kargar_komonist@yahoo.com

پنجشنبه، ۸ ارديبهشت ۱۳۸۴ - ۲۸ آوريل ۲۰۰۵

 کارگر کمونيست   ۸

 

کارگران و فقر

گفتگوى شهلا دانشفر با حميد تقوايى در برنامه کارگران و يک دنياى بهتر برنامه اى در کانال جديد

 
  شهلا دانشفر : بحث ما در اين برنامه در مورد مساله کارگران و فقر است. ابعاد اين مساله بسيار گسترده است. وقتى از فقر صحبت ميکنيم. بخش عمده آن دامنگير طبقه کارگر است. ما با پديد وسيع کارتن خوابى روبرو هستيم. با آمار روز افزون کودکان کار و خيابانى روبرو هستيم. گفته ميشود از هر ١٠٠ کارگر يک کارگر ناچار است کليه و اندام بدنش را بفروشد تا امرار معاش کند، و آمارهاى تکان دهنده از اين قبيل بيشمار است. حزب کمونيست کارگرى در رابطه با فقر و فقر زدايى قطعنامه اى داده است. سوال اينست که چرا قطعنامه؟ چرا بيانيه؟ اين قطعنامه چه راهى را ميخواهد در مقابل طبقه کارگر قرار دهد؟

حميد تقوايى: همانطور که در برنامه يک دنياى بهتر و در اين بيانيه به صراحت گفته شده، ريشه فقر در جامعه ايران، در نهايت نظام سرمايه داريست. نظامى که هدف و اساس آن سود و سودآورى است و نه رفاه مردم و رفاه کارگران و کلا يک سطح زندگى که همه مردم درخور آن هستند و بايد داشته باشند. در ايران يک حکومتى سر کار هست که کاملا اين فقر و محروميت را تشديد ميکند. در جمهورى اسلامى، در شرايطى که ثروت آقازاده ها دارد از پارو بالا ميرود و يک کوه ثروت در دست يک اقليتى که حکومت را در دست دارد متمرکز شده است، در اين شرايط بنا به آمار خودشان اکثريت عظيمى از جامعه زير خط فقر زندگى ميکنند و همانطور که اشاره کرديد بخصوص کارگرانى که مجبورند چند شيفته کار کنند، ماهها دستمزدشان پرداخت نميشود، مجبور ميشوند حتى اندام بدنشان را بفروشند تا بتوانند از يک حداقل معيشتى برخوردار باشند. در اين شرايط اين بيانيه دارد اعلام ميکند که حزب کمونيست کارگرى ايران خواهان سازمان دادن يک مبارزه همه جانبه هست عليه اين شرايط و براى بدست آوردن مطالبات پايه اى که در اين بيانيه گفته شده و بطور مشروح ترى در برنامه يک دنياى بهتر هم مدتهاست که آنرا مطرح کرده ايم. اين خواستها ميتواند در همين نظام بدست بيايد. ميشود با مبارزه متشکل و وسيع جمهورى اسلامى را به عقب نشاند. خيلى از مطالباتى که در اين بيانيه گفته شده مثل افزايش دستمزدها و مربوط کردن دستمزد به نرخ تورم، يعنى بالارفتن دستمزد بهمراه تورمى که در جامعه هست، حق بيمه بيکارى، حق بازنشستگى، شرايط رفاهى در محيط کار و در کل جامعه و نه فقط براى طبقه کارگر بلکه در کل جامعه، برسميت شناختن يک شرايطى که در خور انسان قرن بيست و يکم است، در جامعه ايران کاملا قابل تحقق است. براى اينها طبقه کارگر و مردم عموما بايد سازمان پيدا کنند، مبارزه کنند رژيم را به عقب بنشانند و اين مطالبات را به جمهورى اسلامى تحميل کنند. بيانيه عليه فقر که حزب اخيرا منتشر کرده است، در واقع يک پرچمى است، يک پلاتفرمى است، يک سکويى است براى شروع اين مبارزه و براى تحميل خواستهاى کاملا برحق و انسانى کارگران و اکثريت مردم به جمهورى اسلامى.

