گزارشي ازسايت ايلنا از تجمع اعتراضي كارگران نازنخ قزوين
تاريخ :04/07/1385 ساعت : 11:55
بحران هاي كارگري در راه است؛ مسئولان جدي بگيرند!!
"نازنخي" هاي قزوين تا 12 ديشب در انتظار منادي عدالت بودند؟!
كارگران: اين "خالدي" كيست كه 800آدم را سر كار گذاشته است
تهران- خبرگزاري كار ايران
گزارش: نادرملك پور- دبير گروه كارگري
ساعت 12 شب روز دوشنبه ! دير رسيده ايم آنان بساطاشان را جمع كردهاند و
راهي خانهاشان هستند! بساط آنان يك كارتن است و بس! اينان كارتن خواب
نيستند , كارگران "نازنخ" قزوين هستند و ما مقابل نهاد رياستجمهوري هستيم
.
29 ماه حقوق و مزايا نگرفتهاند و يكي به نام" خالدي" همهاشان را سر
كار گذاشته! 400 كارگر و 400 بازنشسته ؟! بيش از 3 ميليارد تومان حقوق
معوقه و حق سنوات بازنشستگان را نميدهد و به گفته كارگران، هيچوقت در
كارخانه نيست .
6 دستگاه اتوبوس حامل 240 تا 300 كارگر قزويني در خيابان پاستور پارك كرده
اند و رانندگان آماده حركت به سمت قزوين هستند, كارگران بي اعتماد هستند
حتي به من خبرنگار !كم محلي ميكنند و هيچ نميگويند آن طرفي شخصي كه
از ماجرا خبر ندارد, مي گويد : افطاري كردهاند و بر مي گردند! ماشاء
الله"گرد و قلمبه" هم كه هستند و من به چهره رنگ پريده و اندام نحيف آنان
نگاه مي كنم ، بي انصاف , كدامشان گرد و قلمبه هستند؟ كه اگر مي دانستي
اين گونه سخن نمي گفتي.
خانمي از اين جمع مي گفت: از ساعت 4 بعد از ظهر با زبان روزه اينجا نشستهايم
و هر كسي كه رد ميشود , چيزي ميگويد , يكي ميگويد كار شما غير قانوني
است , آن يكي ميگويد, اگر ادامه دهيد , با شما برخورد خواهند كرد , اما
يكي نيست كه يقه اين خالدي ... را بگيرد و بگويد : آقاي محترم ! با اين
كارگران چه ميكني ؟ گويا همه هواي او را دارند , و شايد حق داشته باشند
آخر هر كسي سرمايهدارد , عزيز است و بايد عزيزش داري ؟!
"خالدي" همان مدير عاملي است كه 13 سال پيش مديريت" نازنخ" را بر عهده گرفت
و در وصف مديريت و كارآمدي او همين بس كه , كارخانهاي با توليد 10 تن در
روز را به تعطيلي كشانده و حالا بوي الرحمن از كارخانه بلند است ! اينها را
كارگري ميگويد كه از فرط خستگي ناي ايستادن ندارد و دستم را ميكشد و مي
گويد: بشين آقاي خبرنگار ! چند دقيقهاي را با ما گرسنگان گناهكار تاريخ
تحمل كن و گلايههايشان را بشنو !
او مي گويد : ناراحت نشو!ما از همه بريدهايم , از استاندار از
مسوولان صنايع استان, از نمايندگان مجلس و ... حالا آمدهايم خدمت رئيسجمهوري
كه گفت: اگر ظلم كردند , فرياد بزنيد و امروز آمديم كه فرياد بزنيم ,
نگذاشتند , گفتند: خلاف قانون است؟! راستي احمدينژاد به كه گفت:
فرياد بزنيد! مي گويد : 20 سال صبح تا شب كار كردهام , ما كار كرديم تا
اين مديران دلسوز به آن بالا بالاها برسند و گردنشان كلفت شود و حالا بايد
در مقابل ديدگان همه 29 ماه حقوق ندهند و جرات نكنيم صدايمان را بلند كنيم
آخر مصالح نظام و انقلاب به خطر ميافتد . ناموس من , شرافت من و آبروي
خانوادهام مهم نيست , مهم مصالح نظام و انقلاب است .
ميگويد : بالاترين خطر براي نظام و انقلاب اين است كه مردم از رئيسجمهورشان
هم قطع اميد كنند و ما داريم آرام آرام اين گونه ميشويم !
ميگويد : پاسخ اين همه ظلم و بي داد را چه كساني مي دهند؛ كارگري كه 29
ماه حقوق نگرفته و نميتواند زن و بچهاش را خرجي دهد , چگونه ادعا كند
كه مرد خانواده است !در ماه رمضان هستيم و ماه علي ( ع ) عدالت علي كجاست!
, كارگراني كه بي محلي مي كردند, آرام آرام گرد من جمع ميشوند! يكي
از آنان به همكارانش مي گويد : لعنتيها ! بگوييد كه چه بر سر مان آمده!
نترسيد ! او اطلاعاتي نيست, خبرنگاره! من كاغذش را خواندم . هر چه دلتان
هست , بگوييد اگر چه شنوندهاي نداريم !
و حالا من ماندهام با دهها كارگر درمانده و مستاصل كه ميخواهند حرف
بزنند و عقده دل بگشايند, يكي ميگويد : مستاجرم و 7 - 8 ماه كرايه خانه
ندادهام از صاحب خانه فراري هستم , هر بار كه او را ميبينم , 5 كيلوم
لاغر ميشوم. هر آن منتظرم تا بگويد خانه را خالي كن و شايد دلش براي سه
بچهام و زن بيمارم ميسوزد , آخر او ميداند كه ما كجا كار مي كنيم و
وضعامان چيست ؟ و مسئولان هم ميدانندو...
