|
آزادى زن: اول از همه از زبان خودت ميخواهيم بشنويم که معلمان دارند براى چه اعتراض و مبارزه اى خود را آماده ميکنند؟ کى و چگونه؟
شهلا دانشفر: اعتراضات معلمان در چند ساله اخير انعکاس خواستهاى بخش سکولار، آزاديخواه و راديکال و چپ جامعه بوده است. معلمان از خفقان حاکم در مدارس، تفتيش عقايد و وجود سانسور، تحميل قوانين اسلامى و سنن ارتجاعى در مدارس، تحميل حجاب اجبارى و آپارتايد جنسى و از تبعيض در جامعه و زندگى کردن در زير خط فقر به ستوه آمده اند. مبارزه معلمان مبارزه ايست براى آزارى و برابرى. مبارزه ايست براى جارو کردن بساط خرافه و مذهب از محيطهاى آموزشى و براى تحقق خواستهايى که در اين چند ساله براى آن مبارزه کرده اند. هنوز مدارس شروع به کار نکرده بود که خبر تهديد به اعتصاب معلمان خبر اينکه آنها تصميم گرفته اند روز ١٣ مهر ماه روز جهانى معلمان براى پيگيرى خواستهايشان دست به حرکتى سراسرى بزنند در سطح روزنامه ها انعکاس يافت. معلمان با تهديد به اعتصاب شيپور سالى پر از مبارزه و اعتراض را در شروع سال تحصيلى جديد بصدا درآوردند. در نشست تشکلهاى صنفى - فرهنگى معلمان در روزهاى ٢٧ و ٢٨ شهريور ماه نيز تصميم گرفته شد که کليه معلمان در سراسر ايران در دو روز ١٣ و ١٤ مهرماه از ساعت ٨ تا ١١ صبح دست از کار بکشند و با تجمع در مقابل ادارات آموزش و پرورش خواستهاى خود را پيگيرى کنند. معلمان اعلام کرده اند که اگر در اين دو روز بازهم پاسخى به خواستهايشان داده نشود در روز ١٧ آبانماه دست به تحصن خواهند زد. اين اخبار حاکى از مصر بودن معلمان بر سر پيگيرى خواستها و مطالباتشان است. معلمان خود را براى مبارزه اى سراسرى آماده ميکنند و در واقع با شروع سال جديد دور جديدى از اعتراضات معلمان شروع ميشود.
آزادى زن: خواستها و مطالبات معلمان چيست؟
شهلا دانشفر: اعتراضات معلمان از مبارزه براى افزايش حقوقها شروع شد و براى مبارزه براى اين خواست معلمان پرچم برابرى را بلند کردند و عليه تبعيض شعار دادند. با شعار معلم ٦٠٠٠٠ ! نماينده ٦٠٠٠٠٠٠٠! عليه اين تبعيض ايستادند و گفتند خواهان جامعه اى برابر و آزاد هستند. معلمان در مبارزاتشان عليه سانسور و خفقان حاکم بر مدارس اعتراض کردند. گفتند که ديگر حاضر نيستند به تحقير تن بدهند. معلمان خواهان آزادى بيان و عقيده، حق تشکل، حق اعتصاب و برپايى تجمعات خود، حق انتخاب مديران و مسئولان آموزش و پرورش توسط خودشان، منحل شدن نهاد هاى جاسوسى در مدارس، داشتن امنيت شغلى، حق داشتن مسکن مناسب و برخوردارى از بيمه درمانى رايگان و بسيارى خواستهاى ديگر شدند. تحميل آموزش دروس مذهبى به جاى آموزش علم به دانش آموزان، تحميل حجاب اجبارى و آپارتايد جنسى و جداسازى دختران و پسران در مدارس و جداسازى دفتر کارشان معلمان زن و مرد از يکديگر و کار در شرايط سخت و دشوار کنونى مورد اعتراض معلمان است و ديگر حاضر نيستند به قبول آنها تن بدهند. استاندارد پايين کلاسهاى درس، تعداد زياد دانش آموزان هر کلاس و مشکل تمرکز دانش آموزان در کلاسهاى درس بخاطر فقر تغذيه بر مشکلات کار معلمان صد چندان افزوده است. مجموعه اين شرايط تداوم اين وضعيت را براى معلمان غير ممکن کرده است.