شهلا دانشفر: ما شاهد اين هستيم که کارگران براى افزايش دستمزدهايشان مبارزه ميکنند، براى پرداخت دستمزدهاى پرداخت نشده خود مبارزه ميکنند، عليه اخراج مبارزه ميکنند، خواهان بيمه بيکارى هستند، هر روز اين اعتراضات گسترده و گسترده تر ميشود. آيا اين بيانيه عليه فقر و فقر زدايى يک پلاتفرم مستقلى را در مقابل طبقه کارگر ميگذارد؟ ربط آن با مبارزات جارى و هرروزه کارگران چيست؟

حميد تقوايى: اين پلاتفرم راه جداگانه اى در مقابل کسى نميگذارد. اين پلاتفرم در واقع يک چترى است، يک نقشه عملى است براى اينکه همه اين مبارزات را متحد و متشکل کند. هم در سطح جنبش کارگرى در کارخانجات مختلف و هم در سطح جامعه. الان پرستاران مدتهاست دارند مبارزه ميکنند براى شرايط رفاهى بهتر، همينطور معلمان، و همينطور بخش هاى مختلف جامعه که هر از چند گاهى ما شاهد اين هستيم که دست به مبارزه ميزنند براى اينکه حقوقهايشان و دستمزدهايشان افزايش پيدا کند، براى اينکه جلوى بيکارسازيها را بگيرند. براى اينکه يک حداقل شرايط ايمنى در محيط کار داشته باشند. بخش هاى مختلف جامعه هميشه مشغول اين مبارزات بوده اند. بيانيه عليه فقر در واقع ميخواهد يک پلاتفرمى باشد براى سازمان يافتن بيشتر کارگران و بخشهاى مختلف جامعه و بخصوص براى متحد شدن اين مبارزات زير يک پرچم و چتر واحد. امر معلمان، پرستاران، کارگران، اعتراضات دانشجوئى و اعتراضات زنان همه اينها بهم پيوسته است و تا آنجا که به مساله فقر مربوط ميشود و به مساله به اصطلاح ارتقاى سطح زندگى مردم مربوط ميشود، يک مبارزه واحدى است که ما تلاش ميکنيم بيانيه فقر را تبديل کنيم به پرچم اين مبارزات و مشخصا خواستها و مطالباتى که در اين بيانيه آمده است بايد تبديل شود به شعارها و به اهداف سراسرى و واحدى براى همه اين مبارزات چه در سطح کارخانجات و مبارزات کارگرى و چه در بخشهاى مختلف جامعه. اين مطالبات و اهداف بايد تبديل شود به خواست واحد و متحد کننده اين بخشهاى مختلف جامعه که براى رفاه و براى بهتر شدن شرايط زندگيشان مبارزه ميکنند.

شهلا دانشفر: به نظر شما تا چه حد عملى است تحقق اين مطالباتى که در اين قطعنامه و بيانيه اشاره شده است؟

