گزارشى از کارخانه چيت رى و مبارزات کارگران در اين کارخانه

 منصور مرادى 

کارخانجات ريسندگى و بافندگى چيت رى در فدائيان اسلام شهر رى در جاده شوش قرار گرفته اند. سابقه فعاليت توليدى اين کارخانجات از سالهاى ١٣٣٠ شروع ميشود. بيش از ٥٠ درصد کارگران هم اکنون از ورامين و روستاهاى اطراف آن هستند. تعدادى زيادى از کارگران اين کارخانه زن هستند. استفاده از کار زنان به لحاظ حقوق و مزايا و ديگر مسايل رفاهى کارگران براى صاحبان کار مقرون به صرفه تر است تا مردان. سنت مبارزاتى در کارخانه چيت رى بالاست. در سالهاى ٥٣ و ٥٤ کليه کارخانجات نساجى براى بدست آوردن پورسانتاژ (بهره ورى) بيش از يک هفته دست به اعتصاب زدند و کارخانه چيت رى از فعالين آن حرکت بود. سابقه مبارزاتى کارگران چيت رى هميشه در صدر کارخانجات تهران بوده است. چنانچه در دوره سالهاى ٥٧ تثبيت يکماه مرخصى تابستانى و ٢٠ روز ايام عيد به غير از تعطيلات عمومى و همچنين گرفتن بهره وريهاى مناسب و برپايى مجمع عمومى در دوره هاى تصميم گيرى و داشتن نمايندگان منتخب کارگران در اعمال قدرت در مديريت کارخانه از جمله دستاوردهاى کارگران بوده است. کارخانه چيت رى پس از ٥٧ به دست بنياد مستضعفان مصادره شد. دوران بحرانى پس از سالهاى دهه ٦٠ - ٧٠ کارگران کارخانه چيت رى جهت اجراى قانون طرح طبقه بندى مشاغل به مدت ٣ روز اعتصاب سراسرى و متوالى داشتند که به ثمر نشست و مديريت آنرا قبول و مورد اجرا قرار داد. در آن سالها تعداد کارگران ٣٥٠٠ نفر بود و بعضى سالنها در سه شيفت و بعضى سالنها در دو شيفت کار ميکردند. سال قبل از ٧٥ و بعد از سالهاى ٧٢ تاخيرهايى در پرداخت حقوق و مساعده کارگران پيش آمد که معمولا اعتصاب و اعتراض کارگران را به همراه داشت و بدنبال هر حرکت بخشى از طلب کارگران پرداخت ميشد و کارگران سر کارشان باز ميگشتند. سال ٧٤ و ٧٥ مديريت کارخانه عوض شد و تاخير متوالى در پرداخت حقوقها و مساعده ها و ديگر مزايا به يکى از موضوعات اعتراض کارگران تبديل شد. سال ٧٤ مديريت جديد اعلام کرد که از پرداخت حق بهره ورى خبرى نيست. در مقابل اين تصميم کارگران دست به اعتراض زدند. حرکات اعتراضى کارگران در اين کارخانه هميشه با تشکيل مجمع عمومى در چهار راه اصلى کارخانه و يا مقابل سالنهاى پر جمعيت همراه بود و همه کارگران در تصميم گيرى ها شرکت ميکردند. روال کار چنين بود که اعتصابات هميشه از سالنهاى قديمى با کارگران قديمى شروع ميشد و با رسيدن خبر به سالنهاى ديگر آنها نيز به اعتراض ميپيوستند و اعتصاب ادامه مى يافت. در اکثر حرکات اعتراضى کارگران در مقابل ساختمان مديريت تجمع ميکردند و از مدير عامل خواهان پاسخ ميشدند. از جمله در حرکتى اعتراضى در سال ٧٥ کارگران قديمى با خواباندن ماشين ها به خارج سالن آمدند و در سطح کارخانه راهپيمايى کردند. کارگران سالنهاى ديگر نيز ماشينها را خواباندند و به آنها پيوستند و با دادن شعار عليه مديريت و حراست به راهپيمايى پرداختند و همانجا مجمع عمومى کارگران تشکيل شد و تصميمات و خواستها اعلام گرديد. کارگران هياتهاى نمايندگى خود را براى مذاکره با مديريت تعيين کردند و مذاکرات آغاز شد. با طولانى شدن اعتصاب به مدت ده روز پاى حراست و مامورين اطلاعاتى به کارخانه باز شد و مديران و رئيس انجمن اسلامى با اسکورت اين ماموران در ميان کارگران حاضر شدند. اين حرکت اعتراضى عليه عدم پرداخت حق بهره ورى صورت گرفت. در برابر خواست کارگران مديران بهانه مياوردند که توليد و فروش کارخانه ديگر پاسخگوى بهرورى نمى باشد و در قانون کار نيز قيد نشده است که کارفرما ملزم به پرداخت بهره ورى کار است. اما کارگران ميگفتند که ميزان توليد تغيير نکرده است و کارگران کار خود را انجام داده اند. اگر کارخانه سوددهى نداشته است تقصير سرپرستى است نه کارگر. اين عرف و قانونى کارخانه است و بايد به کارگران حق بهره ورى پرداخت شود. اين اعتصاب ده روزه کارگران با ارعاب و خشونت و تهديد نيروهاى امنيتى و با همکارى بسيجيها و انجمن اسلامى کارخانه به عقب رانده شد. کارگران حزب الله و بسيجى که بافنده نيز نبودند ماشينها را روشن کردند و نيروهاى امنيتى با به کار گماردن اجبارى کارگران را به سرکارشان بازگرداندند. همچنين شبانه ٤ نفر از کارگرانى که رهبر اعتراض کارگران بودند و در مجامع عمومى سخنرانى کرده بودند، دستگير شدند. فرداى آنروز خبر به کارگران ديگر رسيد. اعتصاب براى آزادى کارگران دستگير شده دوباره از سرگرفته شد. کارگران خواهان آزادى همکاران خود شدند. نمايندگان فرماندارى و اطلاعات شهر رى تضمين آزادى کارگران را دادند و با آزاد شدن و حضور کارگران زندانى در کارخانه، کارگران به سر کار خود بازگشتند. اما بعد از چند روز ارعاب و تهديد شروع شد. ٤ کارگر دستگير شده دوباره بازداشت شدند. نزديک به دو ماه آنها در دادگاه و وزارت اطلاعات بودند و بعد نيز از کار اخراج شدند. کارگران دوباره دست به اعتصاب زدند اما با پيام کارگران اخراجى که تحت فشار و تهديد بودند به اعتصاب خود پايان دادند. براى پيگيرى خواست خود کارگران طومار اعتراضى جمع کردند و براى وزارت کار و وزارت اطلاعات و دادگسترى ارسال کردند و در آن خواهان آزادى و بازگشت به کار همکارانشان شدند. چندين بار کمک مالى جمع کردند و براى خانواده هاى آنان ارسال کردند. اما اگر چه تحت فشار اين اعتراضات کارگران بازداشت شده آزاد شدند اما کار خود را از دست دادند و حتى با وجود داشتن دستور دادگاه حل اختلاف اداره کل وزارت کار، کارفرما حاضر به بازگرداندن آنها بکارشان نشد.

