راهپيمايى ٣٠٠ هزار نفر در دفاع از ٣٥ ساعت کار در هفته

کاظم نيکخواه

روز شنبه ٥ فوريه بيش از سيصد هزار نفر در شهرهاى فرانسه در دفاع از ٣٥ ساعت کار در هفته که قانون فعلى کار است تظاهرات کردند. در پاريس بيش از صد هزار نفر دست به راهپيمايى زدند و در شهرهاى "تولوز"، "ليون"، "بوردو"، "رنه"، "متز" و "سن اتين" نيز تظاهرات هاى دهها هزار نفره اى در اعتراض به طرح افزايش ساعت کار صورت گرفت. بنا به نظر سنجى ها قريب ٧٠ در صد مردم فرانسه از کارگران تظاهر کننده حمايت ميکنند و به تلاش دولت رافارين نخست وزير دولت دست راستى فرانسه اعتراض دارند. رافارين طرحى را به پارلمان اين کشور ارائه داده است که يکى از بندهاى آن معلق کردن قانون ٣٥ ساعت کار در هفته براى مدتى نا معين است. بهانه افزايش ساعت کار تلاش براى کاهش کسرى بودجه فرانسه است که بنا به مقررات اتحاديه اروپا بايد زير ٣ درصد باشد. اما کارگران و اتحاديه هاى کارگرى اين را تلاشى براى پس گرفتن دستاورد کارگران براى کاهش ساعت کار ميدانند و اعلام کرده اند که اگر دولت اين طرح را پس نگيرد به تظاهرات و اعتراضات و اعتصابات ادامه خواهند داد. تظاهرات بسيار گسترده و بى سابقه کارگران و حمايت اکثريت عظيم مردم که بى توجه به سياست اروپاى واحد به عقب گرد جامعه و فشار بر کارگران معترضند، ضربه بزرگى به سياست حکومت رافارين و شيراک است.

با تشکيل اتحاديه اروپا و ايجاد بازار واحد اروپايى صاحبان سرمايه دست بازترى براى فشار برکارگران پيدا کرده اند و در تمام کشورهاى صنعتى تهديد انتقال توليد به کشورهايى که دستمزدها و شرايط کار پايين تر است چون شمشير داموکلس بالاى سر همه کارگران قرار گرفته است و به باز پس گرفتن بسيارى از دستاوردهاى جنبش کارگرى منجر شده است. طبقه کارگر اروپا که تاکنون نتوانسته است پا بپاى سرمايه داران صفوف خود را در سطح بين المللى و اروپايى متحد تر کند، هرروز اين نياز تشکل را بيش از پيش در برابر خود مى بيند. در غياب چنين صف متحدى، کارگران بجاى اينکه بتوانند از باز شدن مرزها به نفع خود استفاده کنند تا حد زيادى ضربه پذير تر ميشوند. اما اعتصابات و تظاهرات با شکوه و بى سابقه اين هفته در فرانسه و حمايت وسيع مردم از اين اعتراضات که به دنبال تظاهراتهاى وسيع در ايتاليا و آلمان در ماههاى اخير صورت گرفت نشان ميدهد که عقب راندن طبقه کارگر اروپا براى سرمايه داران امر ساده اى نيست. اگر اين راديکاليسم بتواند خلاء اتحاد و تشکل بين المللى را نيز پر کند ( که اقدامات مشخصى در اين زمينه نيز در جريان است) ميتوان اميدوار بود که ايجاد سنگر عبور ناپذيرى در برابر دست درازيهاى صاحبان سرمايه و دولتهايشان امر غير ممکنى نيست. ٣٥ ساعت کار در هفته که در آلمان و فرانسه چهار سال پيش به اجرا گذاشته شد و در برخى کشورهاى ديگر نيز بحث آن گشوده شد، يک دستاورد مهم کارگرن در آغاز قرن اخير است که دفاع از آن براى پيشروى هاى بعدى کارگرى بسيار حياتى است.

٩ فوريه ٢٠٠٥