حميد تقوايى: اين مطالبات کاملا عملى است منتها بشرطى که براى آنها مبارزه بشود. يعنى اينکه کارگران و مردم اين مطالبات را به جمهورى اسلامى تحميل کنند. عملى است از لحاط پايه اى، بخاطر اينکه در جوامع سرمايه دارى ما ميبينيم بخشهايى از اين مطالبات در کشورهاى مختلف متحقق شده، و اگر الان فرض کنيد در کشورهاى اروپايى کارگران از حق بيمه بهترى از کارگران در ايران و کلا کشورهاى جهان سوم برخوردارند، يک سرى حقوق پايه اى آنها بوسيله دولتها به رسميت شناخته شده است، حق بازنشستگى يکسانى وجود دارد، بيمه هاى بيکارى وجود دارد و بالاخره سطح دستمزدها با يک حالت متناسب ترى در رابطه با نرخ تورم در کشورهاى اروپايى به رسميت شناخته شده، همه اينها به خاطر اينست که کارگران در اين کشورها متشکل و متحد سالها مبارزه کرده اند و اينها را تحميل کرده اند، چيزى که الان بصورت بخشى از قانون کار در اين کشورها در آمده است. اين قانون کارى که الان در کشورهاى اروپايى اجرا ميشود و بسيار بهتر از قانون کار در ايران است، مفاد و بندهاى مختلف آن در مبارزه کارگران بدست آمده است و دستاوردهاى جنبش کارگرى است که امروز بصورت قانونى در اين کشورها تثبيت شده است. بهمين خاطر در ايران هم اين کاملا ممکن است. در جامعه ايران هم کاملا ممکن است که اين نوع مطالبات به رژيم تحميل شود و بصورت قانونى در بيايد. پيش شرط آن اينست که کارگران براى اين مطالبات مبارزه کنند. براى تحميل اين مطالبات متحد و متشکل و در مقياس سراسرى مبارزه کنند. البته تمام مطالباتى که در اين بيانيه آمده، بشکل جامع ترى در برنامه يک دنياى بهتر گفته شده و تحقق کامل و جامع آن در نهايت گره ميخورد به سرنگونى جمهورى اسلامى. بسيارى از اين مطالبات ممکن است پيش شرطش سرنگونى جمهورى اسلامى باشد. ولى حتى اگر اين واقعيت را هم در نظر بگيريد، مبارزه کارگران براى رفاه، مبارزه مردم براى برخوردارى از سطح زندگى بالاتر به هيچ وجه از مبارزه براى سرنگون کردن جمهورى اسلامى جدا نيست. يعنى حتى آنجا که مطالباتى که ما خواهان آن هستيم، شرايطى که ما خواهان آن هستيم، گره ميخورد به سرنگونى جمهورى اسلامى آنجا هم اين مساله به معنى اينست که براى اين مطالبات بايد اتفاقا بيشتر و وسيعتر مبارزه کرد. اينها بخشهاى مختلفى از مبارزه ماست. مصافها و نبردهاى مختلفى است که در نهايت مثل نهرهايى جارى ميشود و بهم ميپيوندد و يک جريان واحد و قدرتمندى را بوجود مى آورد. براى اينکه مبارزات کارگران و توده مردم بالاخره مثل يک سيل بنيادکن اين رژيم را سرنگون کند و نظام سرمايه دارى در ايران را در هم بريزد، اين نهر ها بايد جارى شوند، به پيش بروند، عرصه هاى مختلفى را بايد تبديل کرد به عرصه هاى نبرد با جمهورى اسلامى، .بر سر افزايش دستمزدها، کاهش ساعت کار، برسميت شناختن بيمه بيکارى مکفى براى کارگران و براى همه مردمى که در آن جامعه شاغلند، بيمه بازنشستگى، همه اينها مطالبات مختلفى است که بايد تبديل شود به پرچم مبارزات کارگران، معلمان، پرستاران و کلا بخشهاى شاغل در جامعه براى اينکه در نهايت به شکل قانون تثبيت شود. اگر اين مبارزات با مقاومت جمهورى اسلامى روبرو شود و اگر جمهورى اسلامى بر سر اين خواستها عقب ننشيند، طبعا اينها بعنوان نبردهايى خواهند بود از يک جنگ و مبارزه وسيعتر براى سرنگونى جمهورى اسلامى. به اين خاطر ميخواهم بگويم هيچ نتاقضى وجود ندارد بين مبارزه براى سرنگونى و مبارزه براى تحميل خواستها به جمهورى اسلامى. هر دو در نهايت مبارزه اى هستند براى ارتقا دادن سطح معيشت مردم، براى متحد کردن بيشتر کارگران، بخش هاى مختلف جنبش کارگرى و بخش هاى مختلف جنبش اجتماعى عليه جمهورى اسلامى و در نهايت براى به ثمر رساندن اين مبارزات و رسيدن به پيروزى نهائى که سرنگونى جمهورى اسلامى باشد و برقرارى يک نظام سوسياليستى که در آن منافع مردم و رفاه مردم هدف توليد هست و نه سودآورى. اين مبارزه ايست که ما در همه عرصه ها بعنوان وظيفه در مقابل خود داريم و با تمام قوا ميکوشيم به آن شکل دهيم و سازمانش دهيم.

شهلا دانشفر: حميد تقوايى شما به اين مساله اشاره کرديد که مبارزه عليه فقر زدايى و آنچه در اين بيانيه گفته ايم تناقضى با مبارزه عليه سرنگونى جمهورى اسلامى و مبارزات جارى ندارد، و اين مبارزات در هم تنيده است، اما يکى از دوستان از ايران وقتى اين بيانيه را خوانده بود ميگفت که شما گفته ايد سرمايه دارى مسبب فقر در جامعه است، آيا اين بيانيه اى که شما داده ايد فقر زدايى است؟ آيا اين مينيماليستى نيست؟ آيا اين تصوير را نميدهد که شما ميخواهيد با همين حداقل مطالبات به فقر خاتمه دهيد؟ جواب شما به اين سوال چيست؟