بنابراين خواستهاى معلمان ليست طولانى ايست که در راس آن خواست افزايش حقوقها قرار دارد. اگر بنا به گفته حاجى وزير آموزش و پرورش جمهورى اسلامى متوسط دريافتى يک معلم ١٦٧٠٠٠ تومان در ماه باشد هنوز سطح زندگى آنان از رقم ١٧٠٠٠٠ تومان که رقم اعلام شده خط فقر از سوى دولت است بسيار پايين تر است. بويژه با افزايش هر روزه قيمت ها و با تصويب طرح ماليات بر ارزش افزوده که معنى واقعى آن افزايش ماليات بر کالاهاى مصرفى مردم است بدون شک سطح زندگى کل جامعه و از جمله معلمان تنزل آشکارى پيدا کرده است.
ميتوان گفت رئوس فشرده خواستهاى معلمان امروز عبارت هستند از: افزايش حقوقها به رقمى بالا تر از خط فقر و در حد تامين نيازهاى انسانى بشريت متمدن امروز، حق تشکل، حق اعتصاب و برپايى تجمع، رفع تبعيض، لغو سانسور و آزادى بيان و عقيده، لغو حجاب اجبارى و آپارتايد جنسى و نيز تامين مسکن مناسب و بيمه درمانى رايگان! اينها رئوس خواستهايى هستند که امروز ميتوانند خطوط قطعنامه هاى اعتراضى معلمان را تشکيل دهند.
آزادى زن: يعنى ميگوييد مبارزه معلمان صرفأ براى بهبود معيشت نيست، بلکه مستقيمأ به مبارزه بر عليه خفقان مذهبى و خشونت به زن بويژه در مدارس و سيستم آموزشى مربوط است؟
شهلا دانشفر: بله حتمأ! من در واقع به اين سئوال شما در سئوال قبلى پاسخ دادم. همانطور که گفتم مبارزه معلمان از خواست افزايش حقوقها شروع شد. اما وقتى معلمان به خيابانها آمدند عليه سانسور، عليه خفقان و عليه خفقان مذهبى در مدارس شعار دادند و اعتراض کردند. در تظاهرات هزاران نفره معلمان در سال ٨٠ در تهران ديديم که چگونه معلمان زن و مرد دست در دست هم حرکت کردند و عليه آپارتايد جنسى ايستادند و تمامى قوانين ارتجاعى اسلامى را زير پا گذاشتند. در اين تظاهراتها بسيارى از زنان معلم حجابهاى خود را برداشتند براى اينکه اعتراض خود به حجاب اجبارى و به قوانين مردسالارانه اسلامى را نشان دهند. براى معلم دشوار است که قبول کند شاگرد کلاس او دختر کوچکى است بخاطر حجاب اجبارى و بخاطر اينکه به او ميگويند تو ديگر ٩ سالت است و به سن تکليف رسيده اى، از همه کودکى و شاديها از درس و مدرسه محروم ميماند و همه استعدادهايش در زندان حجاب محبوس ميماند. اينها همه موضوع اعتراض معلمان بوده و در مبارزات آنها خود را نشان داده است.
آزادى زن: نمونه هاى زيادى هست، که معلمان سر کلاسها عليه خرافات مذهبى و عليه خشونت و تحقير به زن موضع گرفته و حتى بازداشت و مورد آزار قرار گرفته اند، در اعتصاب سراسرى معلمان، اين تلاشها چه نقشى ميتواند ايفا کند؟
شهلا دانشفر: يک مشخصه اعتراضات کنونى مردم در ايران بويژه در ميان جوانان و در مدارس زير پا گذاشتن قوانين ارتجاعى مذهبى بويژه در ايام محرم و ماه رمضان است. نه تنها در مدارس بلکه در همه محيط هاى کارى امروز مردم آشکارا عليه مذهب و قوانين ارتجاعى آن صحبت ميکنند و انجام اين کار به يک شکل اعتراض مردم عليه اين رژيم تبديل شده است. به عبارت ديگر صحبت کردن در سر کلاسها عليه خرافات مذهبى و عليه خشونت و تحقير به زن، جزيى از يک مبارزه هر روزه و دائمى معلمان در شرايط کنونى است. رژيم نيز اين را ميداند که با دستگيرى کسانى به جرم کفر گفتن در کلاس درس نميتواند جلوى اين موج را بگيرد. ميداند که شرايط کنونى مثل سال ٦٠ نيست که رژيم بتواند معلمان معترض را بسادگى از کار برکنار کند و سرکوب وسيعى را راه يندازد. اين شکل از مبارزه و زير پا گذاشتن قوانين اسلامى و مقابله با خرافات به يک پديده عمومى در جامعه تبديل شده است. به همين معنى کار معلمانى چون فريبا داودى است که باعث شده که امروز معلمان در کنار خواستهايى چون افزايش حقوقها و حق مسکن و غيره بتوانند خواهان لغو حجاب اجبارى و آپارتايد جنسى شوند و عليه خفقان مذهبى و سيستم آموزشى مردسالار در مدارس بايستند.
