مصاحبه  با اصغر کريمى

در مورد کمپين در حمايت از کارگران پتروشيمی 

نشريه انقلاب کارگرى شماره ۴

انقلاب کارگرى: کارگران پتروشيمى بيش از يک ماه است در حال مبارزه و اعتصاب بسر مييرند. از نظر شما اين مبارزه چه جايگاه و اهميتى در جنبش کارگرى در ايران دارد؟ اصغر کريمى: از زواياى مختلفى ميتوان به اهميت اين مبارزه اشاره کرد. اين مبارزه اى است مستقيما عليه بيکار کردن هزاران کارگر. و به اين معنى بخشى از يک مبارزه وسيعتر است در مقابل کل بيکارسازيهائى که در ابعاد وسيع در نفت و بسيارى مراکز ديگر در سراسر جامعه هرروزه و از طريق غارت کارخانه ها، تعطيل واحدها، خصوصى سازى و تعديل نيروى کار جريان دارد. به اين اعتبار خواست اين مبارزه خواست ميليونها نفر ديگر است که به خاک سياه نشانده شده اند. خواست صدها هزار کارگرى است که هر آن منتظرند مشمول بيکارسازى شوند و در شرايطى که کوچکترين بيمه اى به آنها پرداخت نميشود، زندگى شان از هم پاشيده شود. تفاوت پتروشيمى با ساير مراکز اين است که اينها مراکز کليدى و مهمى هستند و نميتوان آنها را راکد گذاشت و يا تعطيل کرد و نتيجتا مبارزه اين بخش از کارگران، هم بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد و هم از قدرت بيشترى ميتواند برخوردار باشد. از نظر سياسى نيز اهميت ويژه ترى دارد و سرکوب آنهم سخت تر است. تا همينجا اتحاد کارگران پتروشيمى در چهار شهر اراک، اصفهان، خارک و آبادان و مبارزه طولانى مدت آنها الگوى خوبى از يک مبارزه کارگرى بدست داده است. اعتصاب همزمان، تعيين نمايندگان اين چهار مرکز براى مذاکره با دولت، و بعضا تصميم جمعى آنها، همه نشانه هاى پختگى رهبران اين اعتراض را به نمايش ميگذارد. کارگران پتروشيمى در اين مدت نشان دادند که قابليت بسيار بالائى در قرار گرفتن در راس اعتراضات کارگرى دارند، و فى الحال به مرکز توجه بسيارى از کارگران تبديل شده اند. اتحاد و روحيه مبارزاتى در کنار موقعيت ويژه و کليدى آنها تاکنون به جمهورى اسلامى اجازه سرکوب آنها را نداده است.

اين مبارزه در شرايطى که خشم و نفرت در همه مراکز کارگرى زبانه ميکشد، در شرايطى که در مناطق زحمتکش نشين شهرها فقر و بيکارى صداى همه را درآورده است، و بويژه در شرايطى که روحيه مبارزاتى بالائى در ميان جوانان و کل مردم ايران وجود دارد، حائز اهميت سياسى ويژه اى است. در چنين شرايطى موفقيت کارگران يک موفقيت بزرگ سياسى براى آنها و کل طبقه کارگر محسوب ميشود. اين مهمترين وجه اهميت اين مبارزه است.

٭ جمهورى اسلامى در اولين قدم بعد از شروع مبارزات کارگران پتروشيمى ظاهرا عقب نشست و اعلام کرد که کارگران به بخش خصوصى منتقل نميشوند. اين کشاکش الان بر سر چيست؟ اصغر کريمى: جمهورى اسلامى دارد وقت ميخرد تا کارگران را پراکنده کند، اتحاد آنها را بهم بزند، و اعتراض آنان را بخواباند. نه الزاما با سرکوب، که هرجا لازم باشد و زورش برسد در آن ترديد نميکند، بلکه همچنين از طريق بازخريد و بازنشست کردن بخشى از آنها، استخدام تعدادى از آنها در ساير مراکز، و بدينطريق تضعيف نيروى کارگران و نهايتا خرد کردن اين اعتصاب. عليرغم عقب نشينى هاى اوليه و تناقض گوئى مسئولين دولتى، اما جمهورى اسلامى کماکان قصد دارد سياست خود را در نفت ادامه دهد. منتظر است مبارزه فروکش کند، و بتدريج کار خود را دنبال کند. کارگران هم دست دولت را خوانده اند و بخوبى بر مقاصد جمهورى اسلامى واقفند و بر اين پافشارى ميکنند که انتقال آنها به بخش خصوصى و سپردن مسئوليت اشتغال به عهده فردى کارگران، رسما لغو شود. دولت بايد رسما عقب نشينى کند، نه از طريق فلان مدير شرکت و فلان نماينده دست هفتم خود، تا تضمينى براى حفظ اشتغال لااقل تا يک دوره ديگر وجود داشته باشد. بدنبال اعتصاب غذا بحث در ميان کارگران و فعالين آنها درمورد نحوه تداوم مبارزه جريان دارد.