حميد تقوايى: جواب من اينست که اولا در همين بيانيه به روشنى گفته شده که پايه فقر نظام سرمايه دارى است و ما براى حل اساسى اين مساله با کل اين نظام مبارزه ميکنيم. براى در هر کوبيدن آن و برقرارى يک جمهورى سوسياليستى. نه تنها در اين بيانيه بلکه در کل ادبيات حزب اين گفته شده. اين مساله اى که اين دوست ما مطرح کرده به نظر من هميشه در مقابل ما بوده و ما هميشه جواب روشنى به آن داده ايم. ما گفته ايم مبارزه ما بر عليه جمهورى اسلامى و براى درهم کوبيدن نظام سرمايه دارى بهيچوجه متناقض نيست و هيچ تناقضى ندارد با مبارزه ما براى ارتقا زندگى مردم در هر سطح ممکن در همين جامعه. اين دو مبارزه را ما دو مبارزه مختلف و متناقض نميبينيم. بلکه برعکس کاملا مبارزاتى ميبينيم که بهم مربوطند. اساس بحث ما اينست که براى اينکه زندگى مردم، زندگى کارگران در همين جامعه ارتقا پيدا کند بايد جنگيد. ما بهيچوجه فلسفه مان اين نيست که هر نوع مطالبه و هر نوع خواست و هر نوع ارتقايى در زندگى مردم را موکول کنيم به سرنگونى جمهورى اسلامى. ما در عين اينکه هدفمان سرنگونى جمهورى اسلامى و در هم کوبيدن نظام سرمايه دارى است، در عين حال براى هر درجه از ارتقا زندگى کارگران، زندگى مردم، زندگى هر بخش جامعه در دل همين نظام هم مبارزه ميکنيم. بحث ما اينست که به قدرت مستقل کارگران و مبارزه مردم بايد اين خواستها را به جمهورى اسلامى و به نظام سرمايه دارى ايران تحميل کرد. فرق اساسى ما با کسانيکه در واقع بعنوان رفرميستها يا اصلاح طلبان شناخته ميشوند، کسانيکه که نه تغيير نظام بلکه صرفا اصلاح همين سيستم را هدف قرارميدهند و سرنگونى را در دستور نميگذارند، اينست که ما هيچ چهارچوب و محدوديتى را براى بهبود و ارتقاى وضعيت زندگى مردم نميپذيريم، اگر تحقق مطالبات رفاهى مردم با سد حکومت و نظام موجود برخورد ميکند بايد کل حکومت و نظام را هدف گرفت. ما براى کوچکترين تغييرى تنها و تنها به مبارزه مردم متکى ميشويم. مردم را سازمان ميدهيم. مردم را آگاه ميکنيم. مردم را متشکل و متحد ميکنيم براى اينکه مردم به خواستهايشان برسند. براى اينکه جمهورى اسلامى را در هر عرصه اى عقب برانند و به هر اندازه از خواستهايى که ممکن است را در همين سيستم به آن دست پيدا کنند و در ادامه آن مبارزه کنند براى سرنگونى جمهورى اسلامى. ببينيد از لحاظ نظرى و از نظر تحليلى کاملا ممکن است که در ايران هم با وجود اينکه سرمايه دارى هست شرايطى مثل فرانسه و انگليس و آمريکا بوجود بيايد. اين از لحاظ نظرى و از نظر منطق واقعياتى که در جامعه سرمايه دارى هست کاملا ممکن است. براى اينکه ما ميبينيم در آمريکا، در سوئد، در فرانسه، در انگليس در آنجا هم نظام سرمايه دارى هست و با اين حال سطح زندگى مردم بسيار بالاتر