|
انقلاب کارگرى: با تشکر از شما شهلا دانشفر که مصاحبه با ما را پذيرفتيد، آخرين اخبار شما در رابطه با اعتراضات کارگران پتروشيمى عليه بيکارسازيها و انتقال به بخش خصوصى چيست؟ شهلا دانشفر: هم اکنون يکماه از اعتصاب و اعتراضات کارگران پتروشيمى ميگذرد و اين اعتراضات در ميان کارگران پتروشيمى اراک، اصفهان و خارک همچنان ادامه دارد. کارگران پتروشيمى به لغو يک جانبه قراردادهاى شغلى خود با صنعت نفت اعتراض دارند و خواهان تضمين اشتغال و امنيت شغلى خود در صننعت نفت هستند. آخرين اخبار اينست که روز ٢٨ آبانماه بيش از هزار نفر از کارگران پتروشيمى در اراک بار ديگر در سالن آمفى تاتر کارخانه دست به تجمعى اعتراضى زدند. در اين روز کارگران معترض بسوى درب ورودى کارخانه راهپيمايى کرده و مدت دو ساعت در آنجا به تحصن نشستند. سرانجام کارگران اولتيماتوم دادند که اگر به خواست آنها پاسخى داده نشود در روز شنبه اول آذر ماه ساعت هفت صبح بعد از زدن کارت در محل کارخانه دست به تحصن خواهند زد و در روز دوشنبه سوم آذر ماه نيز براى پيگيرى خواستهايشان دوباره در آمفى تاتر کارخانه تجمع خواهند داشت. همچنين در شرکت پتروشيمى در خارک کارگران بنا بر اولتيماتومى قبلى در روز دوشنبه ٢٦ آبانماه دست از کار کشيدند و با پرپايى تجمعى اعتراضى در محل کارخانه خواستهاى خود را پيگيرى کردند. کارگران منتظر پاسخگويى مقامات مسئول هستند و همچنان بر خواست خود مصرند. در پتروشيمى اراک کارگران از ميان خود ٢٠ نماينده تعيين کرده اند تا بطور هرروزه خواستهايشان را پيگيرى و آنان را در جريان پيشرفت کار قرار دهند. کارگران اراک منتظر سر رسيد مهلت اولتيماتوم خود و پاسخ دولت هستند و هم اکنون اعتراض در سه شرکت پتروشيمى اراک، اصفهان و خارک با شدت بيشترى ادامه دارد.
انقلاب کارگرى: تا همين امروز به نظر شما نقطه قوتها و ضعفهاى مبارزه کارگران کدامها هستند؟شهلا دانشفر: من فکر ميکنم تا همين جا کارگران پتروشيمى قدمهاى مهمى به جلو برداشته اند و بطور واقعى مبارزه آنها دولت را در تنگناى جدى قرار داده است. سه شرکت پتروشيمى خارک و اصفهان و اراک به بخش خصوصى واگذار شده و اکنون دولت بايد تکليف چند هزار کارگر در اين سه شرکت را روشن کند. اين در حاليست که آنها در همان ابتداى حرکت اعتراضى کارگران ناچار به عفب نشينى شدند و ناچار شدند اعلام کنند که کارگران پتروشيمى کماکان در استخدام نفت قرار دارند. حال اگر کارگران پتروشيمى در اعتراضشان پيروز شوند، اين پيروزى خود سرآغازى خواهد شد براى اعتراض ديگر بخش هاى نفت که عينا همين طرح در آنجا ها نيز به اجرا گذاشته شده و يا قرار است به اجرا گذاشته شود. بطور مثال تنها در پالايشگاه آبادان قرار است از ٤٠٠٠ کارگر تنها ١٨٠٠ کارگر در اشتغال صنعت نفت باقى بمانند و باقى در ليست اخراج قرار دارند. بنابراين روشن است که مبارزات تا کنونى کارگران پتروشيمى چه جايگاه مهمى دارد. به نظر من کارگران پتروشيمى در اعتراضات خود در اين دوره توانستند در راس مبارزه عليه بيکارسازيها قرار بگيرند و صف قويترى از تقابل در برابر موج بيکارسازيها بوجود آوردند. يک برجستگى مهم مبارزات کارگران پتروشيمى در اين دوره هماهنگى اعتراض در سه شرکت پتروشيمى بود. به اين معنى که عليرغم تکه تکه شدن بخش هاى صنعت نفت و واگذارى هر بخش به بخش خصوصى باز کارگران پتروشيمى خود را در يک