در سال ٧٧ ديگر از پرداخت بهره ورى کار به کارگران خبرى نبود. در سال ٧٩ بود که با خراب شدن ترانسهاى برق و تاخير در پرداخت حقوقها کارگران مجددا دست به اعتصاب زدند. در بهمن ٧٩ کارگران تجمعى اعتراضى برپا کردند و به پشت درب اصلى کارخانه رفتند و با فشار دادن و هل دادن قفل آنرا شکاندند و معترضانه به بيرون کارخانه رفتند و جاده را بستند. اين شروع حرکت بيرون از کارخانه کارگران چيت رى بود. کارگران از اين کرده خود بسيار خوشنود بودند و تعداد بسيار معدودى که آنها را همراهى نکرده بودند را سرزنش ميکردند.

با بيرون رفتن حرکت اعتراضى کارگران از کارخانه و پيدا شدن سروکله مسئولين دولتى و وعد و وعيدهاى آنها کارگران به داخل کارخانه بازگشتند. از اين تاريخ به بعد تجمع در بيرون کارخانه و بستن جاده از سوى کارگران به يک شيوه موثر اعتراض و مبارزه کارگران براى احقاق حقوقشان تبديل شد. از اين تاريخ به بعد به محض تعويق پرداخت دستمزدها کارگران ابتدا داخل کارخانه راهپيمايى ميکردند و سپس با شکستن قفل درب کارخانه و بستن جاده اصلى شهر رى به تهران (شوش - فدائيان اسلام) به اعتراض ميپرداختند.

در آذر سال ٧٤ کارخانه چيت رى با تصميم بنياد مستضعفان به بخش خصوصى واگذار شد. در بهمن ماه و اسفند ماه معمولا جاده بسته ميشد. زيرا با آمدن مديريت خصوصى از آمدن مواد اوليه نظير پنبه و پلى آکريل و غيره خبرى نبود و کارخانه بصورت تعطيل درآمده بود. در نتيجه تجمعات اعتراضى متعددى از سوى کارگران انجام گرفت. در دهه فجر ٧٩ کارگران با بستن جاده در چند روز و شب متوالى و حضور در جاده و آتش روشن زدن لاستيک به وضعيت خود و دستمزدهاى پرداخت نشده اعتراض کردند. نيروى نظامى پليس، حراست و گارد ويژه و بسيجيان آماده باش شدند. کارگران نيز آماده دفاع گرديدند. بامدار اين روز با مداخله فرماندار و استاندار تهران و شوراى تامين استان و اطلاعات قرار شد به بخشى از خواستهاى کارگران پاسخ داده شود.