٭ شما از سازمانهاى کارگرى و بين المللى خواسته ايد که از کارگران پتروشيمى حمايت کنند، چه نوع حمايتهايى را مد نظر داريد و تا چه حد فکر ميکنيد پاسخ مثبت بگيريد. اصغر کريمى: کمپين عظيم و جهانى حمايت از کارگران نفت در آذرماه ٧٥ تا فروردين ٧٦ را همه بياد دارند. صدها اتحاديه بزرگ و کوچک در کشورهاى مختلف به کمپين حزب پاسخ دادند و حمايت پرشورى از کارگران نفت بعمل آوردند. روزى نبود نامه اعتراضى يک اتحاديه بزرگ روى ميز رفسنجانى قرار نگيرد. موقعيت کليدى و تاريخى کارگران نفت عامل مهمى در موفقيت عظيم آن کمپين بود. امروز نيز با روابط گسترده و نزديکى که با سازمانهاى کارگرى در اروپا، آمريکاى شمالى و استراليا داريم حمايت قدرتمند از کارگران پتروشيمى را تضمين ميکنيم. حمايت ها از هم اکنون شروع شده و به سرعت تعداد کثيرى از سازمانهاى کارگرى در سراسر دنيا به نامه اى که در اين مورد براى آنها فرستاده ايم عکس العمل مثبت نشان خواهند داد و بار ديگر شاهد پشتيبانى پرشور از کارگران ايران خواهيم بود. طبعا فاکتورهائى دامنه اين کمپين را تحت تاثير قرار ميدهد. تداوم اعتصاب و مبارزه کارگران پتروشيمى، تاکتيک هاى مبارزاتى آنها و چگونگى برخورد جمهورى اسلامى به اين اعتراضات، در ابعاد کمپين و نوع کمپين ما تاثير خواهد داشت.

