|
مندرج در انقلاب کارگرى ٢٣
انقلاب کارگرى: جنب و جوش برگزارى باشکوه اول ماه مه روز جهانى کارگر در بين فعالين کارگرى در جريان است. شرايط سياسى امروز براى برگزارى هرچه وسيعتر اين مراسم جهانى را چگونه مى بينيد و رهنمودتان براى فعالين کارگرى و کمونيست چيست؟ اسد گلچينى: شرايط سياسى ايران که خيلى مناسب دخالت آگاهانه طبقه کارگر است. راستش رهايى از نکبت جمهورى اسلامى و اين نظام استثمار و بردگى انسان در ايران و همه مصيبتهاى ديگر ناشى از حاکميت اينها، با حضور متحد و آگاهانه طبقه کارگر ممکن است. اگر در سالهاى قبل از انقلاب و در تاثير گذارى جنبش ها بر روند عمومى اوضاع سياسى، حضور سياسى و سازمانى حزب طبقه کارگر خالى بود و به همين دليل هم اين طبقه و چپ نتوانست از قدرت سهمى و يا همه قدرت را داشته باشد. اکنون حضور حزب کمونيست کارگرى بعنوان بخشى از طبقه کارگر اين حضور را تامين کرده است. شرايط از اين لحاظ و هم از لحاظ اينکه جنبش عظيمى براى سرنگون کردن جمهورى اسلامى در جريان است، مهياست. جنبشهاى جوانان، کارگران، زنان و مبارزات معلمان و ديگر اقشار مردم محروم از آزادى و برابرى در جامعه، جمهورى اسلامى را در تنگنا قرار داده است. نسل جوان به کمتر از وضعيت زندگى[ معيشت[ کار و فرهنگى که در دنياى متمدن وجود دارد قناعت ندارد و هر لحظه با حاکميت جمهورى اسلامى و وجود کثيف اش درگير است. خود جنبش کارگرى در ابعاد بسيار گسترده اى با رژيم و سرمايه داران رودر روست، سالهاى اخير جنب و جوش و اعتراض در مراکز مهم کارگرى در مورد معيشت، دستمزدها، مساله اخراج و بيکار سازى، گرانى و ... در جريان بوده است. اخراج ها در سالهاى اخير که براى تخفيف بحران کنونى سرمايه در ايران و نجات رژيم که همچنان هم قرار است ادامه پيدا کند، به اوج خود رسيده است و صدها هزار کارگر و خانواده هايشان را از محيط کار و بهرمندى از همان زير خط فقرى هم که داشتند، محروم تر کرد. بهشهر و خاتون آباد، سد کارون و نساجى ها، و بسيارى کارگاه و کارخانه در اطراف ايران به موضوعات مهمى در صحنه کشمکش اجتماعى تبديل شدند، خاتون آباد و معادن مس که رژيم به کشتار کارگرانش دست زد و لکه ننگنينى بر دامن بسيار جنايت بارش افزود، علامتى براى وارد شدن بسيار خشن بورژوازى در برابر جنبش کارگرى بود و به نظر من اين تکان بزرگى به کل جنبش طبقه کارگر و همه فعالين و رهبران کارگرى داد.اول ماه مه امسال نيز در چنين فضايى در ميان کارگران بر پا ميشود. روز کارگر در ايران هميشه خود مورد کشمکش جدى کارگران و سرمايه داران و رژيم اسلامى بوده است. مهمترين مساله براى ما و تعداد قابل توجهى از فعالين کارگرى و سوسياليست، حضور قدرتمند و متحد کارگران در اول ماه مه است. طبقه کارگر در اين روزِ همبستگى جهانى، در اين روز و اعتراض کارگران به دنياى موجود و تحمل ناپذير بورژوازى به خيابان مى آيد تا اتحاد و همبستگى اش را به نمايش بگذارد. اول ماه مه ميتواند روزى براى همين متحد کردن باشد، ميتواند روزى براى اعتراض باشد و ميتواند روزى براى ابراز وجود رهبران کارگران براى مبارزه خود کارگران و همه مردم ستمديده باشد. همه اينها به نظرم مهمترين مشغله و مسايل پيشاروى فعالين کارگر و سوسياليست و کمونيستها در جنبش کارگرى بايد باشد و تلاش شود تا بيشترين نيرو براى مراسم و تجمع هاى اين روز آماده شوند. بنظر من هدف بايد اين باشد که کارگران هر چه بيشترى در معرض تبليغ و آشنايى با اول ماه مه و تجمع هاى اين روز و جشن همبستگى جهانى کارگران آشنا شود و جلب شود. مردم به تنگ آمده به مراسم ها فرا خوانده شوند، جوانان، زنان و معلمان و ... به مراسم هاى کارگران جلب شوند. از همه کارگران در کارخانه و محل کار، خانواده هاى کارگران، و جوانان در محل، به مراسمهاى کارگران بيايند. در اين مراسم فعالين و برگزار کنندگان اول ماه مه در خطابيه ها و سحنرانى هايشان اعتراض طبقه کارگر به نظام استثمار و مالکيت خصوصى و کار مزدى و مطالبات فوريش را بيان کنند. بنظر من مهم است که در همه مراسم هايى که در ايران در اين روز برگزار ميشود يکى از اهداف آن به جلو راندن پيشروان و رهبران کارگرى به جلو صحنه باشد، جنبش کارگرى بعد از اول ماه مه بايد از چهره هايى بسيار بيشتر برخوردار شود. کارگران و جامعه بايد رهبران جنبش خود را که هر روزه و در بطن مبارزات متعددى که در جريان است به جامعه هم عرضه کند. از آنها حمايت کند، آنها را تنها نگذارد و با جان و دل از آنها حمايت کند و از جمله پيام اين مراسم ها و اين سخنرانان اين مساله مهم هم ميتواند باشد که هر مبارزه کارگرى از حمايت ديگر کارگران برخوردار شود و هيچ مبارزه اى بدون پشتيبانى و حمايت نماند. مهم است که از نظر رهبران و فعالين جنبش کارگرى اول ماه مه يک گام مهم در متحد شدن و متحد ماندن کارگران نقش ايفا کند. مراسم هاى توده اى در اول ماه مه و بيان درد و مصيبت هاى واقعى طبقه کارگر و جامعه و راه برون رفت از آن يعنى آزادى و برابرى سوسياليسم از طرف همه رهبران و فعالين اين جنبش ميتواند جنبش کارگرى و اعتراض راديکال و انقلابى اش را يک گام ديگر به جلو پرتاپ کند.
