|
بيکارسازيها در صنعت نفت تحت عنوان اصلاح ساختار توليد شدت بيشترى بخود گرفته است. با اجراى اين طرح در بخش خدمات و پشتيبانى صنعت نفت در تهران در ٣٠ مهرماه ٦٠٠ کارگر اخراجى اين واحد در برابر ساختمان وزارت نفت دست به تجمعى اعتراضى زدند و خواهان بازگشت به کار خود شدند. در مرداد ماه نيز کارگران گاز آغاجارى و شرکت ملى گاز و کارگران پالايشگاه آبادان نيز در اعتراض به اجراى اين سياست تجمعاتى اعتراضى بر پا کردند.
طرح اصلاح ساختار صنعت نفت اسم رمزى است براى بيکارسازى کارگران. طرح ساختار صنعت نفت در سال ٧٧ تصويب و از آغاز سال ٧٨ به اجراى گذاشته شد. اجراى اين طرح از همان آغاز با مقاومت و اعتراض کارگران روبرو شد. از اينرو در ٥ ساله اخير اين طرح به صورت خزنده به اجرا گذاشته شد و هم اکنون با شتاب بيشترى به پيش ميرود. بر اساس گزارشات اوليه اجراى اين طرح، بيکارسازيها ٤٠٠٠٠ کارگر در صنعت نفت را در بر ميگرفت و در همين چند ساله کارگران بسيارى به تدريج در بخش هاى مختلف صنعت نفت از کار بيکار شده اند. طرح ساختار صنعت نفت طرحى است براى سودآور کردن توليد که در عمل بيکارى و مستمندى هزاران کارگر در صنعت نفت را بدنبال داشته است. با اجراى اين طرح بخش هايى از کارگاههاى توليدى صنعت نفت به بخش خصوصى واگذار گرديد و به اخراج تعداد زيادى از کارگران قراردادى و پروژه اى منجر شد. از جمله حدود ١٣٠٠ کارگر پروژه اى که بعد از پايان جنگ ايران و عراق براى بازسازى پالايشگاه آبادان به استخدام صنعت نفت در آمده بودند در همان سال اول اجراى اين طرح اخراج شدند.
با اجراى اين طرح در حال حاضر بخش هاى مختلف صنعت نفت در جنوب به شرکتهاى خصوصى واگذار شده و کارگران بسيارى در معرض اخراج قرار دارند. طرح اصلاح ساختار صنعت نفت بخش هاى وابسته به صنعت نفت را نيز در بر گرفته است.
نکته قابل توجه اينکه بعد از بازسازى صنعت نفت رژيم از استخدام دائم کارگران خوددارى کرده و اساسا از نيروى کار کارگران پروژه اى و موقت استفاده کرده است. شرکت هاى خصوصى نيز همواره کارگران را بصورت قرادادى و موقت استخدام کرده و دستشان در اخراج کارگران کاملا باز گذاشته شده است. اين هرگونه ايمنى شغلى را در ميان کارگران از بين برده و به شرايط سخت کار دامن زده است. از سوى ديگر واگذارى بخش هاى مختلف نفت به شرکت هاى خصوصى باعث شده که کارگران در پيگيرى مطالباتشان بين وزارت نفت و شرکتهاى خصوصى مختلف پاسکارى شوند و به خواستهايشان پاسخى داده نشود. مجموعه اين شرايط خواست انعقاد قراردادهاى دسته جمعى از طريق نمايندگان منتخب کارگران، استخدام رسمى همه کارگران، بازگشت فورى کارگران اخراجى به سر کار خود و متوقف کردن بيکارسازيها را به خواستهاى فورى و همين امروم کارگران نفت تبديل کرده است.
اعتراض کارگران نفت در برابر بيکارسازيها
اجراى طرح ساختار صنعت نفت و شدت گرفتن بيکارسازى ها به اعتراض در ميان کارگران نفت دامن زده است. فضاى اعتراضى بويژه در ميان کارگران پالايشگاه آبادان و در تهران و شهر رى شکل حادترى بخود گرفته و زمزمه هاى برپايى حرکتى اعتراضى بگوش ميرسد. کارگران حاضر به قبول شرايط بازخريد اجبارى و اخراج خود نيستند. کارگران اخراجى خواهان بازگشت فورى به سر کار خود هستند. در تجمع اعتراضى اخير کارگران بخش خدمات و پشتيبانى در تهران کارگران اعلام کردند که به هيچ وجه زير بار تحميلات مقامات مسئول نخواهند رفت و تا بازگشت به کار به اعتراضاتشان ادامه خواهند داد.
هم اکنون اعتراض در ميان کارگران نفت بالا و حالتى انفجارى به خود گرفته است. مساله بيکارسازيها همراه با اعلام بخشنامه اخير دولت مبنى بر انقباض دستمزد کارگران در سال آينده به فضاى اعتراض در ميان کارگران شدت داده است. اين اعتراضات در فضاى سياسى ملتهب جامعه بدون شک در عزم کارگران و حرکت اعتراضى آنها تاثير خواهد داشت.
اجراى بيکارسازيها در صنعت نفت و بيکارسازيهاى وسيع در بخش هاى ديگر، برنامه بودجه رژيم براى سال آينده و بحث بر سر انقباض دستمزدها، همه و همه ناشى از تنگناى اقتصادى رژيم و بحرانى است که با آن دست به گريبان است. سياستهاى ضد کارگرى رژيم در قبال کارگران امروز نه از سر قدرت بلکه از شدت استيصال آن است، چون رژيم ميداند که اجراى هر يک از اين سياست ها چه عواقبى براى آن در پيش خواهد داشت و فشار و تهاجم به کارگران بازى با آتش و به انفجار کشاندن کل جامعه است.
امروز شرايطى است که اعتراضات همه بخش هاى جامعه را فراگرفته است. فضاى اعتراض در ميان کارگران بالاست و جامعه حالت انفجارى بخود گرفته است. همه توجه ها بسوى کارگران است. کارگران نفت در چنين شرايطى نقشى کليدى دارند. امکان جلب وسيعترين همبستگى در ميان کارگران و در سطح جامعه فراهم است. اين وظيفه کارگران کمونيست و رهبران کارگرى است که با تشخيص اين شرايط به تدارک سازماندهى مبارزه اى گسترده به ميان کارگران بروند. دامن زدن به بحث بر سر اخراجهاى وسيع و سازماندهى مبارزه متحد عليه بيکارسازيها، دامن زدن به بحث بر سر عقب راندن رژيم و به کرسى نشاندن خواست افزايش دستمزدها و تصميم گيرى بر سر مبارزه اى متحد و سراسرى در مجامع عمومى کارگرى امرى عملى و ممکن است. به استقبال اين مبارزات برويم.
۲۳ اکتبر ۲۰۰۳- ا آبان ۸۲
|