به نظر من اين تلاشها توانسته است مبارزات معلمان را گامى بزرگ به جلو ببرد و محتواى سياسى تر و راديکالترى به آن بدهد.
آزادى زن: با کتابها و مواد درسى که آموزش تحقير زن است، تصوير ذليلى از زن ميدهد چکار بايد کرد؟ معلمان چه نقشى ميتوانند ايفا کنند؟
شهلا دانشفر: اين کتابها را بايد دور ريخت و براى آموزش نسلهاى بعدى در موزه گذاشت. کتابهاى درسى مبتنى بر آموزش اسلامى است و آموزش نابرابرى زن و مرد و تحقير زن يک رکن اصلى آن است. يک موضوع تحقير دائمى معلمان نيز همين است. اينکه معلم ناچار است به دانش آموزان آن چيزى را آموزش دهد که به آن اعتقادى ندارد و ميداند که سراپا خرافه است. اينکه معلم ناگزير است به جاى آموزش علم و آگاهى، يک مشت خزعبلات و سنن ارتجاعى را بخورد کودکانى بدهد که تشنه يادگرفتن هستند. يک تحقير آشکار نسبت به معلمان است و همواره يک موضوع اعتراض آنها بوده است. تا همين الان معلمان نقش مهمى در شکستن اين جو و زير پا گذاشتن اين بايد ها داشته اند. همانطور که گفتم معلمان زيادى بوده اند که در کلاسهاى درس عليه خرافات و عليه اين سيستم آموزشى مردسالارانه حرف زده اند، کوشيده اند که آموزگار علم و آگاهى باشند، به دانش آموزان خود درس انسانيت و درس برابرى بدهند و عليه نابرابرى زن و مرد و تحقير زنان بايستند. معلمان زيادى بوده اند که بخاطر همين تلاش و مبارزه شان از کار خود اخراج و تحت تعقيب و آزار قرار گرفته اند اما کماکان بر روى نظراتشان ايستاده اند. اتفاقا اين موضوع يکى از مسائلى است که باعث شده معلمان کمترين تامين شغلى را داشته باشند و همواره خود را در خطر اخراج و تعقيب ببينند. از همين رو خواست امنيت شغلى، حق آزادى بيان و عقيده و لغو سانسور و تفتيش عقايد از خواستهاى اصلى معلمان در مبارزات اين چند ساله آنها بوده است.
