلى و طرح اخراج برخى از کارگران نفت از پالايشگاه آبادان معترض بودند.
اصلاح ساختار نفت مورد تاييد خاتمى قرار گرفت
روز سه شنبه ٥ بهمن ١٣٧٧ (٢٥ ژانويه ١٩٩٩) وزارت نفت اعلام کرد که رئيس جمهور خاتمى سند "اصلاح ساختار صنعت نفت" را تاييد کرده است. طبق اظهارات مقامات مسئول هدف اين طرح "افزايش کارآيى، سرعت عمل، ابتکار و بهره ورى در صنعت نفت است". تحت اين طرح بخش هايى از کارههاى توليدى صنعت نفت به بخش خصوصى واگذار شده و در نتيجه اخراج تعداد زيادى از کارگران قراردادى و پروژه اى را بدنبال داشت.
از جمله بعد از پايان جنگ رژيم کارگرانى را براى بازسازى آبادان بطور قراردادى به استخدام در آورد. ترکيب اين کارگران را ديپلمه هاى بيکار، کارگر قديمى و باسابقه، کارگر پير، کارگرجوان و غيره تشکيل ميداد. از اوائل سال ٧٧ (٩٨) رژيم تلاش کرد کار اين تاسيسات را به شرکتهاى خصوصى بسپارد که در نتيجه آن حدود ١٣٠٠ کارگر قراردادى در معرض اخراج قرار گرفتند. اين کارگران در مقابل اين مساله مقاومت کرده و بارها مقامات را به خود کشى و آتش زدن موسسات و غيره تهديد کردند. اين کارگران بعضا حدود ١٠ ، ١٢ سال سابقه کار داشته و خواست آنها رسمى شدن استخدامشان بود.
گزارشى از تاسيسات صنعت نفت در ايران
هم اکنون حدود ٩٠٠٠٠ کارگر در کل صنعت نفت شاغل هستند. که حدود ٥٠ درصد آنها کارگران قراردادى هستند.
صنعت نفت از قانون کار جمهورى اسلامى مستثنى بوده و بر اساس آيين نامه ها و قوانين داخلى خود ادراه ميگردد. ترس از مبارزه کارگران صنعت نفت و تاثير آن بر گسترش اعتراضات کارگرى در سطح جامعه باعث شده که رژيم حتى از تشکيل شوراهاى اسلامى در آنجا نگرانى داشته باشد و هيچگاه به تشکيل آنها درصنعت نفت رضايت ندهد.
صنعت نفت بخش هاى مختلفى دارد که شامل خطوط لوله و مخابرات، تلمبه خانه ها، چاههاى نفت ، انبارهاى نفت وپخش ، انبار مظروف که مشتقات نفت را بصورت حلب به مناطق صعب العبور و کوهستانى ميرساند و خود شامل کارخانه حلب سازى و نگهدارى و حمل و نقل ميشود، تاسيسات اکتشاف و مرکز پژوهش و خدمات علمى که شامل مهندسين شيمى و آزمايشگاههاى کيفيت توليد و بخشهاى خدماتى است و پژوهشگاه صنعت نفت نام دارد، تاسيسات گاز مايع که عموما ازتاسيسات جانبى يک پالايشگاه هستند و بالاخره پالايشگاههاست که شامل بخش هاى متقاوت از بخش رسيد و ارسال و حمل نقل گرفته تا ديگر تاسيسات آن و بخش خدمات را در بر ميگيرد. در تمام بخشهاى بزرگ نفت بهدارى و نهارخورى و سرويس آمدورفت وجود دارد.
در کل ميتوان گفت که شرکت ملى نفت ايران شامل سه بخش عمده است.
- بخش اول بخش اکتشاف توليد و حفارى که خود شامل بخشهاى تحقيق ، زمين شناسى و شناسايى حوزه هاى نفتى، حفر چاههاى نفت جديد، نگهدارى و سرويس چاههاى نفت است و دفتر مرکزى آن در تهران و اهواز مستقر ميباشد. فعاليت عمده اين بخش در مناطق اهواز، گچساران ، آغاجارى و حوزه هاى دريايى خليج فارس متمرکز است.
