در ستایش یک اعتراضگزارشی از اعتراض کارگران لاستیک البرز از شروع تا پایان.اسماعیل محمدولی به نقل از سايت خبري دسترنج روز اول بهمن ماه 86، مسافران جاده تهران-اسلام شهر کارگرانی را در محوطه کارخانه لاستیک البرز مشاهده کردند که در گروه های کوچک و بزرگ به دور آتش حلقه زده بودند. سرمای بی سابقه زمستان هنوز پابرجا بود. چند نفری از کارگران روی بام اتاقک نگهبانی رفته بودند و با پوشیدن پارچه سفیدی به شکل "کفن" سبکی متداول از اعتراض کارگران ایرانی را برای هر که تماشاچی باشد به نمایش گذاشته بودند. علت این اعتراض عدم دریافت چهار ماه حقوق و نيز تصميم کارفرما به انحلال كارخانه و اخراج كارگران بود. آن روز به غیر از ماموران نیروی انتظامی و عابران کسی شاهد این اعتراض نبود اما کارگران محل کارخانه را ترک نکردند. این اعتراض بیست روز به طول انجامید و در این مدت کارگران تنها برای استحمام و تعویض لباس به نوبت کارخانه را ترک می کردند و باز می گشتند. سرانجام با طولانی شدن اعتراض کارگران، فرمانداری اسلامشهر رسيدگي به خواسته هاي آنان را پذیرفت. قرار بر این شد که کارفرمای کارخانه که دلیل تهیه نکردن مواد اولیه را نبود نقدینگی عنوان کرده بود با دریافت وامی تولید را از سر بگیرد و مطالبات معوقه کارگران پرداخت شود. اینچنین کارگران با لبخند پیروزی کارخانه را ترک کردند و به بیست شبانه روز تجمع اعتراض آمیز خاتمه دادند. اما یک ماه گذشت، سال نو فرا رسید ولی خبری از وام و تولید و حقوق نبود. یک روز مانده به عید تنها بخشی از مزایای عیدی کارگران پرداخت شد تا لااقل خانواده های آنان نوروز را گرسنه نمانند. پس از تعطیلات سال نو کارگران هر از گاهی به صورت پراکنده در محوطه کارخانه تجمع می کردند امنا فهمیدن اینکه هنوز خستگی بیست شبانه روز اعتراض بی حاصل را با خود حمل می کنند کار دشواری نبود. دیگر کسی انگیزه سازماندهی و حتی شرکت در تجمع های اعتراض آمیز را نداشت. کارگران خسته و بدبین و مستاصل بودند. اما هنوز کارخانه را داشتند، کارگاه و ابزار تولید و دیوارهایی که اعلام میکرد: اینجا کارخانه لاستیک البرز است. اما 24 فروردین ماه وقتی قرار بود کارگران مثل هر روز یکی از همان روزهای طولانی بیکاری را در محوطه کارخانه سپری کنند، کارخانه بدليل بدهکاري به بانک و سازمان تامين اجتماعي پلمپ شد. کارگران که نزدیک به هشت ماه بود که حقوقی دریافت نکرده بودند اینک کارخانه را هم از دست رفته می دیدند. وقتی کارخانه نباشد، آینده ای نیست و دیگر چیزی برای از دست دادن باقی نمی ماند پس اعتراض شکل دیگری به خود گرفت. صبح روز 24 فروردین ماه كارگران لاستيك البرز با برپا کردن آتش در خیابان و نشستن در مسیر خودروها باعث مسدود شدن مسير رفت و برگشت جاده تهران – اسلامشهر شدند. آنها که از وعده های مسئولان سرخورده شده بودند، می خواستند مردم را شاهد بگیرند. با دخالت نیروی انتظامی کارگران به داخل محوطه کارخانه گریختند و گمان می کردند در پس دیوارهای کارخانه امنیت دارند اما با غروب آفتاب و متفرق شدن تماشاچی ها اتفاق دیگری در راه بود. کارگرانی که هنوز در محوطه کارخانه تجمع کرده بودند و شعار می دادند ابتدا از ورود تعدادی بولدوزر و کامیون آتش نشانی تعجب کردند. اما چند دقیقه بعد که دیوارهای کارخانه تخریب شده بود و آنها نیز پس از محاصره و دستگیری، روانه پاسگاه "احمد آباد مستوفی " می شدند، دلیل حضور این ماشین های سنگین را متوجه شدند. در جلسه علنی روز 25 فروردین ماه مجلس شورای اسلامی، علیرضا محجوب عضو
فراکسیون کارگری مجلس با قرائت تذکري آيين نامهاي خطاب به وزير کشور،
خواستار پاسخگويي وي در قبال برخورد ماموران نيروي انتظامي با کارگران
کارخانه لاستيک البرز شد. روز دوشنبه 26 فروردین ماه خانواده های کارگران بازداشتی با تجمع مقابل دادگاه چهاردانگه و سپس پاسگاه احمد آباد مستوفی خواستار آزادی آنها شدند. همان روز مسوولان فرمانداري اسلامشهر از پرداخت شدن دو ماه از حقوق معوقه كارگران لاستيك البرز و پرداخت مابقي مطالبات كارگران ظرف چند روز آينده خبر دادند. تعدادی از كارگران لاستيك البرز نيز که در روز واقعه از محاصره ماموران فرار کرده بودند و در بازداشت به سر نمی برند نیز این ادعا را تایید کردند. اما نکته جالب تاکید مسئولان فرمانداری بر بی تاثیر بودن اعتراض کارگران بود. آنها گفتند: «پرداخت حقوق کارگران پس از هشت ماه در راستاي تعهداتي بوده است كه اين اداره از سال گذشته در قبال حل مشكلات كارخانه متقبل شده است و هيچ ارتباطي با اعتراض 24 فروردین ماه كارگران اين كارخانه ندارد.» تا ساعت 20 روز 26 فروردین ماه کارگران لاستیک البرز با امضای تعهد نامه آزاد شدند و تنها نظام علی نادری (عضو شورای اسلامی کار لاستیک البرز) همچنان در بازداشت به سر می برد که نیمه شب گذشته پس از تحمل ۱۱ روز بازداشت سرانجام آزاد شد. عکس هايي از تجمعات اعتراضي کارگران کيان تاير
|