آزادى زن: در خبرها آمده است که اداره آموزش و پرورش گنبد در استان گلستان، همزمان با آغاز سال تحصيلى جديد، قصد دارد در ٢٠ مدرسه ابتدايى کلاسها را مختلط کند. اين طرح با مخالفت شديد جناح راست روبرو شده است. آيا با وجود حاکميت نظام اسلامى، لغو آپارتايد و جداسازى جنسى ممکن است؟ اين اقدام که به جبهه مشارکت نسبت داده ميشود را چگونه ارزيابى ميکنى؟
شهلا دانشفر: مختلط کردن مدارس در جمهورى اسلامى يک شوخى است. در نظامى که دختر از سن ٩ سال ديگر به سن تکليف رسيده و به او محرم و نامحرم را ميشناسانند و وظايفش را در مقابلش قرار ميدهند، صحبت از مختلط کردن مدارس مسخره و پوج است. بعلاوه يک معضل مهم اين رژيم کمبود تعداد کافى مدارس، کلاس درس، معلم و امکانات آموزشى متناسب با تعداد دانش آموزان است. بويژه در شهرهاى کوچکتر اين مشکل جدى تر است. در بسيارى جاها تاريک بودن و غير بهداشتى بودن ساختمان مدارس، نمور بودن و رطوبت بيش از حد ساختمان آنها يک مشکل جدى بوده است. در همين آغاز سال در مناطقى هنوز نتوانسته اند مدرسه ايجاد کنند و با فشار مردم روبرو شده اند. حالا آمده اند و در همين رابطه صحبت از مختلط کردن ٢٠ مدرسه آنهم در سطح ابتدايى در شهرى مثل گنبد ميکنند. علاوه بر اين جدا سازى جنسى و آپارتايد هميشه مورد نفرت مردم بوده است. تحت اين فشار و خواست مردم است که اصلاح طلبان بعنوان ناجى پادرميانى کرده و پاى اين آمده اند که بگويند اشکالى ندارد که بچه هاى ٧ تا ٩ ساله در مدارس مختلط درس بخوانند. شايد چهره نظام هم کمى برايشان بزک شود. اما راستها آنرا فاجعه خوانده و عليه آن ايستاده اند. اين همه کنه اصلاح طلبى جناح مشارکتى هاست.
آزادى زن: در همين ابتداى سال تحصيلى جديد صحبت از سهميه بندى ورود دختران به دانشگاهها و مدارس عالى به ميان آمده و رسمأ اعلام شد که بايد جلو رشد ميزان تحصيلات عالى دختران در مقايسه با پسران را گرفت، نظرت چيست؟ آيا ممکن است؟
شهلا دانشفر: روشن است که انجام چنين کارى ممکن نخواهد بود و اين خود به موضوع جديدى براى اعتراض دانشجويان تبديل خواهد شد. ما امروز با يک جنبش اعتراضى قوى زنان در ايران روبرو هستيم. اين را در همين تظاهرات ٢٠ خرداد ديديم. زنانى که با برداشتن حجابهايشان به خيابانها آمدند و شعار آزادى و برابرى دادند. اين جنبش را نميتوان بسادگى عقب راند. زنان در کليه سطوح اجتماعى جلو آمده و عقب نشينى هاى زيادى را به رژيم تحميل کرده اند. دو سال پيش طبق آمار دولتى ٦٠ درصد دانشجويان را دانشجويان دختر تشکيل ميداد. سال قبل گفته شد اين رقم به ٦٥ درصد رسيده است. اين روندى است که نميتوانند جلوى آنرا بگيرند. اين اولين بار نيست که اينها چنين نقشه هايى را به ميان ميکشند. در سال گذشته وقتى از جداکردن دانشجويان دختر و پسر در يکى از دانشگاهها صحبت شد، اين تصميم فورا به موضوع اعتراض دانشجويان تبديل شد و دانشجويان توانستند جلوى آنرا بگيرند. همچنين وقتى دانشجويان دختر را از شرکت در کلاسهاى موزيک ميخواستند محروم کنند فورا با اعتراض جمعى کليه دانشجويان دختر و پسر روبرو شد و مجبور به عقب نشينى شدند. در مقابل اين مساله نيز ما شاهد همين عکس العمل ها خواهيم بود.
آزادى زن: نقش دانش آموزان مدارس در حمايت و همبستگى با معلمان چيست؟
شهلا دانشفر: دانش آموزان نقش مهمى در تقويت و پشتيبانى مبارزات معلمان دارند. ميليونها دانش آموز و خانواده هايشان نيروى عظيمى است که حمايت آنها از اعتراضات معلمان ميتواند بعد اجتماعى و گسترده اى به اعتراضات معلمان بدهد. اتفاقا اين چيزى ايست که رژيم نيز از آن بيم دارد و اين نقطه قوت معلمان است که در جلب و کشاندن پشتيبانى اين نيروى بزرگ از خواستها و مطالباتشان بتوانند حرکتى بزرگ و سراسرى را به پيش ببرند. در تظاهرات هزاران نفره معلمان در سال ٨٠ ما ديديم که پيوستن مردم، بويژه دانش آموزان و خانواده هايشان به صف اعتراض آنها چه ابعاد بزرگى به حرکت آنان داد. واقعيت اينست که معلمان در ميان مردم محبوب هستند و بدنبال اعتراضات چند ساله خود به لحاظ سياسى جايگاه مهمى در جامعه پيدا کرده اند. بنابراين اين يک انتظار طبيعى است از دانش آموزان و خانواده هاى آنانست که با تمام قوا از خواستها و اعتراضات معلمان حمايت کنند.