- بخش دوم پالايشگاهها است که در حال حاضر با ظرفيت يک ميليون و ٢٤٠٠٠٠ بشکه در روز کار ميکند. اين بخش عبارتست از :
- پالايشگاههاى آبادان با ظرفيت ٣٥٠٠٠٠ بشکه و مجتمع روغن سازى اين پالايشگاه با ظرفيت توليد ٧٠٠٠٠ تن در سال و واحدهاى زيرين آن از قبيل واحد بنزين سازى، شيرين کردن فرآورده هاى نفتى و واحدهاى جنبى اين پالايشگاه با ظرفيت توليد روزانه ٣٦٠٠٠ بشکه. بعد از پايان جنگ ايران و عراق تنها ٤ واحد پالايشگاه آبادان بازسازى شد. ما بقى تاسيسات از دستور بازسازى خارج شده و تاسيسات اصلى نفت در بندرعباس متمرکز گرديد.
- پالايشگاههاى شماره ١ و ٢ تهران با ظرفيت روزانه ٢٠٠٠٠٠ بشکه
-کرمانشاه با ظرفيت روزانه ٢٠٠٠٠ بشکه
- شيراز با ظرفيت روزانه ٤٠٠٠٠ بشکه
- اصفهان با ظرفيت روزانه ٢٠٠٠٠٠ بشکه و کارخانه قير سازى و بشکه قير به ظرفيت توليد روزانه ٤ هزار بشکه
- تبريز با ظرفيت روزانه ١١٢ هزاه بشکه
- بندرعباس با ظرفيت توليد ٢٣٢ هزار بشکه بمنظور خوراک پالايشگاه نفت خام سنگين ايران و ٢٢٠ هزار بشکه نفت خام سنگين صادراتى است که از طريق دريا به بندر عباس حمل و سپس بوسيله خط لوله به پالايشگاه انتقال داده ميشود
- پالايشگاه شازند اراک با ظرفيت ١٥٠٠٠٠ بشکه ميباشد.
پالايشگاههاى اصفهان، تبريز بعد از انقلاب راه اندازى شدند.
- بخش سوم صنعت نفت خطوط لوله و مخابرات است که توزيع توليدات و فرآورده هاى نفتى را برعهده دارد. اين بخش محصولات تصفيه شده را به مراکز عمده پخش مانند شهر رى در نزديکى تهران، اراک، اصفهان، اهواز، تبريز، مشهد، همدان و غيره ارسال ميکند و از اين مراکز از طريق خطوط لوله و يا توسط تانکر هاى نفتى به شهرها و روستاهاى کشور ارسال ميگردد. قسمت مخابرات نيز يک شبکه مستقل از شبکه مخابرات کشور است که وظيفه نصب و نگهدارى ايستگاههاى مخابراتى شرکت نفت را بر عهده دارد. بخش خطوط لوله و مخابرات شامل ٩ مرکز عمده است که هر مرکز چندين تلمبه خانه را زير نظر دارند و مراکز عمده آن در اهواز، اراک، رى، کرمانشاه، کوهدشت، شيراز، اصفهان، شاهرود وتبريز قرار دارد.
هر کدام از سه بخش اصلى صنعت نفت در تهران داراى يک دفترمرکزى است که روساى کل تحقيق، برنامه ريزى و خدمات فنى در آن متمرکزهستند. قطعات مورد نياز مجموعه اين تاسيسات در دو انبار بزرگ ر شهر رى و اهواز موجود است که از انگليس و اتريش خريدارى ميشود. شرکت پتروشيمى ايران نيز در ١٣٥٠ (١٩٧١) در صنعت نفت ادغام شد تا مواد خام مورد نياز آن مستقيما از پالايشگاهها تامين شود.
