گزارشى از ايران از شرايط کار در سد کارون ٣ و اخراج کارگران

به حزب کمونيست کارگری ايران

اخراج کارگران در سدکارون ٣ با رو به پايان يافتن پروژه از ٢٦ اسفند ماه سرعت گرفت و تا کنون ١٥٠٠ نفر حکم اخراج گرفتند. پيش از اعلام اسامى اخراجى ها آماده باش امنيتى شديدى در کارگران و شهر ايذه صورت گرفته بود. بويژه بعد از حرکات تظاهرات مردم ايذه نيروهاى امنيتى استان و فرماندارى و شوراى تامين شهر گفته بودند که در صورت اعلام ليست اخراجى ها حاضر به حفظ امنيت شهر نخواهند بود و تا قبل از اين تاريخ زير بار نرفتند. ميگفتند ممکن است استان به آتش کشيده شود و کنترل اوضاع از دستشان در بياورد. در آخرين اقدام مديران شرکت جهت تامين رضايت مسئولين امنيتى استان و ترساندن کارگران قبل از اعلام اخراج کارگران، رئيس دادگسترى ايذه که فردى جلادى بنام جعفرى ميباشد را به کارگاه آورده و به بهانه اى نشان دادن پيشرفت فيزيکى کار در کارگاه گشت زدند. در همانموقع عده از کارگران جلو او را گرفته و گفتند ما ميدانيم کار تمام شده اما تا تمام مطالبات را يک جا نگيرم نميگذاريم شرکت کار کند.

جعفرى جلاد که پول گلوله از خانواده هاى جان باخته درگيريهاى اول اسفند طلب کرده بود ، به ناچار به علامت تصديق سر را تکان مى دهد.بدنبال اعلام ليست اخراجها فضاى اعتراض در ميان کارگران بالا گرفت و بدر برابر اين اخراجها اعتراضات بسيارى صورت گرفت. کارگران اعلام داشتند که تا تمامى مطالباتشان پرداخت نشود آرام نمى نشينند و بايد همه مطالباتشان يکجا پرداخت شود وگرنه کل شرکت را به تعطيلى خواهند کشاند. عده اى از کارگران قبل از انتخابات به فرماندارى رفته و شکايت کردند، فرماندار به يکى از کارگران که پايان پروژه اى است و ١٠ سال در شرکت سابير کار ميکند گفت، شما ١٠ سال است در اين کشور بطور مدام کار کرده ايد برو کلاهت را بينداز بالا و ٢ سال بيمه بگير و حرف نزن. مردم گرسنه اند . تو آدم خوشبختى هستى که در اين کشور ١٠ سال مدام کار کرده اى. تعدادى از کارگران را به عناوين مختلف از جمله اعتياد ، سابقه شرارت، بازنشسته بودن، سن بالاى ٦٠ سال و غيره مستقيما بدون پرداخت بيمه بيکارى در سال ٨٢ از کار اخراج کردند.

مديران شرکت جهت جلب رضايت و همکارى نيروهاى انتظامى از هيچ خدمتى به آنها فروگذار نکردند، مثلا حقوق بخشى از کارمندان اداره کار و بيمه هاى اجتماعى را خود پرداخت ميکنند. غذاى تمامى پاسگاههاى ايذه را شرکت ميدهد. در صورتيکه يک نان اضافه به کارگران در سالنهاى غذا نميدهند. تامين خسارت مالى وسايل سوخته شده از مبارزه مردم به اداره کار و بيمه و فرماندارى را شرکت سابير ميدهد. افراد فاميل لاشخور حراست کارگاه و پاسگاه را در اين شرايط استخدام ميکنند تا پولى به آنها بدهند.