آزادى زن: نظرت در مطرح کردن مطالبه لغو حجاب اجبارى و لغو آپارتايد جنسى در اين اعتراضات چيست؟
شهلا دانشفر: به نظر من امروز يک مطالبه معلمان و دانش آموزان بايد لغو حجاب اجبارى و لغو آپارتايد جنسى باشد. حجاب اجبارى تحقير آشکار زنان و سمبل بردگى و ستم به زنان است. حجاب اجبارى در مدارس يک کودک آزارى آشکار است که دختران را از حق تفريج و حق ورزش کردن و همه کودکى و شادى هاى آن محروم ميکند. حجاب اجبارى در مدارس يعنى محبوس کردن همه استعدادهاى کودک در زندان حجاب . آپارتايد جنسى نيز يک وجه تکميل کننده اين محروميت هاست. آپارتايد جنسى و جدا کردن مدارس دختران و پسران يعنى محروم کردن دختران و پسران از اولين حقوق انسانى خود يعنى شناخت و دوستى با جنس مخالف. يعنى محروم کردن کودک و دانش آموز از دوستى با همسالانش. لغو حجاب اجبارى و آپارتايد جنسى اولين شرط براى برقرارى يک محيط آموزشى سالم است. مدارس و محيط هاى آموزشى نبايد جاى ستم، تبعيض و تحقير زنان باشد. مدارس بايد از اين قوانين ارتجاعى پاک شود.
آزادى زن: نظرت راجع به فراخوان اعتصاب و تعطيلى مدارس در حمايت از مبارزات معلمان چيست؟
شهلا دانشفر: يک شکل موثر اعتراض اعتصاب است. در شرايطى که دامنه اعتراضات معلمان آنچنان وسعتى پيدا کند که تمامى مدارس به تعطيلى و اعتصاب کشيده شود، اتفاق سياسى مهمى روى داده است. روشن است اگر روزى معلمان تصميم به اعتصاب بگيرند بايد با تمام قوا از حرکت آنها پشتيبانى کرد و با تعطيل کردن مدارس از خواستهايشان پشتيبانى نمود. بدون شک در تقويت چنين مبارزه اى دانش آموزان و خانواده هايشان نقش مهمى دارند. اما آنچه که در شرايط کنونى ميتوانم بگويم اينست که بايد بکوشيم با شرکت در تجمعات و اجتماعات اعتراضى اى که معلمان بر پا ميکنند، مبارزات آنها را تقويت و پشتيبانى کنيم.
بنابراين فراخوان من به دانش آموزان، دانشجويان، کارگران و همه اقشار جامعه اينست که در تجمعات اعتراضى معلمان که قرار است در روزهاى ١٣ و ١٤ مهرماه در مقابل مراکز آموزش و پرورش در نواحى مختلف تهران و در تمامى شهرستانها بر پا شود، شرکت کنند و از مبارزات و خواستهاى آنها پشتيبانى کنند.
آزادى زن: هم معلمان و هم دانش آموزان دل خونى از انجمن هاى اسلامى و امور تربيتى ها و جاسوسان حزب الهى در مدارس دارند، براى برچيدن بساط اينها در مدارس چکار بايد کرد؟
شهلا دانشفر: انجمن هاى اسلامى و امور تربيتى ها و جاسوسان حزب الهى در مدارس ابزارهاى رژيم براى حاکم کردن خفقان مذهبى و اعمال تفتيش عقايد در مدارس هستند. از همين رو يک خواست فورى معلمان و دانش آموزان در مدارس خواست کوتاه کردن دست اين نهادهاى ارتجاعى و ضد انسانى از محيط هاى آموزشى و بيرون انداختن آنها از اين مراکز است. البته اين را هم بگويم که امروز ميدان عرض اندام براى اينها بسيار تنگ شده و امکان يک تازى هاى گذشته را ندارند. عناصر آنها در مدارس به افرادى شناخته شده، منفور و انگشت نما تبديل شده اند و امروز به راحتى ميتوان دست آنها را بطور کلى از محيط هاى آموزشى کوتاه کرد و به کار انجمن هاى اسلامى و مربيان امور تربيتى در مدارس خاتمه داد.