از سطح زندگى مردم در ايران است. به همين خاطر آن مطالباتى که الان در اين بيانيه آمده است و مطالباتى که بعنوان مطالبات باصطلاح رفاهى از نظام سرمايه دارى در برنامه يک دنياى بهتر آمده، هيچ تناقضى بطور پايه اى و اصولى با نظام سرمايه دارى ندارد. چطور بدست مى آيد، همانطور که در غرب هم بدست آمده، با مبارزه مردم. منتها در جامعه ايران بطور واقعى اين مبارزه مردم براى رفاه، براى برخوردارى از يک زندگى انسانى براى ارتقاى سطح زندگيشان، در نهايت به سد جمهورى اسلامى برخورد خواهد کرد. و از اين نقطه نظر در جامعه ايران بين مبارزه براى شرايط رفاهى و مبارزه عليه حکومت و کل نظام موجود رابطه تنگاتنگى وجود دارد. حتى در غرب هم خواستها و مطالبات رفاهى کارگران، در آن سطحى که در برنامه يک دنياى بهتر آمده، تماما متحق نميشود. در غرب هم مبارزه کارگران براى رفاه، مدام ميخورد به سد دولت، به سد طبقه حاکمه، منتها آنجا چون تشکلهايى مثل تشکل حزب کمونيست کارگرى انقلابى و راديکال در صحنه نيست، در نهايت کارگران تمکين ميکنند وکل سيستم سرمايه دارى را هدف قرار نميدهند. همين امروز ما ميبينيم که در کشورهاى غربى بسيارى از دستاوردهاى جنبش کارگرى در دوره هاى قبل را بورژوازى و دولت توانسته از آنها پس بگيرد. در ايران شرايط متفاوت است. در ايران يک جنبش عظيم سرنگونى وجود دارد و مهمتر از آن در ايران حزب راديکال و انقلابى و سوسياليستى مثل حزب کمونيست کارگرى ايران وجود دارد که اين مبارزه را تا نهايت و پيروزى نهائى ادامه خواهد داد. پرچم ما، و خواست ما چيزى جز رفاه، چيزى جز برابرى، چيزى جز آزادى نيست و در هر عرصه اى براى هر ميليمتر پيشروى در جلوى صف مبارزه براى آزادى، در جلوى صف مبارزه براى رفاه و در جلوى صف مبارزه براى برابرى ما ميجنگيم. در دل همين نظام ميجنگيم. تا آنجا که ممکن است آنها را در همين نظام بدست آورد، آنها را بدست مى آوريم و جمهورى اسلامى را براى اينکه اينها را به رسميت بشناسد عقب مينشانيم و در عين حال براى تحقق کامل و جامع و تثبيت اين مطالبات مبارزه را سازمان ميدهيم براى سرنگونى جمهورى اسلامى. اين هميشه خط راهنماى ما بوده، منطق مبارزه ما بوده. در رابطه با بيانيه عليه فقر هم همين است. اين پرچم و پلاتفرم ما است براى اينکه اولا تا آنجا که ممکن است در دل همين نظام اين خواستها را تحميل کنيم و آنجا که ممکن نيست اين مبارزه را اتقا دهيم به مبارزه در جهت سرنگونى جمهورى اسلامى و در دل عمل و عمل مبارزاتى مردم به بخش هر چه وسيعترى از جامعه نشان دهيم که سد واقعى در برابر رفاه مردم نفس وجود جمهورى اسلامى و نظام سرمايه دارى در ايران است و در نهايت بايد اين را در هم شکست و سرنگون کرد تا جامعه به رفاه واقعى و به برابرى و آزادى برسد.

