بازشکافي يک تراژدي

" ماليات خون " و مرگ به سبك كارگري !

تهران- خبرگزاري كار ايران

سعيد فرزان
پرده اول :
28 ارديبهشت ماه امسال ، كارگران يك كارخانه توليد كود شيميايي در ساوه به آخرين ساعات كار روزانه نزديك مي شدند ؛ اما ناگهان 2 نفر از آنان دچار ضعف شديد شده و از سوي مسوولان كارخانه به بيمارستان انتقال يافتند ؛ با انتقال بيماران به بيمارستان علائم مسموميت در آن ها آشكار شد و به شدت گسترش يافت ؛ اسهال و استفراغ خوني , سردرد ، درد شكم ، تب و لرز و خونريزي شديد داخلي از علائمي بود كه در اين كارگران مشاهده شد ؛ با گذشت چند ساعت ، تعداد كارگراني كه دچار علائم مسموميت شده بودند ، به 15 نفر رسيد ؛ در آزمايش هاي روي اين 15 بيمار مشخص شد كه مسموميت آنان به دليل يك ماده شيميايي است كه احتمال دارد " آرسنيك " باشد ؛ به دليل شدت عارضه ، 4 نفر از اين بيماران به بيمارستاني ديگر منتقل و در آن جا بستري شدند كه يكي از كارگران به دليل مسموميت شديد و از كار افتادن كبد و كليه فوت كرد.
پرده دوم:
25 شهريور ماه امسال ، يك كارگر شركت ساختمانى " آ،س،پ " به نام " ابوالقاسم عباسي" ، بر اثر اصابت يك وزنه سنگين به سرش جان خود را از دست داد ؛ اين كارگر جوان براي تامين معاش همسر و تنها فرزندش از يك شهر شمالي به تهران آمده بود.
كارگر جان باخته تحت پوشش بيمه نبوده و در هنگام مرگ بيش از 9 ماه حقوق دريافت نكرده بود.
در همان روز ، دو كارگر 22 و 34 ساله در پروژه اي مربوط به شركت " استات اويل" كه متعلق به يك شركت نروژي است ، بر اثر سوانح كاري جان باختند.
پرده سوم:
12 مهر ماه امسال ، بدن كارگر 47 ساله كارخانه " سيمان سفيد دماوند " به دور دستگاه تراش پيچيد و گردن او از قسمت بالاي سينه قطع شد.
اين كارگر كه 27 سال سابقه كار داشت و طبق قانون مشاغل سخت و زيان آور مي‌‏بايست ، 2 سال قبل بازنشسته مي‌‏شد ، در ساعات اوليه صبح دچار سانحه شد و ساعاتي بعد بدن مثله شده او را از بين ابزار كارش بيرون آوردند.
در كارخانه سيمان سفيد دماوند از ابتداي سال جاري تاكنون ، 2 مورد سانحه منجر به مرگ گزارش شده است.
" كشتار " ، مفهومي انتزاعي است ؛ مي‌‏شود آن را دو باره و صد باره تعريف كرد و مفاهيم جديدي از آن ساخت.
آن چه در اذهان به عنوان مظاهر اصلي كشتار در تاريخ بشر نقش بسته محدود است به دو جنگ جهاني ، فاشيسم هيتلري ، كوره هاي آدم سوزي ، هيروشيما ، جنگ ويتنام ، جنگ عراق عليه ايران و ... ؛ در اين ميان هم جانيان مشخصند و هم قربانيانشان ؛ اما جنگي اعلام نشده و در حال جريان در متن جامعه وجود دارد كه قربانيانش از نظر تعداد كمتر از نمونه هاي برجسته جنايات در تاريخ نيست.
اين نبرد ، همان قدر آدم روانه گورستان مي‌‏كند كه هركدام از اين جنگ هاي تاريخ بشر كرده اند ؛ قربانيان اين جنايت معلوم و مشخصند ؛ اين جنايت قربانيان طبقاتي دارد . اين طور نيست كه بمبي روي محله اي افتاده و عده اي جانشان را از دست داده باشند . اين جنگي است عليه بخش مشخصي از جامعه ؛ عليه طبقه كارگر !
گزارش چندي پيش سازمان بين المللي كار در افشاي هويت و تعداد قربانيان به ما كمك خواهد كرد ؛ اين واقعيت كه همه ساله بالغ بر 270 ميليون كارگر در جهان قرباني سوانح ناشي از كار شده و 160 ميليون نفر آنان به بيماري هايي مبتلا مي شوند كه ارتباط مستقيم با حرفه شان دارد ، انكار ناپذير است.