آزادى زن: به نظرت شرط برخوردارى از يک سيستم آموزشى مدرن، غير مذهبى و غير مردسالار چيست؟ چقدر برقرارى اين سيستم در ستم زدايى از زنان ميتواند نقش داشته باشد؟
شهلا دانشفر: اگر بخواهم جوابى پايه اى بدهم بايد بگويم که تا سيستم سرمايه دارى هست ستم و تبعيض بر زنان هم هست. اساسا اين نظام است که به اين سنت و قوانين پوسيده عهد عتيقى يعنى تبعيض عليه زنان تداوم ميدهد. شما اگر به پيشرفته ترين کشورهاى سرمايه دارى هم نگاه کنيد، شاهد تبعيض عليه زنان هستيد. ارتجاعى ترين و عقب مانده ترينش را ما در ايران و افغانستان و کشورهاى اسلام زده شاهديم. اما کار ما با عقب راندن عقب مانده ترين ها تمام نميشود. همه ميدانند که بدترين رژيمهاى ضد زن از جمله طالبان و جانشينان مجاهدش و جمهورى اسلامى ايران با حمايت دولتها و حکومتهاى مدرن غربى سرکار آمده اند. عراق بعد از صدام نيز يک نمونه ديگر است. اينها در واقع مشتى است نمونه خروار. همينجاست که مرز ما با جريانات رنگارنگ فمينيست که همه چيز را به گردن مردها مى اندازند کشيده ميشود. مشکل اساسا مردها نيستند. مردها هم خود قربانى اين سيستمند. منظورم اين نيست که الان نميشود کار زيادى کرد. ميخواهم بگويم که اگر علت العلل را ببينيم بهتر ميتوانيم گامهاى مهم امروزمان را برداريم. بهرحال من معتقدم گام اول همان جدايى مذهب از آموزش و پرورش است. نابرابرى زن و مرد، ستم کشى زن و فرهنگ مردسالار ارکان اصلى آموزش مذهبى است. بايد کليه قوانين و مقرراتى که ناقض اصل آموزش و پرورش غير مذهبى هستند و در راس آن حجاب اجبارى و آپارتايد جنسى لغو شود. بايد در مدارس تدريس دروس مذهبى، تدريس خرافات و احکام مذهبى ممنوع شود. اينها گامهاى اوليه براى برقرارى يک سيستم آموزشى مدرن و غير مردسالار است. واقعيت اينست که سيستم آموزشى ظرفى براى بازتوليد فرهنگ مردسالار و سنت هاى ارتجاعى در جامعه است و جدايى کامل آموزش و پرورش از مذهب نقش مهمى در ستم زدايى از زنان دارد.
آزادى زن: تصويرت از سيستم آموزشى انسانى، آزاد و برابر چيست؟ شهلا دانشفر: من انسانى سوسياليست و آرمانگرا هستم و براى اين مبارزه ميکنم که بشريت به جايى برسد که همه چيز کالا نباشد. هيچ چيز کالا نباشد. اين يعنى سوسياليسم. وقتى کار مزدى و فقر ناشى از آن از بين برود، پول از بين برود، نعمات جامعه در خدمت تمام بشريت قرار گيرد، آموزش و پرورش هم تماما و اساسا چيز ديگرى خواهد شد. امروز همه چيز را بايد خريد از جمله آموزش را. هرکس که پول بيشترى دارد آموزش بهترى را ميتواند براى کودکانش بخرد. در سيستم آموزشى مورد نظر من بهترين دستاوردهاى علمى و آموزشى بشر در خدمت کل بشريت قرار ميگيرد. با حساب رياضى ميتوان نشان داد که همين امروز اين پرش عظيم بشريت به اوجى باور نکردنى، عملى و ممکن است. فقط بايد انسان نيروى خودش را بشناسد و به حرکت در آورد. اگر اين را مبنا بگيريد در مورد شکل دادن به سيستم آموزشى انسانى و آزاد و برابر ايده کم نمى آوريد.
۳ مهرماه ۸۲
|