شهلا دانشفر: صحبت شما درست است ما در واقع با سه نوع عکس العمل در مقابل اين بيانيه روبرو بوديم. يکعده ميگويند مگر الان ممکن است، مثلا ٣٠ ساعت کار، چطور ميشود الان ٣٠ ساعت کار در ايران را پياده کرد، يکعده ميگويند آيا اين مينيماليستى نيست؟ آيا اينطور شما ميخواهيد فقر زدايى کنيد؟ که شما الان به آن پاسخ دهيد و عده اى هم ميگويند بله راهگشاست و پاسخ درستى به مساله است. دوست داشتم بعنوان جمعبندى نظر شما را بشنوم.

حميد تقوايى: بحث ما اينست که بايد پرچم ٣٠ ساعت کار و پرچم همه مطالباتى که در بيانيه آمده تبديل شود به پرچم مبارزه. اينکه ممکن هست يا ممکن نيست را اجازه بدهيد بورژوازى تصميم بگيرد. اجازه بدهيد نيروى مبارزه ما نشان بدهد که چه حد آن ممکن است و چه حد آن ممکن نيست. از نظر اقتصادى صرف، از نظر امکانات کاملا ممکن است. همانطور که گفتم و همه ميدانند کوه عظيمى از ثروت در آن جامعه وجود دارد، خرج دولت ميشود. خرج ارگانهاى سرکوب ميشود. خرج ارتش و سپاه پاسدارن و کميته ها و لباس شخصى ها و غيره ميشود و بخشى از آن هم در حساب خصوصى آقازاده ها سر در مياورد. و جزيى از غارت طبقه حاکمه است. بنابراين از نظر اقتصادى کاملا اين امکان وجود دارد که همين فردا سطح زندگى مردم را به مراتب بهتر از اين ارتقا داد و سازمان داد. اجازه بدهيد بورژوازى مقابل مردم بايستد و بگويد که من نميدهم، ممکن نيست، نميگذارم، براى من امکان ندارد. آنموقع در دل اين مبارزه است که مبارزه براى سرنگونى اين رژيم بسيار وسيعتر و توده اى تر به پيش ميرود و انقلاب به طور واقعى قدم به ميدان ميگذارد و اين رژيم را جارو ميکند. بنابراين از حالا کار ما کمونيستها و کار انقلابيون اين نيست که بگوييم که نميشود. اجازه بدهيد بورزوازى خودش اين حرف را بزند. آنوقت مردم خواهند گفت اگر نميشود برو کنار. براى اينکه منابع هست، ثروتهاى اجتماعى هست، امکانات هست اگر نميشود بخاطر حکومت جنابعالى است نه بخاطر هيچ نوع عذر و بهانه اقتصادى. الان جمهورى اسلامى بارها گفته ما سرمايه نداريم، امکان نداريم و غيره. اينها همه بهانه است. همانموقع در دل همان مبارزه کارگرانى که دفاتر حساب و کتاب مالى آن کارخانه را باز ميکنند، ميبينند کاملا امکان دارد. امکان دارد که دستمزد ها داده شود. امکان دارد رفاه کارگران بسيار بالاتر از اين باشد. بنابراين بايد مبارزه کرد. بايد اين پرچم را بلند کرد. بايد حداکثر امکانات رفاهى را خواست و آنجا که به سد حکومت و نظام سرمايه دارى برخورد ميکند اين مبارزه مبارزه اى خواهد بود براى فايق آمدن بر آن سد و سرنگون کردن و کنار زدن جمهورى اسلامى و نظام سرمايه دارى. به نظر من بايد در همه اين عرصه ها اين نبردها را سازمان داد، متشکل کرد، و متحد کرد. اينها جزيى از نبردهاى جنگ نهايى ما عليه کل جمهورى اسلامى و برقرارى نظام سوسياليستى در ايران است.

شهلا دانشفر: بعنوان آخرين سوال ميخواستم بپرسم که اين بيانيه چه اقدامات عملى اى را در دستور حزب ميگذارد و چه اقدامات عملى را در دستور کارگران و رهبران کمونيست ميگذارد؟

حميد تقوايى: اولين اقدام عملى اينست که خود اين بيانيه را وسيعا به ميان کارگران و توده مردم ببريم و اين خواستها را تبديل کنيم به خواست مردم. بخصوص فعالين عملى، رهبران عملى در جنبش کارگرى قدم به جلو بگذارند و اين را وظيفه خود بدانند که تمام اين مطالبات را تبديل کنند به سطح توقع و انتظار توده کارگر و توده مردم از زندگيشان. اينها بايد نه بعنوان آرزوهاى دست نيافتنى بلکه بعنوان اهدافى کاملا عملى، کاملا ممکن، و بعنوان حقوق پايه اى که همه شهروندان در ايران بايد از اين امکانات برخوردار شوند، به خواست همه مردم تبديل شود. اين قدم اول است و قدم دوم اينست که حول اين پرچم، حول اين مطالبات بايد متشکل شد. تشکلهاى کارگرى که وجود دارد، انواع کميته ها، انواع مجامع عمومى و شوراها، انواع ان جى او ها، انجمن هاى آزادى و برابرى که حزب ما مدتهاست دارد مطرح ميکند، اين نوع تشکلها بايد مطالبات اين پلاتفرم و اين بيانيه را، تبديل کنند به بخشى از پلاتفرمشان و بخشى از برنامه عملشان و براى آن مبارزه کنند. بايد در اول ماه مه و در هر فرصت و امکان و مناسبتى، قطعنامه هاى کارگرى منتشر شود و بخشى از اين مطالبات تبديل بشود به بخشى از خواستها و قطعنامه ها. طومار جمع بشود. بايد بيانيه هاى کارگرى داده شود. خطاب به اتحاديه و سازمانهاى جهانى بايد کارگران بيانيه بدهند. نامه بنويسند و علنا بخواهند که اين اتحاديه ها و نهادها از خواستهايشان پشتيبانى کنند و اين پلاتفرم بايد در واقع تبديل شود به بخشى از خواستهاى جنبش کارگرى و جنبش بخشهاى مختلف جامعه که براى رفاه مبارزه ميکنند. در هر مناسبتى، در هر شرايطى، به هر بهانه اى بايد اين خواستها را به جلو برد. و آنها را خواست و آنها را در مقابل جمهورى اسلامى گذاشت. بايد با تمام قوا سعى کنيم جمهورى اسلامى را به عقب بنشانيم و اين خواستها را به او تحميل کنيم.