پالايشگاه تهران
پالايشگاه تهران در ١٠ کيلومترى شمال شهر رى واقع است و پرسنل آن از ورامين و کرج و گوهردشت و ديگر شهرکهاى اطراف به محل کار مى آيند. بخش بزرگى از کارگران و کارمندان حدود يکساعت و نيم بعد از پايان کارشان بعلت شلوغى شهر در فاصله خانه و تاسيسات در راه هستند. شروع حرکت سرويسها ساعت پنج صبح و ١٥/١٥ بعد از ظهر هاست. بدين ترتيب در زمستان ها کارگران صبح هنگامى که هوا تاريک است سوار سرويس ميشوند و بعد از ظهرها نيز در حاليکه هوا تاريک شده است به خانه مراجعت ميکنند. پالايشگاه نفت تهران از دو پالايشگاه شماره ١ و شماره دو تشکيل شده است. بخش پالايشگاهها از کليه بخشهاى ديگر يعنى مرکز پژوهش، اکتشاف، انبار مظروف، انبار نفت، خط لوله و تاسيسات گاز مجزا و با حصار و فنس از يکديگر جدار شده اند. بطوريکه امکان هيچ تماسى بين کارگران و کارکنان اين بخشها با هم نيست. در جوار پالايشگاه تاسيسات پالايشگاه ديگرى بنام پالايش بهران ( پالايش روغن تهران سابق) وجود دارد که بصورت پالايشگاهى مستقل کار ميکند و توسط سهامدارى خصوصى اداره ميشود. و در اين پالايشگاه انواع روغنهاى صنعتى توليد ميشود. در پالايشگاه تهران و تاسيسات جانبى آن بيش از ٤ هزار کارگر کار ميکنند که حدود ٢ هزار نفر آن در سيتى گيت (تاسيسات گاز) و حدود يکصد نفر آن درگاز مايع و بيش از ٣ هزار نفر در پالايشگاه و بخش نفت تهران و در بخشهاى عملياتى مشغول بکار هستند. کار در بخش هاى کليدى و عمده پالايشگاه تهران بصورت شيفتى است و کارگران روزهاى پنجشنبه تعطيل هستند و در هفته ٤٤ ساعت کار ميکنند. در بعضى تاسيسات نفت در جنوب طرح اقمارى اجرا ميشود که بصورت ١٥ روز کار و ١٥ روز استراحت است. کارگران پروژه اى ساعت کار طولانى دارند و با اضافه کاريها گاه تا ١٤-١٣ ساعت در روز کار ميکنند. بيشتر استخدامها بصورت قراردادى و موقتى است. قراردادها بصورت قراردادهاى ٨٥ روزه است که چند بار تمديد ميشود و دستمزد روزانه آن حدود ١٥٠ تومان در روز است. به اين صورت که پس از پايان قرارداد و انفصال چند روزه و الافى فراوان دوباره قرارداد براى ٨٥ روز ديگر تمديد ميشود. کارگران پيمانى از ٦ ماه تا يکسال بکار گرفته ميشوندو بعضا بصورت رسمى استخدام ميشوند. کارگران موقت قراردادى ٨٥ روزه در ماه يکروز مرخصى دارند و بقيه کارگران قراردادى با افزايش سنوات کارشان تا ماهى ٢ روز مرخصى دراند.
شرايط ايمنى کار کارگران بسيار پايين است. انفجار و آتش سوزى و خطرات جانى آن امرى عادى است. جدا از اينگونه سوانح وجود انواع گازهاى مسموم کننده نيز همواره سلامتى کارگران را تهديد ميکند. زمانى که براى بودار کردن گازها به آنها بوى مشمئز کننده تخم مرغ گنديده ميزنند، هواى تنفسى غير قابل تحمل ميشود. در سالهاى جنگ بخاطر گرانى اين ماده بودار، مدتى بود که آنرا در گاز تزريق ميکردند که اين کار از لحاظ بين المللى عملى زير استاندارد بود. در زمان جنگ هر روز خطر بمباران پالايشگاهها جان کارگران را تهديد ميکرد. بيشتر کارگران دچار ناراحتى عصبى شده بودند. يکبار محل يک انبار بفاصله نزديکى از برج تقطير مورد اصابت بمب واقع شد و اين اتفاق موجب تشويش بيشتر کارگران شد. هم اکنون در تاسيسات گاز پالايشگاه سيتى گيت حدود هزار کارگر کار ميکنند. استخدام کارگران بيشتر قراردادى و بمدت ٨٥ روز است. کارگرانى هستند با هشت سال سابقه کار که قرارداد آنها هر ٨٥ روز يکبار تمديد ميشود ولى هنوز استخدام دائم نشده اند.
