کارگران پتروشيمي در راس و پيشتاز مبارزه عليه بيکارسازيها
مصاحبه نشريه انقلاب کارگری شماره ۳ با شهلا دانشفر

انقلاب کارگرى: همانطور که ميدانيد بعد از چند هفته مبارزه کارگران پتروشيمى، مسئولين همچنان به سردوآندن کارگران ادامه ميدهند و جواب مشخصى به خواستهاى آنها نداده اند. کارگران در مقابله با اين مساله تهديد کردند که هفته آينده اعتصاب غذاى سه روزه اى را آغاز خواهند کرد. سوال من اين استکه آيا اعتصاب غذا حرکتى درست و موثر در ادامه مبارزه کارگران است؟

شهلا دانشفر: قبل از اينکه مسمتقيما به سئوال شما پاسخ دهم اين را بگويم که کارگران مجتمع هاى پتروشيمى تهديد به اعتصاب غذا نکرده اند بلکه تنها از سوى بخشى از کارگران پتروشيمى اراک اين تهديد صورت گرفته است. آنچه که ما امروز در حرکات اعتراضى کارگران پتروشيمى شاهديم، پافشارى آنها برخواستهايشان، اولتيماتوم دادن و اعتراض است و گسترش دامنه اين اعتراضات و کشيده شدن آن به بخش هاى ديگر نفت به کارگران بازنشسته در پالايشگاه آبادان، شرکتهاى گاز ملى، کارگران بخش اکتشاف است که همگى با مساله بيکارسازيها دست بگريبانند. در دوم آذر ماه بود که نمايندگان کارگران پتروشيمى اراک، اصفهان، خارک و آبادان با هم به مجلس اسلامى رفتند و با تاکيد بر خواستهاى خود اعلام کردند که در صورتى که به خواستهايشان پاسخ مثبت و روشنى نگيرند دست به اعتصابى متحدانه خواهند زد. اين حرکت نشان دهنده هماهنگى اعتراض در اين مجتمع ها و گستردگى اين حرکت است. طبعا براى من موقعيت کارگران پتروشيمى اراک که تهديد به اعتصاب ميکنند قابل فهم است.

بيش از يکماه است که اعتراض در مجتمع هاى پتروشيمى همچنان ادامه دارد و هنگاميکه با بى تفاوتى مسئولين شرکت مواجه ميشوند کارگران ناگزير به تهديد به اعتصاب غذا ميشوند. اتفاقا براى اينکه کارگر پتروشيمى اراک خود را تنها نبيند و ناگزير به اتخاذ اين شيوه از مبارزه نشود بايد به حمايت وسيع و گسترده از مبارزات آنها شتافت. اگر کارگران نفت در بخش هاى مختلف به هر شکلى که ممکن است از دادن قطعنامه هاى حمايتى تا شرکت در تجمع هاى اعتراضى کارگران پتروشيمى از مبارزات آنها پشتيبانى کنند، بطور قطع کارگران پتروشيمى خود را در موقعيت قويترى احساس کرده و به اشکال موثرترى از اعتراض دست خواهند زد. اعتصاب غذا اساسا شکل مناسبى براى اعتراض نيست. نميتواند توده وسيع کارگر را در ميدان مبارزه نگاهدارد. نميتواند بسيج کننده باشد. شکلى براى حمايت و همبستگى کارگران در ديگر بخشهاى کارگرى را بدست نميدهد و در نهايت مبارزه کارگران را به درون کارخانه محدود ميکند. در صف متحد کارگران شکاف ايجاد ميکند و نتيجه آن نيز فرسوده شدن نيروى کارگران و غالب گرديدن روحيه ياس بر مبارزات آنها خواهد بود. واقعيت اينست که از درون هر مبارزه اى کارگر بايد متحدتر قويتر و شادابتر بيرون بيايد. در حاليکه اعتصاب غذا مستقيما به جسم کارگر صدمه وارد ميکند، انرژى و توانى حتى براى چاره جويى و برداشتن گامهاى بعدى حرکت براى آن باقى نميگذارد و رهبران کارگران به جاى اينکه بتوانند با روحيه و شاداب پيشاپيش حرکت قرار بگيرند و به حرکت کارگران افق بدهند با ضعف جسمى و عوارض شکل اعتراضى اى که برگزيده اند دست به گريبان خواهند بود. نمونه اعتراضات کارگران بهشهر در سال جارى نمونه برجسته و تجربه خوبى براى کارگران است. کارگران بهشهر با حرکت يکپارچه خود و جلب همبستگى مردم توانستند يک شهر را به حرکت در آورند و اتفاقا آنجا که کارگران اعتراضات خود را از خيابان به درون کارخانه کشاندند و به اعتصاب غذا نشستند، اعتراض آنها به جمع کوچکى که در کارخانه به تحصن نشسته و در اعتصاب غذا بودند محدود شد و حتى تعداد بسيار اندکى از کارگران توانستند در اعتراض به اين شکل شرکت کنند و عوارض آن هنوز نيز بر جسم کارگرانى که دست به اعتصاب غذا زده بودند باقيست. منتها خوشبختانه در آنموقع با شدت گيرى اعتراضات مردم عليه رژيم و بلند شدن شعار مرگ بر جمهورى اسلامى در همه شهرها، کارگران اميد تازه اى پيدا کردند، به اعتصاب غذاى خود پايان دادند و به حرکت اعتراضى مردم پيوستند و پرچمدار اعتراض در بهشهر شدند.