انقلاب کارگرى: رژيم اسلامى تحت فشار فقط در مورد تهران مسيرى را از ميدان استقلال مشخص کرده است. آنهم يکروز قبل از اول ماه مه. نظرتان در اين مورد چيست؟ اسد گلچينى: حکومت اسلامى و خانه کارگرش که اجازه اين راه پيمايى را گرفته است، در طول ٢٥ سال گذشته از کارنامه ننگين و مشترکى به نسبت وضعيت کنونى طبقه کارگر و بقيه اقشار جامعه برخوردارند. اينها بدون ترديد در برابر مبارزه و قيام و انقلاب کارگران و مردم محروم هم سرنوشتند.به نظر من خانه کارگر و طرحهايش همچون هميشه بايد در کنار طرح هاى وزارت اطلاعات و نيروهاى امنيتى و انتظامى و هر فرماندار و استاندار رژيم گذاشته شود. مساله و مشغله خانه کارگر هم همان مساله و مشغله هاى اينهاست و ربطى به طبقه کارگر و کارگران ندارد. نماينده خانه کارگر در استان گلستان به گويا ترين شکل بيان کرده و ميگويد که مساله آنها حفظ نظام است. راه پيمايى تهران هم در همين نقشه مى گنجد. خانه کارگر و شوراهاى اسلامى وسيله هاى دست بخشهاى مختلف بورژوازى بوده اند. بنظرم بايد مثل هميشه از طرف کارگران تو دهنى بخورند. در تهران و آنهم در يک مسير محدود که همه راه هاى ورود و خروجش را با نيروى انتظامى ميگيرند و خيابانهاى اطرافش را با نيروهاى امنيتى قرق ميکنند! به خانه کارگر هم در اين وسط اجازه داده اند که راه پيمايى کند و علتش هم اين است که فضاى تهران و حتى نارضايتى مزدوران خودشان را ميدانند. همه شهرهاى ديگر را هم مجوز نداده اند چون ميدانند نميتوانند هيچ کنترلى بر آنها داشته باشند. فرض کنيد که به خانه کارگر در بهشهر و ايذه و تهران و اصفهان و شيراز و سنندج و سقز و ... اجازه راه پيمايى بدهند، چه اتفاقى خواهد افتاد؟ آيا کارگران و مردم براى سخنرانان و مزدوران خانه کارگر و نمايندگان فعلى و نمايندگان اخراجى مجلس و هر ملى و مذهبى ديگرى، تره خورد ميکنند؟ چنين مراسم و راه پيمايى هايى به يک جشن بزرگ و به يک مراسم بزرگ و اعتراضى کارگران و مردم ستمديده تبديل خواهد شد و جنبش کارگرى و جنبش سرنگونى يک گام مهم ديگر به جلو بر خواهد داشت، قدمى که ميتواند يک ضربه بزرگ بر رژيم باشد. اينها به کارگران و فعالين مراسم هاى اول ماه مه اجازه نميدهند تا به چنين نتايجى دست يابند و اين همه دلقک بازى خانه کارگر هم براى تعويض روز اول ماه مه از ١٢ ارديبهشت که روز کارگر است به ١١ ارديبهشت، هم در اين رابطه است. فکر ميکنند که بايد استبداد و خفقان و فريب را حفظ کنند تا اين غول بحرکت در نيايد. بهر حال مراسم خانه کارگر همچون هميشه بايد به خود اين مزدوران محدود بماند و از طرف کارگران و مردم شاهد اين نمايش، "هو" شوند.اميدوارم همه فعالين اول ماه مه و همه فعالين کمونيست و سوسياليست، روز کارگر را به روزى براى آزادى و برابرى تبديل کنند و در روز هاى باقى مانده بيشترين تلاش براى جلب کارگران ، جوانان، زنان و معلمان به تجمع ها و مراسم هاى اول ماه مه بشود و فضاى شهرها و مراکز کار فضاى مملو از استقبال از اول ماه مه(١٢ ارديبهشت) روز اتحاد و همبستگى جهانى کارگران باشد.
|