٭ آيا اين احتمال را ميدهيد که اين مبارزه که يکى از بزرگترين مبارزات کارگرى چند سال اخير است، ابعاد وسيعترى بخود بگيرد و مثلا کل کارگران نفت يا بخش اعظم کارگران ايران را در بر بگيرد؟ اصغر کريمى: ضامن موفقيت آنها گسترش اعتصاب به ساير مراکز مهم نفت مثل پالايشگاهها و يا ساير مراکز کارگرى است. آيا واقعا اين اعتصاب به ساير مراکز سرايت خواهد کرد؟ اين بستگى به نقشى است که رهبران کارگرى در پتروشيمى و ساير مراکز صنعت نفت ميتوانند ايفا کنند. زمينه يک اعتصاب وسيع وجود دارد اما خودبخود اعتصاب به ديگر مراکز گسترش نمى يابد. مساله خصوصى سازى و بيکارسازى در نفت را سالها است جمهورى اسلامى دنبال ميکند و هربار به دليل اعتراض کارگران عقب نشسته است اما از اين سياست دست برنداشته است. کارگران نفت اينرا ميدانند و به آن بشدت معترضند. و ميدانند که تنها با يک مبارزه گسترده ميتوان رژيم را از اين سياست منصرف کرد. اگر رهبران و فعالين کارگرى در پتروشيمى و ساير مراکز صنعت نفت، اين موقعيت را بخوبى بشناسند و تاکتيک هاى مناسبى اتخاذ کنند شانس سازمان دادن يک اعتصاب بزرگ را دارند. تاکتيک هائى که کارگران پتروشيمى در چند هفته اخير اتخاذ کرده اند يکدست نبوده است. تهديد به اعتصاب همزمان و اعزام بيست نماينده از چهار پتروشيمى به مجلس اسلامى از جمله تاکتيک هاى بسيار هوشيارانه کارگران بود اما بنظر من اعتصاب غذا نيروى آنها را فرسوده ميکند و آنها را به حالت دفاعى مياندازد. اين تاکتيکى نيست که توده هاى وسيع کارگر را به حرکت درآورد، کارگران را زمينگير ميکند و قدرت تعرض را پائين مياورد. نتيجه اعتصاب غذاى کارگران چيت بهشهر و به زوال رفتن نيروى آنها را شاهد بوديم. خوشبختانه اعتصاب غذاى کارگران پتروشيمى محدود بود. در مقابل، تاکتيک اعتصاب هماهنگ در پتروشيمى ها و همزمان اعزام هيئت هائى براى تماس با ساير رهبران کارگرى در نفت براى جلب پشتيبانى آنها و تعيين يک روز اعتصاب عمومى در نفت حتى اگر به نتيجه قطعى نرسد، پشت رژيم را ميلرزاند. برپائى مجمع عمومى نيز از جمله اشکال مهمى است که جلو افت روحيه مبارزاتى کارگران را ميگيرد و به آنها اعتماد بنفس ميدهد قدرت يکپارچه آنها را نشان ميدهد و همه نيرويشان را پشت تصميمات راديکال تر و موثر تر جمع ميکند و به رهبران آنها اجازه پيشروى و تصميمات شجاعانه تر ميدهد. مجمع عمومى کارگران ميتواند خطاب به دولت اعلاميه صادر کند، بر خواستهائى مانند لغو قطعى بيکارسازى کارگران و تصويب فورى بيمه بيکارى براى همه افراد بيکار را علنا به جامعه اعلام کند، فضاى جامعه را تحت تاثير قرار دهد و تحرک مبارزاتى را در ميان ساير بخشهاى کارگرى بالا ببرد. اينها بنظر من اشکال موثرترى در بسيج کارگران، در ايجاد خوشبينى در ميان آنها، در جمع آورى قوا براى تداوم و گسترش اعتصاب، در تبديل کردن اين اعتصاب به يک مساله داغ و مهم جامعه و از اين طريق وارد کردن فشار خرد کننده بر جمهورى اسلامى است.

يک فاکتور مهم ديگر در اين مبارزه وجود حزب کمونيست کارگرى است. حزب در عرض اين چند هفته تبليغات فشرده اى درمورد اين اعتصاب به پيش برده و نه تنها کارگران مراکز مختلف بلکه کل مردم را از اين اعتصاب مرتبا باخبر نگهداشته است. بنظر من جوانان مبارز، دانشجويان چپ و آزاديخواه که اکنون فضاى دانشگاهها را شکل ميدهند، در اين زمينه کم کارى کرده اند. بلند کردن پرچم حمايت از کارگران پتروشيمى در دانشگاهها و پر کردن در و ديوار دانشگاهها، مدارس و در سطح شهر در دفاع از کارگران پتروشيمى و نفت از جمله وظايفى است که جوانان راديکال و سوسياليست، و هر کس که به سرنگونى جمهورى اسلامى و به رفاه و آزادى فکر ميکند بايد در دستور بگذارد. حزب تلاش ميکند اين مساله را به مرکز توجه دانشجويان و جوانان راديکال تبديل کند. حزب با شروع کمپين جهانى در حمايت از کارگران پتروشيمى موضوع اين اعتصاب را داغ نگه خواهد داشت. اين فاکتور نيز موقعيت مساعدترى براى پيشبرد اعتصاب و گسترش آن ميدهد. اما مساله تعيين کننده نقش رهبران کارگرى و کارگران کمونيست و سوسياليست در اين مراکز است که از اين فرصت براى سرانجام رساندن مبارزه خود نهايت استفاده را بکنند. آنها در مقابل تصميمات بزرگى قرار گرفته اند.

۶ دسامبر ۲۰۰۳- ۱۵ آذر ۸۲