|
سنديکاى کارگران پروژه آبادان ١٤٠٠٠ کارگر را در برميگيرفت. تصميم گيرى در اين سنديکا متکى بر مجمع عمومى و راى کارگران بود و نمايندگان آن منتخب مجمع عمومى کارگران بودند.
جريان تشکيل سنديکا از زبان يک کارگر
در جريان انقلاب ٥٧ زمانيکه دانشگاهها به روى مردم باز شده بود، ما کارگران بيکار نيز در اجتماع مردم در دانشکده نفت شرکت کرده و از فضاى بازى که ايجاد شده بود استفاده کرديم. طى جلساتى که در آنجا برگزار کرديم، ضمن تماس با ساير کارگران بيکار به اين نتيجه رسيديم که لازم است که ما يک سنديکا داشته باشيم.
قبل از اينکه بتوانيم در نتيجه مبارزات خود مکانى براى تجمع خويش بدست آوريم، در قهوه خانه بوشهرى ها در پاساژ الفى جمع شده و به ثبت نام اعضاء و تنظيم دفاتر مختلف براى عضويت پرداختيم. در آنجا بارها از طرف افراد مسلح کميته به ما حمله شد. در اين حملات دوستانمان دستگير ميشدند، دفاترمان را پاره ميکردند و ما را از قهوه خانه بيرون مى انداختند. اما ما تلاش ميکرديم به تجمعاتمان ادامه دهيم. در روزهايى که اساسنامه سنديکا نوشته شده و قرار بود تصويب شود ناگهان تشکيلات تازه اى به نام "اتحاديه کارگران و تحصيل کرده ها" اعلام موجوديت کرد و مدعى شد که به کارگران بيکارى مقدارى پول بعنوان وجه دستى پرداخت خواهد کرد. سنديکاى کارگران پروژه اى که قبلا تشکيل خود را به تصويب کميته امام و فرماندارى رسانيده بود، بارها از راديو و تلويزيون خواسته بود که آگهى تشکيل آنرا براى جلب ساير کارگران پخش کنند. اما بعد از ٢٥ روز تلاش با اين کار موافقت نشد. در حالى که خبر تشکيل اتحاديه کارگران و تحصيل کرده ها بلافاصله و با آب و تاب از راديو نفت ملى اعلام شد. چرا که اين اتحاديه به هيچوجه از جانب کارگران شکل نگرفته بود، بلکه عمده تشکيل دهندگان آن را مقاطعه کاران و و پيمانکارانى تشکيل ميدادند که در آن زمان در کميته هاى امام راه يافته بودند. اين اتحاديه در واقع براى جلوگيرى از تشکيل سنديکاى پروژه اى و از هم پاشيدن آن بوجود آمده بود. براى کارگران تعجب آور بود که باوجود اينکه سنديکاى پروژه اى قبلا به تاييد مراجع مسئول رسيده بود، سنديکايى ديگر آنهم با نام کارگران چگونه بوجود آمده است؟ .
کارگران پروژه اى بعنوان اعتراض و براى روشن شدن جريان چگونگى تشکيل سنديکايى قلابى، نمايندگانى از طرف خود به فرماندارى ميفرستند تا در آنجا با فرماندار و دادستان مذاکره کنند. در حين مذاکره ناگهان عده اى افراد مشکوک به جلسه مذاکره حمله کرده و در حالى که با چوب و چاقو و سنگ مجهز بودند شروع به فحاشى به کارگران کرده و آنها را مورد حمله قرار دادند. در اين حمله وحشيانه يکى از کارگران بنام رنجبر با چاقو مجروح شد، دندانهاى کارگر ديگرى بنام تورج قادرپور را با مشتى که به دهانش زدند خورد شد و دست کارگرى ديگرى بنام لطيفى را شکست. چماق بدستان يکى از کارگران بنام اکبر زبردست را تهديد کردند که اگر به کارش ادامه دهد خانه اش را آتش خواهند زد. افراد مشکوک شيشه هاى فرماندارى را شکستند. در همان موقع مامورين کميته سر رسيدندو براى آرام کردن اوضاع شروع به تيراندازى هوايى بطرف کارگران کردند. بعدا معلوم شد که سردسته چماقداران دو نفر از سرمايه داران آبادان بنامهاى محمود ذغالى و على محمدى بودند که نفر دوم بهمراه دو نفر ديگر از چماق بدستان بوسيله کارگران دستگير شد. اين دو سرمايه دار هر دو از اعضاى کميته بودند.
پس از اين حمله وحشيانه در شهر شايعات زيادى عليه کارگران پخش شد. گفته شد که کارگران پروژه اى ضدانقلابى و اخلالگر هستند. راديوى نفت نيز از کارگران بعنوان عناصرى ضدانقلاب ياد کرد. گفته شد که کارگران فرماندار و دادستان را در فرماندارى گروگان گرفته بودند و غيره. در برابر اين فشارها کارگران روز يکشنبه ١٩ فروردين ٥٨ در محل سنديکا دست به تحصن زدند.
در يکى از روزهاى تحصن عبدالحميد زرگر دادستان آبادان نامه اى براى يکى از اعضاى سنديکا نوشت. و او را براى ملاقات با خود دعوت کرد. اين عضو سنديکا بدون اينکه مساله را با همکاران خود مطرح کند، دعوت دادستان را پذيرفت. وقتى کارگران از موضوع با خبر شدند به وى اعتراض کرده و به دادستان گفتند:" ما يک نماينده نداريم ما هيات موسس داريم. دادستان حق ندارد با يک نفر ملاقات کند. ما در تحصن هستيم و دادستان بايد براى ملاقات کارگران به جمع ما بيايد". بدين ترتيب نقشه دادستان براى تفرقه در ميان صفوف متحد کارگران نقش بر آب شد.
خواستهاى کارگران پروژه اى در طى اين تحصن عبارت بود از:١- مجازات عاملين توطئه از پيش طرح شده در فرماندارى به تحريک و سرکردگى على محمدى و محمود ذغالى ٢- تکذيب خبر اعلام شده از راديو نفت ملى مبنى بر ضد انقلابى بودن کارگران پروژه اى و اعاده حيثيت از طريق راديو و تلويزيون ٣- به رسميت شناختن کامل سنديکاى کارگران پروژه اى از طرف وزارت کار و امور اجتماعى ٤- انحلال اتحاديه قلابى به اسم مجهول و من درآوردى "اتحاديه کارگران و تحصيل کرده ها" در مسجد بهبهانيها.
|