پالايشگاه هفتم اراک
پالايشگاه تصفيه نفت اراک، که به پالايشگاه هفتم موسوم است، براى تصفيه نفت خامى که از جنوب پمپ ميشود، طراحى شده و در بيست کيلومترى اراک، در نزديکى شازند قرار دارد. در اسخت اين پالايشگاه شرکت "جى جى سى" از ژاپن و سرکت "تى پى ال" از ايتاليا، در يک قرارداد يک ونيم ميلياردى مشارکت دارند.
در اين مجتمع شرکتهاى مختلف مقاطعه وجود دارد. کل مجتمع شبيه يک پادگان نظامى است. دور محوطه هر شرکت با سيم خاردار حصار شده است. تنها دروازه که کنار جاده اصلى شازند-اراک قرار دارد، توسط حراست پالايشگاه کنترل ميشود. هر روز صبح که سرويس ها مى آيند حراست آنها را کنترل ميکند. هرکس بايد کارتش را روى سينه اش بزند. بى کارتها را پياده ميکنند. اينها کارگرانى هستند که غالبا از روستا آمده و جوياى کار هستند. نه در اداره کار کسى را ميشناسند و نه در پالايشگاه. هر روز صف طويلى از اين کارگران، از پير وجوان در برابر دروازه پالايشگاه ديده ميشوند. در چهار فصل سال تعداد آنها کمتر از ٢٥٠ نفر نيست.
شرکت "جى جى سى " اين شرکت حدود ٦٠ نفر پرسنل دارد که تقريبا نيمى از اين تعداد ژاپنى، يک سوم آن ايرانى که نيمى از آنها زن هستند و بقيه از مليت هاى مختلف سوماليايى، فيليپينى، پاکستانى، لهستانى وترکيه هستند. کارگران در دو شيفت و معمولا تا ١٢ ساعتکار ميکنند و در مقابل آن دستمزد کمى دريافت ميکنند. پرسنل خارجى با اجازه شرکت هفته اى يک بار به شهر ميروند و معمولا خسته و عصبى هستند و بعضا زير فشار روانى قرار دارند. خود آنها ميگويند که در ژاپن به آنها گفته شده بود که شرايط کار در ايران همين است و هر کس مخالف بود بايد از همان جا معلوم ميکرد.
در شرکت به کارگران فقط نهار داده ميشود. در مهر ماه سال ١٣٧١ کيفيت آن بسيار بد شده بود و اين موجب اعتراض کارگران گرديد. کارگران اعلام کردند که يا بايد وضع غذا بهبود يابد يا آنکه شرکت روزى ١٨٠ تومان به دستمزد آنها اضافه اضافه کنند و بعلاوه وسائل پخت و پز در کارگاه را در اختيار آنها قرار دهند. شرکت مجبور شد غذا را بهبود دهد.
شرکت هاى ژاپنى معمولا خودشان به نظارت و کنترل ميپردازند و کار را با ٢٠ درصد سود به شرکتهاى ديگر کنترات ميدهند. از جمله به شرکت سيکوم و شرکت ايتاليايى بى سى . شرکت بى سى داراى دفترى در چند کيلومترى جى جى سى است و ١٢٠ ايتاليايى، ٢٠٠ تايلندى، ٧٥ هندى، ٤ لهستانى و ٥ روسى در آن کار ميکنند. اکثريت تايلندى ها و هنديها کارهاى جوشکارى، نگهبانى، لوله کشى، و رانندگى لودر و جرثقيل را بعهده دارند. در اين بخش نيز کارگران همواره به وضع غذا معترض بوده اند. پس از چندين اعتراض پراکنده در ٢٤ آذرماه سال ٧٠ کارگران تايلندى دست به اعتراض جمعى زدند. مسئول پايگاه و مسئول حراست و جندين گارد به آنجا ريختند، اما نتوانستند کسى را دستگير کنند. آنها تهديد کردند که ٥ کارگر تايلندى را به جرم راه انداختن اين اعتراض اخراج خواهند کرد. شب با استفاده از تاريکى به آنجا رفتند و آن پنج نفر را به جرم خوردن مشروبات الکلى دستگيرکردند و به زندان اراک انداختند. چند روز بعد اين کارگران از زندان آزاد شدند، اما اجازه نيافتند حتى براى بردن وسائلشان به پالايشگاه برگردند. آنها از ايران اخراج شدند.