واقعيت اينست که قدرت کارگر در تشکل اوست. در اتحاد و همبستگى اوست. در بسيج حمايت توده اى وسيع از مبارزاتش است. کارگر در توليد و گرداندن چرخهاى اقتصاد جامعه است که نقش کليدى پيدا ميکند و موثر ترين شکل اعتراض او نيز از کار انداختن اين چرخها و دست کشيدن از کار است. در برپايى اعتصاب و خواباندن چرخ اقتصاد جامعه و ضربه زدن بر پيکر سرمايه و حاکميت است. همان سلاحى که در سال ٥٧ کارگران بدست گرفتند و با آن تکليف رژيم شاه را يکسره کردند. اعتصاب يکپارچه کارگران نفت و قرار گرفتن آنها در راس حرکت اعتراضى جامعه که هنوز طنين آن در اذهان جامعه ما زنده است. هنوز فرياد کارگر نفت ما رهبر سرسخت ما در خاطره ها زنده است و در دلها نور اميد ميدمد. به نظر من موثر ترين شکل اعتراض براى کارگران پتروشيمى ادامه اعتراضات کنونى، شدت دادن به آن و جلب همبستگى بخش هاى ديگر کارگران نفت و ديگر کارگران است. تصور کنيد اگر يکروز لوله هاى نفت از کار متوقف شود چه بر سر اين رژيم و اقتصاد ورشکسته آن خواهد آمد.

کارگران پتروشيمى تا همينجا با اعتراضات خود رژيم را در مخمصه اى سخت قرار داده و فشار جدى اى بر آن وارد کرده اند. اين اعتراضات انعکاس وسيعى در ميان کارگران نفت و ديگر بخش ها داشته است. دامنه آن به بخش هاى ديگر نفت که مشمول خصوصى سازيهاى رژيم شده اند کشيده شده است. و ميتوان گفت امروز کارگران پتروشيمى در راس و پيشتاز مبارزه عليه بيکارسازيهاى رژيم قرار گرفته اند. کارگران پتروشيمى تا هم اکنون توانسته اند عقب نشينى هايى را به دولت و مقامات مسئول تحميل کنند. شدت اعتراض آنان به حدى بود که در همان ابتدا معاون رئيس کل پتروشيمى اعلام کرد که هيچ کارگرى منتقل نميشود و بعد نيز پس از حرکت اعتراضى بيش از هزار نفر از کارگران پتروشيمى اراک گفتند که وزير نفت زنگنه با دادن فرصتى ٤ ماهه به کارگران براى اينکه خود را به شرکتهاى دولتى پتروشيمى منتقل کند موافقت کرده است و بدين ترتيب وعده وعيد ها آغاز گرديد. در اين يکماهه نيز ما شاهد حرکت متحد و همزمان مجتمع هاى پتروشيمى بوديم. امروز کارگران پتروشيمى در چنين موقعيتى قرار دارند. توازن قواى سياسى جامعه نيز بيش از هر وقت به نفع مبارزات کارگران و توده هاى مردم قرار دارد. بنابراين واضح است که در چنين شرايطى و در برابر چنين اتحاد و همبستگى اى دست زدن به اعتصاب غذا گامى به عقب خواهد بود.

نکته قابل توجه اينست که اعتراضات کارگران پتروشيمى در اوضاع سياسى امروز جايگاه مهم و قابل توجهى پيدا کرده است. از پتانسيل بالايى براى جلب همبستگى وسيع کارگران در ديگر بخشهاى صنعت نفت و هزاران هزار کارگرى که با بيکارسازيها دست بگريبانند و جلب حمايت وسيع مردم برخوردار است. بايد اين موقعيت مهم را به رسميت شناخت. وظيفه کارگران کمونيست و رهبران کارگرى تشخيص اين شرايط و دادن افق روشنى از مبارزات به کارگران است. با برپايى مجامع عمومى کارگرى ميتوان همه اين مسائل را در ميان کارگران به بحث گذاشت. در ميان آنها افق واحد و روشنى از مبارزه ايجاد کرد. قدمهاى بعدى حرکت را روشن کرد و در برابر تفرقه و بوجود آمدن شکاف در ميان کارگران ايستاد و همواره روحيه اميد و پيروزى را در دل آنها بوجود آورد. مجامع عمومى منظم کارگرى امروز نقش کليدى اى در متحد کردن و جلب وسيعترين حمايت و پشتيبانى از اعتراضات کارگرى دارد. بايد در بوجود آوردن اين اتحاد و همبستگى تلاش کرد.

شهلا دانشفر ٢٨ نوامبر ٢٠٠٣