مجموعه واحد و در استخدام نفت ديدند و اين تکه تکه کردنها مانعى در هماهنگى مبارزه آنان ايجاد نکرد. حرف همه آنها اين بود که ما کارگر نفت هستيم و صنعت نفت نميتواند يک جانبه قرارداد استخدام ما را لغو کند. اين مصمم بودن خود الگويى براى مبارزه کارگران در ديگر بخشهاى نفت که بطور قطع بر مبارزه آنها تاثير ميگذارد. در مورد نقطه ضعف اين مبارزات مشکل است که اظهار نظر کرد. جون همه ميدانيم که کارگران در ايران در شرايط دشوارى اين مبارزات را به پيش ميبرند، براى پيشبرد مبارزاتشان مشکلات و محدوديت هاى بسيارى دارند که اوليه ترين آن محروميت کارگران از حق تشکل و حق اعتصاب است. نبود تشکل مانع بزرگى براى گسترش و سراسرى شدن اعتراضات جارى است. کارگران پتروشيمى عليرغم تلاشها و تفرقه افکنى هاى دولت و مقامات و مسئولين تا همينجا درجه بالايى از اتحاد و همبستگى را از خود نشان داده اند و پافشارى و مصر بودن آنان بر سر خواستشان و ايستادگى شان در برابر فشار دولت امروز آنان را در موقعيت خوبى براى پيشبرد اعتراضشان قرار داده است. کارگران امروز فهميده اند که اشکالى چون طومار نويسى و نامه سرگشاده به مقامات دادن و غيره بويژه در شرايط سياسى کنونى پاسخگوى مبارزه آنها نيست و نقطه قوت آنها در بسيج هر چه بيشتر نيرو و جلب همبستگى ديگر بخش هاى کارگرى است. شايد بتوان گفت يک کمبود مبارزات کارگران پتروشيمى جلب همبستگى کارگران ديگر بخشهاى صنعت نفت است.. البته اين را بعنوان نقطه ضعفى بر حرکت آنها نميگويم بلکه به عنوان يک نياز مبرم طرح ميکنم. نيازى که بدون شک مشغله کارگران کمونيست و رهبران کارگرى است و بايد راهى براى آن جست.
انقلاب کارگرى: بنظرتان کارگران در مبارزه شان چه کارهايى را بايد بکنند و چه کارهايى را نبايد انجام دهند؟شهلا دانشفر: طبعا اولين کار تداوم همين مبارزات است. يک تلاش دولت ايجاد تفرقه در ميان کارگران است. بايد تلاشهاى آن را خنثى کرد. براى مثال در رابطه با کارگران پتروشيمى اراک بحث از اينست که به کارگران ٤ ماه فرصت داده شود تا به شرکتهاى دولتى پتروشيمى منتقل شوند. اگر اين تصميم به تصويب برسد، ممکن است به اين منجر شود که هر کارگرى بطور فردى براى پيدا کردن جايى براى اشتغال مجدد راهى شهرى بشود و عملا صف متحد اعتراض کارگران بشکند. يعنى اينکه اشتغال مجدد کارگران به تلاش فردى آنها گره بخورد و اين وسط کارگران بين وزارت نفت و شرکتهاى مختلف پاسکارى شده و عملا اين بيکارسازيها در شرايط بدترى به آنان تحميل گردد. تنها با اتحاد و همبستگى ميتوان چنين توطئه هايى را خنثى کرد. کارگران ميتوانند با تعيين هيات نمايندگى خود وارد مذاکره با مقامات شده و تا روشن شدن سرنوشت تک تک کارکنان پتروشيمى دست از حرکت متحد و پافشارى خود بر سر خواستهايشان بر ندارند. برپايى منظم مجامع عمومى کارگرى، تصميم گيرى در اين مجامع و پيگيرى تصميماتى که در اين مجامع اتخاذ ميشود و پافشارى بر روى خواستها و مطالبات، امروز آن حلقه کليدى در قدرت بخشيدن به مبارزات کارگران پتروشيمى و خنثى کردن تفرقه افکنى در ميان آنانست. اقدام مهم ديگر تلاش براى جلب همبستگى کارگران در ديگر بخش هاى نفت به اين حرکات اعتراضى است. امروز کارگران کمونيست و رهبران کارگرى نقش مهمى در متحد نگاهداشتن کارگران و جلب وسيعترين همبستگى کارگرى در ميان بخش هاى مختلف کارگرى را بر عهده دارند.
