جنبش کارگرى گامى به پيش

 شهلا دانشفر

 

مبارزات کارگرى در هفته هاى اخير شتاب بيشترى بخود گرفته و دامنه آن هر روز گسترده تر ميشود. هر روزه بودن اين مبارزات، تبديل آنها به اشکالى چون راهپيمايى و تظاهرات و هماهنگ عمل کردن چندين کارخانه در بسيارى از شهرها فضاى سياسى را تغيير داده و توجه جامعه را بسوى کارگران جلب کرده است. کارگران ميتوانند از اين پيشروى براى اتحاد محکم تر صفوف خويش و به عمل در آوردن سطح بالاترى از تشکل بهره گيرند.

خبر اعتصاب کارگران پتروشيمى و کارگران پالايشگاه آبادان در هفته هاى اخير اميد جديدى در دلها افکند و سرآغازى است بر به ميدان آمدن ديگر بخش هاى کارگرى. .همچنين روز ٢٠ مهرماه شاهد اعتراض و راهپيمايى همزمان کارگران چهار کارخانه در کرمانشاه و پيوستن کارگران بيکار به صف کارگران معترض و حمايت مردم و تجمع آنها در مقابل اداره کار اين شهر بوديم که باعث شد کارگران به مرکز ثقل مهمى در فضاى سياسى شهر تبديل شوند. در اهواز نيز اعتراضات مکرر کارگران لوله سازى اهواز در سه هفته اخير و راهپيمايى آنها در خيابانهاى اصلى شهر فضاى سياسى شهر را تغيير داد و اعتراض کارگران به موضوع بحث مردم شهر تبديل شد. اعتراض همزمان دو کارخانه در گيلان، اعتراض کارگران کارخانه سيمين اصفهان، تجمعات پى در پى کارگران چيت رى، و نيز اعتراض کارگران کفش ملى که اقدام به بستن جاده کردند و نماينده اداره کار را وادار نمودند در تجمع اعتراضى آنها شرکت کرده و به اعتراضاتشان پاسخ گويد، همه و همه قدرت گيرى و پيشروى جنبش کارگرى در دوره اخير را نشان ميدهد. بويژه اين اعتراضات در شرايطى روى ميدهد که رژيم با موجى از حلق آويز کردن و اعدام در ملاء عام و با سنگسار و سرکوب ميکوشد تا موج اعتراضات در سطح جامعه را عقب براند و فضاى رعب و وحشت را حاکم کند. اما دور جديد مبارزات کارگرى بهمراه اعتراضات اقشار ديگر جامعه از جمله شروع اعتراضات دانشجويى در آغاز سال جديد و نيز اعتراض هزاران دستفروش در کرمانشاه و غيره مهر باطلى بر اين تلاش زده و اجازه نداده است که توازن قوا به ضرر اعتراضات توده هاى به جان آمده در سطح جامعه تغيير کند. ميتوان گفت که مبارزات کارگرى تا همينجا نقش مهمى در روند اوضاع سياسى ايران ايفا کرده است.

از جنبه هاى قابل توجه در اين اعتراضات درجه بالاى اتحاد و همبستگى کارگرى در ميان کارگران و سازماندهى اعتراضات هماهنگ چندين کارخانه و مرکز کارگرى در مقابل مراکز دولتى و راهپيمايى و تظاهرات مشترک کارگران است. اين شکل از حرکت نقش و جايگاه سياسى محسوستر و روشن ترى به مبارزات کارگرى در اين دوره داده است و بيش از هر چيز نمايانگر نقشى است که رهبران کارگرى و کارگران کمونيست در اين مبارزات ايفا ميکنند. نمايانگر نقش و تلاش اين رهبران در هماهنگ کردن مبارزات کارگرى در سطحى فراتر از يک کارخانه و در سطح يک منطقه و حتى يک شهر است. اين گامى به جلو در مبارزات کارگرى در اين دوره است که به آن قدرت و اعتماد به نفس ميدهد.

پيشرويهايى که جنبش کارگرى در همين دوره به لحاظ اشکال مبارزه و سازمانيابى از خود نشان داده، ميتواند بعنوان يک تلاش براى سازماندهى و گسترش مجامع عمومى کارگرى در سطحى سراسرى و در تمام مراکز کارگرى مورد توجه قرار گيرد. براى سازماندهى و ايجاد شوراهاى منطقه اى کارگرى بايد تلاش کرد و گام برداشت. شوراهايى که ميتوانند هر کدام توسط رهبران کارگرى در يک منطقه شکل بگيرند و ارتباط بين کارگران معترض و مبارز در کارخانه هاى مختلف را تامين کنند و با متحد کردن کارگران در مجامع عمومى کارگرى مبارزاتى گسترده و سراسرى را سازمان دهند. شوراهايى که سخنگوى واقعى کارگران باشند و به راى و تصميم مجامع عمومى کارگرى متکى گردند. حرکت هماهنگ کارگران در کرمانشاه نقطه شروع و تجربه بزرگى براى برداشتن اولين گامها در اين سطح از سازماندهى است. در مبارزات هماهنگ کارگران در کرمانشاه و نيز در اصفهان و در گيلان ما اهميت ارتباط بين کارگران معترض و رهبران کارگرى در سطح کارخانه هاى مختلف و تدارک سازماندهى حرکاتى وسيعتر و فراکارخانه اى را ديديم. حرکاتى که توانست در فضاى سياسى يک شهر تاثير و نقش داشته باشد. اينها همه گامهاى مهمى است که در اين دوره جنبش کارگرى به جلو برداشته و با اتکا به آن ميتواند گامهاى فراترى از نظر سازمانيابى و همچنين دخالتگرى سياسى نيز به جلو بردارد.

اما نکته اى که امروز بيش از هر وقت بايد به آن توجه کرد، تاکيد بر نقشى است که کارگران صنايع کليدى مانند کارگران نفت، ذوب آهن، توانير، ماشين سازيها، و کارگرانى است که جايگاه کليدى ترى در اقتصاد جامعه دارند. به ميدان آمدن اين بخش از کارگران در شرايط کنونى تحولى جدى در وضعيت جنبش کارگرى و فضاى سياسى کل جامعه خواهد داشت. بويژه در شرايط امروز که عمدتا محور اصلى اعتراضات کارگرى مساله دستمزدهاى معوقه و مساله اعتراض عليه اخراجهاست، به ميدان آمدن و اتحاد و همبستگى کارگران مراکز کليدى اى چون کارگران نفت و کارخانجات بزرگ به کارگرانى که در معرض اخراج هستند و يا ماههاست دستمزدى نگرفته اند قدرت و توان بيشترى خواهد داد و کل طبقه را در موقعيت بهترى قرار ميدهد.

تحولات سياسى کنونى و روند رو به رشد اعتراضات کارگرى هر روز توازن قوا را بيش از بيش به نفع اعتراضات کارگرى و کل جامعه تغيير ميدهد. امروز شرايط بيش از هر وقت براى دخالت طبقه کارگر در امور جامعه و قرار گرفتن آن در مرکز صحنه سياسى فراهم است. در چنين شرايطى نقش کارگران کمونيست و رهبران عملى کارگران تعيين کننده است. امروز همه سرها بطرف طبقه کارگر خم شده است.

٣ آبانماه ٨١