از شواهد چنين به نظر ميرسد که تحرک تازه اى حول دريافت تمامى مطالبات يکجا و بيمه بيکارى در ايذه صورت بگيرد مساله بيمه بيکارى مکفى براى تمامى افراد بيکار خصوصا جوانان آماده به کار زن و مرد و تمامى مطالبات کارگران در ايذه مساله مهمى است که بايد در ميان کارگران به بحث گذاشت. بويژه بيمه بيکارى شامل بخش زيادى از کارگران قراردادى نميشود. پولى هم که به کارگران ميدهند بسيار ناچيز است. در اين شرکت اگر پايه حقوقهاى کارگران را بطور متوسط ٥٠٠٠ تومان در نظر بگيريد و سالى يک ماه حساب کنيد ، بيمه بيکارى بر اساس اين پايه با کسر ماليات ٠٠٠،١٢٠ تومان ميشود، تازه آن هم حداکثر براى ٢ سال مى باشد .

در اين کارگاه ايمنى کار بسيار پايين است بطور مثال از سال ١٣٧٢ تا حالا يعنى سال ١٣٨٢ توجه کنيد . حدود ٥٠ تا ٥٥ نفر کشته که تماما در اثر انجام ندادن اصول ايمنى از طرف کارگاه بوده است . که در مواردى کاملا مشکوک بوده است و فشار مديران و مهندسان خود فروخته در اين کشتارها نقش داشته که ميخواسته اند کار را به اين صورت پيش ببرند . و تکيه کلامشان اين بوده :" ساخته و پرداخته سد کارون ٣ يک کار و هدف سياسى براى نظام است"

فشار مدام کار سنگين در محيط کم نور ، آلوده ، پر از گرد و غبار، پر سر و صدا ، نداندن کمربندهاى ايمنى براى پرتاب نشدنشان از ارتفاع از جمله ناامنى کار در اين شرکت بوده است. يک مورد، يکى از کارگران به زير يک کاميون در تونل بنام تونل ٨٥٠ رفت ، فقط به خاطر اينکه شرکت براى صرفه جويى از نصب ٤ عدد لامپ خوددارى کرده بود و نور کم بوده است و کاميون هم يک چراغ داشته و راننده آن کاميون هم در حال اضافه کارى و نيمه بيدار بوده است . همچنين در اول دى ماه در کارگاه شرکت ( بلند پايه ) که يکى از پيمانکاران آب نيرو است ، ٧ نفر از کارگران به دليل عدم شرايط ايمنى از داربستها سقوط کرده ، ٤ نفرشان بشدت زخمى و ٣ نفر ديگر از ارتفاع ٧٠ مترى به داخل اس شفت(S-Shaft) سقوط کرده و آش و لاش ميشوند و صداى آنرا کسى نشنيد . فرداى همان روز در تونل نيروگاه جسد يک کارگر را که ٤ سال بود گم شده از زير مصالح ساختمانى بيرون آوردند. بايد تمام مسئولين و مديران و وزيران بخاطر اين جنايتها به پاى ميز محاکمه به جرم جنايتکارى عليه بشريت محاکمه شوند .

مسئولين اداره ايمنى که حقوق بگير شرکت هستند کارى به کار ايمنى ندارند و فقط اين را ميخواهند که حقوقشان دير نشود و کاروانهاى ( karaneye ) اهدايى مدير عامل جهت جلو گيرى نکردن از کار برسد .

نقص عضو ناشى از کار منجر به از کار افتادگى حدود ١٥٠ نفر شده است . زخمى شدن که ديگر يک امر روزمره است . که منجر به استراحت چند روز و چند ماه بوده و برگه حادثه پر ميشود تا به کارگران چنانچه لازم بود شکايت بکنند و غرامت بگيرند. ادعاى شکايت کنندگان چنان زياد است که اواسط سال بدستور مدير عامل و طرح رئيس حراست به نام ( اروجعلى آشنا) و همکارى ( ايمنى و حراست ) تمام سوابق و دفاتر حوادث کارگران را به رودخانه کارون ريخته تا ديگر کارگران نتوانند شکايت بکنند و غرامت بگيرند .

رستم صبا

٥ فروردين ٨٣