انقلاب کارگرى: بنظرتان چگونه بايد سرکوب رژيم را خنثى کرد و چگونه بخشهاى ديگر کارگران صنعت نفت را به حمايت از اين مبارزات وارد نمود؟شهلا دانشفر: همانطور که در سئوال قبل اشاره کردم رژيم تلاش ميکند که ابتدا کارگران را متفرق کند و بعد سرکوب کند. بنابراين اولين کار خنثى کردن تلاشهاى آن براى متفرق کردن کارگران است. براى اين کار بايد متحد و متشکل عمل کرد. من بر نقش مجامع عمومى منظم کارگرى تاکيد کردم. مجامع عمومى کارگرى بايد همچنان محلى براى بحث بر سر سياستهاييى که از سوى دولت و مقامات به اجرا گذاشته ميشود و تصميم گيرى در مورد گامهاى بعدى مبارزه و متحد شدن کارگران باشد.مجامع عمومى کارگرى همچنين بهترين ظرف براى تماس با کارگران نفت در ديگر بخش ها و جلب همبستگى آنانست. وظيفه کارگران کمونيست و مبارز در بخش هاى ديگر نفت اينست که با برپايى مجامع عمومى کارگرى و منعکس کردن اخبار مبارزات کارگران پتروشيمى کارگران را به حمايت و پشتيبانى از اعتراض کارگران پتروشيمى فرابخوانند. کارگران نفت در بخش هاى ديگر در اشکال مختلف از دادن قطعنامه هاى حمايتى تا شرکت در تجمعات اعتراضى کارگران ميتوانند در تقويت اين اعتراضات بکوشند. نبايد فراموش کرد که بيکارسازيها در پتروشيمى گوشه اى از پروژه بيکارسازيهاى وسيع در صنعت نفت تحت عنوان "طرح ساختار صنعت نفت است بايد اين طرح و اجراى بيکارسازيها در صنعت نفت را به شکست کشاند و تنها ضامن انجام اين کار مبارزه سراسرى کارگران نفت عليه بيکارسازيهاست. اين مبارزه ميتواند امروز عرصه اى باشد که کل کارگران نفت را متحد به ميدان مبارزه بيآورد. بويژه در اوضاع سياسى امروز که جامعه در التهاب بسر ميبرد، بوقوع پيوستن اين اتفاق جايگاه سياسى مهمى دارد و يکبار ديگر همه توجه ها را بسوى کارگران نفت بعنوان نيروى عظمى که در پيشاپيش مبارزه براى سرنگونى جمهورى اسلامى حرکت خواهد کرد جلب ميکند.
انقلاب کارگرى: در خارج از کشور مردم و احزاب اپوزيسون چه کمکى ميتوانند به کارگران معترض بکنند؟ شهلا دانشفر: يک تلاش رژيم در تقابل با مبارزات مردم و امروز به طريق اولى کارگران نفت اينست که از انعکاس وسيع اعتراض آنها در ميان بخشهاى ديگر جلوگيرى کند و بتواند اين اعتراضات را در انزوا نگاه دارد. با اين کار تلاش ميکند بطور فرسايشى جو نااميدى را در ميان کارگران حاکم کند و مبارزاتشان را عقب براند. بنابراين نفس انعکاس خبر اعتراض کارگران در سطح وسيع چه در داخل و چه در خارج کشور بسيار مهم است. بايد ما بتوانيم صداى اعتراض کارگران پتروشيمى و ديگر کارگران را به همه نهادها و سازمانهاى آزاديخواه در سطح بين المعللى منعکس کنيم. بايد بکوشيم با انعکاس اين اعتراضها و جلب همستگى بين الملى بيشترين فشار را به رژيم اسلامى ايران وارد کنيم. امروز در شرايط سياسى ايران بيشترين شرايط براى جلب همبستگى وسيع مردم از هر حرکت و اعتراضى هست، نبايد بگذاريم حرکات و اعتراضات کارگرى در انزوا قرار بگيرند و عقب رانده شوند. بايد عليه مدياى جهانى که همواره نقش سانسورگر صداى اعتراض مردم و کارگران در ايران را داشته اند اعتراض کنيم و صداى کارگران را به همه بخش هاى جامعه و در سطح بين المللى منعکس کنيم.
۱۹ نوامبر ۲۰۰۳
|