در ١٠ ارديبهشت سال ٨٠ دوباره کارگران به خيابان آمدند و در مقابل کارخانه به راهپيمايى پرداختند و شعار دادند. کارگران شعار ميدادند: مرگ بر ضد کارگر، بنياد مستضعفان، مرگ بر نيرنگ تو! بنياد مستکبران مرگ بر نيرنگستان، بنياد بنز سواران، بنياد کاخ نشينان ، مرگ بر نيرنگستان! بنياد خيانت ميکند دولت حمايت ميکند!

معمولا در حرکات جديد ابتدا جمعيت کم است و با گذشت زمانى کم ديگر نيز به معترضين و شعار دهندگان ميپيوندند. آن روز در ساعت ٢ زمان تعويض شيفت با حضور کارگران دو شيفت کارگران به اتفاق تصميم گرفتند که هر دو شيفت در صبح روز بعد حاضر شوند و در مقابل درب ورودى تجمع کنند و بعد از باز کردن درب به بيرون ريخته و راه فرماندارى را در پيش گيرند. در آن روز کارگران در خيابان اصلى شهر رى دست به راهپيمايى زدند و نزديک به هزار کارگر با لباس کار و با تکرار شعارهاى فوق تا ميدان فرماندارى شهر رى که راهى طولانى بود راهپيمايى کردند. تعداد کارگران کارخانه در آن موقع ١٨٠٠ نفر بود. در آن روز کارگران از ساعت ٩ تا يک بعد از ظهر در مقابل فرماندارى در جاده قم متحصن شدند. اين حرکت اعتراضى کارگران با قول و وعده فرماندار پايان يافت و کارگران به کارخانه بازگشتند. فرداى آنروز دوباره راهپيمايى به سمت فرماندارى انجام شد. کارگران مانند روز قبل تا ساعت يک بعد از ظهر مقابل فرماندارى متحصن شدند و باز با قول فرماندارى و وزارت اطلاعات به کارخانه بازگشتندو تشکيل مجمع عمومى دادند. اين حرکت اعتراضى سرانجام با موفقيت پايان يافت و کارگران با دو روز تاخير حقوقهاى معوقه خود را دريافت کردند. در خرداد ماه سال ٨٠ دوباره مواد اوليه به کارخانه وارد نشد و پرداخت دستمزدها به تعويق افتاد و وزارت نيرو طلب خود از شرکت را مطالبه کرد. کارخانه به تعطيلى کشيده شد و هر روز کارگران را پاسکارى ميکردند. در اعتراض به اين وضعيت در ٢٠ خرداد ٨٠ يکى از مديران کارخانه در نمازخانه که محل مجمع عمومى کارگران بود به سختى کتک خورد. در اين روز در شيفت صبح کارگران مجمع عمومى تشکيل دادند و تصميم به اعتراض گرفتند و قرار شد که کارگران شيفت شب را نيز در جريان بگذارند و تمامى کارگران در روز ٢٢ خرداد ماه براى برپايى تجمعى اعتراضى در شيفت صبح حاضر شوند. جمعيتى نزديک به ١٢٠٠ نفر از کارگران ساعت هشت صبح روز ٢٢ خردادماه در مقابل درب کارخانه جمع شدند. جمعيت با حمل پلاکارد ما خواهان راه اندازى کارخانه و کار هستيم ما خواهان دستمزدهاى پرداخت نشده مان هستيم به سمت شمالى خيابان تفرش حرکت کرد. از ميدان شوش چند ماشين پليس به اسکورت کارگران که در حال راهپيمايى بودند حرکت کرد. شعار ها هر لحظه بيشتر ميشد. مردم هيجان زده و با خوشحالى صف کارگران را که بطول يک کيلومتر ميرسيد نگاه ميکردند. کارگران از ميدان شوش به ميدان قيام (شاه) و از آنجا به سه راه سيروس و خيابان بوذرجمهرى و ميدان توپخانه و مستقيم تا مجلس راهپيمايى کردند و در مقابل مجلس در حاليکه باران مى باريد ايستاده و شعار ميدادند. کارگران شعار ميدادند: نمايندگان راى ما را پس بدهيد! مرگ بر بنياد ضد کارگر و ...