وضع مسکن کارگران تايلندى بسيار بد است. اکثر اطاقها لامپ ندارد. آنها روى تختهاى سه طبقه ميخوابند. با توجه به اينکه کارگران پالايشگاه اراک از مليتهاى مختلف هستند،کارفرماها سعى ميکنند از آن بهره بگيرند و به جدايى هاى ملى دامن بزنند وتفرقه ايجاد کنند. بطور مثال کلوپ ورزشى کارگران از هم جداست. وى ا در کمپ بى سى نميگذاشتند بغير از ايتاليايى ها کسى به ويدئو نگاه کند. تا اينکه با اعتراض کارگران مجبور شدند ويدئويى هم براى کارگران ايرانى ، هندى، و تايلندى بخرند. و يا در پاييز ٧٠ در تابلوى اعلانات نوشته بودند که فقط براى کارگران خارجى لباس بارانى موجود است. از سوى ديگر کارگران ايرانى در بين کار صحبت ميکردند و استراحتى داشتند ولى کارگر خارجى سرش را هم نميتوانست بلند کند.
در شرکت ايتاليايى تى ال پى شريک ديگر پالايشگاه اراک نيز وضع از همين منوال بود. اين شرکت نيز کارهايش را به شرکتهاى ديگر نظير فرابتن، بن نادر، سروان ، رازميک، سايپم، و دالکوم در داخل پالايشگاه کنترات ميدهد.
امکانات پزشکى در داخل پالايشگاه عبارتست از يک بهدارى مشترک در کمپ بى سى که فقط يک پزشکيار ايتاليايى دارد که زيان کارگران تايلندى و ايرانى را نميفهمد. در شرکت سايپم نيز يک بهدارى کوچک با يک پزشکيار وجود دارد. بعنوان نمونه در آبانماه ٧٠ يک کارگر که سن بالايى هم دارد و موهاى سرش سفيد شده دجار خونريزى معده شد و با آمبولانس او را به بهدارى بردند. پزشکيار ايتاليايى که دست و پايش را گم کرده بود گفت که فورا او را به دفتر اراک ببرند. در آنجا ابتدا مسئول کارگزينى شروع به تحقيقات کرده بود که چه کسى اين کارگر را استخدام کرده است. چون قبل از استخدام کارگران بايد از نظر سلامتى تست شوند. کارگران همراه به اين مساله اعتراض کرده بودند که اين چه وقت اينگونه سئوالات است و بالاخره با گرفتن برگه کارگر بيمار به بيمارستان انتقال داده شد.
٢٥ کيلومتر جاده اصلى اراک - ملاير بخاطر شلوغ بودن و خطرناک بودنش قتلگاه نام گرفته است. بويژه فصل باران که جاده لغزنده ميشود هر روز تصادفى در اين جاده رخ ميدهد. در آبانماه سال ٧٠ مينى بوس کارگران پالايشگاه تصادف کرد و هشت کارگر سرنشين آن کشته شدند. در محيط خود پالايشگاه عدم ايمنى محيط کار همواره جان کارگران را تهديد ميکند. از جمله سقوط از تانکر دوميليون ليترى، جوش بردن چشمها توسط اشعه، افتادن چکش از قسمت بالا و حوادث نظير آن را ميتوان نام برد.
اوت ٩٨
|