تحقيق سازمان بين المللي كار نشان مي دهد كه شمار كارگراني كه در حين انجام كار مستقيما جان مي سپارند ، بيش از 2 ميليون نفر در سال است ؛ در اين شرايط مي‌‏توان گفت كار ، همه روزه 5000 نفر را مي كشد !
اين كارگران به هيچ روي قرباني كار خود نمي‌‏شوند ، بلكه آنان قرباني سودجويي و بهره كشي نهادهايي مي‌‏شوند كه با سوء استفاده از فقر كارگران ، شرايط را روز به روز بر آنان سخت تر مي‌‏كنند.
ساعات اضافي كار و گماشتن نيروهاي غير ماهر به خاطر مزد كمتر براي كارهايي كه اساسا نيازمند تخصص است و هم چنين بهره كشي بالاتر از توان و نيروي انساني و عدم اجراي قانون هاي بازدارنده بر عمق اين كشتارها مي افزايد.
در واقع تمام اين سودجويي ها ريشه در نوعي تفكر نئو ليبراليستي دارد كه هر عملي را براي بازده بيشتر صنعتي مورد پذيرش مي داند . اين درحالي است كه در نمونه وطني خسارت هاي انساني ، منش نئو ليبراليستي تماما اجرا مي شود ، اما خبري از توسعه صنعتي نيست.
آن ها از اين نكته غافلند كه خسارات مالي يا جاني ، عواقب و پي آمدهاي منفي تمامي كاستي هاي صنعتي است ؛ در هميت راستا ، حوادث يا سبب آسيب ديدن دستگاه‌‏ها و تجهيزات ، مواد خام ، محصولات و محيط كار مي‌‏شود ، يا آن كه صدمات غيرقابل جبران جسمي و جاني را به همراه خواهد داشت.
از اين روي است كه توجه به اصول ايمني و بهداشت حرفه اي اهميت ويژه اي مي يابد ، زيرا تنها با به كارگيري اين اصول و چشم پوشي از سود مقطعي اما زيان بار بهره كشي از نيروي كار است كه مي‌‏توان حوادث و بيماري‌‏ هاي شغلي را كاهش داد و يا به حداقل رسانيد و در صورت امكان به طور كامل حذف كرد.
با توجه به تحقيقاتي كه تاكنون در اين زمينه صورت گرفته ، توجه به اصول ايمني و بهداشت حرفه اي و رعايت اين اصول ، نقش به سزايي در كاهش زيان هاي اقتصادي واحدهاي صنعتي داشته است ؛ چرا كه با كاهش حوادث ، احتمال آسيب ديدن تجهيزات و ايجاد خسارات مالي و لطمات كاهش خواهد يافت ؛ به عنوان مثال تنها در يك آزمون انجام شده در يكي از واحدهاي صنعتي ، با رعايت اصول بهداشت حرفه اي ، غيبت ناشي از حوادث كار ، از 132 مورد روز كاري به 34 روز كاري كاهش يافت.
در چنين شرايطي ، تاكيد بر روش هاي پوسيده منطبق با الگوهاي بت ساخته " تثليث مقدس " ، ( بانك جهاني ، سازمان تجارت جهاني و صندوق بين المللي پول ) كه بر ارجاعي آبرومندانه به دوران برده داري دل خوش دارند ، چيزي جز زيان صنعت و در مرتبه اولي ،گردانندگان اين چرخ يعني كارگران به بار نخواهد آورد.
متاسفانه با پايان جنگ تحميلي ، دولت ايران نيز همنوا با حاميان و گردانندگان و سود بران " تثليث مقدس" ، با ژست يك دونده 100 متر المپيكي ، 16 سال است كه بر حركت لاك‌‏پشت وار و مستانه خود در جهت برنامه هاي آنان ادامه مي‌‏دهد و با هر قدم به جلو چند گام هم پس مي‌‏نهد ؛ حاصل اين حركات كجاكج چيزي جز نابودي موثرترين و در عين حال فقيرترين زنجيره توسعه اقتصادي كشور و به تبع آن افزون شدن بر تعداد پرده هاي اين تراژدي نيست ؛ در گذشته ، مدافعين حقوق توده هاي مردم ، اين رنج خاموش و اين باج پرداختي به رشد اقتصادي بي حاصل و واهي را " ماليات خون " مي خواندند.