پس از ساعتى شعار دادن، پليس در مقابل کارگران و نرده هاى مجلس ديواره اى ساخت. کارگران که به هيجان آمده بودند به نرده ها حمله ور شدند. درگيرى تن به تن بين کارگران و نيروهاى انتظامى شروع شد. گارد ضد شورش اطراف مجلس را محاصره کرد. کارگران منتظر عکس العمل از سوى مجلس بودند. سرحدى زاده ناچار شد به ميان کارگران بيايد و قولهايى به آنان داد. اما کارگران در مقابل مجلس نشستند. بعد از ظهر قرار شد که نمايندگان کارگران با نمايندگان مجلس و استاندارى به مذاکره بنشينند. ساعت ١٠ شب خبر آمد که همه کارها درست شده است و اتوبوس براى بردن کارگران به کارخانه آماده شد. روز ٢٣ خرداد ماه کارگران وقتى متوجه شدند که وعده ها همه بى اساس بوده است، دوباره راه مجلس را در پيش گرفتند و دست به راهپيمايى زدند. کارگران همان شعارها را تکرار ميکردند. تعداد تظاهرکنندگان به ١٢٠٠ نفر ميرسيد. در آنروز کارگران جامکو و شادانپور نيز در مقابل مجلس تجمع کرده بودند. زنجيرى به دور کارگران شادانپور کشيده شده بود تا از کارگران چيت رى جدا باشند. با افزايش اين تجمعات بسرعت اتوبوسى آورده شد و کارگران جامکو و شادانپور به کارخانه هايشان منتقل گرديدند. تحصن کارگران چيت رى تا ١٠ شب آنروز ادامه داشت. و ساعت ١٠ شب کارگران به کارخانه بازگشتند. چند روز بعد از اين حرکت کارگران با تصميم گيرى جمعى صبح ساعت ٧ با يک اتوبوس به جلو ستاد مرکزى بنياد واقع در بزرگراه رسالت نزديک ميدان آرژانتين رفتند. کارگران از اتوبوس پياده شدند و اتوبان را مسدود کردند. آنها دکه نگهبانى بنياد را بيرون کشيدند و شيشه هاى آنرا شکستند. سپس در مقابل درب اصلى بنياد به شعار دادن پرداختند. سرانجام کارگران با گرفتن قول مساعد براى پرداخت حقوق معوقه با اتوبوسى که برايشان تدارک ديده شده بود به کارخانه بازگشتند. مردم محل از تجمع کارگران به وجد آمده بودند و از آنان حمايت ميکردند. به کارگران سيگار و نوشابه و ميوه تعارف ميکردند. خبرنگاران دولتى به محل آمده و از کارگران عکس ميگرفتند و با آنان مصاحبه ميکردند. خبر انعکاس وسيعى در روزنامه پيدا کرد. پس از اين حرکت اعتراضى موفق و دريافت حقوقهاى معوقه کارگران خواهان بازگرداندن کارخانه به بنياد شدند. کارگران معتقد بودند که بنياد مسبب ورشکستگى کارخانه است و بايد به کارگران پاسخگو باشد. خواست کارگران راه اندازى کارخانه و پرداخت به موقع حقوقها بود. کارگران تصميم گرفتند مجدد به مقابل بنياد بروند و خواستهايشان را پيگيرى کنند. روز ٢٩ تيرماه ٨٠ کارگران دو شيفت که نزديک به ١٥٠٠ نفر بودند به مقابل بنياد رفتند و در آنجا تحصن کردند. درب اصلى بنياد را از جا کندند و به داخل محوطه حمله ور شدند و شروع به شعار دادن کردند. مدير نساجى بنياد در جمع کارگران ظاهر شد. کارگران او را مفصلا کتک زدند تا اينکه يک سردار با ماشين بنز به کمک مدير بنياد آمد. کارگران از ورود بنز جلوگيرى کردند. سردار بالاى ماشين رفت و کارگران را تهديد به خشونت کرد. کارگران او را به زمين انداختند و کتک زدند. نيروى ضد شورش کارگران را به محاصره درآورد. کارگران به سمت نيروى ضد شورش حمله ور شدند. تعدادى از نيروى انتظامى و نمايندگان شورا و کارگران مسن ديوار بين کارگران و پليس ضد شورش شدند. رئيس بنياد اعلام مذاکره کرد. پس از مدتى مذاکره نمايندگان کارگران با خوشحالى بازگشتند و خبر از مورد قبول قرار گرفتن خواستهاى کارگران دادند. کارگران که از پيروزى خود خوشحال بودند خواهان سخنرانى مديران طراز اول بنياد شدند. آنها آمدند و مستقيما به کارگران قول دادند که به خواستهايشان پاسخ خواهند داد و از وضعى که پيش آمده عذر خواهى کردند. سپس کارگران را به کارخانه بازگرداندند. بدين ترتيب اين حرکت اعتراضى کارگران با موفقيت پايان يافت.