كارگري ميگويد : حداقل 6 خانواده كارگري از كارگران اين شركت از هم
پاشيده شده و با اين وضع هيچ كارگري اميد ندارد كه خانوادهاش را حفظ كند
.
كارگري ميگويد :دعا ميكنيم كه اتفاقي براي زن و بچه و خانوادهامان
نيفتد, باور كنيد كه خرج دوا و درمان ما را برخي افراد خير مي دهند ؛ چند
وقت پيش مادر يكي از كارگران در بيمارستان فوت كرد و يك هفته در سردخانه
مانده بود ! آخر فرزندش كارگر بود و بيپول ؟!
خانمي از آن جمع كه 16 سال كار كرده , مي گويد : ما بچههاي دانشگاهي
داريم , خيلي از همكاران من بچه هايشان ترك تحصيل كردند, چه گناهي كرده
اند كه فرزند كارگر هستند! آيا كارگري يعني فقر و ذلت و بيپولي ؟!
كارگري ميگويد : تماس ماشينآلات و قطعات صنعتي كارخانه را بردند و
فروختند حتي به وسايل نقليه كارخانه هم رحم نكردند! مگر مهم است ! اينان
كه غيرت و تعصب ندارند! كارخانه ها را به گرگ صفتان سپردند تا كارگران را
بدرند !
كارگري ميگويد : در اين جمع 50 نفر يك ريال پول در جيباشان نيست و با
قرض كردن اينجا آمدهاند . ميگويد : كدام يك از مسوولان فقر و محروميت
را تجربه كردهاند؟ مردي كه پول در جيب ندارد و اميدي به آينده , تكليف
او چيست؟
و آن يكي آرام مي گويد : اگر به كمك هم نرويم , شايد اتفاقات بدي در راه
باشد و شايد ناموس ...... ؟! ما گرسنگان به همديگر كمك مي كنيم اما اين
اغنياء چه ؟!
كارگري هم به نهاد اشاره ميكند و مي گويد : مرده شور اين عدالتگستري را
ببريم كه فقط آواز خوشش بلند است !
او ميگويد : يكي بيايد و جواب اين بيپدر خالدي را بدهد , چه كساني پشت
او هستند كه اين گونه بي محابا پدر همه را در آورده و هيچكس را محل نميگذارد
!كارخانه را مفت خريد و گردنش كلفت شد و حالا مي خواهد تعطيل كند برود سراغ
كارخانه يا كارخانههاي ديگر !
و يكي از آن جمع مي گويد : چند روز پيش آمديم , 5/1 ميليارد تومان بابت
مطالبات كارگران به حساب ريختند , از اين مبلغ 600 ميليون تومان به كارگران
دادند و 900 ميليون تومان هم را نگهداشتهاند و نميدهند !
ما گدايي مي كنيم و اين آقايان نمي دهند ! آخر اين چه وضعي است مي رويم
استانداري مي گويند ما مسئول پرداخت حقوقتان نيستيم به نمايندگان نامه مي
نويسيم , جواب نمي دهند , به نهاد ميآييم مي گويند : كارمان غير قانوني
است , آخر چه خاكي بر سرمان بريزيم , كجاست اين دولت مهرورز و عدالت گستر!
و كارگري كه بازنشسته است مي گويد : اين آقاي خالدي علاوه بر كارگران , 400
كارگر بازنشسته را سر كار گذاشته و حق سنوات آنان را نميدهند ! گناه ما
چيست كه پس از 30 سال كار , اين گونه بايد آواره خيابان ها شويم او مي گويد
: چرا مسوولان تكليف اين واحد و 800 كارگر و بازنشسته را روشن نميكنند!
آخر گناه ما چيست ؟
حرف و حديث زياد است , همه مي خواهند حرفشان را بنويسم و چاپ كنم, گر چه بي
اعتمادند !
ساعت 30 دقيقه بامداد روز سه شنبه 4 مهرماه در مسير خبرگزاري هستم تا خبري
كوتاه ارسال كنم در انديشه اين كارگران و صحبتهايشان هستم .
دارند فرياد ميزنند كه به دادمان برسيد كه آينده خطرناك است و به ياد
صحبت هاي غروب دوشنبه نماينده كارگران استان مي افتم كه مي گفت : بحران در
راه است!
براستي تكليف كارگران" نازنخ" ," فرنخ و مه نخ"" كمپرسورسازي" ," لامپ
الوند" , "پوشينه بافت" و" فرش اكباتان" چيست ؟ مراقب باشيم كه بحران
فراگير نشود . وكارگري از اين جماعت آهسته در گوشم گفت:بگوييد فقر بدجوري
پشت در ايستاده و" ايمان" را به تمسخر گرفته؟
تجمع اعتراضي كارگران نازنخ قزوين
روز دوشنبه ٣ مهر از ساعت ٤ عصر ٣٠٠ تن از كارگران
نساجي نازنخ قزوين در مقابل دفتر احمدي نژاد در اعتراض به ٢٩ ماه دستمزد
پرداخت نشده خود دست به تجمع زدند و اين تجمع تا ساعت ١٢ شب ادامه اداشت.
بنا به گزارش هم اكنون خطر تعطيلي بيكاري كارگران را تهديد ميكند و كارگران
٣ ميليارد تومان بابت حقوق معوقه و حق سنوات بازنشستگان بدهكار است.
|